######OpenITI# #META# Creator: escriptorium #META# Created: 2025-02-14T18:25:46.077710+00:00 #META# LastChange: 2025-02-14T18:25:46.077744+00:00 #META# transcription layer pk: 12884 #META# transcription layer name: kraken:all_arabic_scripts #META# avg transcription confidence: 0.9683296455897136 #META#Header#End# # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0013.png) # آغاز هر کلام وافتتاح هرمرام ستایش آفرینندهآ بیمانندیست که # ~~دمیرا بتوسط قطعه گوشتی گویا وبوسیلهآ پارهآ استخوانی شنواساخت # ~~بدیعی که معانی شیوا را مسخربیان ساخت و بیان را بگفتار های زیبا # ~~روان، لطیفی که خورده بینان عالم ملک وملکوت ازادراک دقایق لطف او # ~~بغایب دورو بلغای خوش الحان و فصحای شیرینزبان درادنی مراتب شکر # ~~احسان بی پایانش معترف بعجزوقصور (فله الحمد کماهوحقه وله الشکر # ~~کمایستحقه) وصلوات زاکیات و تحیات نامیات برروان پاک افصح فصحای # ~~عالم وابلغ بلغای بنی آدم سرمایهآ جود و سروجود سند اصفیا محمد محطفی # ~~علیه من الصلوات از کاها ومن التحیات انماها وبر آل اطهاروعترت اخیارش # ~~که فصحای عالم امکان خوشه چین خرمن آنانند . # اذاجلسوا للحکم فالکل ابکم %~% وان نطقوافالدهر اذن ومسمع # مهابط وحی الله خزان علمه %~% و عندهم سر المهیمن مودع # خصوصا یگانه خطیب منبر سلونی ووارت منزله هارونی (الذی # ~~کلامه فوق کلام جمیع الخلائق الهزبر الثالب مولانا علی بن ابیطالب ~~علیه- # ~~الصلوات والسلام)- برخوانند گان گرام پوشیده نیست درعرض این بیست # ~~سال اخیر که اوضاع ایران یکمرتبه درهم برهم گردید ومردم رویه و # ~~سبک یکهز ارو سیصد ساله خودراناگهان تغییر دادندچه حوادث اسفناکی # ~~دراین کشور پدید آمد، فرومایگان مرکب مقصودراسوار و سفلگان دست ~~PageV01P002 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0014.png) ### | - # ~~بکار و زندگیرا بر مردم تنک و دشوار ساختند اعتقاد بخداو معاد را # ~~سست کردند آتش حرص و شهوترا دامن زدند حمیت و شجاعت را کشتند # ~~قلمها را شکستند زبانها را بستند - موعظه و خطابه که اسباب تنبه و # ~~هشیاری مردم بود قدقن کردند و عاظر اخانه نشین و آنهمه املاک وموقوفات # ~~که برای آنعمل مشروع معین بود متعذر المصرف نام نهاده واز بین بردند # ~~بنده نگارندهآ چون امور را بدین جریان واحوان مردم را چون زلف # ~~مهرویان پریشان دیده واوضاع را کاملابررسی کرده و سنجیده دیدم عجالتا # ~~این سیل بنیان کن رو بما آورده و البته من و هزار هامثل من در مقابل ~~این سیل # ~~استقامت نتوانیم کرد یا ms001 باید همراه سیل رفت یا خود را بکناررسانید # ~~تا سیل بکذرد # اخلاق نگارنده شقثانی را اختیارنمود عزلت و انزواراپسندیده # ~~مردم ر بحال خود وخود را بگوشه تنهائی گشانیده و ساعات عمر را # ~~بمطالعه کتب (1) و افسرد گیهای خاطررا بتفرج گلهای رنگارنک تواریخ # ~~و سیر زدوده (2) و بقول شاعر نامی مولی عبدالرحمن جامی عمل نموده # ~~در نصیحت بفرزند خود گوید. # بکن زین کارخانه در کتب روی %~% خیال خویشراده با کتب خوی # انیس کنج تنهائی کتابست فروغ صبح دانائی کتابست # بود بیمزد ومنت او ستادی %~% زدانش بخشدت هردم گشادی # ندیمی مغزداری پوست پوشی بسر کار دانائی خموشی # درونش همچو غنچهآ از ورق یر %~% بقیمت هردری زان یکطبق در # بدیهی است دراینکونه موارد هر کس میخواهدخاطررا بسیر سیر PageV01P003 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0015.png) ### | 4 # ~~و تواربخ مشغول سازد بیشتر حالات کسانیرا که با او ویاباشغل اوتماسی # ~~داشته بزرسی مینماید مثلامفسریکه بخواهد افسرد گیهای خاطررا بمطالعه # ~~مرتفع نماید طبعا طبقات المفسرین در نظر او اهمیت خاصی دارد # کمااینکه در نظر عالم نحوی طبقات النحاة اهمیت مخصوصی دارد # ~~وهمچنین است حال جمیع طبقات وذوی الفنون (و کل حزب بمالدیهم فرحون) # ~~بنابر این نلارنده هم علاقه مفرطی بشرح حال وعاظ وترجمه احوال # ~~خطباء داشته و مخصوصاشرح حال اکابراین قومرا یادداشت نموده و رفته # ~~رفته جزوات بسیاری در شرح حال ا نهانوشته و همه را برویهم انباشته # ~~در خلال این احوال این خیال مرا پیش آمد که راستی هر فرقه از فرق # ~~مختلفه اینمردم از خلفا وسلاطین و وزراء وعنماء وشعراء وحفاظ و # ~~محدثین وعرفا واطباء وخطاطین وسایر طبقات حتی اطباء یهود برای # ~~خود تذکرهآ بل تذکرهها دارندولکن این طبقه علیه با آنکه زبان گویای # ~~مات بوده وخدمات برجسته آنها بخلفاء وزراء و سایرین در همه تواریخ # ~~مضبوط واز سدر اسلام تااو اخر خلافت آل عباس هرگاه بخواهیم برادری # ~~برای کلمه خلیفه پیدا کنیم جز خطیب کلمهآ دیگری پیدا نخواهیم # ~~کرد وبطوریکه متن تواریخ شاهداست در هرزمان که خطیب مهمی ms002 # ~~نبوده خلفا خود عهده دار این منصب جلیل میبوده اند خیلی جای شگفت # ~~و تأسف است که ارباب سیر و مصنفین تراجم احوال که ماضی را باستقبال # ~~معرفی میکنند و اعمال گذشتگان را کلید ترقی آیندگان قرار میدهند # ~~برای این سلسله علیه تذکره مخصوصی ترتیب نداده اند و اگرچه در # ~~جمیع تذکره های موجوده تذکرهآ نخواهیم دید مگر آنکه حالات چند # ~~نفر آنها در آن موجود بلکه درة التاج و شاه فرد جمیع کتب تراجم و ~~تواریخ # ~~شرح حال این سلسله علیه است چنانچه بر اهل تتبع ظاهر است ولیکن ~~PageV01P004 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0016.png) ### | # ~~حقاحق آنها کما ینبغی ادا نگردیده فلذا گاهگاهی خیل خیال بخاطر # ~~نگارنده هجوم میآورد که این حق را ادا نمایم و این خدمترا بپایان # ~~رسانم ولکن از طرفی عوائق دهر و بی اعتنائی ابناء عصر بعلم و ادب مانع ~~میکردید # ~~و از طرف دیار بس امر خطیر بود خاطر ابا و امتناع مینمود تا آنکه # ~~روزی جمعی از اساتید عظام و اساطین کرام که شنیده بودند نگبارنده # ~~بجمع مآثر وضبط آثار آنها مشغولم واردبراین بندهشدند وجزواتی که # ~~قلم رو سیاهنگارنده در این موضوع تهیه کرده بود بدقت مطالعه کرده # ~~تحسین ها نموده آفرینها گفتند مخصوصا یکنفر از بزرگان آنها بدین # ~~عبارات مرا تشویق فرمود که چون شما سالهای حساس عمر خودرا در # ~~این موضوع صرف نموده و راهیرا که تاکنون احدی نرفته شما بفضل # ~~حقتعالی به تنهائی رفته هرگاه این عقود منفصمه یکجا جمع شود واین # ~~لئالی منثوره برشته بیاض در آیدهر آینه تألیفی است بس شریف مجموعیست # ~~حافل دقایق اشعار و نفائس اخبار و بدایع روایات و نوادر حکایات و # ~~مجاهیل علماء و اقاصیص قدماء وملاحم عرب ولطائف ادب و مآثرافاضل # ~~و تراجم اوائل و البته یک چنین مجموعه مقبول همه طباع است وقابل # ~~انطباع - چون سخن آن استاد راد باینجا رسید و دراین امر زیاده تأ کید # ~~فرمود و این بنده را جز امتثال چارهآ نبود ms003 انگشت قبول بدیده نهاده و # ~~عجالتا حرف الالف این کتاب رااز سواد به بیاض آورده و بمحضر مبارک # ~~دانشمندان عموما و خطبا و وعاظ خصوصاتقدیم نموده و تقاضا مندم که # ~~آقایان وعاظ و برادران منبری قدر ومقدار این تألیف منیف را بدانند و # ~~این کتابرا جلیس روزانه وانیس شبانه خود بنامند زیرا این بنده دردامنه # ~~حالات اشخاص بعلل ترقی و انحطاط و درایت و روایت و آنچه باوعظ # ~~وخطابه مناسبت دارد اشاره کرده وهمه خصوصیاتیکه برای یکنفر خطیب ~~PageV01P005 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0017.png) ### | 6. # ~~برجسته وواعظ شایسته ضرور است معین نموده و خلاصه اینکه این راه # ~~رابمدد های غیبی من بپای خود رفتم و خار های آن را بمژگان خود # ~~رفتم و همه گفتنیها را گفتم امید است منظور نظر بزرگان و موردقبول # ~~دانشمندان واقع گردد . # و چون ابواب این کتاب خلد آئین که حالات و مآثر خطباء عظام # ~~و وعاظ گرام در آن خالدو مخلد است به هشت باب رسیده و نیز مقدمه # ~~آن بهشت گفتار ممهد گردیده بدین مناسبت موسوم گشت به خلدبرین # ~~در تاریخ خطباء و واعظین والله الموفق والمعین العبدشیخ احمدالمعروف # ~~به بیان الواعظین # ر ### | PageV01P006 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0018.png) ### | ملما # بطوری که گفته شد مقدمهایر. کتاب مشتملست برهشت گفتار ### | گفتاراول # در اهمیت سخن و خیطا به # یسمالله تعالی شآنه # الرحمن علم القرآن خلق الانسان علمه البیان # دانایان میدانند که مدار هستی و بقای نوع بشر در هر مورد و # ~~در هر محل بواسطه نطق و بیان است ، اگر سخن نبود بروز وظهور # ~~انبیاء ورسل نمیشد ، اگر سخن نبود قانون مدنیت و صراط انسانیت # ~~هویدا نبود بواسطه سخن است که فرزندان آدم علم ومعرفت و دانائی # ~~را میآموزند بواسطه سخن است که مطیع اوامر و نواهی حق میشوند # ~~بقوه نطق و بیان است که آدمی از اسرار وارادات خویش خبر بازمی # ~~دهد بواسطه سخن وخطابه است که در میدان های جنگ و معارک # ~~بزرگ خون در عروق جنگجویان بجوش آمده و بصدای بلند ms004 فریاد # ~~دین و وطن و امثال ذلک میزنند و هزار ها جان کف دست گرفته و # ~~فدای محبوب و مطلوب خود مینمایند و قتیکه آفرید گار عالم جنس انس # ~~و معشر بشررا آفرید اول تاجی که بسر او گذارد تاج نطق و بیان بود ~~بواسطه # ~~نطق وبیان درجات و معلومات اشخاص معلوم میگردد . PageV01P007 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0019.png) # تا مرد سخن نگفته باشد %~% عیب وهنرش نهفته باشد) # وقتیکه انسان فصل ممیز خودرا ظاهر ساخت معلوم میشود که # ~~جوهر فروش است یاپیله ور بزرگان گفته اند سخن صنعت گوینده است # ~~امام علیه السلام فرموده (الانسان مخبو تحت لسانه) # # آدمی پنهان بود زیر زبان %~% این زبان پرده است در در گاه جان # # چونکه بادی پردهرا درهم کشید %~% سر صحن خانه برما شد پدید # # کاندر آنخانه گهر یاگندم است %~% گنجزر یا جمله مارو کژدم است # # یادر او گنجست وماری هم بران %~% زانکه نبود گنج زر بی پاسبان # خلاصه نطق و بیان آئینه تمام نمای آدمیست و هیچ چیز مثل # ~~این آینه مقامات انسانیت و درجات آدمیت را نشان نمیدهد چنانچه # ~~بزرگی گفته # در سخن پنهان شدم مانند بو در برگ گل # هر که دارد میل دیدن درسخن بیند مرا ### | گفتاردوم # دراحتیاج عموم خلق بموعظه وخطا به # بایددانست که آفرید گار مطلق جل شأنه در گنجینه طینت بشریکدانه # ~~گوهر گرانبهاودیعه نهاده که مدار سپهر کمالست ومرکز دائره اعمال # ~~مرآت صور معالم است و سر چشمهآ انهار مکارم زجاجهآ شمع دین است و صدف # ~~گوهر یقین، گاهی از آن بدل تعبیر کنند و گاه بعقل و آن گوهر # ~~گرانمایه در بدو امر از هر آینه صافتر وشفافتر است ولکن بمرورایام # ~~بسبب هوای نفس سر بهوا و بواسطه غلبه حب دنیا آلودهٔ‌ بزنک و از # ~~کثرت معاصی و ارتکاب ملاهی و اشتغال بلهو ولعب تیر گی می پذیرد # ~~و از انطباع صور حقایق و ازادراک اشعه انوار حق باز میماند وصلاح # ~~حال خودرا از فساد نمیداند و بالنتیجه امور ms005 اخر وی را سهل و کارهای ~~PageV01P008 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0020.png) # ~~دنیویرا بزرک می انگارد واین حالت را دو هرتبه است . # یکی آنکه لشگر معاصی وسپاه زنک نا فرمانی هنوز تمام # ~~مملکت دل را مسخر نساخته و آئینه دل را از قابلیت جلا نینداخته بلکه # ~~ویرانی آنرا بمعماری توبه و پشیمانی میتوان تعمیر نمود و تیر گی آن ~~آئینه # ~~را اززنک هوا وهوس نفسانی توان زدود . # ودیگر آنکه کثرت معاصی بحدی رسد وزنگار آمال دنبوی آنقدر # ~~برروی هم نشیند که دیگر آئینه دل را مجال انجلا نماند وصیقل موعظه # ~~ونصیحت فایدهآ نرساند بلکه دود های معاصی چراغ ایمانرا خاموش و # ~~ظلمت کفرشبستان درون رافرو گرفته کریمهآ (سواءعلیهم عانذرتهم ام لم ~~تنذرهلم # ~~لایؤمنون) درحق صاحب آن دل صادق و تمثیل (ختم الله علی قلوبهم # ~~علی سمعهم وعلی ابصارهم غشاوة ولهم عذاب عظیم) مطابق گردیده و این چنین # ~~دلراعلماء اخلاق قلب منکوس میخوانندو کشور باطن رادراین حالت زیرو # ~~زبر میدانند وتفصیل این دوحالت ازفرمایش باقرعلوم الاولین والاخرین # ~~علیه صلوة المصلین مستفاد میگردد که فرمودهاند (مامن عبد الاوفی قلبه # ~~نکتة بیضاء فاذا اذنب ذنبا خرج فی النکته نکتة سوداء فان تاب ذهب # ~~ذلک السواد وان تمادی فی الذنوب زاد ذلک السواد حتی یغطی البیضاء # ~~فاذ اغطی البیاض لم یرجع صاحبه الی الخیرابدا) وحاصل معنی آنکه # ~~در دل هر بندهآ نکته سفیدی هست و چون صاحب آندل مرتکب گناهی # ~~میشود در آن نکته سفید تکته سیاهی پیدا شود پس اگر توبه کرد آن # ~~سیاهی بر طرف میشود و اگرد ر گناه اصرار ورزید و ارتکاب مناهی # ~~را متمادی گردانید آنسیاهی زیادمیشود تا آنکه یکمرتبه سفیدی را به # ~~بوناید و چون آنسفیدی پوشیده گشت هر گز صاحب آن دل بخیر # ~~باز گشت نمیکند. PageV01P009 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0021.png) ### | 10- # بنابراین آدمی باید پیش از آنکه کارش باینجا برسد وخانه دل # ~~بسیلاب معاصی از پادر آید چاره کارخود جوید وطریق تدارک آنرابقدم # ~~کد وسعی پوید تا وقتیکه تند باد اجل بربوستان زندگی وزد ms006 انگشت # ~~تأسف بدندان حسرت نگزد ویگاثه محرکی که مردم غافل را ازخواب # ~~گران بیدار سازد و بفکر چارهآ احوال و اندیشه مآل اندازد موعظه # ~~دانایان ونصیحت مشفقانست خواه باینطریق که نورهدایت بردل بتابد # ~~وبمضامین مواعظ بالغه ملهم گردد که (اذا ارادالله بعبد خیرأ جعل له # ~~واعظا من قلبه) وخواه ازواعظ توانائی و ناصح مهربانی استماع نماید # ~~یا از کتاب معتبری مطالعه نماید و برهرتقدیراحتیاج عامه مردم بمواعظه # ~~شافیه واضح وآشکاراست . ### | گفتارسوم # درفضل ومقام وعاظ عظام ومنزلت ناصحین کرام # اگرچه درضمن مقدمه سابقه فضیلت اهل وعظ ونصیحت تادرجه # ~~معلوم گردید و لیکن چون این مطلب باید بهتر از این روشن و # ~~آشکار شود. # لذامزیدا للتوضیح میگوئیم که فضل ومقام ومنزلت وعاظ واهل # ~~خط ابه وناصحین بادله عقلیة وبراهین نقلیه ثابت و محقق است زیرا که # ~~این سلسله علیه زبان گویای ملت اسلام وهداة امت حضرت خیر الانام # ~~هستند ودربارگاه عزحضرت زب العزه قرب ومنزلت زائدالوصف دارند # ~~واگرچه دلائل این مطلب عقلا و نقلا بسیاراست ولی نگارنده بذکر # ~~یک برهان عقلی ودودلیل نقلی اکتفا مینماید . # اما تنربر برهان عقلی بدینقرار است که بر هر عاقل هوشمندی PageV01P010 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0022.png) ### | 9 # ~~باالبداهة معلوم است که هرگاه جمعی براهی روند و بعضی از آنها ازراه # ~~هدایت منحرف شده وراه بیابان آوارگی پیش گیرند بدیگران لازم # ~~است که آنها را دلالت نموده واز آنطریقه نالایق وضلالت بشاهراه هدایت # ~~بر گردانند تا نزد عقلا ملوم ومذموم نباشند که نفتهاند : # # اگر بینی که نابینا وچاه است %~% اگر خاموش بنشینی گناه است # و بدین قیاس چون کافه ناس در طی عراحل تکلیف همه بر یک # ~~رهگذرند و درراه بندگی حق چمله بایکدیگرهمسفرند هرگاه یکنفر # ~~پا ازشارع استقامت بیرون گذارد وباغوای غولان هوا وهوس راه بیابان # ~~غفلت وضلالترا مسلوک دارد بعهدهآ رفیقان دیگراست که زبان نصیحت # ~~وپند را بگشایند و بصدای رسای سخنان حق آن سر بصحرا دادهآ نفس # ~~وهوارا ازآن راه ناشایسته باز گردانند - # واما ادله نقلیه ازآیات محترمات ms007 واحادیث صحیحه معتبره دراین # ~~خصوص مذکوراست که ببعضی از آنها اشاره میشود . # از جمله آنکه حق تعالی شأنه حضرت اسماعیل علیه السلام را # ~~باین شیوهآ مرضیه ستوده و درحق اوفرموده (وکان یأمراهله با الصلوة # ~~والزکوة) واین آیه شریفه براثبات این مدعا شاهد بزر گیست زیر ااین # ~~کریمه درمقام مدح حضرت اسمعیل است چنانکه سابق ولاحق آن # ~~گواهی میدهد و حضرت رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم فرموده # ~~« ما اهدی المسلم لاخیه هدیة افضل من کلمة حکمة تزیده هدی اوترده # ~~عن ردی » یعنی هیچ هدیه که مسلمانی جهة برادردینی خود فرستد بهتر # ~~از کلمه حکمتی نیست که باعث زیادت هدایت او گردد یااز طریقه ناشایسته # ~~اورا باز گرداند ونیز آنحضرت فرموده «نعم العطیة ونعم الهدیة المرعظة » ~~PageV01P011 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0023.png) # ونیزازآن سرورمنقولست که ه ماتصدق مؤمن بصدقة احب الی # ~~الله من موعظة یعظ بها قوما یتفرقون وقدنفعهم بهاوهی افضل من عبادةسنة» # ~~حاصل ترجمه این حدیث شریف آنستکه میفرماید هیچ صدقهآ ازمؤمن # ~~درنزد پرور گار خوشتر و پسندیده تر از موعظه نیست که چون قومیرا # ~~آراء مختلفه درراه بندگی ازهم جدا ساخته یا عداوت دنیوی سنک تفرقه # ~~درمیان ایشان انداخته باشد بتوسط آن موعظه وپند آنها را بری کطریقه # ~~جمع سازد و بصیقل پند های سودمند ائینه بواطن ایشانرا اززنک کدورت # ~~یکدیگر بپردازد و باالاخره آنها را بسرمنزل وحدت ملی برساند یک # ~~چنین موعظهآ ازیکسال عبادت بهتر است و ازین قبیل احادیث در کتب # ~~اسلامیین بسیار است و شواهد فضل وعظ وواعظ بمرتبه شیاع پیوسته # ~~وکثرت دلائل آن راه شک وشبهه را فروبسته و السلام علی من اتبع الهدی # گفتار چهارم # ~~در آداب وشروطیکه خطیب وواعظ بایستی کاملامراعات نمایند # بر طوطیان شکرستان سخنوری پوشیده نماند که شو ر گفتگو # ~~وقتی بجگرشنونده نمک تاثیر میافشاند وپرشتیغ سخن موقعی خونابه # ~~حسرت از دلهای چون سنک خلایق میچکاند که کلام دارای شرایط # ~~و آداب مخصوص باشد و اگرچه شرایطیکه در اینموضوع از کتاب # ~~وسنت واقوال حکماءوحکم ms008 تجربت معلوم میشود بسیار است و لکن نگارنده # ~~به ده شرط اکنفا نموده و خواطر اکسیرمآثر برادران منبری خردرابآنها # ~~متذکر مینماید . # ~~هر کس نفس خود را ازارتکاب مناهی نصیحت فرماید و قبل ازهر کسی ~~PageV01P012 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0024.png) ### | 11- # ~~چشم بصیرت خودرا از خواب غفلت بگشاید تا بتواند خفتگان دیگررا # ~~نیز بیدار نماید بزرگان گفته اند(خفته راخفته کی کند بیدار) پس نخست # ~~باید واعظ ماتم دل مردگی خویش رابگیرد تا بناخن تاثیر سخنان # ~~درد خیز خاطر بیدردان را توان خرأشید فرمودهاند(ان العالم اذالم یعمل # ~~بعلمه زالت موعظته من القلوب کمایزول المطر عن الصفا) بلی شعله بیان تا # ~~از کانونسینه یرسوزسرنکشد افسرده دلیرا نسوزد - شراره پندوموعظه # ~~تا از آتش دل پرسوز بر نخیزد چراغمرده دلی را نیفروزد نالهآ که از # ~~دل سر ایا غفلت خیزدچون نفیر خوابست کجادل کسیرا میخراشد. # بزرگان گفتهاند. # خودناگرفته پندمده پنددیگران بیکان به تیر جاکند آنگاه برنشان # ~~از خطاب لم تقولون مالاتفعلون باید شرم داشت - تهدید کبر مقتأعنداللهان # ~~تقولوامالاتفعلونرا نبایدسهل انگاشت فرمایش حضرت رسول (ص)رانباید # ~~فراموش کردفرمود درشب معراج قومیرا دیدم که لبهای ایشانرا بمقراض # ~~آتشین میبریدند گفتم ای جبرئیل این جماعت کیانند گفت خطیبان # ~~امت شماهستند که مردمانرا بعمل صالح امر مینمودندوخود بآن عمل # ~~نمیکردند 5 # (شرط دوم) آنکه واعظ باید خاطررا از لوث اغراض دنیوی منزه # ~~سازد و آینه دل را اززنک توقعات خسیسانه باالکلیه بپردازد و سخن # ~~خداورسول را بآمال و آرزو های خود نیامیزد ، آیات آسمانی را شاه # ~~بیت قصیده گدائی وطمع ننماید و پایهآ منبر را وسیله خود نمائی نداند # ~~وجای پاکانرا دکان خود فروشی تنماید بلکه در اعلان کلمه حق جز # ~~خیرخواهی خلایق و رضای خالق منظور ومدعائی و در نصیحت مردم # ~~غیراز خزانه کرم الهی توقع مزد وجزائی نداشته باشد تا کلامش دردلها ~~PageV01P013 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0025.png) # ~~وقع واثر کامل واز مثوبات اخروی حظ ونصیبی وافر داشته باشذ # (شرط سوم) آنکه بحکم ادع الی سبیل ربک باالحکمة والموعظة الحسنه # ~~گفتار نرم را ازدست ندهد ومطلبرا ms009 بملایمت ادا نماید تاتاثیر نصیحت # ~~بیشتر باشد واعظ باید زشت خوودرشت گونباشد وبیان را بسخنان تلخ # ~~نیالاید زیرا موعظه ونصیحت دراصل نا ملایم اکثر طبایع است وهر گاه # ~~طریق اداء آن نیز نا ملایم باشد بدل شنونده نمی نشیند بلکه غالبا ~~ازشنیدن # ~~آن سرباز میزنند و بهمین مناسبت بحضرت موسی وهرون امر میشود # ~~(اذهبا الی فرعون انه طغی وقولاله قولالینا) مفسرین کفته اند قول لین # ~~همان سخنان نرمی است که بدل شنونده به نشیند (مجملا) واعظز بر دست # ~~توانا کسیاست که بدرشت گوئی خاطر مردمرا نخراشد و بکلوخ اندازی # ~~حمعیت شنونده گانرا ازهم نپاشد بلکه بچریی ربان و بیان چراغ ا گاهی # ~~را دردل تاریک غافاین بیفروزد و تلخی سخنان حق را بشهد کلمات # ~~شیرین چنان بیامیزد که از نوشیدنش کسی روترش ننماید. # (شرط چهارم) آنکه بمقتضایه کلم الناس علی قدرعقولهم» واعظ باید # ~~درجه فهم شنونده را در نظر گرفته و در خور آن مطالب خود را اداء # ~~نماید ودر مقابل مردم بازاری ومحراگرد از الفاظیکه فهم آن محتاج # ~~بمراجعه قاموس و کنزوالمنجداست کاملااحتراز نماید بلکه هر مطلبیرا # ~~بعبارات واضحه بیان کندتاخواص و عوام هردو بهرمند کردند. # (شرط پنجم) آنکه افتتاح کلام بنام نامی حضرت ملکعلام نموده # ~~و زبانرا بذکر نعم و آلاء نامتناهی حضرت حق جل شانه چرب ونرم نماید # ~~تا بمضمون حدیث مشهور بسمله وتحمید عمل نموده وپس از ان بنعت # ~~سر ورعالمیان و اهلبیت اطهار آن بزر گوار رطب اللسان گرد دو بعداز آن # ~~شروع بمطلب نماید. PageV01P014 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0026.png) ### | 15 # شرط ششم) آتکه هرگونه مطلبی که بیان مینماید آنرا بسند # ~~محکمی از آیات محترمات قر آنی و احادیث صحیحه معتبره مدلل سازد # ~~و در نقل روایات و حکایات موافقت شریعت مطهره را مراعات نمایدو نهایت # ~~احتیاط را بکار برد «سخنهای مجعوله، واقوال سست رابر زبان نیاورد # ~~که بزرگان گفتهاند (مزن بی تأمل بگفتاردم.) # مشر طهفتم» آنکه هرگاه اطلاع تمام برحدیث و تفسیر نداردپای # ~~جسارت بحریم روایت آننگذارد ms010 و نقل خدا ورسول وائمه معصومین # ~~را بازیچه نشمارد و زبان جرأت بافادهآ و افتاء بی علم باحکام شرعیه ~~نگشاید # ~~و از حدیث مشهور نبوی (ص)که فر مود «من افتی الناس بغیر علم لعنته # ~~ملائکة السموات والارض، کاملااندیشه نماید . # (شرط هشتم) آنکه چون شنوندگان مختلف میباشند و هر دسته بیک # ~~نوامراض قلمبیه متلا هستند واسظ اید از هردوأی شربتی مفید وهخنصر # ~~در کام جان آنها بریزد وجهة اداء هرسخنی تقریبی انگیزد تا آنکس که # ~~بمرض حب دنیا وحرص مال وطلب جاه وجلال مبتلا است از کفتکوی بی # ~~وقائی دنیا وشرح انقلاب جهان منتفع گرددوا نکسیکه بدرد بی دردیو # ~~اشتغال بلهو ولعب و هرزه گردی، گرفتار است ازسخن بی اعتباری عمر و # ~~کوتاهی زندگانی بهبودی یابد و آن کسیکه بمرض استسقاء باد نخوت و # ~~غرور مبتلااست شربت مذمت کبروخود بینی وستودن تواضع وفروتنی # ~~بحال اوسودمندواقع گرددوعلی هذالقیاس نسبت بسایر افراد ناس بایدهر # ~~سخنی را بموقع خود مذکوردارد تااوقع در نفس باشد. # مشرط نهم » بمقتضای «خیر الکلام ماقل ودل » واعظ باید کاملاایجاز # ~~در مطلب را رعایت نماید چه غالبا بسط کلام باعث ملال شنونده است بسا # ~~اتفاق میافتد که مستمع از طول سخن چنان دلتنگ میشود که دیگرهر گز # ~~رغبت بمجلس وعظ نمیکندپس واعظ تواناکسی را گویند که از طناب ~~PageV01P015 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0027.png) ### | 16- # ~~اطناب بیرهیزد و از ارتگاب حشووزائد گاملا دوری نماید و از تکراریک # ~~مطلب حرف دست مردم ندهد که بزرگان گفتهاند تکرار بمنزلهآ نشخوار # ~~است وهر کس مرتکبآن گردد سند حیوانیت خود را بدست شنونده # ~~هی سپارد . # « شرط دهم» آنگه بحکم محکم فذ کرفان الذکری تنفع المؤمنین، # ~~واعظ ومذکر باید کلمات خودرا طوری تنظیم نماید که شنونده راسودمند # ~~بودو از کلماتیکه ضرر آن قطعی و یا نفعی بحال مستمع ندارد کاملاباید # ~~پرهیز نماید و بزرگان گفته اند کلام نافع کلامی است که مشتمل بر ده # ~~چیز باشد . # «اول» واعظ باید نعمتهای خدارا یاد مردم بیاوردتاشکر گذاری # ~~نمایند . # 2 _ ثواب محنت ms011 و بلارا ذکرکند تادر آن شکیبائی ورزند . # 3_ عقوبات گناهانرا بشمارد تا از آن باز ایستند وتوبه کنند. # 4- مکائد ووساوس شیطانرا بیان نماید تا از آن حذر کنند. # 5 - فناوزوال وبی اعتباری دنیارا برایشان روشن گرداندتادل در # ~~و نه بندند . # 6 - مرکراپیوسته یاد کند تارفتن را آماده شوند. # 7 _ قیامت را آماده وذکر آن بسیار گوید تا کار آنروز بسازند . # 8 - درکات دوزخ و انواع عقوبتهای آن بیان کندتابترسند. # 9_ درجات بهشت و اقسام نعمتهای ا نرا بشماردتا بدان راغب شوند. # 100 - بنای کلامرا بر خوف و رجاعنهد یعنی گاهی از عظمت و کبریائی # ~~و هیبت الهی سخن راند تا از وی بترسند و وقتی ازرحمت ومغفرت و # ~~مهربانی او تقریر نماید تا بوی امیدوار گردند . PageV01P016 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0028.png) ### | 17- # پس هر کلامی که مشتمل بر این سخنانست منفعت مسلمانان در # ~~آن است ودر آخراین گفتار دوست دارم حکایتی از مجموعه شیخ # ~~ورام نقل نمایم وخلاصه آنحکایت آنستکه روزی واعظی در اثناء # ~~موعظه خود گفت (اللهم اغفرلاقساناقلباواکثر ناذنباو اقربنابا المعصیة ~~عهدا # ~~شخصی برخواست وگفت ایواعظ کلامترا اعاده کن واعظ اعاده کرد # ~~پس آنشخص گفت ایواعظ منم آنکسیکه دارای این صفاتست و توبه کرد # ~~شب آن واعظ در خواب دید هاتفی می گوید ای واعظ ما را مسرور # ~~ساختی ومیان ماو بنده ما را صلح دادی بنابراین برادران منیری باید قدر # ~~خود وقیمت عمل خودرابدانند قصد هارا پاک واجر خودرا ضایع ننمایند # ~~والسلام خیرختام. ### | گفتار بنجم # درمبدأ تاریخ وعظ وخطا به وپبدایش خطیب و واعظ # چون تذکره نویسهای شعرارا قانون اینست در مقدمه تذکره خود # ~~بحثی دارند که آیا اقدم شعراء کیستو در این موضوع فرضیات بسیاری # ~~دارندنگارنده هم خواستم اقدم خطبارا بشناسم و بخوانند گان نیز بشناسانم # ~~پس از تحقیق و بررسیهای کامل متوجه گردیدم که این دو موضوع کاملا # ~~مربوط بیک دیگر و از یک سر چشمه آب میگیرند بنابراین ناچارشدیم # ~~ابتداء بحثی که در این خصوص بین آنها مرسوم ms012 است بنگاریم آنگاه رشته # ~~سخن را بآن امتداد دهیم بعون الله تعالی : # مبدأ تاریخ شعر وپیدایش شاعر # می گویند سه ملت قدیم که عرب وعجم و یونانیان باشند در این PageV01P017 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0029.png) ### | 18- # ~~تقدم هریک از این سه ملت بر یکدیگر گفتگوها است. # بزرگان و ادباء عرب فقط یونانیها را رقیت خود دانسته و # ~~عجم را مقلد خود می شمارند (1) و ازینرو با یونانیان مناظره # ~~مینمایند یونانیان این سخن را مسلم نداشته و حتی کلمه ادب را # ~~یونانی قلمداد کرده و قدیمترین شاعر یونان را هسیورود که ده # ~~قرن پیش از میلادمیزیسته معرفی کردهاند واما قدیمترین شعراء عرب # ~~بعضی گفته اند اول کسی که در عرب شعر گفته عاد است بعضی گفتهاند # ~~اول شاعر ثموداست بعض دیگر ربیعه و جمعی مضر را اول شاعردانستهاند # ~~اکثر بر آنند که نخستین شاعر عرب حمیر بن سبابن یشخب بن یعرب بن قحطان # ~~که جد بزرک عرباست بوده و باز بعضی بر آن رفته اند که ایوب نامی # ~~که شانزده قرن پیش از میلاد حضرت مسیح علیه السلام در این عالم # ~~عیزیستهشروع بشعر کردهو مشهور آن است که صحف اشعار اوراحضرت # ~~موسی کلیم علیه السلام بلغت عبرانی انتقال داده ولی اصل آن نسخ # ~~موجود نیست و نمی توان فهمید که ایا اصل آن بلغت حمیر بوده یا # ~~مضر-نوفل افندی طرابلسی میگوید قدیم ترین اشعار عرب که تا حال # ~~موجود است قطعات عمالقد است یعنی قبیاه عملاق بن الیفازبن عیسواکه # ~~جد پنجم ایوب مشار الیه است و از جمله آنها این چند شعر راعقیره ~~PageV01P018 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0030.png) ### | 19 # ~~دختر عباس جدیسیه که اورا شموس می گفتند در تحریض قبیله خود # ~~ساخته و آنها را بجنگ با طسم که پادشاه ستمکار عمالقه بوده ترغیب # ~~نموده. # لا احد اذل من جدیس %~% اهکذا یفعل با لعروس # یرضی بهذا یالقومی حر %~% هذا وقد اعطی وسیق المهر # الخوضه بحرالردی بنفسه %~% خیر له من فعل ذا بعرسه # نگارنده گوید بعد از تمام این ms013 مطالب بخوبی پید است که مبدا # ~~تاریخ پیدایش شعر ناپیدا ست و بر کسی پوشیده نیست که این تاریخ # ~~بر همه کس پوشیده است وچندان زبان تاریخ ساکت و میدانش تاریک # ~~است که هیچ فکر یاریکی نمی تواند روشن و معلوم نماید که شعر از # ~~چه زمان و بچه زبان شروح شده و حتی بعضی معتقدند اول کسی که # ~~در عالم تفوه بشعر کرد حضرت ابوالبشر آدم علیه السلام بود درمصیبت # ~~هابیل خواند(1) # تغیرت البلاد ومن علیها %~% فوجه الارض مغبر قبیح # تغیر کل ذی طعم ولون %~% و قل بشاشه الوجه الملیح # الی آخرالابیات # وخلاصهآ آنحه از مجموع بیانات وحکایات سابقین ولاحقین معلوم # ~~میشود آنست که قریحه شعر و ثر و ادب مانند عقل و روح و سایر # ~~قوا وحواس امری است طبیعی تا بشر پیدا شده در هر محل و هر جا # ~~که بوده این استعداد در ذات او بوده است آدمی تا بوده زبان داشته ~~PageV01P019 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0031.png) ### | 25 # ~~و سخن می گفته هم شاعر داشته هم ناثرهم ادیب داشته هم خطیب و بهمین # ~~بیان ثابت است که مبده تاریخ وعظ وخطابه هم بعینه همان موضوع است # ~~ولکن برای اینکه شرح حالات خطباء قبل از اسلامهم معلوم گردد بشرح زیر # ~~مبادرت مینمائیم . # میدعتاریخ خطایه و بیدایش خطیب # اگر در موضوع شعر گنتن حضرت آدم (4) تردیدی باشد در # ~~موضوع خطابه آن حضرت هیچگونه تردیدی در بین نیست و دراخبار # ~~صحیحه وارد است که چون 936 سالاز هبوط حضرت آدم علیه السلام # ~~گذشت آثار مرگ بآن حضرت عارض شد لهذا حضرت شیث هبة الله # ~~را وصی خود قرار داد و بعد از آن جمیع اولاد و احفاد خود را که # ~~موافق قول سپهر عدد آنهابچهل هزار نفررسیده بود یکجا جمع ساخت # ~~و برای آنها بدین نهج آغاز خطبه خوانی نمود . # الحمدللهرب العالمین الذی خلقنی بیده وسوی خلقی وصورنی و # ~~احسن صورتی واکرمنی بسجود ملئکته وعلمنی الاسماء کلهاواسکننی # ~~جنته الاانه لم یکن خلقنی ms014 للعاجل لها فمضت مشیته فی کماشاء من قدره # ~~فله الحمد حین اقالنیعثرتی و رحم صولتی وبکائی و تاب علی وهدانی # ~~لطاعته وقوانی علیها بعد معصیته و ایدنی علی محاربة عدوی ابلیس بعد # ~~طاعتی له واشهد ان لااله الا الله وحدهلا شریک له الباقی بعد فناءخلقه # ~~یا بنی علیکم بتقوی الله و لزوم طاعته وایاکم وطاعة النساء فانها ینبت # ~~الوزیره وینسب الشریکه ولابد منها وعلیکم بمناقب الخیر فالزموها # بعد از این خطابه مرض آدم شدید شد تا آنکه شب ششم نیسان PageV01P020 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0032.png) ### | -21- # ~~گردین ، در روایات وارد است که وفات حضرت آدم (4) روز جمعه # ~~بوده ودرساعتی که از بهشت بیرون امددرمثل همان ساعت حضرت شیث # ~~بربدن آن حضرت نماز گذارد و اورادر مسجدخیف (1) دفن کردندو اولاد # ~~او یکصد وچهل روز در ماتم او نوحه سرائی میکردند . # بعد از حضرت آدم شیث هبة الله بهدایت اولاد آدم پرداخت و # ~~همیشه اوقات بخطب بلیغه راههای راستی و در ستکاری را بآنهامیآموخت # ~~و بعد از 912 سال عمر از دنیارفت فرزندش انوش اورا در غارابوقبیس # ~~پهلوی پدر و مادرش دفر. نمود # ~~بعد ازشیث حضرت ادریس را میتوانیم در زمرهآ هداة بشر ودعاة الی الله # ~~ذکر نماثیم درحالات آن حضرت گفتهاند بهفتاد و دولغت مردم راموعظه # ~~میکرد و آنها را براههای سعادت و درستکاری هدایت میفرمود واگر # ~~چه تاریخ حیات آن جناب مفصل است ولی نگارنده بچند سطر اکتفا # ~~می نماید . # حضرت ادریس، # در لغت عبرانیین آن حضرت را اخنوع نامیده اند قرآن مجید # ~~که زبان عربست بمناسبت کثرت تدریس آن جناب را ادریس خوانده # ~~و چونکه معرفت سیر کواکب و مهارت در احکام و خواص و مزایای # ~~نجوم و ابداع خط و قلم از خصائص آن حضرت بود یونانیان آنحضرت # ~~را هرمس الهرامسه نامیده اند، وهرمس بمعنی عطارد است PageV01P021 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0033.png) # از القاب ادریس یکی مثلث النعمة است یعنی سلطنت و نبوت و # ~~حکمت را دارا بوده ، تولد آن جناب مصر، بعثتش درکوفه ، مکانش ms015 # ~~مسجد سهله بوده و او اول کسی است که بسوزن جامه دوخت و بقلم # ~~نوشت و سی صحیفه بروی نازل گردید و یکصد شهر مرغوب بنا کرد # ~~و ادریس اول کسی است که مردم را ازطوفان خبردار کرد چه از نجوم # ~~و آثارسماوی کاملامطلع بود و میدانست خطر طوفان نزدیک و فرزندان آدم # ~~رانابود خواهد کردو بالاخره آن حضرت بنص و رفعناه مکانا علیا درسن # ~~368 سالگی به آسمانها عروج کرد # ابو معشر بلخی را عقیده آن است که افضل و اعلم هرامسه سه # ~~نفر بوده اند . # اول هرمس هرامسه جناب ادریس که از اهالی مصربوده وفارسیان # ~~را عقیده آن است که او نبیرهآ کیومرث است # دوم هرمس بابلی که بعد از طوفان بابلرا بنا کرد و او استاد # ~~فیثاغورث معروفست و چون شهری که هرمس بناکرد بین دجله وفرات # ~~بوده باین مناسبت آن شهر را بابل گفتند (1) # سوم هرمس مصریست که اوهم بعد ازطوفان بوده و کتاب حیوان # ~~ذوات السموم از تصنیفات اواست و کلماتی در کیمیا بدو منسوبست و # ~~بالجمله مواعظ شافیه و نصایح کافیه بسیار از حضرت ادریس در کتب # ~~مسطور است ونکارنده از ذکر آنها معذور . # بعد از ادریس حضرت عبدالغفار یا عبدالرحمن یا عبدالاعلی که # ~~بس بر مردم نوحه سرائی کرد معروف بنوح گردید مشغول دعوت PageV01P022 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0034.png) # ~~وهدایت و ارشاد بنی آدم شد و در آن زمان مردم بد سیره کردیده و # ~~خدا را فراموش کرده و بناموس شریعت ودین توهین کرده وهراندازه # ~~که حضرت نوح علیه السلام آنها را از عذاب و غضب الهی ترسانیده # ~~فایدهآ نه بخشیده لهذا قضیه طوفان پیش آمد وخطاب قهر الهی بحضرت # ~~نوح رسید که «ولا تخاطبنی فی الذین ظلمو انهم مغرقون» و بفاصله یکی # ~~دو ساعت سیلاب بلا ریشه بنی آدم را ازصفحه روز گار بر کند # ولاحول ولا قوة الاباالله . بعد ازطوفان میانه ملتعرب اول کسی # ~~که مواعظش بشیوائی موصوف است و خطبش بزیبائی معروف حضرت ms016 # ~~لقمان است. # قال الله الحکیم فی القران الکریم اذقال لقمان لابنه وهو یعظه یا # ~~بنی لاتشرک بالله ان الشرکلظلم عظیم . # لقمان پسر عنقی بن مزیدبن صاروناست بعضی دیگر نام پدرش # ~~را باعور نوشته اند آن جناب از اهل نوبه1 بود قین بن خسر که یکی # ~~از بنی اسرائیل است او را بسی مثقال طلا خریده و قید بندگی را به # ~~گردن آن گردون مدار نهاده مدتی حضرت لقمان اغنام و مواشی قین # ~~از چندی قین آن حضرت را آزاد ساخت. آن حکیم آزاده در شام به # ~~تحصیل علم وحکمت پرداخت و ازمعاصرین گوی سبقت رار بود گویند # ~~لقمان خدمت داود علیه السلام را در یافته واز آن حضرت کسب معارف # ~~نموده و دارای حکمت الهیه گردیده کریمهآ «ولقد آتینالقمان الحکمة» شاهد # ~~بزرگی شأن آن بزر گوار است . # روزگاری در از بخطابه های حکمت آمیز بزرگان بنی اسرائیل را PageV01P023 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0035.png) # ~~موعظه میکرد گویند آن جناب از خوف خدای تعالی خنده نکردی # ~~و باکسی خشم ننمودی و آن حضرت را چندین فرزند بود مهتر ؛ نها # ~~باران یا ثاران نام داشتهو اورا اندرز ها فرموده که در تواریخ مسطور # ~~است و درقر آن مجید مذکور کلمات ، حکمت آیات آن حضرت ازحد # ~~و حصر بیرون است و این وجیزه گنجایش ذکر آنها را ندارد . # ظهورلقمان چهار هزار و سیصد و هفتاد و سه سال بعد از هبوط # ~~ادم(ع) بود ومدت عمرشرا دویست سال نوشته اند و در زمان حضرت # ~~یونس وفات یافت قبر آن جناب در آیله شام واقع است و این لقمان # ~~غیر از لقمان اکبر است که ملقب بصاحب النسور است وشرح حالش # ~~در تواریخ مسطور # بعد از حضرتلقمان با آن فصاحتذاتی و بلاغت طبیعی که غریزه # ~~ملت عربست و با آنهمه محسنات کلامیه که در این لغت موجوداست # ~~طبعا خطباء بسیار ووعاظ بیشمار میانه آنها بوجود آمده که معر وفترین # ~~آنها قس بن ساعده ایادی است (قس بن ساعد کیست) ms017 قس را خطیب - # ~~العرب و اسقف نجران میگفتند و او اول کسی است که در موقع خطابه # ~~بر بلندیها میایستاد و بول کسی است که وقت انشاء خطبه تکیه بعصا # ~~یا بشمشیر میداد و اول کسی است که گفتارخودرا بکلمه اما بعدزینت # ~~داد خطب قس و سوق عکاظ یکی از امثله معروفه عربست # و دیگر از معاریف خطباء عرب سحبان و اهل باهلی است هر # ~~خطیبی را که میخواهند ببلاغت توصیف نمایندمی گویند، فلان اخطب ~~PageV01P024 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0036.png) # ~~من سحبان،و خود او گفته . # # لقد علم الحی الیمانون اننی %~% اذاقلت اما بعد انیی خطیبها # خطیاء یونان بعد از طوفان # نوفل افندی طرابلسی میگوید اگرچه در یونان بعد ازطوفان خطباء # ~~بسیار بودند ولکن نه کلمات آنها رافصاحتی و نه خطب ایشانرابلاغتی # ~~و نه سخنان آنان را قدر وقیمتی ، رطب ویا بسی چند بهم میبافتندو # ~~برای مردم می گفتند اول کسی که فصاحت و بلاغت را در یونان اختراع # ~~کرد و بخطابه وخطیب سر وصورت و آبروئی دادفیلسوف ادیب اریب # ~~استاد بیر کلیس خطیب بود . # یر کلیس کیست # بیر کلیس یکی از فلاسفه و حکماء بزرک یونان و از شاگران مدرسه # ~~انکسفوارس أست شهرتش بمراتب از استادش برتر و در یونان مقام # ~~خیلی مهمی را حائز شده ولادتش سال 469 قبل از میلاد درفلسفهفوق # ~~العاده توآنا و در ادبیات عدیل و نظیری برای او نبود و او را مخترع # ~~فصاحت یونان میدانند أدبیات را رونقی تازه و خطابه را ابروئی بی # ~~اندازه داد فلسفه را از سفسطه جدا واصول صحیحه را از مغلطه مبرا # ~~ساخت مذهب این فیلسوف بر آن است که عالم قدیم است وحدوثرا # ~~منکر گردیده بیر کلیس میگویددنیا اول و آخری نداشته و ندارد بر اثرآین # ~~عقیده و بعضی عقاید دیگر که اظهار نمود مورد تکفیر اهالی یونان # ~~شد حکماء پیش از پیر کلیس عقائد مذهبی خود را از عامه پنهان می # ~~داشتند ولی او فلسفه را علنی ساخت و هر ms018 عقیده که در میدء و روح و # ~~خلقت عالم پیدا میکرد فوری بتوسط خطابه های جذاب خود اعلان PageV01P025 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0037.png) # ~~مینمود و مخصوصا پرستش آفتاب را که از عقاید حتمیه یونانیان بود # ~~جدا انتقاد نمودو میگفت شمس ماده موقده ایستکه همواره دراشتعالست # ~~بلکه در بعضی مقالات خود گفته است که آن ماده عبارتست از یکقطعه # ~~آهن تافته که درحالت دذوب یا قریب الذوب باشدماه را مظلم و سکونت # ~~در کره قمر را ممکندانسته کوهها و وادیهائی برای کره ماه قائل شده # ~~و چون تمام این مطالب مخالف با عقاید یونانیان بود چه شمس وقمر # ~~رادورب النوع مهم خودشمرده حتی عوامشان آنهاز اخالق و موجد میدانستند # ~~لذا سخت مورد حمله وتکفیر شده # بعدار پیر کلیس فلاسفه و بزرگان یونان رویه اورا پسندیده و آنرا # ~~تعقیب نمودند مطالب فلسفه را بجامه زیبای ادبیات ملبس ساختند و # ~~حقایق علوم و حکم رابدینهورت در خطابه های خود گنجانیدند ومردم # ~~یونان را بآن حقایق ومعارف آشناساختند ، معروفترین فیلسوفیکه این # ~~رویه را اتخاذ نمود جناب سقراط است(1) ابن ندیم درفهرست خود در # ~~ترجمه این فیلسوف بزرگوار گفته (سقراط معناه ماسک الصحه وانه کان # ~~زاهدأحکیما خطیبا قتله الیونانیونلانه خالفهم الخ) بعدازسقراط افلاطون ~~PageV01P026 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0038.png) ### | 27- # ~~الهی(2) و حکیم بزرگوار ربانی شیخ یونانی (3) و جماعت دیگر از # ~~بزر کان فلاسفه که این وجیزهرا گنجایش ذکر آنها نیست-رویهآ که پیر کلیس # ~~اتخاذ کرد بقدری پسیدیده بود که حتی حکمأ و فلاسفه روم هم این # ~~رویه را تعقیب کردندوهمه حقایق فلسفه را در خطابههای جذاب بکوش # ~~اهالی روم رسانیدند و مردم آنمرزو بوم را بآنحقایق آشنانمود ندرفته ~~رفته # ~~بطوری این شیوه پسندیده و این رویه مرضیه در سراسر یونانو روم # ~~جلوه گر گردید که پادشاهان یونان و خواند گارهای روم محتاج بخطابه # ~~و خطیب شدند و مخصوصا هرحکمیراکه میخواستند درسر اسر کشور # ~~خود مجری نمایندوهرمطلبیرا که میخواستند در اعماق قلوب مردم # ~~نفود دهند بتوسط خطابههای جذاب خطباء توانا انجام میدادندو حتی ms019 # ~~هر گاه میخواستند باپادشان مجاورعقد صلحی منعقد نمایندیامیخواستند # ~~رسولی بنزد پادشاهی بفرستند یاسایر امور مهمه کشوریرا انجام دهند # ~~تمام این امور را بدست خطباء زبردست توانا انجام میدادند. و برای آن # ~~که خوانندگان گرام بدانند همه اینمطالب حقایقی است که از تواریخ # ~~معتبره بدست آمده ناچاریم شاهدی از تاریخ ذکر نمائیم تا حقیقت حال # ~~کاملا معلوم گردد. PageV01P027 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0039.png) ### | وشه از تاریخ # موقعیکه شایور دوالاکتاف با پادشاره خزر جنک کرد و نواحی # ~~جنوبی وغربی خزر را بتصرف آورد و ضمیمهآ شهرهای ایران نمود # ~~تامسایور نامیرا بحکومت آنجامعین نمود و خودبتصفیه طرف شرقی # ~~خزر که ناحیهآ جیهون یاساحتی دورتر در سرحدات هندوستان وولایت # ~~قوم اسکیت باشد مشغول گردید . # در اینهوقع کاسیانوس نامی که از طرف امپر اطورروم بععکومت # ~~ارمنستان سرافراز بودخواست کاری از پیش خود کرده باشد که # ~~بنفع دولت متبوع خود تمام شود ، توضیح این مقال آنکه کاسیانوس # ~~میدانست ممکن نیست شاهپور از ارمنستان چشم بپوشد فرداست که # ~~آن پادشاه قویشوکت با کمال قوت و قدرت حمله به ارمنستان خواهد # ~~کرد و آنجا را استرداد وضمیمه ممالک ایران خواهد نمود کاسیانوس # ~~باین فکرافتاد حال که پادشاه ایران در منتهی قطر شرقی مملیکت خود ~~گرفتار # ~~جنگست و از طرفی نیزمیدانست که در انتهای غربی روم هم باز طوایف و حشی # ~~اغتشاشی کرده وامپراطور روم هم مشغول اصلاح مغاسد آنها است PageV01P028 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0040.png) ### | 25 # لذا موقعرا غنیمت دانسته وبا خود گفت بهتر انستکه عقدصلحی # ~~میانه دو امیر اطورمنعقد گردد و مصالحه نامهآ بقاعده نوشتهشود که جنک # ~~وجدال موقوف وارمنستان هم بتصرف رومیها باقی بماند لذا باتامساپور # ~~مذ کور بنای دوستی و مراوده را گذارد وضمنا از او خواهش کرد که # ~~پیش پادشاه متبوعخود اسباب صلحرا فراهم آورد تامساپور گویا درست # ~~ملتفت نشده یا آنکه نتوانسته مطلب را درست بشاهپور بفهماند در # ~~هرحال شاهپور خیال کرد امیراطور روم خوداقدام باینکار کرده واز # ~~روی عجز خواستار مصالحه شده و اتفاقاوقتی این خبر بشاهپور رسید ms020 # ~~که تازه از مخمصه شرق فراغت حاصل نموده و دشمنانرابدوستی دولت # ~~ایران واداشته اندیشه بیچار گی رو میهاضمیمه غرورغلبه بر دلاوران شرقی ~~شد # ~~وجوابی ازسرنخوت وتکبر بحرف تامساپورو درخواست رومیها دادونامهآ ~~PageV01P029 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0041.png) ### | 3. # ~~در کمال تهدید بامپراطور روم نوشته و آن نامه را توسط سفیری نرسس # ~~نام بروم فرستاد وچون نامهآ شاهپور خیلی مفصل است واز طرفی هم # ~~ممکنست خوانند گان از جوابیکه امیراطورروم نوشته پی بنامهآ شاهیور # ~~ببرندلذااز نوشتن آن صرف نظر کردیم (اماجواب نامه شایوردوالاکتاف) # ~~بعداز حشو وزوائد مطالب مهمه آن از اینقرار است میگوید . امیراطور # ~~روم که در بحر وبرمظفر ومنصور است ببرادرش شاپور مینویسد نائب من # ~~در ارمنستان بحسن نیت خودخواسته است باحکمران ایران عهد صلحی منعقد # ~~نمایدمشار الیه سرخود اینکاررا کرده و بهیچوجه محکوم باین امرنبوده واز # ~~جانب صاحب اختیاری باو اشاره نشده . PageV01P030 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0042.png) ### | 16- # معهذا من تقبیح وتکذیب خیال اورا نمیکنم چه از انعقاد صلح # ~~ابا ندارم بشرط آنکه عدل وانصاف باشد و بآبروی دولت روم ضرری # ~~وارد نیاورد واما بامیراطور کل ممالک روم تکلیف کردن که از آن # ~~اراضی که همیشه درتحت حمایت او بوده ودر کمال خوبی آنرا حفظ # ~~وحراست کرده دست بکشد حرفی بی پا ست گذشته ازاین مطلب تهدید # ~~وانذار ثمری ندارد هر که را بینی اینقدرها زرنک و باهوش خواهد بود # ~~ومخصوصا مردم ایران باید بدانند دولت روم هروقت طرف حمله واقع # ~~شده خود را نگهداری و پایداری کرده است فرضا درجنگی هم مغلوب # ~~شده باشد ازنتابج آن بهره برده است . # سه نفر بزای رساندن این نامه تعیین گردیدند . # اول پرسپر ازامراء مملکت روم # دوم اسیکتانیتوس که ازقضاة روم بود # سوم استانیتوس نام داشت واو ازخطباء وفلاسفه عالی درجه روم # ~~بشمارمیآمد و از شاگرد های معروف ژامبلینکوس که از حکماء بزرک # ~~اسکندریه است بوده و خطیب مذ کور باسن بازیل کشیش بزرک مشهور # ~~عیسوی مودت تامی داشته کنستانیتوس امیر اطور روم فوق العاده طالب # ~~صلح بود زیراکه جنک پرخطری ms021 باقبایل مقتدر آلمان درپیش داشتو # ~~یگانه مقصود اوازفرستادن این سه نفر بدربار دولت ایران این بود که # ~~اگر دو نفر اولی نتوانستند شاهنشاه ساسانی را متقاعد کنند خطیب # ~~مذکور باچرب زبانی و تقریربیان دلکش اینکار را بپردازد # عارنده گوید: # هر گاه خوانند گان گرام درزوایای تاریخ ملل قدیمه تعمق نمایند # ~~ازاین قبیل خطباء برجسته زیاد خواهند دید که همیشه هم آنهامصروف ~~PageV01P031 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0043.png) # ~~خدمت بمملکت واهل مملکت خود بوده و برای رفاهیت حال عامه تا # ~~آخرین درجه امکان کوششها کرده ولی چون شرح حال آنها طول و # ~~تفصیلی داشت ما بشرح حال همین یکنفر اکتفا نمودیم اینک به بینیم بعد # ~~ازطوفان خطابه میان مردم عجم درچه حالت بوده و ایا خطیب مهمی # ~~میان فارسیان بوده یا نه # بران وخطابه # نوفل افندی طرابلسی درزبدة الصحایف مینویسد اول مملکتی # ~~که بعد ازطوفان مشغول بتحصیل فلکیات شدند واخیرأ علوم آنها بنجوم # ~~کاذبه میدل گردید کلدانیان بودند و سپس فارسیان ازایشان اقتباس علوم # ~~کردند ولی علوم ایرانیان منحصرشد بفصاحت و لغت وفقط در این فن # ~~استاد شدند نگارنده گوید ازهمین بیان مختصر ما میتوانیم بفهمیم که # ~~خطباء وخطابه ایران در قرون اولی چه اهمیتی داشته که نوفل افندی # ~~بگوید ( علوم ایرانیان منحصر بفصاحت ولغت است) وحتی میتوانیم # ~~بگوئیم همان طوریکه لستانوس مشهور که یکی از فلاسفه بزرک یونانست # ~~و بموجب نص تاریخ مدتی در ایران تحصیل حکمت مینمود و پس از # ~~تکمیل تحصیلات خود بیونان برگشت و علوم ایرانی را بزیان یونانی # ~~اننقال داد وازاینرو شهرت واهمیت کامل حاصل نمودهمانطورلستانوس # ~~یادیگری از فلاسفه یونان فصاحتی که ایران دارا بوده همراه خودبیونان # ~~برده باشد وعلم معانی بیان که ریشه و سرچشمه همه علوم است همراه # ~~فلسفه وحکمت بیونان و ممالک دیگررفته باشد خلاصه آنستکه براهین # ~~بسیاری دردست داریم که درقرون اولی خطابه درایران مانند فلسفه # ~~وعلوم دیگر اهمیت مخصوصی داشته والبته هیچوقت سرزمین گل و بلبل ~~PageV01P032 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0044.png) # ~~خالی از بلبلان خوش آواز ونغمه سرایان ms022 دلنواز خطابه نبوده و چنین # ~~فهمیده میشود که بسبب محو کتب ایران که درفتنه اسکندر مقدونی # ~~صورت گرفت اسامی خطباء گرام مثل اسامی فلاسفه عظام محو گردید # واما درقرون وسطی همان طور که درتواریخ اسامی بعضی بزرگان # ~~فلاسفه مثل جاماسب و بوذرجمهر وکوبان وزیروامثالهم موجود است # ~~همینطوراسامی بعضی ازاعاظم خطبآء هم موجودوزینت بخش تواریخ # ~~است نگارنده بنام یکنفر از آنها اشاره مینماید و این گفتار را خاتمه # ~~میدهدو آن یکنفردانشمند ادیب و نویسنده لبیب پرر کوپیوس خطیب است # پرر کوپیوین کیست # پرر کو پیوس خطیب دانشمند بزر گیست که تقریبا در اوائل جها نیانی # ~~قباد ساسانی متولد کردیده و درعین انقلاب ایران کاملا مشغول تحصیل # ~~علوم بوده وچون سرمایه علمرا اندوخت بخطابه سرائی مشغول و سر آمد # ~~خطبآء عصر گردیده و علاوه برسخن سرائی و بیانات شیوا قلم زیبائی هم # ~~داشت رفته رفته کارش بالاگرفت تا آنکه چهارسال قبل ازفوت قباد # ~~رئیس دفتر وانشاء آن پدشاه دیجاه گردید . # پرر کوپیوس وقایع سلطنت قباد را کاملا تشریح کرده و تاریخ # ~~جهانبانی اورا درهردومرتبه روشن ساخته غالب مورخین تاریخ سلطنت # ~~قبادرااز روی تاریخ پرر کوپیوس برداشته از جمله مرحوم میرزامحمد حسین # ~~فروغی درتاریخ ساسانیان وقتی بوقایه سلطنت قباد میرسد اسمی از تاریخ # ~~پرر کوپیوس میبرد و گفته های اورا سند خود میشمارد و درحق اوچنین # ~~میگوید (گفته پرر کوپیوس در کمال اعتباراست چه اولا معاصران شاهنشاه # ~~بوده وثانیا دردانائی او شایبه نیست) و السلامعلی من اتبع الهدی ~~PageV01P033 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0045.png) ### | 4 ### | گفتار شیت # ~~(در پیدایش منبر در اسلاهو تواریخ متعلقه بمنبر و معنای لغوی آن) # در تفاسیر معتبره وارد است که چون پیغمبر(ص) بمدینه تشریف # ~~آورد قطعهآ زمینی بود از دو طفل یتیم که مردم در آنجاشتر میخوابانیدند # ~~آنحضرت آنزمین راخریدند و مسجد را بناکردند وخود آن بزرگوار # ~~با اصحاب کارمیکردند تامسجد را باتمام رسانیدند و سقف آنرابجذوع # ~~نخل پوشانیدند وده ستون از جذوع برای آن قرار دادند روزها موقعی # ~~که از نماز ms023 فارغ میشدند بستونیکه در جنب محراب اتفاق افتاده بود # ~~تکیه داده و پشت بقبلهروبمردم کرده وا نها را موعظه میفرمودوچون # ~~جمعیت خلق زیادو برعده مسلمین افزوده گردید شکایت کردند که ما # ~~صورت پیغمبر (ص) را نمی بینیم . # لذا آنجناب بعداز نماز بر میخواستند وایستاده تکیه بآنستون # ~~داده و آنهارا موعظه میفرمود و خطبه میخواند و هرگاه موعظه آنحضرت # ~~طول میکشید آنجناب خسته میشد و بسا اوقات که هواگرم بود بز حمت # ~~میافتاد زنی از انصار که پسر نجاری داشت خدمت پیغمبر (ص) عرض # ~~کرد اجازه بدهید پسر من منبری برای شما بسازد که روزها موقع # ~~خطابه بالای آن بروید تا بزحمت و مشقت نباشید و مردم ازم شاهدم # ~~روی مبارک شما بهرهمند گردند و چون اجازه گرفت به پسرخود که # ~~یمینا نام داشت گفت ای پسر منبری برای پیغمبر (ص) بساز که این # ~~شرافت تا قیامت در خانواده ما باقی بماند آن پسر از حضرت سؤال کرد # ~~که منبر چند درجه داشته باشدفرمود ( سه درجه) آنجوان یکمنبرسه # ~~پله ساخت و آنحضرت او راتحسین فرمود، عرض منبر یکذرع وارتفاعش ~~PageV01P034 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0046.png) # ~~از زمین دو ذرع و ارتفاع هر درجه دو وجب بود و شکل دو رمانه # ~~در دو طرف پله اول قرار داد چون پیغمبر (ص) از نماز فارغ گردیدند # ~~بر خواستند و بر آن منبر بالا رفتند ستونیکه روزهای قبل بآن تکیه # ~~میدادند مثل ماده شیری که بچه خود را گم کرده باشد بناله آمد. # اسطن حنانه از هجر رسول %~% ناله میزد همچوارباب عقول # اهل مسجد متاثر شدند حضرت از منبر بزیر آمدند و ستونرا # ~~بغل گرفتند ومانند کسیکه او راتسلی بدهند دست براو میکشیدندو سبب # ~~ناله را از او پرسیدند ستون عرض کرد ناله من ناله فراقست از هجر # ~~حضرت شعا میسوزم و مینالم فرمود میخواهی دعا کنم سبز شوی وهمیشه # ~~پر میوه باشی عرض کرد دعا کنید خداوند مرااز درختهای بهشت قرار # ~~دهد که برای میوه من زوال ms024 نباشد حضرتامر کردستون را دفن کردند # ~~و فرمود روز قیامت چون مردمان محشور خواهد شد «در خبری وارد # ~~است آنحضرت فرمود هرگاه من این ستون را ساکت نکرده بودم تا # ~~قیامت بناله خود باقی بوده بعداز دفن ستونا نحضرت بالای منبررفتند # ~~و چون پای مبارک را بپله اول و دوم وسوم نهادهدست برمیداشت و امین # ~~میفرمود بشرحی که معروفست «فنعس نعسة فانتبه مغموما در آنموقع # ~~چشم آنحضرت گرم گردید و طولی نکشید که بیدار شده در کمال # ~~هم و غم اصحاب عرض گردند چه میشود شما را فرمود حال که چشم # ~~من گرمشد در عالم رو یا دیدم چهارده میمون اتشین بالای این منبر # ~~میرفتند و پائین میآمدند و بازی میکردند و مردم را از دین بر می # ~~گردانیدند ناگاه جبرئیل نازل شدو این کریمه مبار که را آورد «وما # ~~جعلنا الرویا التی ارنیاک الافتنه للناس والشجرة الملعونة فی القرآن ~~ونخوفهم # ~~تخویفا ومایزیدالظالمین الاخسارا، PageV01P035 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0047.png) ### | 30- # یعنی یا رسول الله تعبیر خواب شما اینست که بنی امیه مسلط # ~~میشوند و بالای منبر شما میروند و مردمرا از دین بر میگردانندودر # ~~قیامت بصورت بوزینه گان محشورمیشوند واینطائفه شجره ملعونه اند که # ~~اصل و فرعشان دشمن شماو اولادهای شماخواهند بودجناب رسول ص # ~~بسیار غمناک گردید واز جبرئیل پرسید که آیا استیلاء بنی امیه درحیاة # ~~من خواهد بود عرض کرد بعد از فوت شما ومدت سلطنت آنها # ~~هزار ماه طول خواهد کشید از بس حضرت رسول غمنده وافسرده # ~~کردید، برای تسلی قلب آنحضرت سوره مبارکه قدر نازل # ~~گردید و خداوند یگشب قدر بآنحضرت و اولاد طاهرین آنحضرت # ~~عطا فرمود که بهتر است از هزار ماه که آل امیه در اینعالم سلطنت # ~~کردند (1) «فمارأی رسول الله بعد ذالک ضاحکاو قال هص» اول من یبدل # ~~دینی رجل من بنی امیه فاذارا یتموه علی منبری فارجموه بالحجارة» دیگر # ~~کسی خنده به پیغمبر ص ندیدو مکرر فرمود اول کسیکه دین مرابه # ~~بیدینی تبدیل خواهد کرد یکنفر از ms025 آل امیه است هر وقت او را بالای # ~~منبر من نشسته دیدید سنگسارش نمائید این سخن در گوش صحابه بود تا # ~~روزیکه دیدند عثمان بمنبر حضرت رسول ص نشسته . # البته خلیفه است همه کس نمیتواندبمقام خلافت جسارت نمایدبس # ~~میان صحابه کسیکه امتثال امر رسول خدا را کرد جناب ابوذر غفاری # ~~بود که هروقت عثمانرا بر منبر میدید چند عدد سنگریزه باومیزد و # ~~همین اسباب آنهمه گرفتاری و بالاخره تبعید او بربذه گردید - بعداز # ~~وفات پیغمبر(ص) ابی بکر بالای همان منبر رفت ولکن بجهة احترام پیغمبر ~~«ص» # ~~در پله دوم نشستعمرمحض احترام ابی بکر در پله سوم نشستعثمان ~~PageV01P036 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0048.png) # ~~امرکرد قطیفهآ بعرشه فرش کردند و گفت حضرت رسول و ابوبدر # ~~وعمر بروی چوب نشستند من بروی قطیفه و باین غدر عذر خواست # ~~و دهنهارابست و بجای رسول خدانشست وچون نوبت بجناب امیر المؤمنینع # ~~رسید آنحضرت پس ازفراغت از نماز بعرشه منبرنشست ناگهان فریادها # ~~بلند گردید و مردم بحرف ا مدند فرمود چه خبراست همهمه برای چیست # ~~گفتند یا ابالحسن این غوغا برای نشستن شما است بجای رسول خدا # ~~فرمودای مردم نادان آرام باشید (اناعبدالله و اخورسول الله) هن روز فتح # ~~مکه برای بالارفتن ببام کعبه پای خودرا بدوش پیغمبر گذاردم آیا احترام # ~~این چوبها زیاد تر از احترام کتف رسول الله است آنگاه شروم کرد به # ~~خطابه ( ابن ابی الحدید معتزلی درشرح نهج البلاغه میگوید اچون در # ~~سال چهل ویک هجرت خلافت بمعاویه ابن ابی سفیان رسید مسجدی در # ~~شام ساخت وخواست منبرپیغمبر (ص) رابشام ببردو دران مسجدنصب # ~~نماید حکمی در اینخصوص بمروان حکم که حکمران مدینه بود نوشت # ~~مروان خواست آن حکمرا مجری دارد همینکه منبررا حرکت دادند # ~~خورشید منکسف و ستارها نمودار گردید لذا منصرف شد و آنوقعه را # ~~بمعاویه خبرداد - سال دیگر معاویه بقصد حج بمدینه آمدخودش ایستادو # ~~حکم کرد منبررا حرکت دهند زلزله شدیدی شدو باد سیاهی وزید معاویه # ~~منصرف گردیدو گفت میخواستم به بینم موریانه ms026 منبررا نخورده باشد. # آنگاه امر کرد مسجدرا بزرک نمایند وخود حرکت کرد برای # ~~مکه در بر گشتن گفت مسجد بزرک شده منبرهم بایدبزرک شود وشش بله # ~~از طرف اسفل بان سه پله افزود (فالمنبرصار بمازاد تسع مرقاة) و آن منبر # ~~بودتازمان خلفاء بنی العباس که مندرس گردید ومردم از چوب آن شانه ~~ساختند. # ملک مظفر منبری از چوب صندل برای مسجدالنبی فرستاد که دو # ~~رمانه طلاداشت ، PageV01P037 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0049.png) # رکن الدوله منبری مشتمل برنه پله فرستاد باندک زمانی هوریانه # ~~نرا خورد ، # یکی ازقیاصره روم منبری که نیز مشتمل برنه یله بود فرستادزنی # ~~نذر کرده بود شمعی بالای منبر روشن کند شبانهآ که آنزن بنذرخودوفا # ~~کرد وشمعرا روی چوب منبر گذارد خدمه مسجد ملتفت نشدنید شمع # ~~سوخت و بچوب منبر رسید آتش گرفت و ستون پهلوی منبر نیز مشتعل # ~~گردید خدام خبردار شدند آتشر اخاموش کردند. # سلطانمراد که از قیاصره روم واز سلاطین آل عثمان است منبری # ~~فرستاد گه تا اینزمان نقصی باونرسیده مگر گاهیکه محتاج بتعمیر جزئی # ~~میشود ، نگارنده گوید شیخ بزر گوارصاحب جواهر الکلام حدیثی راجع # ~~به منبر پیغمبر(ص) روایت کرده که متن آنحدیث رازیب بخش این اوراق # ~~قرارمیدهیم (قال رحمه الله ففی الصحیح عن الصادق (ع) اذافرغت عن الدعاء # ~~عنذقبر النبی (ص) فأتالمنبر وامسحه بیدک وخذبرمانتیه السفلی وامسح # ~~عینیک ووجهک به فانه شفاء للعین) # وقال رسول الله (ص) مابین قبری ومنبری روضة من ریاض الجنه # بالجمله منبر پیغمبر (6) اول منبری بود که دراسلام ساخته شد و # ~~بعد بامر معاویه ابن ابی سفیان مسجدها ساختند و منبرهای بسیار گذاشتند # ~~و بر آن منبرهاسب ولعن میکردند علی (ع) راشاعر گوید # (وعلی المنابریعلنون بسبه - وبسیفه نصبت لکم اعوادها) درتاریخ # ~~احوال معاویه نوشته اند دوهزارخطیب موظف دردیوان بنیامیه بودند # ~~که بالای منابرسبعلی(ع) وامیکردند (بحرالعلوم رحمة الله علیه فرموده) # نزت امیة حربثم مروان %~% منا بر مالهم فیهن سلطان # واعلنت لعنت لعن الوصی بها %~% وقداقیمت به منهن عیدان PageV01P038 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0050.png) # # کم قدعلاما علاه الطهر ذودنس ms027 %~% رجس من الناس بل قرد وشیطان # ~~خلاصهروز گار بنی امیه منبرها ساختند مشتمل برپلههای بسیار درسال 161 # ~~هجری مهدی عباسی امر کردتمام منبرهارادر بلاد کوتاه کردند که بوضع هنبر # ~~حضرت نبوی(ص) باشد # مدتی منابر کوتاه بود وثانیا بازمنبر نه پله و زپادتر رواج گردید # ~~ومنبر نه یله کنایه ازعرش است که فلک نهم باشد. # نگارنده گوید لازم است در پایان این گفتار بمعنای لغوی منبر # ~~اشاره شود و بعدا تذکری در این خصوص بهمه برادران منبری # ~~داده شود . # لغویین گفته اند ( المنبر بکسرالمیم سمی به لارتفاعه لانه من نبرت # ~~الشیئی انبره نبرأ ای رفعته وجمعه المنابر) یعنی منبر بکسر هیم بمعنی ~~مکان # ~~بلنداست یعنی منبر جای کسی است که بحسب معناار تفاعی داشته باشد نسبت # ~~بکسانیکه پای منبر نشسته اند (واما معنای عرشه منبر) جمعی بر آنند که # ~~عرشه منبر ازعرش حضرت رب العزه جل وعلا که عبارت ازفلک نهم باشد # ~~مأخود است و بهمین جهت درجات منبررا منحصر به نه میدانند بعضی گفته # ~~اندعر شه منبر مأخود ازعرش بمعنی سریر پادشاهاناست کمافی قوله(تع) # ~~ورفع ابویه علی العرش) که راجع بقضیه حضرت یوسف است نسبت بحضرت # ~~پعقوب وبرهردو تقدیر عظمت شأن وجلالت قدر منبر ثابت ومعین است و # ~~درمقام خود محقق است که صاحب شأن رفیع بایستی این مقام منیع را # ~~اشغال نماید یعنی منبر جای انبیاء و اوصیاء واتقیاء ازعلماء است نه جای # ~~هربی سروپا # بنده نگارنده کاملا معتقدم کسیکه متقی و پرهیز کار نیست کسیکه # ~~دارای علم وعمل نیست و بالاخره کسیکه واجدشرایط وعظ وخطابه نیست ~~PageV01P039 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0051.png) ### | -40 # ~~نیاید این مکان رفیع ومقام منیع را اشغال نمایدو هر گاه اشغال ~~نمودالبته # ~~غاصباست ودرقیامت هم بابنیامیه و مروانیان محشور خواهد بود، و # ~~هذاتمام الکلام ### | گفتارهفتم # (دراسناد ومدارک اینکتاب مستطاب) # گرچه در آغاز وانجام جمیع تراجم وهمه مطالب این کتاب حتی # ~~المقدور اشاره بمدرک ومأخذ هر مطلبی شده ولیکن برای زیادتی بصیرت # ~~خوانندگان گرام قبل از شروع در مقصود ms028 کتب معتبره ورسائل موثقهآ # ~~که نگارنده از آنها استفاده کرده نام برده میشود با اشاره اجمالی ~~باسامی # ~~مصنفین ومؤلفین آنها . بمنه وتوفیقه # 1- کتاب ابواب الجنان فارسی تألیف مولی رفیع الدین محمدبن # ~~فتح الله الواعظ القزوینی متوفی سال 1089ه # 2- کتاب آثارالعجم فارسی اثرقریحه فاضل معاصر میرزا محمد # ~~تصیرمشهور بمیرزا فرصت شیرازی متوفی سال1339ه # 3- اجازه کبیره شیخ اجل افضل شیخ حسن بن الشهید الثانی # ~~صاحب معالم وغیره # 4 - اجازات بحار ازتألیفات شریفه مروج مذهب و دین محیی # ~~شریعت سید المرسلین العلامة المجلسی اجلسه الله فی فرادیس الجنان # ~~متوفی سال 1111ه # 5 - اجازات متفرقه که علام فهام محقق مرحوم آقامیرزاابوالمعالی # ~~ابن العالم الربانی علم الاعلام حاج محمد ابراهیم کرباسی اعلی الله ~~مقامهما PageV01P040 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0052.png) ### | 410- # ~~جمع فرموده وقریب سی اجازه است ازعلماء بعد ازمجلسی تا نزمان # ~~مرحوم حاجی کرباسی # بعبارة اخری اجازات علماء تمام قرن دوازده ونیمی ازقرن سیزده # ~~است که همه آنها بخط مرحوم آقا میرزا ابوالمعالی در کتابخانه # ~~نگارنده مضبوط است . # 6- کتاب اجمل التواریخ تألیف امیر الشعراء مرحوم حاجی میرزا # ~~رضا قلیخان نوری متوفی سال 1290ه # 7 - کتاب احتجاج تألیف شیخ ثقه جلیل ابومنصوراحمد بن علی بن # ~~ابی طالب الطبرسی استاد رشید الدین ابن شهر آشوب المازندرانی # ~~قدس سره # 8 - کتاب احقاق الحق ازتصنیفات سید اجل اکمل فخر الساده # ~~والفائز بدرجة الشهادة قاضی سعید نورالله التستری الشهید اعلی الله ~~مقامه # 9- کتاب احیاء العلوم تألیف حجة الاسلام محمد غزالی # ~~شافعی اشعری . # 10 -کتاب اخبار الدول تألیف شیخ فاضل ابوالعباس احمد بن # ~~یوسف دمشقی # 11- کاب اربعین - تألیف شیخ جلیل و عالم نبیل مولی اسمعیل # ~~خواجوئی طاب تراه # 12 - کتاب ارشاد تألیف مرشد علماء امامیه محمدبن محمدبن # ~~نعمان مشهوربشیخ مفید رفع الله قدره # 13 - کتاب ارشاد القلوب تألیف شیخ علام فهام حسن بن ابی الحسن # ~~الدیلمی الواعظ PageV01P041 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0053.png) ### | -42- # 14- اصل سلیم بن قیس هلالی از بزرگان اصحاب امیر المؤمنین (6) # ~~بروایت ابن عیاش # 15 - کتاب اعیان الشیعه تألیف سید المعاصرین وسند العلماء # ~~الراشدین السید محسن العاملی ms029 الشامی ادام الله ظلة السامی که تا حال # ~~بیست جلد از آن بطبع رسیده. # 16- کتاب امالی املاء شیخ جلیل بزر گوار محمد بن الحسن الطوسی # ~~هتوفی سال 60 4 ه وبعضی امالیرابفرزندش ابوعلی نسبت دادهاند . # 17 - کتاب امثال وحکم تألیف اقضی القضاة علی بن محمدالبصری # ~~البغدادی الشافعی معروف بماوردی متوفی سال 450 ه خطیب بغدادعلم # ~~حدیث را از اواخذ کرده و نسخه موجوده نزدنگارنده خط شیخ محمدبن # ~~شیخ محمود مناشیری شافعی است که درتاریخ 8 اذیقعده سال 1021ه # ~~آنرا باتمام رسانیده . # 18 - کتاب امل الامل تألیف شیخ عالم عامل محدث شیخ حرالع املی # ~~عامله الله بلطفه الخفی والجلی صاحب الوسائل متوفی سال1104ه وقبر آن # ~~بزر گوارجنب مدرسه میرزا جعفرواقعه درصحن مطهر حضرترضاع است # 19 - کتاب انجمن خاقان تألیف ادیب فاضل محمد معروف بفاضل # ~~خان کروسی متوفیسال 1252ه وظن قوی آنستکه نسخه موجوده نزد # ~~آین بنده نسخه اصل است . # 20_ کتاب انوار نعمانیه تألیف عالم محدث جلیل محقق سیدنعمة الله # ~~جزائری متوفی سال 1112 هجری # 21 - بحار الانوار تألیف صاحب نفس قدسی مولانا علامه مجلسی # ~~نورالله مرقده الشریف # 22 - کتاب البدایه فی شرح الهدایة تألیف عالم ربابی ومحقق PageV01P042 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0054.png) ### | 43 # ~~الصمدانی الشهید فی سبیل الله شیخزین الدین الهاملی المعروف ~~بالشهیدالثانی . # 23 - کتاب برق الوامض درشرح قصیده یائیه ابن الفارض . # 24 - کتاب بستان السیاحة تالیف عارف ربانی مرحوم حاج هیرزا # ~~زین العابدین شیروانی نعمة اللهی که معاصر فتحعلیشاه بوده. # 25 - کتاب بهجة المباهج تألیف واعظ فرید محدث وحیدابوسعید # ~~مولی حسن بن الحسین الشیعی السبزواری وفات اینواعظ کامل معلوم # ~~نیست بلی درمطاوی همین کتاب گاهی بیک واسطه و گاهی بدوواسطه # ~~از شیخ طوسی طاب تراه روایت میکند و نسخه کهنه از این کتاب نزد # ~~نگارنده هوجود است که تاریخ آن از بین رفته. # 26 - کتاب تاریخ اصفهان فارسی تألیف ادیب فاضل هعاصرحاجی # ~~میرزا حسنخان انصاری سلمه الله تعالی # 27 -- کتاب تاریخ انقلاب طوس تألیف عالم فاضل معاصر شیخ # ~~محمدحسن هروی مشهدی . # 28 ms030 - کتاب تاریخ بغداد تألیف حافظ شرق مورخ بغداد شیخ احمد # ~~خطیب متوفی سال 463 هجری ودرسنه 1349 هجری در چهارده جلد # ~~درمصر طبع گردیده . # 29_ کتاب تاریخ ساسانیان تألیف میرزا محمد حسینخان فروغی # ~~ملقب بذکاء الملک . # 30 -کتاب تحفة النظار فی غرائب الامصار تألیف ابن بطوطه طنجئی # 31 - کتاب تدوین در تاریخ جبال شروین تألیف عالم وزیر # ~~اعتماد انسلطنه. # 32 - کتاب تذکره شیخ محمد علی بن ابیطالب معروف بشیخ PageV01P043 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0055.png) ### | 440- # ~~علی حزین زاهدی گیلانی اصفهانی - راجع بفتنهآ افغان و گرفتاری مردم # ~~اصفهان تا ظهورنادرشاه افشار وجنگهای او با افغان و بیرون کردن آنهارا # ~~ازایران وحمله بهندوستان و بالاخره انقراض صفویه وعاقبت کار نادر # ~~همه راجمله بجمله شرح داده - فوت حزین در سال 1181 هجری در # ~~بنارس بوده . # 33- کتاب تذکره خواص الامة تألیف شیخ فاضل سبط ابن # ~~جوزی واعظ . # 34 - کتاب تذکرة القبورفارسی تألیف عالم ربانی مولی عبدالکریم # ~~بن مهدی جزی اصفهانی متوفی 1341 ه # 35 - کتاب ترجمه اکمال الدین تالیف عالم ربانی و فاضل صمدانی # ~~سید علی بن السید محمد الاصفهانی معروف بامامی است . # 36 - کتاب ترجمه تاریخ یمینی (1) تألیف حبیب الدین محمدبن # ~~علی اصغرجرفادقانی که در ربیع الاخر سال 603 هجری آنرا بفارسی # ~~بسیارفصیح ترجمه نموده ودرسال 1273 هجری طبع گردیده . # 37- کتاب تعلیقه تألیف استاد البشرو مروج المذهب فی قرن # ~~الثانیعشر شیخ اجل انضل مولی محمد باقربن محمد اکمل المعروف # ~~بمرج بهبهائی # 38 - کتاب ثمرة الحیات درعرفان تألیف وانظ کامل معاصر حاج # ~~ملا عباسعلی قزوینی معروف بکیوان . PageV01P044 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0056.png) ### | 45- # 39 - کتاب جامع المقال در علم رجال تألیف عالم ربانی شیخ فخر # ~~الدین محمد علی بن طریح النجفی متوفی 1085 ه # 40 - کتاب حنات الخلود تالیف عالم عامل کامل میرزا محمد # ~~رضای امامی مدرس اصفهان که درسال 1125ه موافق عدد(جنات الخلود) # ~~شروع بتألیف آن کرده ودرسال 1128 هجری مطابق عدد (باغ عدن) # ~~از تألیف آن فارغ گردیده . # 41 - کتاب جنة العالیه تالیف علام فهام معاصر مولی حاج شیخ # ~~علی ms031 اکبر نهاوندی ساکن مشهد مقدس حضرت رضا (ع) # 42 - کتاب حنة النعیم در شرح حال حضرت عبدالعظیم حسنی # ~~مدفون بری تالیف شیخ عالم عامل و فاضل کامل مولی محمد باقربن # ~~مولی اسمعیل مازندرانی الاصل تهرانی المسکن متوفی سال 1313در # ~~راه مشهد* # 43 -کتاب جوامع الکلم عر بی است - اثرقریحهآ سرشار سیداختیار # ~~فرزند غیاثالدین حسینی و این کتاب بسیار نفیس است و مرغوبودر # ~~عالم ادبیت فوق العاده عزیز ومحبوب . سید اختیار مشارالیه سال 897 # ~~هجری شروع در تألیف نموده و کلمه افتتاح را برای تاریخشروع اختیار # ~~فرموده چنانچه گوید. # زینت افتتاح کتا:ی بمدح من %~% مفتاح کلشئیاری فی امتداحه # من بعدفتح عینک ان شئت یافتی %~% تاریخ الافتتاح فخذ بافتتاحه # وعجب آنستکه در همانسال آن کتابرا تمام کرده و کلمه تتمیم # ~~را برای تاریخ اتمام اختیار فرموده چنانچه فرماید . # تم یا الخیر جامع نافع %~% فا رتقب یاقتی بتعلیمه # حین تممته بعون الله %~% بنت تاریخه بتتمیمه PageV01P045 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0057.png) # سید هؤلف منتها درجه فصاحت و بلاغت را در این کتاب نشان # ~~داده ودر ایجاز مطالب اعجاز کرده - بیان نگارنده ازوصف اینکتاب # ~~قاصر، ونسخهآ آن در کتابخانهاین بنده موجود استوحاضر، والشکرلله # ~~الملک القادر. # 44 - کتاب حاشیه شیخ سعید شهیدزین الدین العاملی اعلی الله مقامه # ~~الشریف بر خلاصه علامه. # 45 - کتاب حیات الحیوان منطبعه مصر دردوجلد تالیف کمال الدین # ~~محمدبن موسی مصری دمیری متوفی 88 ه # 46 - کتاب الخرایج تالیف فقیه محدث مفسر نقاد قطب الدین # ~~سعید بن هبة الله الراوندی . # 47 - کتاب الخلاصه از آیت الله فی العالمین علامه مطلق الشیخ # ~~حسن بن یوسف المطهر الحلی متوفی11 محرم سنه 726ه مدفون درجوار # ~~حضرت امیر المؤمنین علیه السلام . # 48 - کتاب خلاصة الحیات تألیف مولی عبدالرحمن بن احمدبن # ~~محمدالشاعر الصوفی الحنفی الاشعری المعروف بجامی صاحب مؤلفات بسیار # ~~و اشعار بیشمار، فوتش898 هجری قبرش در هرات نسخهآ که در کتاب # ~~خانه بنده موجود است مورخست بتاریخ سنهست وثمانین و ثمانمائه یعنی # ~~ده سال قبل از فوت جامی نوشته شده. ms032 # 49 - کتاب خیرات حسان از آ تار مستحسنه مرحوم محمد حسنخان # ~~اعتمادالسلطنه ودرسه جلد طبع گردیده است . # 50 - کتاب دمعة الساکبه تألیف شیخ جلیل وحبر نبیل مولی # ~~محمد باقر دهدشتی بهبهانی طاب ثراه و علاوه بر نسخه چاپی جلد پنجم # ~~که در رجعت است نیز نزد نگارنده موجوداست والحمدلله PageV01P046 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0058.png) ### | 47 # 51 - کتاب در منثور از تألیفات نفیسه عالم متتبع بصیر شیخ # ~~علی بن محمدبن حسن بن زین الدین شهید ثانیست (وله ایضا کتاب # ~~در المنظوم). # 52 - کتاب الذریعه الی تصانیف الشیعه از تآلیفات علامه فهامه # ~~معاصر افضل المتتبعین آقای شیخ آقا بزرک تهرانی نجفی است و تاکنون # ~~پنج جلد از این کتاب طبع شده و در مقام خودعدیل ونظیری ندارد ه # 53 - رجال کشی تالیف عالم بصیر باحوال رجال محمدبنعمربن # ~~عبدالعزیز کشی و او از اصحاب و تلامذه عیاشی معروفست وکش بفتح # ~~کاف وتشدیدشین یکی از شهر های ماوراء النهر است . # 54 - رجال نجاشی تألیف ثقه عالم جلیل ابوالعباس احمدبن عباس بن # ~~محمدنجاشی متوفی سال 450 ه # 50 - کتاب رجال ابن داود تألیف شیخ فاضل محقق فقیه حسن بن # ~~علی بن داود حلی است که از تلامذه احمد بن طاوس و جناب محقق است . # 56 کتاب رسائل رجالیه از تحقیقات سیدالمدققین وسندالمحقیقن # ~~حجة الإسلام والمسلمین حاجی سید محمد باقر شفتی اصفهانی متوفی # ~~سال 1263 هجری. # 7د - رساله ابن غضایری معروف و این رساله راسید جلیل صاحب # ~~روضات الجنات طاب ثراة بخط خود مرقوم داشته و بای کتابخانه # ~~سید حجة الاسلام اعلی الله مقامه فرستاده و امروز آنرساله در کتابخانه # ~~محقرابن عبدعدیم موجوداست والحمدلله . # 58_ رساله محاکمه بین مجتهدین واخباریین از تحقیقات عالم عامل # ~~و مجتهد کامل شیخ محمد بن احمدبن زین الدین احسائی است وشیخ # ~~محمدمذ کور آنرسالهرا در جواب عالم فاضل کامل شیخ عبدالله بن شیخ ~~PageV01P047 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0059.png) ### | 48- # ~~محمد علی قطیفی مرقوم فرموده وبالاخره حق را بمجتهدین داده و طریقه # ~~پدر خود را انتقاد نموده (1) و آنرساله ms033 قریب 15 ورق بخط آنمرحوم # ~~در کتابخانه این احقر موجود است . # 59 - رساله در مسائل متفرقه در درآیه و رجال و تاریخ ایضا # ~~از تحقیقات شیخ محمد احسائی مذکوررحمة الله علیه # 60 - کتاب روضات الجنات در تاریخ علماء و سادات از تألیفات # ~~نفیسه سید فاضل وعالم عامل قدوة العلماءالراشدین وزبدة ~~الفضلاءوالمصنفین # ~~آقای آمیرزا محمدباقربن زین العابدین الخونساری الاصفهانی متوفی # ~~سال 1313 هجری اعلی اللهمقامه # 61 - کتاب روضة اللانوار عباسی فارسی تالیف علم الاعلام شیخ- # ~~الاسلام المحقق المدقق مولانا محمد باقر السبزواری اعلی الله مقامه # 62 - کتاب روضة الصفاه هفت جلد آن تالیف مورخ شهیر همام الدین بن # ~~خاوند شاه است مرحوم امیر الشعراء رضاقلیخان هدایت سه جلد بر آن # ~~افزود ودرتهران ده جلد طبع و موسوم است بروضة الصفاء ناصری . # ~~شهید سعید حسن بن علی بن احمد نیشابوری معروف بفتال طاب ثراه # 64 . کتاب ریاض السالکین در شرح ادعیه سید العابدین (4) # ~~که معروفست بصحیفه کامله تألیف سیدجلیل علام فهام صاحب اصل وشرف # ~~وجلال سید علیخان مدنی شیرازی طاب ثراه PageV01P048 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0060.png) ### | 49. # 65 - کتاب ریاض السیاحة تألیفعارف معارف الهی حاج زین العابدین # ~~نعمة اللهی رحمه الله. # 66 - کتاب ریاض العارفین تالیف امیر الشعراءمرحوم رضاقلیخان # ~~هدایت رحمه الله . # 67 - کتاب ریاض العلماء تالیف علام فهام بصیر نقاد خبیر آمیرزا # ~~عیدالله معروف بافندی که یکی از بزرگان تلامذه علامه مجلسی و محقق # ~~خونساری بوده و در حدودسال 1130 هجری دراصفهان برحمت ایزدی # ~~واصل گردیده نگارنده ازسه جلداین کتاب استفاده کرده والحمدلله # 68 - کتاب زبده الصحائف تالیف نوفل افندی طرابلسی. # 69 - کتاب زبده المعارف تالیف عالم عامل زاهد مولاعلی اکبر # ~~ازئه اصفهانی متوفی سال»123 هجری رحمه الله (اژه از بلوک رویدشت # ~~اصفهانست) . # 70 - سالنامه 1325 و 1326 شمسی نور دانش بقلم دانشمند # ~~جلیل و ادیب ارجمندنبیل بانی انجمن تبلیغات اسلامی ادام الله توفیةاته # 71 - کتاب سبحة المرجان در تاریخ علماعو ادباء هندوستان تالیف # ~~ادیب اریب و عارف لبیب مرحوم غلامعلی بلگرامی معروف به آزاد # ~~رحمه ms034 الله. # 72 - کتاب سلافة العصر تألیف سید نجیب و جوهر عجیب سیدعلی # ~~خان بن نظام الدین احمد مدنی شیرازی متوفی سال1120 هجری مدفون # ~~در شاه چراغ قریب قبر مرحوم سید ماحد بحرانی اعلی الله مقامه # 73 - کتاب الشافی از تصنیفات شریفه سید علماء الامه و محی آثار # ~~الائمه کهف التقی وعلم الهدی السید الاجل علی بن حسین بن موسی الموسوی # ~~معروف بسیدمرتضی متوفی سال 436 هجری رضی الله عنه. PageV01P049 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0061.png) ### | 55- # 74_ کتاب شرح باب حادیعشر- بسیار مفیدو مفصل از تصنیفات # ~~عالم عامل متکلم حکیم محمدبن علی بن ابراهیم احسائی صاحب # ~~مجلی است . # 70_ کتاب شرح اصول کافی تصنیف عالم صالح زاهد محدث جلیل # ~~القدر جناب آملاصالح مازندرانی داماد مجلسی اول متوفی سال1081 # ~~هجری - گوینداین شرح بهترین شروح کافی است. # 76 - کتاب شرح شافیه ابوفراس اثر قلم و قریحهآ عالم عامل ادیب # ~~صاحب لسان الفصیح والبیان الملیح سید محمدمعروف به امیر الحاج کتابیست # ~~بس عزیز ودر سال 1296 طهران طبع شده . # 27 - کتاب شرح عقاید ابن با بویه از تصنیفات شیخ مشایخ شیعه # ~~و دخر شریعه محمدبن محمدبن نعمان مشهور بهشیخ مفیدمتوفی 412 # ~~هجری و این نسخه بخط مولی احمد میسی عاملی عامله الله بلطفه نزداین ~~بنده # ~~موجود است . # 78- کتاب شرح قصیده بردهعر بیست و نسخهغیر از شروح معروفه # ~~است ولی شارح شناخته نشد. # 79 - کتاب شرح قصیده تائیه دعبل خزاعی عربیست و شارح # ~~شیخ کمال الدین محمدفسوی و نسخهآ بخط عارف جلیل آقای غلامرضا # ~~معروف بحیران موجود است . # 80 - کتاب شرح قصیده فرزدق در مدح مولاناحضرت سجادر4) # ~~تألیف شیخ محمد شفیع ابن محمدعلی استرابادی # 81 - کتاب شرح قصیده خمریه این فارض تالیف شیخ عارف نامی # ~~مولی عبدالرحمن جامی وتاریخ فراغ او ازاین شرح سال 875 هجری # ~~است چنانچه خود گفته PageV01P050 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0062.png) ### | -51- # بی دعوی فضل جامی ولاف هنر درسلک بیان کشید این عقد کهر # وان احظه که شد تمام آوردبدر تاریخ مه وسال وی از(شهر صفر) # 82 - کتاب شرح قصیده ms035 عینیه سید حمیری که مطلعش این ایت # لام عمرو باللوی مریع %~% طامسة اعلامها بلقع تألیف شیخ که ال # ~~الدین محمد فسوی بخط غلامرضا حیران مذکور. # 83 - کتاب شرح قصیده لامیة العجم طغرائی معروف گرچه شارح # ~~شناخته نشده ولیکن شرح غیراز شرح صلاحالدین سفدی و شروح دیگر # ~~است و نسخهآ قدیمی که ناریخ آن معلوم نیست در کتابخانه این بتده # ~~هوجود است . # 84 - کتاب شرح مشیخه تهذیب الحدیث تألیف، مید جلیل خبیروشالم # ~~متتبع بصیرمحمد اشرف ابن عبدالحسیب بن احمد اصفهانی تلمیذ علامه # ~~مجلسی صاحب فضائل السادات و کتب دیگراست و نسخهآ اصل شرح مذکور # ~~بخط شریف محمداشرف نزدبنده موجولست والحمدنه # 80 - کتاب شرح مشیخه من لایحضره الفقیه : ألیف شیخ تقی زکی # ~~المعی صاحب الکرامات مولی محمد تقی مجلسی اعلی التمقامه است # 886 - کتاب شرح نهج البلاغه تألیف مورخ ادبب وفاضل اریب ابن # ~~ابی الحدید معتزلی # 87 - کتاب شرح نهج البلاغه فارسی تالیف عالم عامل وحکیم کامل # ~~میرزا محمدباقر معروف بنواب و این کتاب در سال 1317 در طهران # ~~طبع شده . # 88 - کتاب شرح نهج البلاغه عربی تالیف عالم عامل ادیب آشیخ # ~~ابراهیم بن حاجی آقاحسین خوئی تبریزی و اینکتاب دردوجلد سال 1292 # ~~در تبریزی طبع گردیده. PageV01P051 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0063.png) ### | 54- # 89- کتاب شهد آءالفضیلة تألیف عالم ربانی و فاضل صمدانی علامه # ~~مینی معاصر # 90 - کتاب صافی شرح فارسی اصول و فروع کافی از تصنیفات شریفه # ~~عالم فاضل جلیل ومحدث محقق نبیل ملاخلیل بن غازی قزوینی معاصر مجلسی # ~~متوفی سال 1089هجری است این کتاب بیست جلد است درشرح همه # ~~کتاب کافی ونه جلد آن که شرح تمام اصول و کتاب طهارت باشددر کتابخانه # ~~این حقیر فقیر موجوداست- والحمدلواهب العطیات # 91_ کتاب صحاح تصنیف شیخ ابونصر اسمعیل بن حماد فارابی مشهور # ~~به جوهری متوفی سنه 40 ه # 92- کتاب صفات ممدوحه وصفات مذمومه . تألیف اقضی القضاة # ~~علی بن محمد معروف بماوردی صاحب کتاب امثال وحکم وغیره # 93- کتاب طبقات الرواة(1) تالیف هولای اجل اکمل افضل جامع PageV01P052 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0064.png) # ~~فنون ms036 عقلیه و نقلیه مولی محمد تقی بن مقصود علی مجلسی متوفی سال # ~~1070هجری # 94 - کتاب طرائق الحقایق تألیف عارف معارف الهی وقطب سلسله # ~~نعمة اللهی مرحوم نایب الصدر معصومعلیشاه ابن حاج زین العابدین معروف # ~~برحمتعلی شاه متوفی سال 1244 هجری # 95- کتاب عالم آراء عباسی فارسی تالیف میرزا اسکندر بیک # ~~منشی که درسال1314ه در سه حلد تهران طبع گردیده . # 96 - کتاب عبقات الانوار از تألیفات شریفه سیداجل علامة المذهب # ~~الجعفری جناب میرحامد حسین موسویهندی متوفی سال1306هجری # 98 - کتاب غایة المرام تألیف سید سند علام سیدهاشم توبلی بحرانی # ~~رحمه الله(تع) # 99. کتاب غناءالادیب در شرح مغنی اللبیب تألیف ادیب اریب # ~~مولی علی اصغر بروجردی و فرزند سعادتمندش مولی مهدی بروجردی و # ~~نسخه موجودهاین کتاب مورخ است بتاریج ماه شعبان سنه 1277 هجری # 100 - کتاب غیبت تألیف شیخ الطائفه المحقه ورافع اعلام الشریعة # ~~الحقه محمد بن الحسن الطوسی قدس الله روحه القدوسی متوفی سال 460ه # ~~و نسخهآ که ازاین کتاب نزد بنده موجود است بتصحیح چند نفر از اولاد # ~~مرحوم مجلسی مزین است والحمدلله # 101 - کتاب فارس نامه تالیف عالم جلیل ادیب مرحوم حاج میرزا # ~~حسن طبیب فسائی که از نواده های مرحوم سید علیخان معروف است. # 102 - کتاب فروقیه تالیف شیخ فاضل کامل اعظم استادالعرب # ~~والعجم یحیی بن حسین بحرانی و این نسخهرا محمن بن علی بن محمد الحسینی # ~~بخط خود در تاریخ ماه ربیع الثانی سال 9965 مرقوم داشته PageV01P053 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0065.png) # 103 - کتاب فضائل تألیف محمدبن احمدبن علی قمی معروف به # ~~اب شادان واوخواهر زاده ابن قولویه قمی معروفست . # 104 - کتاب فوائد رجالیه تالیف عالم عامل کامل مرحوم مولی # ~~اس معیل خواجوئی سابق الذکرطاب ثراه # 105- کتاب فوائد در رجال و درایه تألیف سید علماء الاعلام ومولی # ~~فضلاء الاسلام علامه دهروفرید عصر صاحب کرامات باهره آیت اللهعلی # ~~الانام سید محمد مهدی بن مرتضی الطباطبائی بروجردی معروف ببحر العلوم # ~~متوفی سال1212 هجری و کلمه غریب تاریخ فوت انجناب وقبرش نزدیک # ~~قبر شیخ طوسی است ms037 # 106 - کتاب فوائد در رجال و در آیه تالیف عالم عامل و عابد # ~~زاهد فاضل شیخ اجل اکمل ازهدالمعاصرین مرحوم حاج میززاهدی ابن # ~~علام فهام مرحوم آمیرزا ابوالمعالی کرباسی متوفی سال 1356 هجری واین # ~~کتاب مشتملست برسی فائده مفصل دررجال و در آیه و بخط مؤلف مرحوم # ~~در کتابخانه این بنا.ه مضبوط است # 107 - کت ب، فهرست تالیف شیخ الطایفه محمدین الحسن طوسی # ~~مذکور در نمره 100 # 108- کتاب فهرست تالیف شیخ اجل منتجب الدین ابولحسن علی بن # ~~عباء الله بن الحسن مد عو بحسکاو او شیخ اصحاب وثقه وصدوق بوده وکتاب # ~~او بمنزلهآ تذییل است برای فهرست شیخ طوسی واین شیخ از یکصدنفر # ~~از زرگان علماء روایت احادیث میکرده ، وفاتش درسال 585هجری . # 109 - کتاد فهرست تالیف شیخ فاضل خبیر و متتبع بصیر ابوالفرج # ~~محمدبن اسحن الشیعی البغدادی الوراق متوفی سال 385ه PageV01P054 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0066.png) # 110 - کتاب قاموس تالیف شیخ اجل متبحرابوطاهرمجد الدین # ~~محمدبن یعقوب الصدیقی فیروزآ بادی متوفی سال 817 هجری # 111 - کتاب قصص العلماء تألیف سید جلیل میرزا محمد بن سلیمان # ~~تنکابنی متوفی 28 جمادی الثانیه1302 هجری # 112 - کتاب قمقام اثرقریحهآ مرحوم معتمدالدوله فرهاد میرزا # ~~ابن ولیعهد عباس میرزا ابن فتحعلیشاه قاجار متوفی 1304 ه # 113 - کتاب الکامل ازتألیفات نفیسه شیخ اجل و مورخ اکمل # ~~علی بن اثیر الدین (1) محمد جرزی متوفی سال630 هجریست که دردوازده # ~~جلد مصرطبع گردیده . # 114- کتاب کشگول از تألیفات شیخ بهاءالدین محمدبن الحسین # ~~بن عبدالصمد عاملی حارئی است و آنجنب شیخ الاسلام اصفهان ودر # ~~در بارصفوی خود و پدرش مرحوم شیخ حسین فوق العاده عزیزوبزر گوار # ~~بودهاند واین شیخ بزر گواردرسال1030 هجری که موافق باعدد (تلخ) # ~~است دراصفهان برحمت حق واصل و بعد ازوفات جنازه اورا بمشهد مقدس # ~~رضوی(ع) حمل کردند و درجوار روضه مبار که در خانه خودش او را # ~~دفن کردند . PageV01P055 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0067.png) ### | 56 # 115 - کتاب کشگول تألیف عالم عابد فاضل محدث ورع کامل # ~~مرجع الفقهاء مرحوم شیخ یوسف ابن احمد بحرانی متوفی سال ms038 # ~~1186 هجری . # 116- کتاب کشگول تألیف عارف فاضل و صوفی کامل قاضی # ~~حسین بن معین الدین میبدی وهرسه کشگول بطبع رسیده و در کتابخانه # ~~این بنده موجود است والحمدلله # 117 - کتاب کشف الیقین تالیف آیة الله فی العالمین علامه حلی # ~~علی الله مقامه . # 118 - کتاب الکنی والالقاب تألیف افضل المعاصرین و کهف # ~~العلماء والمتتبعین آقای حاجی شیخ عباس بن محمد رضا قمی # 119 - کتاب کنزالملوک این کتاب فارسی و تالیف سید جلیل و # ~~عالم عامل نبیل آقای سید عبدالله جزائری است و آنمرحوم معاصر # ~~قتحعلیشاه قاجار و ازنواده های مرحوم سید نعمة الله جزائری معروف # ~~بوده فوائد و نوا در اینکتاب بسیار شیرین و نسخه آن نزد این احقرموجود # ~~والحمدلله رب العالمین . # 120 - کتاب لسان الواعظین وبیان المتعظین تألیف شیخ عالم # ~~عامل و فاضل کامل متتبع بصیر نقاد خبیر آمیرزا عبدالله افندی صاحب # ~~ریاض العلماء این کتاب دوجلد است . # اول- دراعمال تمام سال ووقایع روزهاوادعیه مانوره درجمیع ایام # ~~سال ازماه رجب شروع وبماه جمادی الثانیه ختم میکردد . # جلددوم - درعوذات متفرقه وادعیه مختلفه و چندین رساله مبسوطه # ~~در استخورات وخواص سور وآیات قرآنی و تعیین نورورواعمال آن و # ~~رساله در فوائد آب نیسان وغیره و جمیع آن بخط مرحوم مؤلف در ~~PageV01P056 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0068.png) ### | 53 # ~~در کتابخانه این بنده موجود است والحمدلله # 121 - کتاب لولؤة البحرین تالیف عالم ورع جلیل مرحوم شیخ # ~~یوسف بحرانی # 122_ کتاب ماثر و آثار از آثار حلیله عالم وزیر و مورخ خبیر # ~~مرحوم حاج میرزا حسنخان اعتماد السلطنه مراغه وزیر انطباعات متوفی # ~~ماه شوال سنه 1313 هجری طاب ثراه # 123 - کتاب مجالس المؤمنین تالیف قاضی سعید شهید مرحو4 # ~~قاضی نورالله شوشتری ابن شریف الدین حسینی مرعشی که درسال - # ~~بجرم تشیع شهیدشدوقبرش دراکبر آبادهند مزار معر و فیست رحمة الله علیه # 124 - کتاب مجالس از تصنیفات رشیقه رئیس المحدثین وصدوق # ~~العلماء الراشدین ابوجعفر محمدبن علمی بن الحسین بن موسی بن بابویه # ~~القمی متوفی سال 381 هجری مدفون درجوارحضرت عبدالعظیم حسنی ms039 # ~~میباشد جزاه الله عن الاسلام والمسلمین خیر الجزاء وچون اینکتاب مشتمل # ~~بر یکهزار دسی وهشت حدیث است که درنود و هفت مجلس مرحومابن # ~~بابویه آن ها را باصحاب خود املاء میفرموده و تاریخ هر مجاسی # ~~معین است فلذا بکتاب امالی صدوق معروف گردیده و نسخهآ صحیحه # ~~آن که به تصحیح بعضی علماء مزیناست در کتابخانه این بنده موجود # ~~است و الحمدلله # 125 - کتاب مجمع البحرین در لغت از تآلیفات نفسیه مرحوم # ~~طریحی رحمة الله علیه . # 126 - کتاب مجموعه از تالیفات شیخ عالم عابد زاهد ورام بن ابی # ~~فراس است و اواز اولاد های اشتر نخعی و جد اعلای سید ابن طاوس # ~~اعلی الله مقامهاست PageV01P057 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0069.png) # 127 - کتاب مجمع الامشل- اینکتاب بسیار مشهور و پرفائده از # ~~تالیفات ابوالفضل احمد نیشابوری معروف بمیدانی است، وفاتش درسال # ~~518 هجری ، وقبرش در نیشابور (ومیدان محله ایست در نیشابور که این # ~~شیخ فاضل در آنمحله ساکن بوده) و اینکتاب بسعی مرحوم حاجی فرهاد # ~~میرزای قاجار بطبع رسیده . # 128 - کتاب محبوب القلوب تألیف عالم فاضل وجامع کامل # ~~محمدبن شیخعلی لاهیجانی معروف بقطب الدین اشکوریست که از تلامذه # ~~مرحوم میرداماد بوده اعلی الله مقامه. # 129 _ کتاب مرآت البلدان ناصری چهار جلد و از تألیفات اعتماد- # ~~السلطنه است . # 130 - کتاب مستدرک الوسائل از تألیفات شریفه شیخ اجل اعظم # ~~ثقة الاسلام وناشرالاحادیث حاجی میرزا حسین نوری متوفی سال 1320 # ~~هجری نور الله مرقده . # 131 - کتاب مشکلات العلوم تألیف فقیه کامل وحکیم فاضل # ~~مرحوم حاجی ملا مهدی نراقی متوفی سال 1209 هجری روح الله روحه # 132 - کتاب مصائب النواصب تألیف قاضی سعید شهیدنورالله # ~~شوشتری نورالله مرقده و نسخه خطی که درزمان خود قاضی نوشته شده # ~~نزد احقر موجود است والحمدلله # 133 - کتاب مصباح المنیر تألیف شیخ فاضل ادیب احمد بن محمد # ~~مصری معروف به فیومی متوفی سال 770 هجری ونسخه خطی صحیحی # ~~اواین کتاب که درسنه 1088ه در حیدر آباد نوشته شده در کتابخانه این # ~~فقیرموجود است والحمدلله . PageV01P058 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0070.png) ms040 ### | 5 # 134 - کتاب مظاهر الانوار تالیف امیر الشعراء میرزا رضاقلیخان # ~~عدایت رحمه الله. # د13 - کتاب معالم العلماء ازتالیفات شریفه فخرالشیعه و محیی # ~~الشریعه رشیدالدین محمدبن علی بن شهر اشوب مازندرانی متوفی شب # ~~جمعه 22 شعبان سنه 588 هجری # 136- کتاب معاهد التنصیص تألیف ادیب فاضل لبیب عبدالرحیم # ~~بن عبداارحمن عباسیاست؛ این کتاب که درعالم ادبیت کم نظیر و مؤلف # ~~درسال 934- از نوشتن آن فارغ گردیده درسال 1316 هجری درقاهره # ~~مصر طبع ونسخه مطبوعه نزد این بنده هوجود است والحمدلله # 13 - کتاب هقامع الفضل تألیف شیخ فاضل کاهل محقق آقا # ~~محمد علی بن محقق بهبهانی متوفی سال1316 هجری، وقبرش درخارج # ~~کرمانشاه هشهور است . # 138- کتاب مناقب از تألیفات شریفه ابن شهر آشوب اعلی الله مقامه # 139- کتاب مناقب تألیف شیخ عالم فقیه وفاضل نبیه محمد بن # ~~شاذان قمی، این شیخ خواهرزاده ابن قولویه قمی وشیخ کراچکی # ~~معروفست واگرچه نسخه مناقب او خیلی کمیاب و عزیز الوجود است # ~~ولی در کتابخانه این بنده موجود است والحمدلله . # 140 _ کتاب منتظم ناصری از تألیفات اعتماد السلطنه مراغهآ ودر # ~~سه جلد بطبع رسیده است # 141- کتاب منتهی المقال تألیف عالم فاضل رجالی ابوعلی محمدابن # ~~اسمعیل حایری، نسبش منتهی باابوعلی سینا، اصلش ازطبرستان، فوتش # ~~درسال 1216 در کر بلا اتفاق افتاد وهمانجا مدفون گردید طاب الله ثراه # 142_ کتاب منهج المقال تألیف سید اجل وعالم زاهدورع محقق آمیرزا ~~PageV01P059 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0071.png) ### | 69 # ~~سال1028 هجری در مکه فرت گردیده و نزدیک قبر خدیجه کبری # ~~مدفون شده . # 143- کتاب ناصریات ازتصنیفات شریفه کهف الساده و منبع السعاده # ~~سیدمرتضی اعلی الله مقامه # 144 - کتاب ناسخ النواریخ از تألیفات شریفه افضل مؤرخیر. # ~~مرحوم میرزا محمد تقی سپهر معروف بلسان الملک پسر مرحوم # ~~ملا علی ضرابی کاشانی متوفی روز چهار شنبه 27 ربیع الثانی 1298 # ~~هجری مدفون درنجف اشرف - ومخفی نماند که نه چلد کتاب ناسخ - # ~~التواریخ را خود مرحوم سپهر نگاشته و پنج جلد را فرزندش مرحوم # ~~میرزا عباسقلیخان سپهر مترفی سال 1340 یا1341 هجری ms041 و آن پنج # ~~جلد عبارتست از دو جلد حالات حضرت سجاد و دو جلد حالات امام # ~~محمد باقر(ع) و یکجلد حالات حضرت زینب سلام اللهعلیها رحمة الله # ~~علی الوالد والولد. # 144- کتاب نامهآ دانشوران اینکتاب از کتابهای مشروح و مهم # ~~تراجم احوال علماء و عرفا و ادبا در زبان فارسی است که در زمان # ~~مرحوم ناصرالدین شاه باهتمامعدهآ از فضلاء تألیف کردید، و هفت جلد # ~~آن انتشاریافته « ؤلفین نامهآدانشوران . # اول جناب حاجی میرزا ابوالفضل ساوههٔ‌ . # دوم میرزا حسن طالثانی . # سوم میرزاعبدالوهاب قزوینی ومخصوصا شمس العلماء عبدالرب # ~~آبادی بعد ازفوت بعضی مؤلفین مذکور بمعاونت غیاث الدین ادیب تألیف # ~~اینکتابرا تعهد نموده و تا جلد هفتم را منتشر ساخته - و ناگفته نماند ~~PageV01P060 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0072.png) ### | # ~~که مؤلفین مذکور در تحت نظر مرحوم میرزا حسنخان مراغه اعتماد # ~~السلطنه این کتاب مستطاب را تألیف نموده چنانچه بر اهل اطلاع # ~~وشیده نیست . # 145_ کتاب نخبة المقال منظومه ایست در رجال تألیف سید # ~~جلیل ادیب آسید حسین بن سید رضا آل بحرالعلوم طاب ثراه . # 146 - کتاب نقدالر جال تألیف سید جلیل ماهرعالم رجالی معروف # ~~می مصطفی بن حسین تفرشی که ازاکابر تلامذه مر حوم مولی عبدالله التستری # ~~اعلی الله مقامه بوده و کتاب نقد را بدستور آن استادارجمند مرقوم داشته ~~. # 147 - کتاب وجیزه رجال موجزیست از علامه مجلسی اجلسهالله # ~~فی فرادیس الجنان # 148- کتاب وفیات الاعیان تألیف احمد بن محمد بن ابراهیم # ~~بن ابی بکربن خلکان اربلی شافعی اشعری مورخ معروف متوفی26 # ~~رجب سال681 هجری # 149 -کتاب وقایع الایام تألیف عالم فاضل واعظ معاصر جناب # ~~آقای مولی محمد علی تبریزی خیابانی سه جلد اینکتاب بطبع رسیده # ~~و مابقی در عهده تآخیر است # 150- کتاب هدیة الاحباب رجال مختصریست ازعالم عامل عابد # ~~زاهد آقای حاج شیخ عباس قمی رحمه الله # و در پایان این گفتار ناگفته نماند که هجلات و رسائل و کتب و # ~~روزنامه هائیکه در دسترس نگارنده است و برای تألیف اینکتات از آنها # ~~استفاده مینماید زیاده از شماره ms042 فوق است و فعلا بهمین اندازه قناعت # ~~کرده ولی در بین نگارش مطالب کتاب البته اشاره بمدرک و سند هر # ~~مطلبی درصورت ازوم خواهیم کرد (و الحمد لله الذی انزل علی عبده # ~~الکتاب ولم یجعل له عوجا) PageV01P061 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0073.png) ### | 62 ### | گفتار هشت # ~~در ذکر مطالبی که قبل از شروع درهقصود تذکر آنهالازم است # (مطلب اول)- آنکه درجمیع مسودهها ویادداشتهای این کتاب # ~~سیره بنده نگارنده بر این جاری بوده که هر بابی را باسامی شریفهٔ‌ # ~~پیشوایان دین وائمه طاهرین صلوات الله علیهم احمعین تو شیح نموده # ~~زیرانگار نده ایمان دارم که جمیع فصحای عالم و بلغای بنی آدم درقصاحت # ~~وبالاغت خوشهچین خرمناین انوار قاهره اند ، مشرع فصاحت وحافظ # ~~وحی رسالت آن بزر گوارانند بلکه علمای فن ادب و مستوفیان عجم وعرب # ~~همگان طریق خطابه وکتابت رااز وجود مقدس امیرالمؤمنین (ع) تعلیم # ~~گرفتند، گویند عبدالحمید مستوفی مروان حمار که در کتابت و قدرت قلم باو # ~~مثل میزنند ومیگویند (بدئت الکتابه بعبد الحمید وختمت بابن العمید) # ~~یکصد فصل از کلمات آنحضرترا حفظ کرده بود- ابوعثمان معروف بجاحظ # ~~باهمه عداوت ونصب وتعصب در رسالهٔ‌ (1) که در افضلیت اهلبیت رسالت # ~~برجمیع افراد بشر نوشته میگوید (ثم لیس فی الارض قوم انطق خطیبا ولا # ~~اکثر بلیغا من غیر تکلف ولاتصنف من بنی هاشم وقال ابوسفیان بن الحارث # لقد علمت قریش غیرفهم %~% بانانحن اجودهم حصانا # واکثرهم دروعا سابغات %~% وامضاهم اذاطعنواسنانا # وارفعهم عن الضراء فیهم %~% و اثبتهم اذانطقو السانا # واماالمغطق والخطب فقدعلم الناس کیف کان علی بن ابیطالب رضی الله عنه # ~~عندااتفکیر والتحبیر وعند الارتجال والبدیهة وعندالاطناب والایجاز ~~PageV01P062 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0074.png) ### | 61 # ~~فی وقتیهماو کیفکان کلامه قاعدأوقائمأوفی الجماعات و منفرد امع الخبرة # ~~االاحکام والعلم بالحلال والحرام، جاحظ که خود ازعظماء فصحاعو کبراء # ~~بلغا ست در این جملات تصدیق کرده که هیچکس مثل امیر المؤمنین # ~~علی بن ابیطالب (ع) بتجمیل جملات وتلفیق کلمات قادر نبوده ، واین # ~~تصدیق منحصر بجاحظ نیست، قولیست که جملکی برانند ، تمام # ~~علماء معانی بیان معتقدند که اگر نبود ms043 کلمات وخطب آن بزرگوار نه # ~~امیری میتوانست نامهآ شیوائی بوزیر خود بنویسد، ونه رعیتی میتوانست # ~~عریضهآ زیبائی بپادشاه خود عرض نماید. # ~~از رهگذر خاک سر کوی شمابود هر نافه که در دست نسیم سحرافتاد # خلاصه این عقیده بنده نگارنده را بر آن داشت که هربابی ازابواب # ~~مانیه این کتابرا بنام یکنفرازاین خانواده زینت دهم و بنام آنهاشروع # ~~نمایم وبذکر اسماعمبار که آنها کسب میمنت وسعادت نمایم ، وتتبع و # ~~استقصائیکه در آن میرودوسیله نجات واسباب عفوجرائم وسیئات شود، # ~~باین قصدونیت بودم وهرروزباین رغبت میافزودم تاحال که قلم روسیاه # ~~را برای مبیضه کردن یادداشتها آماده، ودست بکاروپابراه نهاده، هنوز # ~~قدمی بر نداشته وقلمرا بصفحه کاغذنگذاشته بودم که هاتف غیبی بگوش # ~~هوشم گفت قلمر ابینداز که چون صفحه روسیاه خواهی شدو گام پیش منه که # ~~خواهی لغزید ذوات مقدسه آل اطهار که جامع صفات کمالیه موجودات و مکمل # ~~صور مثالیه ممکناتند در عرض دیگر مردمان قرار دادنو اسامی مقدسه # ~~آنانرا با اسامی دیگران ذکر کردن گوهررا باخزف دریکمعرض نهادنست # ~~وابواب ملامت برروی خود گشادن ، نور را بانار چه مناسبتی، گلرا با # ~~خارچه مجانستی، کریمهآ قرآن مجیدرا بانمیقه ععد الحمید جنسیتی نیست، ~~PageV01P063 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0075.png) ### | 64 # ~~مظاهرالهیه رادرعدادانسانهای ضعیف الارکان آوردن توعی از بی ادبیست، # ~~این اختلاط اختلاط لاهوت وناسوتست و این ارتباط بیمعنی ونامر بوط. # چون بکوش هوش این سخنان را شنیدم ناگهان ازخواب غفلت # ~~بیدارشده، ومهیای انابه واستغفار گردیده و آن مسودهها را بآب دیده # ~~شسته و ازاین خیال در گذشته ترجمه حال وزند گانی و فضائل فائقه و هناقب # ~~رائقه آن ذوات مقدسه را بکتب احادیث واخبارحواله نموده وهمانا # ~~در توشیح ابواب اینکتاب بنام خدام آن بزر گواران اقتصارنموده و چهره # ~~اوراق آنرا بالقاب زاهره مداحین ایشان آرایش داده و گمان میکنم # ~~دقیقه یابان براین تیاعد وتقرب آفرین گویند وتحسین نمایند . # مطلب دوم - درذکر کلماتیکه در کتب علماء ومورخین و ارباب # ~~تراجم باین سلسله علیه اطلاق شده باید دانست که علماء رجال ms044 وارباب # ~~تراجم در کتب خود این سلسله جلیله را بهفت کلمه معرفی کردهاند . # 1 - کلمه محدث 2- حافظ 3- واعظ 4- ناصح 5- خطیب 6 - مذکر # ~~7- مبلغ نگارنده درموقع ضبط حالات وعاظ عظام وخطباء گرام از کلمه # ~~محدث و کلمه حافظ صرف نظر نموده نظر باعمیت این دو کلمه مگر در # ~~صورتیکه ضمیمه کلمه دیگری باشد یعنی مثلا در ترجمه کسی گفته # ~~باشند (فلان محدث واعظ) (یا حافظ واعظ) وحتی دراطراف کلمه ناصح # ~~و مذکرهم غوروتامل نموده کمااینکه هر گاه درترجمهآ کلمه خطیب بنظر # ~~رسید تحقیق کرده که از خطباء نمازجمعه نباشد که فقط روزجمعه خطبه # ~~خوانده باشد بلکه ازشدث تبرز دروعظ وخطابه این کلیه در حق او # ~~استعمال شده ، وخلاصه آنکه اوصاف والقابیکه بامنبر بیشتر مناسبت دارد # ~~مورد بررسی نگارنده بوده است . # واما بزرگان علمائیکه ماهی یکمرتبه یا دومرتبه منبر میرفتهاند ~~PageV01P064 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0076.png) # ~~ومتن احادیث را ازحفظ یا ازروی کتاب صحیحی میخواندهاند و یکنفر یا # ~~چند نفر از تلامذه ایشان عین آن احادیث را با تاریخ روزوماه و سال # ~~مینوشتهاند وصورت مجلس میگرفته اند که باصطلاح علماء در آیه و علم # ~~الحدیث آنعالم خواننده را (مملی) ونویسنده را (مستملی) وعین احادیث # ~~نوشته شده را (امالی) یا (مجالس) یا (عرض المجالس) میگویند اگرچه # ~~آنها هم بسیارند وحالات واخبار و آثار هریک آنها را بشرح نگاشتن # ~~مجلدیرا مشحون خواهد ساخت ولیکن برای اینکه فوائد اینکتاب تمام # ~~باشد واسامی شریفه ایشان هم زینت بخش این اوراق گردد نگارنده # ~~باسامی بیست نفر از مشایخ امامیه اشاره مینماید ومن الله التوفیق . # 1- سید شریف ابوطالب یحیی بن الحسین بن هرون حسنی است # ~~سیدبن طاوس در اقبال فرهوده (له کتاب الامالی) . # 2- شیخ ابوالفتح هلال بن معمدبن جعفربن سعدان، حفار بغدادی # ~~شیخ خطیب بغداد وشیخ طوسی است که درسن نود و دوسالگی درسال # ~~414 هجری در بغدادرحلت نموده ، شیخ طوسی فرموده (له کتاب الامالی) # 3- سید شریف نقیب نحوی لغوی محدث ابوالسعادات هبة الله # ~~بن علی بن محمد بن حمزه علوی معروف ms045 بابن الشجری متوفی26 ماه # ~~ومضان سال 522 هجریست ابن خلکان پس ازترجمه اومیگوید (ومن # ~~اکبر تألیفاته کتاب الامالی) . # 4 - شیخ جلیل بزر گوار محمدبن الحسن الطوسی قدس الله روحه # ~~القدوسی است وامالی اومعروفست به امالی ابن الشیخ . # 5 - شیخ جلیل بزر گوار ابو عبدالله محمدبن محمدبن نعمان # ~~معروف بشیخ مفید متوفی سال 413 هجری است نجاشی میگوید (له # ~~کتاب الامالی المتفرقات) . PageV01P065 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0077.png) ### | 66- # 6 - شیخ بزرگوار ثقة صدوق ابن بابویه قمی وامالی او معروف # ~~است بمجالس وشرح آن در گفتار هفتم گفته شد . # 7 - شیخ بزر گوارجلیل ابواالفضل محمدبن عبدالله بن محمد بن # ~~عبیدالله بن بهلول شیبانی متوفی سال 387 هجریست که بنقل خطیب در تاریخ # ~~بغداد درنود سالگی ازدنیا رفته وسید بن طاوس در اقبال وسید بحرانی # ~~درمدینة المعاجز از امالی این شیخ جلیل بعضی ادعیه وزوایات را نقل # ~~فرمودهاند. # 8 - حاکم نیشابوری حافظ ابوعبدالله محمد بن عبدالله معروف # ~~بابن البیع متوفی سال 405 هجری است حاجی خلیفه در کشف الظنون # ~~گفته (له کتاب الامالی). # 9 - محدث جلیل مولی محسن بن مرتضی معر وف بفیض کاشانی # ~~متوفی سال1091 هجری است ، امیرمحمد اشرف تلمیذعلامه مجلسی # ~~درفضائلالسادات گفته (له کتاب الامالی). # 10 - شیخ فقیه صالح لیث بن سعد بنلیث اسدی نزیل زنجانست - # ~~شیخ مفید عبدالرحمن نیشابوری معروف فرموده (له کتاب الامالی # ~~فی مناقب اهل البیت) . # 11 - شیخ جلیل اقدم ابوالقاسم علی بن محمدبن علی خزاز قمی # ~~رازی صاحب کفایة الاثرتلمیذ شیخ صدوق ابن بابویه است ، عالم فاضل # ~~معاصردر دریعه میفرماید ( رأیت نسبة کتاب الامالی الیه فی بعض کتب # ~~المتأخرین) . # 12 - سید شریف علم الهدی متوفی سال 436 هجریست و امالی # ~~اومعروف بغررودرر است . # 13 - سید ابوطالب علی بن حسین حسینی است سیدبن طاوس در PageV01P066 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0078.png) ### | 67 # ~~کتاب غیاث سلطان الوری اخباری ازامالی این سید جلیل نقل فرموده . # 14 - سید نقیب ابوالعباس عقیل بن حسین بن محمدبن علی است # ~~(له کتاب الامالی). # 15 - سعیدبن نصر، کفعمی در آخر کتاب بلد الامین ms046 گفته است # ~~(له کتاب الامالی). # 16 - سید حسین بن سید دلدار تقوی نصیر آبادی متوفی سال # ~~1237هجری است، فاضل متبتع معاصر درذریعه فرموده (له کتاب الامالی # ~~فی تفسیربعض سورالقرآن) . # 17 شیخ جلیل احمدبن علی بن الحسین بن شادان قمی است # ~~نجاشی گفته (له کتاب الامالی) . # 18- ابوالعلاء احمد بن عبدالله معری متوفی سال499 هجریست حاجی # ~~خلیفه در کشف الظنون میگوید کتاب امالی او دریکصد کر اسه و تمام نیست . # 19 - شیخ جلیل مهذب الدین ابوالفضل احمدبن حسین بن یحیی # ~~بن سعید همدانی معروف ببدیع الزمان وعلامه همدان است که از ندماء # ~~وزیرصاحب بن عباد بوده و درسال 9938 هجری در هرات برحمت حق # ~~واصل گردیده ایضا حاجی خلیفه در کشف الظنون بعنوان امالی بدیع # ~~همدانی آنرا ذکر کرده . # 20 - شیخ جلیل ابراهیم بن سلیمان قطیفی است مرحوممیراشرف # ~~در فضائل السادات فرموده (له کتاب الامالی) و پوشیده نماند که # ~~جمع دیگری از اعلام علماء امامیه رضوان الله علیهم اجمعین نیز کتاب # ~~امالی دارند طوسی مثل شیخ تقه جلیل ابوبکر احمد بن حسین بن # ~~احمد خزاعی نزیل ری که خدمت سیدرضی وسیدمرتضی وشیخ طوسی # ~~نورالله مشاهدهم تلمذ کرده واوپدر شیخ جلیل عبدالرحمن نیشابوریست # ~~ومثل خود عبدالرحمن نیشابوری ومثل عم او شیخ عدل محسن بن PageV01P067 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0079.png) # ~~حسین بن احمد نیشابوری ومثل سید جلیل شریف ابومحمد اطروش # ~~معروف بناصر کبیرودیگران ولی چون اسامی وشرح حال و مؤلفات آنها # ~~مفصلا در کتاب ماموجود است وهمچنین اسامی جماعتی از اعاظم اهل # ~~سنت و جماعت که انها نیز صاحب امالی هستندو بمناسبت منبری بودن # ~~و وعظ اسامی آنها وشرح حال آنها کاملا ضبط گردیده فلذا این مطلب # ~~را همین جا خاتمه داده و بقیه را خوانندگان گرام در ابواب کتاب # ~~خواهند یافت والسلام. # مطلب سوم درفهرست این کتاب مستطاب - ازاین پیش مرقوم گردید # ~~که این کتاب خلدمآب مشتملست بریکمقدمه ویک خاتمه وهشت باب # ~~اکنون که بفضل برورد گار از تمهید مقدمات فارغ گردیده لازم است # ~~قبل ازشروع ms047 درابواب بفهرست اجمالی آن اشاره شود تاپیدا کردن هر # ~~اسمی سهل باشد وضمنا خوانندگان بایستی بدانند که درهمه ابواب این # ~~کتاب تر تیبی که کشف از درجات ومراتب نماید اصلاملحوظ نگردیده بلکه # ~~اسامی را باقتضاء حروف برسبیل مألوف بدون رعایت تاخیر ونیت تقدیم # ~~ثبت نموده پس درتعداد اسماء این سلسله جلیله نههیچ تقدم راازروی # ~~تقدیم بدانند و نههیچ تعقب را ازدر تاخیر. # و نیز بایستی بدانند که این بنده هر گزادعای استقصاء تام و استقراء # ~~عام نکرده بلکه خود مقرو معترفم که باعدم وسائل و کوچکی دائره # ~~احاطه بنده آنچه ذکرشده اندکی از بسیار است ویک از هزار ای بسا # ~~وعاظ شیرین گفتار وخطباء نیکو کردار که اسامی آنها از صفحهآ روزگار # ~~محو گردیده یا آنکه اسامی آنها در بطون کتب ثبت ولی بنظر نگارنده # ~~نرسیده (سبحانک لاعلم لناالاما علمتناانک انت الغرین الوهاب) . PageV01P068 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0080.png) # بنک فهرست ابواب بطریق اجمال # ~~باب اول در تاریخ حال خطباء و وعاظ گرامی که اسامی آنهامبد و بحرف الف ~~است # # باب دوم %~% بحروف ب ت ث جاست # # باب سوم %~% بدوحرف ج خ # # باب چهارم %~% 4 %~% بحروفد ذر زسش* # # پاب پنجم %~% بحروف صض ط ظ « # # باب ششم %~% 3 %~% بدوحرفع غ # # باب هفتم %~% بحروف ف ق کل * # # بابهشتم 3 %~% 4 %~% بحروف من و ه ی* # وخاتمه مشتمل برچهار فردوس است # ~~فردوس اول درتاریخ حال وعاظ وخطبائیکه اسامی آنهارا پیدا نکرده ### | ومعروفند بکنیه آب ### | 2 %~% معروفین بکنیه ابن # ~~فردوس دوم # # فردوس سوم %~% 3 %~% معر وفین به القاب # # فردوس چهارم %~% 3 %~% 4 %~% واعظات معروفات # در پایان این گفتار مسیول ومأمول بنده نگارنده از خوانندگان # ~~گرام چنان است که هنگام مطالعه این اوراق از طریق اعتساف کناره # ~~گیری نمایند و از در سلامت وانصاف در آیند واگر احیانابر طغیان قلمی # ~~یا لغزش قدمی واقف کشتند از در فتوت ومردمی اصلاح فرمایند وعنوان # ~~اعتراض بجفون اغماض فروپوشند . # فعین الرضاعن کل عیب کلیلة کماان عین السخط تبدی المساویا PageV01P069 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0081.png) # (درتاریخ ms048 حال گویند گان اسلام از خطیاء). # عظام ووعاظ گرامیکه اسامی انان مبدوبحرف الفاست) # ~~الخطیب الشریف اللسن ، ونابفه بنی الحس، امام الزیدیه ، # ~~*(السیدالکریم، ابراهیم ، این عبدالله المحض ابن الحسن المثنی)* # ««این الحسن المحتبی صلوات الله و سلامهعلیه» # از بزرگان علماء عظام ، وسترکان خطباء گرام ، وائمه شیعه # ~~زیدیه است، آن جناب برعقیده زیدیه در مقام هفم امامت افتاده چه # ~~ایشان از امیر المؤمنین علی علیه السلام تا حضرت سجاد زع) با جمله فرق # ~~شیعه همعنان آیند پس روی عقیده بازید شهید نمایندو سپس باقتیل جرجان # ~~یحیی بن زید ، آنگاه بر حسب وصیتی که در طی اسناد صحیفه کامله # ~~حضرت سجاد(ع) ایرادشده امامت زیدیه با نفس زکیه محمدبن عبدالله ~~PageV01P070 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0082.png) # ~~انتقال یافته و از او ببرادرش ابراهیم قتیل باخمری (1) که صاحب این ~~ترجمه # ~~است اختصاص گرفته که تمامی خصایص و مزایائیکه مردم زیدیه شرط امامت # ~~میدانند در وجود او جمع بوده . # این فرقه گویند (کل فاطمی عالم زاهد شجاع سخی خرج بالسیف # ~~للخلافة فهوا امام واجب الطاعة سوآءکان من ولدالحسن اوالحسین) یعنی # ~~هرکس که از نزژاد فاطمه زهراء سلام اللهعلیها باشد ، وشرف علم، وصفت # ~~زهد، وفضل شجاعت، وملکه سخاوترا دارا باشد بوجهة خلافت خروج # ~~بسیف نماید او امامی است که اطاعتش بر تمام مسلمین واجب است . # ابوالفرج در مقاتل الطالبین گفته وکان ابراهیم من کبار العلماء # ~~فی فنون کثیرة وکان جاریا علی شاکلة اخیه محمد فی الدین والعلم # ~~والشجاعة والشده . # در نامه دانشوران است که (وکان ابراهیم تلواخیه محمد النفس # ~~الزکیه فی العلم والدین والشجاعة وکان خطیبافصیحا جید النقدفی الشعر ~~الحسن # ~~والبدیهة فیه) یعنی جناب ابراهیم در علم ودیانت و فضل وشجاعت تالی # ~~برا درش محمدبود واو خطیبی بود زبان آور وادیبی هنر گستر،خاطری # ~~سخن شناس داشت وطبعی بدیهه گوی . PageV01P071 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0083.png) # نگارنده گوید فضل و مقام جناب ابراهیم بسیار است و آن بزر گوار # ~~به کمالات وخصایص چند از دیگر فتیان بنی الحسن امتیاز داشت واو # ~~برادر اعیانی نفس زکیه است ms049 وهردوراپدر عبدالله محض پسر حسن مثنی # ~~بود ، ومادر آنهاهند دخترا بوعبیدة بن عبداللمه بن زمعة بن اسودبن مطلب ~~بن # ~~عبدالعزی بن قصی بن کلاب است . # وعبدالله را از آنراه محض گفتند که از بنی الحسن اول کسی است # ~~که جامع نژاد سبطین است چنانکه حضرت امام محمد باقر علیه السلام # ~~از بنی الحسین چراکه مادرعبدالله بن الحسن بن الحسن علیه السلام قاطمه # ~~دخترحضرت حسین (ع) بود ومادر حضرت محمدباقر (ع) فاطمه دختر # ~~حضرت امام حسن صلوات الله علیهم اجمعین، بنابراین عبدالله از شرف # ~~طرفین ونسب ابوین محض اصالت بود وازاین روی در مقام مفاخرت # ~~میگفت (انااقرب الی رسول الله (ص) ولدتنی بنت رسول الله مرتین) عبدالله # ~~را شیخ بنیهاشم میکفتند و اوبوفور فضل و کثرت کرم وعلوهمت وحسن # ~~صورت درعصر خود ممتازبود ، ابوالفرج دراغانی میگوید مصعب زبیری # ~~در وصف عبدالله محض گفته (انتهی کل حسن الی عبد الله بن حسن بن الحسن # ~~علیه السلام) یعنی سرانجام هرخوبی و بازگشت هرنیکوئی بعبدالله # ~~محض است . # اکنون برسر خبرابراهیم باز گردیم وحدیث اورا از بدایت هوس # ~~خلافت و آغاز داعیه امامت الی نهایت امر وانجام عمرش مختصرا # ~~بپای بریم* # آنچه دراین خصوص از کتب سیر و تواریخ زیدیه مستفاد میگردد # ~~آنستکه چون از لسان مبارک حضرت رسول (ص) این بشارت مسموع # ~~جهانیان بود که (لوبقی من الدنیایوم لطول الله تعالی ذلک الیوم حتی ~~یظهر PageV01P072 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0084.png) ### | . # ~~فیها مهدینا یملاءالارض عدلا کماملئت جورا) یعنی اگر از عمردنیا باقی # ~~نباشد مگریکروز خداوند متعاا، آن یکروز را طولانی نماید تا مهدی # ~~ظهور نمایدوزمین را پس از آنکه ازجوروستم پرشده باشد از عدل و داد # ~~پرکند ، همینکه در بحبوحه تغلب و استیلاءبنیامیه محمد پسر عبدالله # ~~محض بوجود آمد مردماو را مهدی موعود پنداشتند و بفحوای فرمایش # ~~پیغمبرصلی الله علیه و آله که فرموده(المهدی من ولدی اسمه اسمی واسم ~~ابیه # ~~واسم ابی) یعنی مهدی این امت از فرزندان من و نام او نام من و نام پدرش ~~نام ms050 # ~~پدرمن است این حدیث را بولادت وی اشاره گرفتند و بر این تاویل # ~~او را بلقب مهدی میخواندند، جمعی از بنی هاشم خاصه اولادامام حسن # ~~علیه السلام از شمائل حال وی چنان فال میزدند که اوملک بنی امیه را بر # ~~اندازد وروی زمینرا ازعدل آباد سازد ومؤید این خیال آنکه درمیان # ~~دو کتف محمد خالی بزرک وسیاه بود همحنانچه خاتم نبوت بر کتف # ~~پیغمبر (ص) میگفتندایر. مهر امامت است ونشانه خاتم نبوت ، چندان # ~~که محمد بزرک میشد وآثار جلالت و شهامت از شرف عنصر واصالت # ~~گوهرا وبظهور میرسید برعقیده بنی هاشم افزوده میگشت و بر حرمت # ~~و تبجیل او میافزودند . # یحییب . زید بهمین بندار محمدو ابراهیم رابه خلافت بر گماشت # ~~و ودیعه خودرا ازخراسان بنزد ایشان روانه داشت بتفصیلی که در اسناد # ~~صحیفه کامله از متو کل بن هارون بلخی منقول است، و در اواخر آن حدیث # ~~مذکور است که متو کل بر. هرون گفت وقتی در مدینه چشم حضرت # ~~صادق (ع) بآن صحیفه افتاد بگریست و فرمود بخدای سوگند که این # ~~خط عمم زید ودعای جدم علی بن الحسین علیه السلام است پس من اجازت ~~PageV01P073 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0085.png) ### | 4ا # ~~خواستم که آن ودیعه را به محمدو ابراهیم پسران عبدالله محض برسانم # ~~آن حضرت فرمود بجای خودباش آنگاه از پی محمدو ابراهیم فرستاد # ~~تاهر دو حاضر گشتند آنحضرت بآنهافرمود این میراث پسر عم شمایحیی # ~~است از پدرش زیدوشمارا باوجودبرادرانش بآن مخصوص داشته ومارا # ~~در باره آن بر شما شرطی است آنها گفتند بفرمای که قول شما مقبول # ~~أست فرمود این صحیفه را از مدینه بیرون نبرید گفتند چرا فرمود پسر # ~~عم شما یحیی آن بیم داشت که من برشما دارم گفتند یحیی وقتیکه قتل # ~~خویش رابدانست براین صحیفه بیمناک شد فرمود شما نیز ایمن مباشید # ~~بخدای سو گند که شما خروج خواهید نمود چنانچه یحیی خروج کردو کشته # ~~خواهید شد چنانحه یحیی کشته شد ، متوکل گوید محمد و ابراهیم # ~~از مجلس ms051 برخواستند ومکرر میگفتند لاحول ولاقوة الابالله العلی العظیم، # ~~این ببودتا عمر دولت امویان را زمان پیری درآمد وولیدبن یزید بقتل # ~~رسید پس گروهی از بنی هاشم طالبیتا و عباسیا درابواء مدینه که تربت # ~~آمنه ما در پبغمبر (ص) در آنست فراهم آمدند که شناختگان آنها ابراهیم # ~~امام وابوالعباس سفاح و منصوروصالح بن علی ومحمدبن عبداللمه بن عمرو # ~~بنعثمان وعبدالله محض وپسرانش محمدو ابراهیم بودند، بعد اخطابه # ~~های جذاب عبدالله محض همگان با محمد بیعت کردند وراضی بخلافت # ~~او شدند مگر حضرت صادق علیه السلام که مخالفت نمود و فرمودزینهار # ~~اینکار نکنید که هنوز عهد دولت مانرسیده ، واماپسر تو ای عبدالله مهدی # ~~منتظر وقائم موعودنیست ، واگراین بیعت برای امر بمعروف و نهی ازمنکر # ~~انجام دهید بخدا سو گند که ما از بیعت تو تجاوز نکنیم که خود شیخ # ~~بنیهاشم وبزرک اشرافی عبدالله چون سخین آنحضرترا دیگر گون # ~~شنید در خشم شد و گفت خدای تعالی تور اعلم غیب نیاموخته و این سخنانرا ~~PageV01P074 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0086.png) ### | 12- # ~~از روی حسدی که بر محمدداری بزبان آوری آن حضرت چون سخن # ~~عبدالله بشنید بزبان اعجاز فرمود (ان هذاالامر واللهلیس الیک ولاالی # ~~ابنیک وانماهولهذاثم لهذاثم لولده بعده فیهم ولایزال فیهم حتی ~~یؤمرواالصبیان # ~~الصبیاویشاورواالنسوان) یعنی بخداسوگند که خلافت نه تورا آیدونه پسران # ~~تورا بلکه سفلح را باشد آنگاه منصورراو سیس در اعقاب اوتازمانیکه کود ~~کان # ~~راامیر کنندوزنان را مشیر، و پسران تومحمد و ابراهیم البته کشته کردند # ~~این بفرمود و از مجلس برخواست بعد از این مجلس محمدبن عبدالله # ~~محض که خود را مهدی موعود میدانست امرش همحنان بین الظهور و # ~~الخفاءمیکذشت تاسال 132 هجری که تاریخ آغاز خلافت عباسیان است . # ~~در این تاریخ امام زیدیه بابرادرش ابراهیم مختفی شدند که هم از تعرض # ~~عباسیان ایمن بمانند وهم احادیث غیبت مهدی موعود در حق آنهاصادق # ~~آید، ودر خلال آن حال مقدمات خروج را نیز تمهید کنند، سفاح # ~~و منصوررااز تواری ایشان عیش دولت منقص بود و صفای ملک ms052 مکدر # ~~غمی نداشتند جز آنکه محمد و ابراهیم را بدست آورند و بکشند چرا # ~~که بیعت محمد بر گردن ایشان بود و خود رعیت اولاد علی علیه السلام # ~~محسوب هی شدنل. # سفاح در بدایت استقلال در طلب محمد و ابراهیم جدی بکمال # ~~داشت ولی عاتبت از آن اهتمام بایستاد، در سال136 هجری سفاح بمرد # ~~منصور بر مسند خلافت نشست ویک جهت مصمم اعدام محمد کردیدو بالاخره # ~~جمیع بنی الحسن را که بروایت واقدی بیست نفر بودند درسال144هجرت # ~~بگرفتندوز نجیر گران بگردن آن بزر گواران گذاردند و از مدینه بربذه # ~~وازر بذه بهاشمیه بردندو آنقدر درر بذه و هاشمیه بآ نها اذیت وستم ~~کردند # ~~کهزندان وزنجیر درجنب آن آزارهاامری سهل بود، واسامی آنهااز این ~~PageV01P075 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0087.png) # ~~قراراست حسن مثلث ، ابراهیم غمر ، جعفر بن حسن بن الحسن ، داودبن # ~~حسن بن الحسن، موسی الجون بنعبد اللهمحض ، داود ، اسمعیل، اسحق # ~~فرزندان ابراهیم غمر، عباس ، عبدالله ، سلیمان پسران داودبن الحسن، # ~~حسن بن جعفر بن الحسن ، علی بن محمدبنعبدالله ، علی الخیر پدر حسین # ~~صاحب فغ ، وبرادرش عباس بن حسن مثلث، و ناگفته نماند که عذاب # ~~وشکنجه جناب عبدالله محض از همه بنی الحسن بیشتربود ، علامه مجلسی # ~~در بحار از حسین دی الدمعه فرزند زید شهید روایت کرده که فرمود # ~~من مابین قبر و منبر رسول خداایستاده بودم ونگاء میکردم که اولاد # ~~حضرت حسن بنعلی را از خانه مروان بیرون آوردند در آن حال # ~~حضرت ابوعبدالنه صادق علیه السلام مرااحضارداشت و فرمود چه خبرداری # ~~گفتم بنی الحسن را بر محامل می نشانند تا جانب ربذه ببرندفرمود بنشین # ~~من نشستم پس آن حضرت زمانی بسیار روی بدر گاه پرورد گار داشت # ~~آنگاه بغلام خود فرمود نظر کن هروقت جمله را در محامل نشاندند # ~~مراخبردار کن غلام برفت و باز گشت و گفت آنها را آوردند آن حضرت # ~~بر خواست و ازپشت پرده که ازموی سفید بود و بر در آویخته بودند # ~~بایستاد وهمینکه عبدالله محض و ابراهیم غمرو ms053 دیکر بنی حسن را # ~~که با هریک پاسبانی آزموده بر محمل نشانیده بودند نگریست زارزار # ~~بگریست و قطرات اشک بر ریش مبارکش سرازیر گشت آنگاه ملتفت # ~~من شد وفرمود یااباعبدالله والله که پس از این حادثه خدایرا هیچ حرمتی # ~~رعایت نخواهد شد سو گند بخدای که نه انصار بیعت عقبه را و فانمودند # ~~و نه اولاد انصار ، خبر داد مرا پدرم از آباء گرام خود که رسول خدا # ~~باعلی بن ابی طالب علیه السلام در عقبه فرمود از مردم بیعت بگیر علی(ع) ~~PageV01P076 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0088.png) # ~~گفت بچه شرط قرمود بشرط آنکه پیغمبر و ذریت وی را آن چنا # ~~حمایت کنند که خود وذریت خودرا اینک احدی نیست که ازفرزندان # ~~رسول دست ستم باز دارد بار اللها بر انصار سخت بکیر ، # اجمالا بعد از حبس اولادامام حسن (ع )خوف برمحمدابراهیم مستولی # ~~گشت وازحوالی حجاز بیرون رفتند و راه دشت وهامون گرفتند چندی # ~~دریمن بسر بردند و زمانی در هند وسند و جاسوسان منصور در همه # ~~جا دنبال. آن دوبرادر بودند، امام زیدیه محمدبن عبدالله محض برادرش # ~~ابراهیم را روانه عراق ساخت و خود در حوالی مدینه طیبه بسر میبرد # ~~و تهیه خروج میدید ، # ارباب تواریخ آوردهاند که ابراهیم روانه اهواز گردید ودعاة # ~~او در بمره و کوفه و سایر نقاط عراق بدعوت و اخذ بیعت برای او # ~~مشغول بودند ، درسال 145 ه جناب ابراهیم وارد بصره شدومیزبان # ~~او یحیی ابن زیادنیطی بود ، اهالی بصره فوج فوج نزد ابراهیم آمده # ~~بیعت میکردند ، ائمه اسلام ومفتیان شریعت ومشایخ ارشاد وسالکان # ~~طریقت وسایر طبقات مردم من الصدور الی الاذناب و من الباب الی # ~~المحراب جمیعاصلای دعاة ابراهیم رالبیک اجابت گفتند بلی فرقه معتزله # ~~وشیعهزیدیه را با او اختصاص دیگر بودو مرجع کلیات امور آنها بودند . # یکی از صنادید متابعین ابراهیم امام اعظم ابوحنیفه کوفی بود # ~~که مقلدین خودرا از مردم عراق و غیر هم بوحوب متابعت محمد و # ~~ابراهیم بر می انگیخت و بقول و ms054 مال خویش آن دو برادر را مدد # ~~میرسانید و اورا در این خصوص کلمات و جملات بزرگی است که این # ~~وجیزهرا گنجایش ذکر آنها نیست، شیران شرزه و دلیران جنگجوی # ~~بصره کلا با جناب ابراهیم بیعت کردند ، سفیان بن حیان که از طرف ~~PageV01P077 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0089.png) ### | 288_ # ~~منصور حکمران بصره بود بجان ودل محکوم حکم ابراهیم گردید، # ~~ابوالمضاء که ازدلاوران بود بچاکری او رضا ، و طهوی که از بهادران # ~~بود ویرا فدوی گردید - # خلاصه بفاصله اندک زمانی بتوسط خطابه های جذاب و نطقهای # ~~آتشین جمیع اهل بصره مطیع و منقاد جناب ابراهیم اشتند دراواخر # ~~ماه شعبان سال د14 هجری خبر ظهور وخروج محمد بجناب ابراهیم # ~~رسید و با آنکه در آن موقع بدن ابراهیم غرق آبله و مریض بودشب # ~~دو شنبه غره ماه مبارک رمضان در بصره رایت ظهور بر افراخت و بیک # ~~یورش کار بصره را بساخت ، سفیان و سایر سر کرد گان قشون منصور # ~~را بحبس انداختپس از استیلاء بصره قضای آن ملک را باعباد بن منصور # ~~گذاشت و بر فتح بلاد دیگر عزیمت گماشت عمرو بن شداد را یر سر # ~~فارس فرستاد مغیرة بن فرح را روانه اهواز نمود، هرون بن سعید را # ~~گشودن واسط فرمود بعضیاین بلاد پس از مختصر جنک و بعضی دیگر # ~~بدون منازعت احدی بتصرف فرستاد گان ابراهیم آمد، گویند از علمائی # ~~که در شهرواسط می نشستند احدی از بیعت ابراهیم تخلف نکرد ، # ~~دیوان اسامی بیعتیان رادر بصره تعداد کردند نام یکصد هزار کس بی که و # ~~بیش در شمار آمد که جمله سر اطاعت در پای ابراهیم سوده داشتند # ~~جناب ابراهیم با سیرتی نیکوو آئینی ستوده بامردم رفتار مینمود گفتارش # ~~صدق کرداش حق ورفق از متابعت احکام شرع شریف و مشایعت و ظائف # ~~دین حنیف دقیقه مهمل نمیگذاشت ؛ ماعت بساعت کار او بالا گرفت اهواز # ~~وفارس و بصره و واسط بلکه مدائن و سواد بر وی مسلم گشت حکام # ~~و عمال بهر سمت ms055 روانه داشت مناصب و مشاغل اصحاب خود را معین # ~~فرمود ودراینموفع از سیاه مسوده جز اندکی حاضر رکاب منصور نبودند ~~PageV01P078 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0090.png) # ~~وعیسی بن موسب که سر کرده کل قشون مسوده بود در مدینه بامحمد نفس زکیه # ~~مشغول جنک بود، روزعید فطر پس از فراغت از نمازجناب ابراهیم منبر رفت ~~وبا # ~~ایرادخطابه بسیار جالب جذابی قشون خودرا آماده جنک نمود وحرکت # ~~خودرابسمت کوفه اعلام فرهود، روز بعدقشون آن جناب حرکت کرد رو # ~~بکوفه برای جنک با مسوده - نزدیکی های باخمری خبر شهادت نفس # ~~ز کیه بابراهیم رسید و از استماع این خبر رنک سیمای آن جناب دیگر # ~~گون گشت و سرشک مبار کش آماده ریختن شد و از شدت غم وفرط # ~~غصه نمیتوانست آب دهان خودرا بیرون اندازد پس دعای خیر درحق # ~~برادر کرد و زار زار بگریست و پدین اشعار تمثل جست : # # ایا المنازل یا خیر الفوارس من %~% یفجع بمثلک فی الدنیا فقدفجعا # # لله یعلم انی لو خشیتهم %~% اوانس القلب من خوف لهم فزعا # # لم یقتلوک ولم اسلم اخی لهم %~% حتی نعیش جمیعا او نموت معا # یعنی ای دلیر جنگجو و ای سر آمد دلاوران هر که را مصیبت # ~~مانند توافتد بحقیقت مصیبت زده باشد، خدای داناست که اگر مرا ازاین # ~~قوم بیم قتل برادر میبود و در ایشان یارای کشتن وی می اندیشیدم # ~~هر آینه برادر خودرا تنها نمی گذاشتم تا آنکه هردو یا زنده بمانیم ویا # ~~هر دو باهم بمیریم . # مفضل بن مدمدضبی که از اکابر زیدیه است خدمت ابراهیم عرض # ~~تسلیت کرده وآن جناب را از جزع منع نموده و بزرگان زیدیه واحدا # ~~بعد واجد آن جناب را تسلیت گفته و یکدله نصرت ابراهیم را تصیم # ~~گرفتند و در باخمری فرود آمدند و آنجا را مضرب خیام و موقف احشام # ~~قرار دادند - ناگفته نماند بعضی مورخین بر آنند که واقعه کشته شدن ~~PageV01P079 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0091.png) # ~~نفس زکیه سه روز قبل ازعید فطر دربصره بسمع ابراهیم رسیدوچون # ~~برای ms056 نمازعید به مسحد آمد آثارحزن و آیات انکسار ازوجنات حالش # ~~آشکار بود ونیز نوشته اند که وقتی نفس زکیه درمدینه خروج گرد # ~~وجوه مردم واشراف قوم را فراهم ساخت وبرائین وصیت فرمود هان # ~~ای مردم گواه باشید اگر مرا دراین امر آسیبی روی دهد امامت زیدیه # ~~بر برادرم ابراهیم مسلم است و اگر ابراهیم نیز بقتل اید این منصب # ~~ار جمند برعیسی بن زیدبن علی بن الحسین مفوض است . # از آنطرف چون خبر بصره وخروج ابراهیم بگوش منصوررسید # ~~هراسان گردید و همان ساعت بعیسی بن موسی که سر گرده قشون # ~~مسوده بود نوشت که بسرعت تمام بجانب بغداد معاودت نماید # عیسی پس از قتل نفس ز کیه به نیت عمره متوجه مگه شده بودوقتی پیک # ~~منصور بعیسی رسید که احرام بسته بود و همینکه از مضمون مکتوب # ~~واقف شداحرام بر کندوازراه عراق باز گشت وقتی ازراه رسید منصورپانزده # ~~هزار کس در فرمان او گذارد و گفت بی درنک آهنک بصره نمای و حمیده # ~~ن قحطبه را باسه هزا کس درمقدمه عیسی بفرستاد . # نزدیکی باخمری دیده بانان به حمید بن قحطبه خبر دادند که # ~~جناب ابراهیم باقشون زیدیه در باخمری هستند ، حمید توقف کرد تا # ~~عیسی بن موسی بالشار ازعقب رسیدند و سپاه مسوده درهمان نزدیکی # ~~فرود آمدند ، ابوالفرج گوید عبدالواحدبن زیاد که از اصحاب ابراهیم # ~~بود باوی گفت رخصت ده تا بقشون عیسی شبیخون بزنیم زیدیان گفتند # ~~ماچنین کار نکنیم که این کار عمل دزدان است ، عبدالواحد گفت پس # ~~خود ببصره معاودت فرمای و ما را بگذار تا باعیسی جنگ کنیم اگر # ~~بر سیاه او ظفریافتیم بمنتهای آرزوی خود رسیدهایم واگر منهزم گشتیم ~~PageV01P080 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0092.png) ### | 1 # ~~بامداد تو مستظهر گردیم زیدیه گفتند یا امیر المؤمنین آیاپس ازملاقات # ~~دشمن مراجعت میکنی اینکار مکن که بزرگان این چنین نکنند ، # ~~عبدالواحد گفت پس خندقی بر گرد لشکر خود حفرنمای زیدیه گفتند # ~~آیا میان خود وخدا حایل قرار دهیم، ابن ابی الحدید درشرح نهج ms057 از # ~~مفضل ضبی نقل کرده که درباخمری دررکاب ابراهیم بودم ناگاه سپاه # ~~منصور مانند انبوه ملخ نمو دار شدند سالم بن قتیبه که از زیدیه بود # ~~بابراهیم گفت لشگر خود را چندین صف قرارده که اگر از ایشان جمعی # ~~منهزم شوند گروهی دیگر پای ثبات استوار دارند و هزیمتیان را امداد # ~~کنند و اگر تمامی لشگر بر یکصف بایستند ازشکست یک حانب جانب # ~~دیگر نیز بهم بر آیدزیدیه گفتند مالشگرخودرا جز بریک صف قرارندهیم # ~~که خدایتعالی فرموده (الذین یقاتلون فی سبیله کانهم بنیان مرصوص) # ~~یعنی لشگر اسلام که درراه حق جهاد میکنند گوئی بنیادی باشند بهم # ~~پیوسته، پس ابراهیم لشگر خود را بیک صف بیاراست میمنه سیاه را # ~~بموتم الاشبال عیسی ابن زیدبن علی (غ) گذاشت ومیسره را به ابا حمزه # ~~کوفی که پیر دلیری بود سپرد وخود در وسط قرار گرفت، در این # ~~موقع مردی بلند قامت ازرق چشم از اشگر مسوده بیرون آمد وبانک # ~~برداشت که ای اصحاب ابراهیم محمد نفس زکیه را من کشتم یاران # ~~ابراهیم چون این بشنیدند در حال چهار گروه از ایشان مانند بازهای # ~~شکاری که برصعوه هجوم آورند برسراو ریختند و باشمشیرش پاره پاره # ~~کردندوسرش را بریده نزد ابراهیم بردند . # مفضل ضبی گوید در این موقع لشکر مسوده حمله آوردند و # ~~باسپاه ابراهیم در آویختند ، ابراهیم خود دست در نیزه کرد و پیش # ~~تاخت وبامردیهم نبرد شدونیزه دراندامش فرو کوفت ، آنگاه بدیگری ~~PageV01P081 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0093.png) # ~~حمله برد او را نیز بطعن نیزه بخست من پیش دویدم عرضکردم یابن # ~~ره مول اله آیاخود به جنگ مباشرت میفرمائی و حال آنکه وجود این # ~~لشگر بوجود شما منوط است ابراهیم گفت (الیک عنی یا اخابنی ضبه) # ~~یعنی برادر ضبی دور باش آنگاه شروع کرد بخواندن اشعاری دراین # ~~وقت دلیران از دوسوی روی بهم آوردند ودرهم ریختند ، نائره حرب # ~~زبانه کشید ، کار سخت شد ، ابراهیم فرمود ای مفضل مرا با شعاری # ~~جلادت انگیز قوی دل کن وشعله عزیمتم ms058 افروخته ساز من اشعاری چند # ~~خواندم پس آن جناب پای درر کاب استوارساخت و مر کب بجولان آورده # ~~و خود را درسیاه مخالف انداخت و از نظر من نایاب شد و من دیگر # ~~آن جنابرا ندیدم، در آن وقت پردلان آزموده بسان شیران درنده و # ~~بصره حملهای گران انداختند وجنگهای سخت پرداختند لشگرمسوده # ~~را توان ثبات نمانده و ناگریز روی در گریز نهاده، دربدو امر حمیدبن # ~~قحطیه با اصحاب خود بشکست آنگاه سایر سیاه از دنبال وی منهزم # ~~گشت فقط عیسی بن موسی که سردار بود با معدودی در جای خود # ~~ایستاده بودابوالفرج گوید که چون خبر انهزام سپاه عیسی بمنصوررسید # ~~زیاده مضطرب گشت وامرگرد اسب وشتر آماده کردند که چون اصحاب # ~~ابراهیم از دروازه کوفه در آیند او از دروازه دیگر فرار نماید . # ولی چون فرمان کار گذاران قضابرنصرت منصوروشهادت ابراهیم # ~~رفته بود لاجرم سپاه مسوده پس ازانهزام هزیمت دادندگروهی از آنها # ~~را درحال فرار بنهری گذار افتاد که نتوانستند عبره آن نمود ناچاراز # ~~بیم تیغ مخالف باز گشتند از مراجعت ایشان لشگر زیدیه پنداشتند که # ~~مسوده همگروه بعزیمت حمله آیند ضعفی قوی بر ایشان مستولی شد ~~PageV01P082 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0094.png) ### | 8- # ~~بیکباره روی از معر که برتافتند ، لشگر عیسی چون حال را دگر گون # ~~دیدند باز گشتند و از دنبال زیدیان بتاختند انصار ابراهیم چنان پراکنده # ~~شدند که از آن لشگر جرار باوی جز ششصد نفر و بروایتی چهارصد # ~~نفر بیش نماند، ابراهیم خود بر اقتضای نجدت موروث وجلادتمجبول # ~~و علونهاد وشرف نژاد در دفع هوان با قلبی ثابت و قدمی راسخ # ~~همیکوشید تا خدنگی بر مقتلش در رسید و حلق مبارکش بشکافت # ~~ورامی معلوم نگشت، پس خودرا بگردن اسب انداخته و از میان معر که # ~~بکناری شد او را از مرکب بزیر آوردند و بر سینه بشیر الرجال که # ~~از بزرگان زیدیه بود تکیه نمود و فرمود « وکان امرالله قدرا مقدورا # ~~اردناامرا واراد الله غیره » و اینواقعه هایله روزدو شنبه ms059 25 ذیقعده ~~سال # ~~145 هجری اتفاق افتاد و در آن وقت از عمر ابراهیم چهل و هشت # ~~سال گذشته بود واز آغازخروج تا زمان قتلش سه ماه الا پنج روز طول # ~~کشید ، مسعودی گوید چهار صدنفرو بقول دیگر پانصد نفر ازشیعهزیدیه # ~~در رکاب ابراهیم گشته شدند، سر ابراهیم را ازبدن جدا کردند و # ~~هیان سپر گذاشتند و پیش منصور آوردند منصور مدتی بآن سرمبارک # ~~نگریست و زار زار بگریست و گفت بخداکه من قتال باترابسی مکروه # ~~میداشتم دریغ که تو مبتلا بمن شدی و من بتو، آنگاه آن سر راتوسط # ~~ربیع بزندان پیش عبدالله محض فرستاد عبدالله مشغول نماز بودیکی # ~~از برادرانش گفت برادر تعجیل فرمای عبدالله بسرعت نماز را انجام # ~~داد و سرفرزند را بکنار گرفت وگفت « اهلا و سهلا یا اباالقاسم والله # ~~لقد کنت فیما علمتک من الذین قال الله تع یوفون بعهدالله # ~~ولا ینقضون المیثاق » آنگاه روی بربیع کرد وفرمود بمنصور بگو از # ~~روزگار شدت ما ایامی گذشت و از عهد آسایش تو تیز زمانی گذشت ~~PageV01P083 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0095.png) ### | 84- # ~~ومیقات ملاقات مافردای قیامت است ربیع گوید وقتی این پیغام را بمنصور # ~~رسانیدم چندان متأثرو گرفته خاطرشد که من هیچگاه اورابدان حال ندیده ~~بودم، # شیعه زیدیه بدن ابراهیمرا به خاک باخمری دفن کردند و شعراء # ~~بطفیل آن کالبد شریف زمین باخمری را دراشعار خویش مذکورداشته # ~~از حمله دعبل بن علی خزاعی در قصیده تائیه گفته # # قبور بگوفان واخری بطیبة %~% واخری بفخ نالها صلوات # # واخری بارض الجوزجان محلها %~% واخری بباخمری لدی الغربات # و نیز غالب بن عثمان همدانی گفته # و قتیل با خمری الذی %~% نادی فاسمع کل شاهد # ~~-«الواعظ الماهر، والادیب الشاعر، مولاناابراهیم بن محمد باقر» # «المروی المتخلص بالجوهری» # ازنوادروعاظ روزگار است ، و اکابر شعرای شیرین گفتار ، در # ~~بزر گواری بیمثل است ، و در شیرین گفتاری بی بدل، درقصیده سرائی # ~~طاق ، واشعار آبدارش شهرهآ آفاق ، ازجمیع شعرای زمان ممتازومستثنی # ~~وکتاب طوفان البکاء او بهترین شاهد اینمدعا ، قصاید وغزلیات و منشأت ms060 # ~~آن یگانه زمان از شماره افزون است، نگارنده بذ کریکی از قصاید او # ~~که درمناقب شاه ولایت سروده اکتفاء مینماید، وهی هذه # ~~شگوه پیل آتش فام مهر از چرخ شد پیدا ### | فتاد از آن تحیر دیو شب را لرزه براعضا # ~~مگربدرستم خور را پرسیمرغ در تر کش ### | که از یک حمله شد اسفندیار لیل نابینا # ~~علم شد تادم شیر سحر جستند از حیرت ### | گراز آسادوان رأس و ذنب زین سیمگون صحرا PageV01P084 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0096.png) ### | -5- # ~~نه شیر آفتابست این چنین شیر فلک صولت # ~~نه مهر آسمانست این چنین مهرجهان آرا # ~~نهزین خورشید خورمقصودوزین خاورافق مقصد # # %~% که خاورشهر بند سروروی نورحق بیضآء # ~~نه زین ظلمت بود شب قصد بل ملک عدم کزوی # ~~شود موجود نورالله شمس الدین و الدنیا # ~~زپشت پرده غیب از یدالله قدرت یزدان # # %~% شکسته آستین تا دامن خرگه زند بالا # ~~زآل آن که باشد خانه احرام را بانی # # %~% ز نسل آنکه آمد کعبه اسلام را بنا، # ~~نهد پا بر بساط خلقت عالم خداوندی # # %~% که ازنور خدا شد خلق پیش از آدم وحوا # ~~ولی حضرت داوز وصی نفس پیغمبر # ~~اهیر حیه در حیدر علی عالی اعلا # ~~شهی کزتیغ او بالید همچون چارده مه دین # ~~شهی کز تیغ او کاهید کفردین هلال آسا # ~~معین مذهب و ملت قسیم جنت و دوزخ # ~~فروغ مسجد ومنبر چراغ یثرب و بطحاء # ~~شهی کزجنس آب و خاک نا پید است همتایش # # %~% وگر باشد امین وحی سبحان الذی اسرا # ~~پس ازاحمد که باهم هردویکر وحند و یکقالب # # %~% بیکتائی که بی همتاست چون یکتای بی همتا PageV01P085 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0097.png) ### | 86- # ~~صفوف انبیآء و اولیاء در جنب اخلاقش # ~~همه اعراض او جوهر همه الفاظ واومعنی # ~~پامر و نهی احکام کتب از فیض ربانی # ~~بعالم نطق آن فرقان ناطق گشت چون گویا # ~~شداز فرقانیان افضل شد ازداودیان اکمل # ~~شد ازتورانیان انسب شد ازانجیلیان اولی # ~~بقصد انهزام مشرکان و کافران رأیش # ~~به محفل چون بر آردسر بمیدان چون فشاردیا # ~~در آن محفل کند ms061 شرک خفی آغاز مسکینی # ~~در آن میدان زند کفر جلی فریاد آمنا # ~~شدند ازفیض عزم وجزم و لطف او ناگه # ~~ز غوغای بلا انگیز محشر خیز طوفان زا # ~~کلیم از فتنه فرعون خضر از وادی ایمن # ~~خلیل از آتش نمرود نوح از شورش دریا # ~~شهنشاهیکه ساید از شرف بر آستانش سر # ~~اگر چیپال اگر فغفور اگر قیصر اگردارا # ~~نکردی پایداری پای عزمش گر بملک دین # کجا ماندی بعالم پایه اسلام پا برجا # ~~نهد سرصعوه و شاهین بعهد او بیک بالین # ~~کند جارو به وضیغم ز عدل اوبیک مأوی # ~~بیاد چشمه نوشد آب شوراز چشم صیادان # ~~اگر آهوی صحرائی بشهرستان گذارد پا PageV01P086 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0098.png) ### | 87- # ~~زیمن مقدم والای فرزندی چنین هر یک # بخود بالیده از شوق امهات آنروز با آبآء ### | بیک خواهش بیک کوشش بیک چشمک بیک ایما # ~~چه شد در کعبه مولود ولی الله زآن سطوت # بتانرا لرزه بر طاق حرم افتاد براعضاء # ~~هنوز ازمهد سرناکرده برشخص جلال او ### | کزانبوه شکوهش شد کلیسا تنک برعیسا # ~~بحمدالله که ازمداحی اوجوهری هر دم # رسد بر نظم احسن احسنازنه طارم مینا # ~~گذشت آن عهد کز بیداد چرخ کینه جوهرشب # کواکب میشمردم تا سحراز چشم خون پالا # ~~کنون از دولت مداحی شه ز افسر قدرم # کند کسب تجلی در تاج تارک شعرا # ~~کند ابر کرم بر فرق مداحان شه ریزش # چه ریزش ریزش گوهر چه گوهر گوهر ابها # ~~زند برق غضب برقلب بدخواهان شه آذر # چه آذر آذر دوزخ چه دوزخ دوزخ عظما # (بالجمله اینواعظ کامل اصلا ازاهالی مرواست پس از فراغت از # ~~تحصیل علوم دینیه ازمرو حرکت نموده وروزگاری دراطراف واکناف # ~~سیرها وسیاحتها کرده و همهجا مردم ازمواعظ شافیه و نصایح کافیه او # ~~بهره مند گردیده تا آنکه بقزوین وارد گردیده چندی در آنجا سکونت # ~~اختیارفرموده وکتاب طوفان البکاء درمقتل حضرتسید الشهد آعروحی ~~PageV01P087 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0099.png) ### | 8- # ~~له الفدآء را آنجا تألیف نموده و نزد مصادردولت وملت اعتبارتمام پیدا # ~~کرده ، در آن اوان صیت فضل و ms062 کمال او درهمه جا منتشرو اشعار آبدارش # ~~درهمه بلاد ابر ان دست بدست میکشت ، سال 1250 هجری درقزوین # ~~از تألیف کتاب مذکور فراغت حاصل نمود و بعد از آن گذارش باصفهان # ~~افتاد وپس ازاندک زمانی درسال 1253 برحمت ایزدی پیوست ودرمزار # ~~آب پخشگان اصفهان مقبور گردید ، مزارش تا حال که سال 1366 # ~~هجریست زیارتکاه خاص وعام است اهالی اصفهان بمزارمرحوم جوهری # ~~تبرک میجویند و کراماتی ازمزاراودرالسنه وافواه مذکوراست و نگارنده # ~~ازنقل آنها معذور (1) وقتی زنی از محترمات اصفهان بدن پدرخود را # ~~جنب مزارمرحومجوهری سپرده ،درسال 1290هجری میخواست عظام # ~~پدررا بهعتبات عالیات حمل بنماید ، موقعی که قبرپدررا نبش میکند بدن # ~~مرحوم جوهری را تر وتازه مشاهده میکند ، فلذا آن زن آسیه خصلت # ~~مخارج گزافی متحمل میشودومزارآن مرحوم را بصورت حالیه تعمیر # ~~مینماید، مرحوم میرزا بهاءالدین که یکی از شعر آء نامی وقت بوده قصیده # ~~شیوائی دربی اعتباری دنیا وعبرت گرفتن از گذشته گان میسراید و آن # ~~قصیده تا حال روی سنک مزارمرحوم جوهری منقور است ، وتاریخ بنآء # ~~مزار وهمچنین تاریخ فوت آنمرحوم در آن مذکور (وهی هذه) # ای برادر گر بچشم اعتبار اندر جهان ### | بر قبور مردگان آری گذارو بنگری PageV01P088 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0100.png) ### | 39 # ~~منکسف بینی هزاران آفتاب وماهتاب # # %~% محترق بینی دوصدزهره هزاران مشتری # ~~پادشاهانیکه با تاج و نگین می بوده اند # # %~% نه بسرشان تاج باقی نه بکف انگشتری # ~~عالمان بینی که اجزای وجود هر یکی # # %~% خالی از شیرازه واوراق ونظم ومسطری # ~~شاعران بینی که نظم طبعشان گویاست یا # # %~% همچو نثرازجامه وزن است سرتاپاعری # ~~غیر نام شاعران نکته سنج و نکته دان # # %~% نیست نامی درجهان جزتنک بین گرشاعری # ~~همچوابراهیم مروی کزعرض درروز گار # # %~% شد مجرد گوهرذاتش که آمد جوهری # ~~اصل دانش شاخ حکمت بارفضل ومعرفت ### | بحر ذوق و کوه عشق وابرطبع آذری # ~~عنصری عنصر نظامی نظم وخاقانی غلام ### | حافظی مشرب ظهیری طبع وچاکرانوری # ~~محتشم حشمت فرزدق فطرت و خاقان غلام ### | بر امامی او امام و مجد مجد همکری # ~~ازمحیط فضل اویک قطره ms063 طوفان البکاء ### | کافکند فلک جبال اندر کنارش لنگر ی # ~~خواجگی میخواست آمد چاکرشاه شهید # # %~% در دوعالم یافت شاهی بالله از ابن چاکری PageV01P089 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0101.png) ### | 90- # آسیه خصلت خجسته فطرتی احیا نمود ### | قبر آن مرحوم را از همت ونیک اختری # در نود بعد ازهزارو دوصد هجری طلب ### | از بهاء تاریخ فوتش کرد از دانشوری # کلک بحرانگیزاو بنوشت این مصرع تمام ### | (همره سلطان دین آید بمحشرجوهری) # نگارنده گوید بطوریکه مشاهده میشود وفات مرحوم جوهری # ~~سان 1253 هجری بوده چنانچهاز تاریخ فوق معلوم میشود بنابراین # ~~تعجب است از طغیان قلم سید حلیل صاحب روضات اعلی الله مقامه با آن # ~~که معاصر صاحب ترجمه بوده و مرحوم جوهری در زمان ایشان فوت # ~~شده چگونه غفلت فرموده هم در اسم وهم در سالفوت وهم در وطن # ~~اصلی او ، نام اورا محمدباقر وطن اورا هراتفوت راسال 1242 بیان # ~~فرموده واین است عبارت روضات« ومنهم فیهذه الاواخرمن الفارسیین الاعاجم # ~~المیرزامحمد باقرالجوهری ، الهروی الاصل ، القزوینی المسکن، الاصفهانی # ~~المتوفی والمدفن، الذی کان فی الحقیقة مالکالازمة النظم والنثر ~~وامامألائمة # ~~الکلام الفارسی فی قرب هذا العصر صاحب کتاب طوفان البکاء فی مقاتل # ~~الشهداء وغیرذلک ، وکانت وفاته زمن اعتکافه بباب سیدنا وسمینا الامام # ~~العلامة المرحوم البقارللفضائل والعلوم صاحب مطالع الانوارفی حدود نیف # ~~واربعین ومأتین بعدالالف» # اولاد مرحوم جوهری تا امروز در اصفعان موجودند و برفاهیت # ~~روز میگذرانند ، اما وجه تلقب صاحب ترجمه بجوهری برنگارنده تاحال # ~~معلوم نشده که بچه مناسبت اورا جوهری میگویند چنانچه جمعی از اعلام # ~~علماء عامه وخاصه که دراین لقب با صاحب ترجمه شریکند مثل امام لغت ~~PageV01P090 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0102.png) # ~~شیخ ابونصر اسمعیل بن عماد جوهری صاحب صحاح و مثل شیخ بارع # ~~متقدم احمدبن عبدالعزیز جوهری صاحب کتاب سقیفه و مثل شیخ جلیل # ~~متقدم احمدبن محمد بن عبدالله بن حسن بن عیاش صاحب کتاب مقتضب الاثر # ~~ومثل شاعرادیب ماهر مشهور ابوالحسن علی بن احمد جرجانی صاحب # ~~قصاید فاخره کثیره در مدایح ومراثی اهلبیت (ع) که وجه تلقب آنها هم # ~~باین لقب ms064 برمامعلوم نیست والله العالم # واما مرو که وطن اصلی ومسقط الرأس صاحب ترجمه است یکی از # ~~بلادقدیمهخراسان است ، هوایش گرموازبناهای طهمورث دیوبندبوده ، # ~~اسکندررومی هم درعمارت انجا سعیها نموده ، سالها دارالملک ملوک # ~~سلاجقه بوده، در زمان چنگیزخان بقتل عام خراب شده گویند عدد # ~~کشته گان در آن فتنه بیک ملیون و سیصد هزار و کسری رسیده : # ~~در زمان شاهرخ میرزاو سلاطین صفویه فی الجمله گسوت عمارت پوشیده، # ~~بعد از انقراض دولت ایشان بارکان آبادی آن خلل رسیده و بجور از بکان # ~~بکلی خراب گردیده اکنون بازروی به آبادی نهاده ، ارباب فضل و کمال # ~~و اهل وجدو حال بسیار از آنجابر خواسته از جمله عسجدی شاعر و مجدالدین # ~~همگر از آنجا بوده اند، # 2- ««الخطیب الادیب ؛ ابو اسحق ابراهیم بن حسین بن علمی بن» # « عبدالرفیع الربعی» # این خطیب بزر گوار یکی از خطباء مهم اوایل قرن هشتم هجرتست. # ~~روز گاری در ازمردم تونس را بمواعظ شافیه و خطب کافیه بهره مندمی ~~ساخته، # ~~ابن بطوطه که سال725 هجری یاسال 726 مسافرت بآنجاکرده دررحله # ~~خود درذکر اعلام تونس گفته «ومنهم الخطیبابواسحق ابراهیم بن حسین # ~~بنعلی الربعی و ولی ایضا قضائهافی خمس دول » یعنی خطیب مذکور علاوه ~~PageV01P091 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0103.png) ### | 1 # ~~بر منصب خطابت منصب قضارا نیز دارا بود ومیان مردم پلج مملکت # ~~احکام قضائیه او مجری وتونس بضم تاو کسرنون وسکون سین ولایتی # ~~است دل نشین و مدینه ایست از مدائن مغرب زمین ، سکنه ا نجاعرب # ~~وهمگان مالکی مذهب. # ~~4- « الشیخ الحلیل الواعظ الاعمی، ابراهیم بن رمضان الحنفی» # «(ااملقب بااسقا» # یکی از مشاهیر خنفیه ، ونحاریر وعاظ دمشق است، در آغاز # ~~حال بسقایت آب اشتغال داشت و مردم دمشق را آب مینوشانید، بموجبی # ~~از شام بروم رفت و آنجا فن تجوید را بخواند و دروجوه قرائت کلام الله # ~~مجید مهارت یافت ودر دیگر علوم نزد سیف الدین بن ابی الفتح تلمذ # ~~نمود تا آنکه درقرائت وصناعت وعظ ملکه راسخه و قدرتی کامل بهم - # ~~وسانید، فروع کثیره عبادات را ms065 ازبرکرد ، امامت مسجد شهرابوایوب # ~~را باوی گذاردند . قرب چهل سال در آن اقلیم بماند آنگاه از امامت # ~~آن مسجد اعراض کرد و ریاست مدرسه جوزیه دمشق را بگرفت و # ~~بشام باز گردید ، بقیه عمررا درجامع بنیامیه منزوی گشت ، چشمهایش # ~~درپایان زندگانی نابینا شد ، درهردودست و پایش نیزفتوری بظهوررسید # ~~ازعلمآء دمشق وغیرها جماعتی نزد او مستفید شده اند ، جامع خلاصة # ~~الاثر فی اعیان المائة الحادی عشر گفته من درعهد صببا واوائل عمرقدری # ~~ازقرآن را بروی قرائت کردم، اهل روم که بدمشق وارد میشدند نظر # ~~بسابقه که درزمان توقف بدان ملک باوی داشتند بسیار با او می آمیختند # ~~وشرط ارادت بجا میآوردند او نیزدر تعظیم جانب آن قوم بسیار اهتمام # ~~بظهور میآورد وایشان را بمواعظ و نصایح خویش اختصاص می بخشید # ~~وبرای ایشان منبرمیرفت و برمسند ارشاد مینشست و در زجر و تهدید ~~PageV01P092 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0104.png) # ~~ووعد ووعید مبالغتی بکمال مینمود ودرمنع مناهی وحفظ حدود تعصبی # ~~بسزا میفرمود ، اینواعظ کامل در سال10799 هجری دردمشق فوت شد # ~~وهمانجا مقبور کردید . # ودمشق که مسقطالراس ومدفن اینواعظاست شهریست که بواسطه # ~~کثرت آب وخضرت زمین وافزونی نعمت ووفوردولت و بسیاری عمارات # ~~وزراعات اورابهشت این جهان گفتهاند، بعضی گفته اند که حضرت نوح # ~~بعد ازطوفان اول شهریکه بنا نمود دمشق بود ، برخی کویند که ضحاک # ~~تازی آن شهررا احداث نمود، بقولی اسکندر رومی بعد ازسفر مشرق # ~~بدان مکان رسید و دمشق نامی بامر اسکندر آنجا را بساخت و بنام # ~~خویش موسوم گردانید ، فرقهآ بر آن رفته اند که نمرود غلامی دمشاق # ~~نام بحضرت ابراهیم (ع) بخشید و آن غلام بلمر آن حضرت آن شهر را # ~~احداث کرده وباتمام رسانید . # بروایتی سلیمان بن داود آن شهررا بنا نمود، زمرهآ گفتهانددماشق # ~~فرزند نمرودبن کنعان آنجا را ساخته، بعضی بر آنند که بزرگان یونان # ~~باتفاق یکدیگر آنجار اطرح انداختهاند - باتفاق اکثر مورخین اول کسی # ~~که در آن زمین عمارت نمود ارمبن سام بن نوح بود - ارم باغی ساخت # ~~وعمارات عالیه طرح ms066 انداخت و آن باغ را ارم میگفتند - بعد از آن شداد # ~~بن عاد درا نجا عمارات فراوان ساخت و بهشت ودوزخی طرح انداخت # ~~و آنراارم ذات العماد نام نهاد و آیه شریفه «ارم ذات العمادالتی لم ~~یخلق مثلها # ~~فی البلاد» در خوبی آنشاهد است، بعداز مروردهود تارخ که عم حضرت # ~~ابراهیم بودوبوزازت نمرود اشتغال داشت در نزدیکی آن شهر دمشقرا # ~~احداث نمود ، بعضی بر آنند که دمشق و فلسطین وایلیاوحمص واردن که # ~~فرزندان سام بودند هریک ناحیتی آ باد کرده و بنام خود موسومساختند؛ ~~PageV01P093 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0105.png) # ~~حاصل آنکه دمشق شهریست خوب، ومدینه ایست هرغوب، وهرطایفه # ~~درآن معاش توانند نمود ، در زمان بنی امیه بمرتبهآ معمور بود که دور # ~~آن بهیجده فرسنک رسیده و کثرت و ازدحام خلق در آنجا بغایت وسیده. # جامع اموی که مشهور جهان ومعروف ابنای زمان استدر وسط # ~~دمشق واقع گردیده ، گویند قرآنی بخط حضرت امیر المؤمنین علی (ع) # ~~وهکذا قر آنی به خط عثمان در کتابخانه جامع اموی موجود است، # ~~ونیز گویند حضرت یحیی بن زکریاعلیه السلام در شبستان جامع اموی # ~~مدفون وقبرش زیارتگاه هرعالی ودون است، بریک دروازه آن که آنرا # ~~باب المروان خوانندسرمبارک حضرت یحیی وسرمبارک حضرتسید الشهداء # ~~علیه السلام آویخته شده ، وآن جامع در قدیم الایام بتخانه بوده وبعد # ~~کلیسا شده ،ولیدبن عبدالملک مروان آنرا مسجد جامع کرده، درتاریخ # ~~شام مذکور است که ولید شش هزاردینار زر سرخ در آن هسجد خرج # ~~کرده ودر بعضی تواریخ است که محصول پنج سال ملک شام در آن صرف # ~~گردیده. # ~~5-«الفقیه الواعظ الجلیل ، ابواسحق ابراهیم بن سعید البردشیری» # «الو اسطی المعروف بالرفاعی» # یکی از اکابر وعاظ و اعاظم فقهاء وافاخم شعراء اواخرقرن چهار # ~~و اوائل قرن پنج هجرتست ، سیوطی در طیقات در ترجمه این واعظ # ~~کامل چنین گفته ، وی در عهد طفولیت با آنکه نابینا بود از وطن خود # ~~خرکت کرد وروانه واسط گردید ودر جامع آن شهر بحلقه درس # ~~عبدالغفار حصبی در آمد و بخواندن ms067 کلام الله مجید مشغول گردیده و از آن # ~~مردم که بحوزه افادت عیدالغفار حاضر میشدندامرمعاش او میگذشت ~~PageV01P094 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0106.png) ### | 6- # ~~تا وقتی که روانه بغداد شد ودر انجا مصاحب ابوسعید سیرافی گردید # ~~و شرح سیرافی برالکتاب سیبویه رانزد خود سیرافی قرائت کرد ونیز # ~~حمله ازکتب لغت ودواوین عرب را ازوی استماع کرد و ثانیا بواسط # ~~مراجعت نمودودر آن وقت عبدالغفار وفات یافته پس درمسجد جامع # ~~بر مسند ریاست و تدریس قرار گرفت افاضل اهل علم در محضرش حاضر # ~~گمشتند و از وی استفادهانمودند . # پسراز چندی به زبیدیه رفنه و در آنجا بافاده مشغول گشت عوام # ~~از مواعظ شیوای او وخواص از کلماتروح افزای او بهرها بردندوچون # ~~در زبیدیه روافض وعلویون سکنی داشتند واین واعظ کامل را با آنها # ~~خلطه و امیزش بودلاجرم مردم او را بمذهب روافض نسبت دادندو باوی # ~~طریقه جور وبی اعتدالی را مسلوک داشتند. # ~~ونیزاینواعظ کامل اشعار نیکوئی انشاء مینمود ازجمله این دوشعر است. # # «واحبة ماکنت احسب اننی %~% ابلی ببینیهم فبنت و با نوا # «نأت المسافة فالتذکر حظهم %~% منی و حظی هنهم النسیان » # یعنی مرا دوستانیست که مرا آن گمان نبود که بدوری آنها گرفتار # ~~گردم واکنون روزگار میانه ما طرح جدائی را افکنده ومرااز ایشان # ~~وایشان راازمن جدا نموده و بادوری مسافت مابین ما اینک بهره منیاد # ~~آوری ایشان است وبهره ایشان از من فراموشی و نسیان است. # نگارنده گوید این واعظ جلیل در جمیع فنون شعر تواناواستاد # ~~بوده مخصوصا در فن جناس و اقتباس نازک کاریهائی داشته که درعهده # ~~احدی نبوده ، سیدعبدالرحیم عباسی در کتاب مغاهدالتنصیص(1) دربحث ~~PageV01P095 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0107.png) ### | 96 # ~~اقتباس وقتی گفتار بسیاری از بزرگان را نقل مینماید میگوید * وقدسبق # ~~الی هذا الاقتباس الفقیه الواعظ ابراهیم بن سعیدالبردشیری ، یعنی در فن # ~~اقتباس گوی سبقت را ابراهیم واعظ ربوده ، آنگاه این قطعه را از او # ~~نقل نموده . # * خالل اذاخاللت خلا خیرا %~% وبه تمسک تقتبس من خیره» # «واهجر اناسا مهجرین اولی جفا %~% فالهجر سامعه ردیثه ضیره» # واذا ms068 رایتهم فاعرض عنهم %~% حتی یخو ضوافی حدیث غیره» # اهل ادب واطلاع میدانندچه قدر گفتارش شیرین است واقتباسش # ~~نمکین ، باری این واعظ کامل سال 411 هجری وقت غروب آفتاب # ~~آفتاب عمرش غروب نمود و بعلت خوف از آن مردم که باوی خصومت # ~~مذهبی داشتند جزابوالفتح بن مختار نحوی وابوغالب بن بشران کسی # ~~جنازه او را تشییع ننمود ، سیوطی گوید شگفت آنکه ابراهیم واعظ # ~~با آنهمه فضلودانش وفات کرددرحالی که جز دو نفر کس دیگر جنازه # ~~او را تشییع تنمود وروزبعدیکی ازعوام وسفلکان بمرداهل شهر مغازه # ~~ها را بستند وبرای تشییع جنازه اوازدحام نمودند واز کثرت مردمرسیدن # ~~بجنازه او ممکن نبود. # نگارنده گوید سیوطی خیلی تعجب کرده وعدم تشییع مردم را # ~~بواسطه تشیع این واعظ کامل دانسته ولکن تعجبی ندارد گناه ابراهیم # ~~فضل ودانش اوبوده وهمین کناه اورا بس است (تو اهل دانش و فضلی # ~~همین کناهت بس) . # - «السید الاید الجلیل الواعظ، آقامیرزا ابراهیم بن» # ~~دالامیرزین العابدین الموسوی الخونساری الاصفهانی طاب ثراه» # یکی از بزرگان وعاظو اعاظم علماء نیمه اول قون چهارده هجرتست، ~~PageV01P096 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0108.png) # ~~اینواعظ کاملن بعداز برادرخود صاحب روضات الجنات اعلی الله مقامه در # ~~اصفهان اهمیت بسزائی پیدانمود ، وچون منابر وعظیه خود را باخبار # ~~غریبه و آثار عجیبه زینت مینمود مردم اصفهان شیفته منابر او بودند # ~~و از این جهة محراب ومنبراو رونقی بی اندازهداشت ، در اوائل مشروطیت # ~~ایران ظل السلطان حکمران اصفهان بمناسبتی از این سید جلیل ترویجها # ~~کرد ولکن بجائی نرسید که عمراین واعظ کامل بآخررسید و درهمان # ~~اوقات داردنیارا وداع و در بقعه برادرش صاحب روضات مدفون گردید # ~~حشره اللهمع اجداده الطاهرین . # ~~ا=«العالم الفاضل والواعظالحافظ، المتمسک بالطاف ربه الکریم،» # «الشیرازی رحمه الله تعالی» # از اعاظم وعاظ واکابر حفاظ قرن دهم هجرتست ترجمه حال # ~~این سید جلیل را مرحوم حاجی میرزا حسن طبیب که از اشراف اخلاف # ~~اوست درفارسناهه ناصری ضبط نموده و اورا باین القاب ستوده ، مقتدای # ~~اعاظم امم ، افتخارعرب وعجم ، اعلم علماء وافضل فضلاء، مستجمع حقایق ms069 # ~~علوم ، مستنبط دقایق حدود ورسوم ، متمسک بالطاف رب کریم آقامیرزا # ~~ابراهیم قدس سره مادام زند گانی مشغول افادت وافاضه مسائل دینیه # ~~و مقاصد یقینیه ومواعظ شافیه و نصایح کافیه بودو در خدمت سلاطین ~~احترامی # ~~فوق العاده داشت . # درسال971 هجری دخترخجسته اخترنواب سلطان ابراهیم میرزا # ~~نواده حضرت صاحب قران شاه اسمعیل صفوی رادرراه مکه به عقدازدواج # ~~خوددر آورد ، واین سید جلیل رااز بطن شاه زاده خانم مسطوره دو نفر # ~~بسراست - یکی از آن دواعلم علماء وافضل فضلاء آقامیرزااحمد معروف ~~PageV01P097 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0109.png) ### | 280- # ~~به نظام الدین علامه است که تاریخ حال اودر باب احامده این کتاب مشروحا # ~~ذکر خواهد شد . # واما پدر نامورش سلام الله بن عمادالدین امیر مسعودقدس الله سره قدوه # ~~اماجد واسوه اعاظم بوده وهمه روزه طلاب را از نتایج افکار ابکارخود # ~~بهرهمندمی نموده ، وفات اقا میرزا ابراهیم صاحب ترجمه در سال نهصد # ~~ونودواندی در شیراز اتفاق افتاد و در بقعه دشتک مدفون گردید # ~~رحمة الله علیه . # ~~هرالشیخ الحلیل ،والخطیب الادیب، العالم الربانی ، مولی ابراهیم» # «ربن عبد الله الخطیب، الماز ندرانی» # از بزرگان خطباء مازندران و مشایخ اجازاتست ، این خطیب # ~~بزرگوار از سه نفر اعاظم علماء روایت حدیث مینموده. # 1- شیخ محدث مولی محمدامین استرابادی صاحب فوائدالمدینه . # 2- شیخ بارع آمیرزا محمداسترابادی قدس سره. # 3- سید عالم جلیل نبیل صاحب مدارک اعلی الله مقامه . # ~~و همچنین جمعی از بزرگان علماء امامیه از این خطیب جلیل روایت حدیث # ~~میکرده که یکی از آنها بنقل صاحب اعیان الشیعه امیر محمد صالح بن # ~~عبدالواسع حسینی است و دیگرالسید الجلیل الشهید فی حرم الله تعالی # ~~السید محمدمؤمن بن دوست محمد استرابادی صاحب رساله رجعت . # تاریخ فوت این خطیب بلیغ صحیحا معلوم نیست ، ظن قوی نگارنده # ~~آنستکه در واقعه فضیعهآ که در سال1078هجری درمکه معظمه واقع شد # ~~این خطیب جلیل هم شهید شده باشد، # و خلاصه آن وقعه بنابر آنچه جمعی نوشته اند آنستکه در سال # ~~مذکور روزی خدام حرم بیت را ملوث یافتند، این خبر شیوع ییدا ~~PageV01P098 # ![image ms070 filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0110.png) ### | 9 # ~~کرد و گفتگو هاشد، بزرگان مکه جمع شدند، شریف مکه شریف # ~~بر کات با قاضی محمد میرزادر اینموضوع مذا کراتی کرده و بالنتیجه نسبت # ~~این عمل رابرافضیهادادند و گفتند همه روافض که در مکه هستند باید # ~~کشته شوند ، تر کها و بعضی از اهل مکه روانه حرم شدند و در ان محل # ~~امن جمع بسیاری را کشتند و از آن جمله پنج نفر از بزرگان علماءشیعه # ~~که در آن تاریخ مجاور مکه معظمه بودند با قبح وجوه شهید گشتند # ~~که از آنهاست محمد مؤمن استرابادی - از کسانیکه در آن تاریخ در مکه # ~~بودشیخ حرعاملی صاحب وسائل است که دوروزبعد از وقوع این واقعه # ~~پناه بسید موسی بن سلیمان که یکیاز شرفاء مکه بود برد واو بتوسط # ~~یکی از ملازمان خود شیخ عاملی را بنواحی یمن فرستاد . # نگارنده گوید نظیر این قضیه فضیعه آنکه در سال 1392 هجری # ~~که این بنده خود مشرف بودم مرحوم ابوطالب ارد کانی را که از حاج # ~~عجم بود به تهمت اینکه میخواسته بیت را ملوث نماید بحکم قاضی # ~~ابن السعود نا حق کشتند و من به چشم خوددیدم شرطه هائیکه مباشر # ~~قتل او بودند دستها را به خون آن بیگناه آغشتند و جامه های آبی # ~~رنک خود را به آن خون رنگین کردند و روز بعد نگذاشتند یکنفراز # ~~حاج عجم داخل مسجد الحرام بشود وباین واسطه اکنون چهار سال # ~~است ایرانیها از فریضه حج باز مانده و از این فیض عظمی محرومند . # ~~9- «الشیخ الفقیه الواعظ ، والخطیب الوجیه الحافظ ، ابواسحاق» # ابراهیم بن عیدالله بن مالک بن ابراهیم بن یحیی بن» # «عباد الاندلسی الخطیب رحمه الله» # این خطیب جلیل الشأن یکی از اکابر خطباء واعاظم وعاظ قرن # ~~هفتم هجرتست ، ترجمه حال او در غالب کتب اندلسین موجود است از ~~PageV01P099 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0111.png) # ~~حمله علامهمقری ابوز کریا در ذیل ترجمه فرزند سعادتمند این خطیب # ~~بلیغ شیخ اجل اعظم وخطیب بلیغ معظم محمد بن ابراهیم معروف باین # ~~عباد ms071 رندی که شرح حال او مفصلا در باب المیم این کتاب مذکوراست # ~~شرح حالات این خطیب ادیب را نقل نموده و اورا بدین القاب ستوده - # ~~(الشیخ الفقیه الواعظ الخطیب والبلیع العالم الخطی الوجیه الحسیب ~~الاصیل # ~~ابواسحق ابراهیم بن ابی بکربن عباد) و این جملات دلالت دارد که # ~~صاحب عنوان در کار وعظ وخطابه نهایت قدرت و توانائیرا دارا بوده # ~~وواعظ مسلم وخطیب رسمی بلده رندبوده ، در نامه دانشوران ازفاضل # ~~قسطینی نقل شده که ابراهیم بن تباد رندی از فصحاء خطباء و عظماء # ~~نجباء بود و نیز از شیخ اجل احمد بن زورق نقل نموده که وقتی کتابی # ~~دیدم در باب امامت بنام (تحقیق العلامه فی احکام الامامه) از استادخویش # ~~شیخ قوری مصنف آن کتاب را پرسیدم و او بجمع کتب ابن عباد و ضبط آنها # ~~عنایت مخصوصی داشت گفت همانا آن مجموع ازتصانیف سیدی ابراهیم # ~~پدرابن عبادرندی است که بگاه آبادی قصبه رند خطیب بزرگ و واعظ # ~~سترک آنجا بوده وازاوخطبه های عظیم الفصاحة ومنشآت حسن الموقع # ~~دردست است ، وشایدنگارنده درطیحالات ابن عباد بازهم اشاره ببقیه # ~~حالات این خطیب عظیم الشأن بنمایم والله الموفق . # ~~10- «استاد آئمة الادب - ابراهیم بن عمر الشر بینی الشافعی # «(الخطیب فی حلب» # یکی از بزرگان خطباء نصفه اول قرن نهم هجرتست مدتی مردم # ~~حلب را بخطب بلیغه وجملات رشیقه خود بهرهمند میساخته و کتاب # ~~محاسن الوسائل فی معرفة الاوائل را درسنه 850 هجزی مختصر نموده # ~~وفاضل معاصر آقای شیخ آقا بزرک رازی نزیل سامرا در کتاب ذریعه ~~PageV01P100 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0112.png) ### | 1ا # ~~میفرماید من کتاب مختصر مذ کوررا به خط مؤلفش دیدهام نگارنده کوید # ~~کتاب محاسن الوسائل را قاضی بدر الدین ابو عبدالله محمدبن عبدالله # ~~السبکی الحنفی درسنه747 هجری تألیف نموده وعلاوه ازخطیب مرقوم # ~~سید علامه معاصر ابو محمد الحسن بن ابی الحسن الهادی الموسوی # ~~العاملی که یکی ازاکابر معاصرین است در سال یکهزار و سیصد وسی و # ~~چهار هجریا نرا در پانزده باب نخبه ساخته و بانموزج ms072 محاسن الوسائل # ~~موسوم ساخته واما ترجمه حلب بعدا مذکورخواهد شد . # 11 «السید الاعظم والواعظ المعظم امیرشرف الدین » # ~~ابراهیم بن امیر صدرالدین محمدبن امیر عزالدین اسحق الدشتکی» # «« الشیرازی قدس الله سره » # ~~در کتاب فارسنامه ناصری ترجمه این سید جلیل را از کتاب مزارات # ~~شیراز نقل فرموده و او را بدین اوصاف ستوده ، آن سید جلیل فاضلی # ~~است نیکوکردار ، عالمی است کامل وخوش گفتار ، متخلق باخلاق نبویه، # ~~متصف باوصاف مرتضویه ، منصبش عالی وجاهش متعالی باوالد ماجدش # ~~سفرها کرده و بزرگانرا خدمتها نموده کتاب مشارق الانواررا درخدمت # ~~صدر الدین ابی المجامع شیخ علاء الدوله سمنانی خوانده و درمدرسه # ~~رضویه باکلماتی مستطاب ودعواتی مستجاب خلق را موعظه و مردم را # ~~نصیحت نموده روزی درخدمتش برای طلب باران بصحرا شدیم و آن # ~~جناب : مازرا بجماعت گذاشته آنگاه مردم را مخاطب قرارداده و آنها # ~~را بدین کلمات موعظه فرموده که ای برادران صفا وایدوستان باوفاظلم # ~~را بگذاری دوحق را بردارید و پیروسیرت مصطفی و اخلاق مرتضی گردید # ~~کم کم دنیایفانی را گذاشتید و بر کناره عقبای باقی رسیدید و چون سخن ~~PageV01P101 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0113.png) ### | 102- # ~~آنجناب باینجا رسید رقتی عظیم در خلق پیدا شد و همه آغاز گریه # ~~نمودند دراینوقت ابری ظاهر و آثار باریدن پیدا و هنوز مردم بمنزلها # ~~نرسیده که باران رحمت الهی بربندگان نازل گردید و آن جناب درماه # ~~صفر سال 888 ه برحمت ایزدی پیوست و این دو شعر را از لفظ او # ~~بخاطر سپردهام : # # زرمن هویت وان شطت بک الدار %~% و حال من دونه حجب و استار # # لاتتر کن علی بعد زیارته %~% ان المحب لمن یهواه زوار # و این سید جلیل درمحله دشتک شیرازمدفون گردید و پسرزاده # ~~أنجناب امیرغیاث الدین منصور بقعهآ عالی برقبراو بساخت و او را بقعه # ~~دشتک گفتند - نگارنده گوید دشتک محلهایست ازمحلات قدیمه شیراز # ~~که درزمان کریم خان زند آن محله را با محله سردزک یک محله قرار # ~~دادند وسادات دشتکی شیرازی که متون کتب علمیه و تواریخ از ms073 اسامی # ~~آنها زینت یافته است وشرح حال بعضی آنان که مناسبت با موضوع این # ~~کتاب دارند بتفاریق ذکرخواهد شد ازاین محله بودهاند . # ~~19_ «العالم المقین ، والواعظ الامین ، میرزا ابراهیم بن ، # الحاج محمد علی التاجر الاصفهانی الملقب بامین الواعظین» # ازبزرگان وعاظ نیمه اول قرن چهارده هجرتست ، این واعظ # ~~کامل درسال 1275 ه متولد گردیده ودرسال 1349 ه داردنیا راوداع # ~~نموده ، تألیفاتش که همه فارسی ونیکوست ازاین قراراست . # 1 - روح العالمین درتوحید 2 - طریقة الحق درنبوت # 3 . امان الخائفین درامامت4 - تحفة المعاد . وغیر ذلک PageV01P102 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0114.png) ### | 103- # ~~1- «الامام العلام الحافظ ، والهمام الورع التقیی الواعظ؛» # ~~(الشیخ ابراهیم بن محمد الاصفهانی الصنعانی رحمة الله علیه» # واعظی است بیعدیل ، زاهدیست بی نظیر، در بسیاری علوم اسلامی # ~~از فقه و اصول و تفسیر و عربیت متبهر و همیشه اوقات بذکرخالق و # ~~موعظه مخلوق مشغول ، مواعظ شافیه ونصایح کافیه او بقدری واقع در # ~~نفوس و مؤثر و مورد قبول مستمعین بوده که فوق آن تصور نشود - # ~~علامه بحاثه السید محسن العاملی در اعیان الشیعه ترجمه این واعظ # ~~جلیل را بیان فرموده و او را بدین عبارات ستوده (کان امامافی کثیر # ~~من الفنون کالفقه والاصول والعربیة والتفسیر ، وکانت اوقاته مستغرقة # ~~فی الذکر والوعظ ولکلامه وقع وقبول فی الاسماع والقلوب الخ . # اینواعظ کامل مدتی در اصفهان مشغول وعظ وهدایت مسلمین # ~~بوده، در اوایل سال 1150 ه بصنعای یمن رحل اقامت افکنده ودر # ~~مسجد جامع آنجا بموعظه مردم پرداخته - در اول مواعظ خود قدری # ~~قر آن تلاوت میفرمود آنگاه با آن دست قوی و احاطه تامه که در # ~~علوم داشت بتفسیر آن آیات محترمات می پرداخت و بعبارات فصیحه # ~~و حکایات ملیحه شنوند گان را مستفیض و بهره مند میساخت ، گاه گاهی # ~~میان بازارها وبر زنهامشغول موعظه میشد وهرشنونده را بموعظهآ که لایق # ~~او و مناسب با شغل او بود پند و اندرز میداد ، چندماهی که این واعظ # ~~کامل در صنعا بوده بطوری اهالی مجذوب منابر وعظیه و حسن طریقه # ~~او ms074 شده و بقدری خداوند محبت اورا در دلهای مردم انداخته که شرح # ~~نتوان داد . # خلاصه اینکه این واعظ جلیل یکی از علماه ربانیین واز منقطعین # ~~الی الله (تع) بوده وبا آن درجه محبوبیت که داشته و همه قسم استفاده ~~PageV01P103 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0115.png) ### | 1040- # ~~برای اومهیا بوده از استفادهایمادی و اغراض دنیوی که سیره سایرین # ~~است کاملا منزه و مبرا بوده و همیشه اوقات راضی و قانع و بساروزها # ~~که بیک کف باقالا گذران مینمود . # فوتش در اواخرسال 150 ه اتفاق افتاد و برمردم صنعامصیبت # ~~اوخیلی گران آمد بس علاقمند باو و حسن طریقه او بودند. # اتفاقا مرض او هم طولی نداشته فقط یکی دو روز از منزل بیرون # ~~نیامده مردم بسراغ او وارد منزلش شدند دیدند از دنیا رفته لذا مردم # ~~در مصیبت او جامه ها دریدند و گریه ها کردند و جمیعا جنازه او را # ~~تشییع کردند و بدن را در طرف جنوبی صنعا دفن کردند. # مردم بااعتقادی صحیح بزیارت قبراو رفته و تاامروزمزارش مطاف # ~~اهالی صنعا میباشد . # ادیب اریب شیخ احمد بن حسینر کیحی تاریخ فوت این واعظ جلیلرا # ~~اینطور بیان نموده. # هذاضریح الواعظ المنتقی %~% علامة العصر فصیح البیان # العابد الا واه شمس العلا %~% ومن له فی کل حکم بیان # فارق اهلیه و جیر انه %~% وجآء یسعی منذریاصفهان # قد صافحته الحور فیجنة %~% وعانقته القاصرات الحسان # ناداه رضوان بتاریخه %~% یاخلدابراهیم اسنی الجنان # وچون اینواعظ کامل فوت شدامیر هحمدبن اسمعیل که از بزرگان # ~~علما و وعاظ صنعا بود بکرسی وعظ اونشسته ومردم را موعظه میکرد # ~~وپس از چندی تخلف نموده ودیگربکرسی وعظ ننشست لهذا رکیحی # ~~مذکور اورا باین دوبیت مخاطب ساخت : PageV01P104 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0116.png) # # اری غرس ابراهیم مازال ینتمی %~% فمنک اجتنینا بعده ثمر الغرس # # فدع جسدا ملقی بگرسی غیره %~% فانک اولی بالقعود علی الکرسی # ومیرسیدمحمد جواب رکیحی را بدین نمط مناسب شناخت : # # صفی الهدی ابدعت فیما نظمته %~% فداک بنوالاداب بالمال وا لنفس # # اذا الشعرآء جاؤابة ران شعرهم %~% فشعرکفی اشعارهم آیة الکرسی # ~~14_« الشیخ ms075 الواعظ الشهیر، والعارف بالله الخبیر، الامام» # * القاری ابراهیم معصار الحاری» # قدوه وعاظ واسوه حفاظ قرن هفتم هجرتست ، بدایت احوالوی # ~~درانقراض دولت بنی العباس بوده ، علامه ذهبی درترجمه ار گفته (ابراهیم # ~~بن معصار ابواسحق الجعبری الزاهد الواعظ المذکر روی عن السخاوی # یافعی شافعی در مرآت الجنان ذیل این بیان میگوید ذهبی در # ~~حق چنان عارف بزرگی آنچه باید و شاید ننگاشته و اورا جلالت شأن # ~~بیش از آنستکه بتوان کماهوحقه مدایح او را به بیان وبنان در آورد # ~~سیس مینویسد ( هوالشیخ الکبیر، والولی الشهیر ، العارف بالله الخبیر، # ~~ذوالمقامات العلیه ، والاحوال السنیة ، والانفاس الصادقه ، والمقال ~~الصادع # ~~والفوز الساطع ، والسیف القاطع ، سیرته مشکوره، وکراماته مشهوره # ~~وله بدایات هایله ، وهدایات طائله الخ) بهرحال اینواعظ کامل ازاهالی # ~~جاراست وزمانی درجعبروباقی عمر را درقاهره مصر بسراورده و در # ~~بسیاری از کتب عرفا نوشته اندکه مذهب وی محو کلی و نفی وجود و # ~~افلاس بوده وجماعتی بسیار ازمریدان وی این مذهب را داشتهاند ، سلاطین # ~~ترک که در آنوقت بر مملکت معروشام استیلا داشته کمال احترام را ~~PageV01P105 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0117.png) ### | 106 # ~~از اینواعظ کامل مینموده از جمله ملک ظاهر بوده که همواره از انفاس # ~~قدسیه وی تبرک میجسته . # و نیز در شرح حال اینواعظ جلیل نوشتهاند که اورادووعظ وخطابه # ~~بیان وزباینی بود که هیچکس راچنان بیانی نبود وچون بمجلس موعظه # ~~مینشست مردم را ازمواعظ اوتغییر حالت پیدا شده وازطریق گمراهی # ~~منحرف و درشاهراه هدایت قدم می نهادند - نگارنده گویداین تاثیر کلام # ~~برای مجاهده ایست که اینواعظ کامل بانفس خود کرده و نفس را کاملا # ~~مقهورساخته ودراینخصوص یافعی حکایات بسیاری نقل نموده که ما دو # ~~سه جمله آنهارا انتخاب کرده و تقدیم خوانند گان گرام مینمایم . # حکایت اول استقبال این واعظ حلیل است از شعرشیخ عبد القادر # ~~گیلانی از قصیده که یکشعر آن این است : # انا بلبل الافراخ املاء دوحها %~% طرفا وفی العلباء بازاشهب # شیخ گیلانی دراین شعر حکایت ازعلو مقام ومرتبه خود مینماید # ~~ومیگوید - من نسبت بطایفهآ که درطریق ms076 خروج از بیضه بشریت قدم بیرون # ~~نهادهاندچون بلبلی میباشم که باجوجهها برتنه درخت نشسته ام و پرساخته ~~ام # ~~تنه درختی را که جوجه ها برآنند و از هر جانبی ناظر وحافظ # ~~جوجههایم از اسیب تا بمرتبه طیری برسند و درعین حال نسبت من با # ~~حاای ان قدس که صیادان حقایقند در علومرتبه چون نسبت باز سفیداست بطیور # واعظ صاحب ترجمه ازروی شکستگی نفس دراستقبال آن شعر # ~~چنین گفنه: # اناصرد المرحاض املاء بیرته %~% نتنا وفی البید آء کلب اجرب # یعنی من شیر گنجشک غسل گاهم که پرمیسازم غسل گاه رابگند و # ~~بوی بد ودربیابان سگی هستم گوش شکافته وخراب حال . PageV01P106 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0118.png) ### | 107 # حکایت دوم. آنکه روزی یکی ازشاگردان در اثنای صحبت و # ~~موعظه گفت یا شیخ یک دوبیتی شنیده ام که مرا بسیارخوش آمده گفت # ~~آن دوشعر کدام است وی برخواند : # و قائلة انفقت عمرک مسرفا %~% علی مسرف فی تیهه ودلاله # # فقلت لها کفی عن اللوم اننی %~% شغلت به عن هجره ووصاله # یعنی بسیار کس گفتهاند ومیگویند مرا که گذراندی باسراف عمر # ~~خود را برمحبوبی که میگذراند از حد خود غنج ودلال را پس گفتم # ~~نصیحت کننده خود را که بازبایست ازملامت من که من چنان مشفول # ~~ومستهلک گشتهام در ذات وی که ازهجرووصال اوبی خبرم شیخ چون این # ~~دوشعر بشنید گفت این حال نه مقام تست ونه مقام شیخ تو. # حکایت سوم - آنکه چون نزدیک شد موقع رحلتش بموضع قبر # ~~خود آمد و باکمال فروتنی گفت (یا قبیرقد جائک زبیر) وسه روز آنجا # ~~توقف کرد و روزسوم بیعلت ومرضی بسرای باقی رحلت و بجوار رحمت # ~~حق فائز گردید - مریدان پس از تجهیز درهمان مکان بخاکش سپردند # ~~فوتش سال 687 هجری در سال وفات هلک صالح بوده وچنانکه از # ~~ترجمه مستفاد میگردد اینواعظ کامل درقاهره مصر مقهورمرک گردیده و # ~~همانجا مدفون شده رحمه الله تعالی . # وچون ضین ترجمه ازمذهب وی که محو و اثبات بوده اشارتی # ~~رفت خلاصه این عقیده ms077 نگاشته میگرددتابر اهل دانش و بینش آشکار باشد. # (ماحصل عقیده محو واثیات» # در نامه دانشوران ازرساله شیخ ابوالقاسم قشیری نقل شده (المحو # ~~رفع اوصاف العاده، والاثبات اقامة احکام العباده ، فمن نفی عن احواله ~~PageV01P107 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0119.png) # ~~الخصال الذمیمه، واتی بدلها بالافعال والاحوال الحمیده ، فهو صاحب # ~~محو واثبات) یعنی محو ازخود دور کردن صفات زشت است که عادت # ~~طبیعت گردیده واثبات بر پای داشتن آن احکام است که برای عبادت # ~~رسیده وچون مرد سالک درراه سیر وسلوک صفات زشت را از خود # ~~دورکرد و بر گردانید طبیعت را بصفات نیکو آن کسرا صاحب مذهب # ~~محوواثبات گویند نگارنده گوید در خصوص محوواثبات بزرگان رابیانات و # ~~کلماتیست بسیار و حاصل همه آن بیانات آنستکه صاحب مذهب محوواثبات # ~~آن کس را گویند که پیوسته در طریق سیر و سلوک ازخود دور نماید افعال و # ~~اعمال زشتی که منافی باشریعت و طریقت است و دروجودخود ثابت بدارد # ~~ونگهدارد آن عملها که ممدوح است درطریقت وشریعت وروزبروز # ~~بر آن بیفزاید نا آنگاه که اجل موعود اوبرسدوالله اعلم # ~~(معصار بکسرمیم وسکون عین وصاد مهله والف وراء مهمله است) . # واما جار شهریست درساحل دریای قلزم که میانه آن و مدینه # ~~یکمنزل و تا جحفه سه منزل است و آنجا محل عبور کشتیهای حبشه و # ~~مصر وعدن وسایر بلاد هنداست آب اهالی جارازچشمه شیرین باصفائی # ~~است که در بحیرهآ جاریست ، ابنیه عالیه درجار بسیار نصف ان درجزیره # ~~و نصفه دیگر آن درساحل و نیزدر کنارجار جزیره ایست یک میل در یک # ~~میل که بآنجا نتوان رفت مگر باکشتی و سکنه آنجا مانند ساکنین جار # ~~اهل تجارتند . # بعضی گفتهاند از کنار جده تاکنار شهریکه معروف بیحرقلزماست # ~~مسمی بجار است . # یکی از اعراب دروصف جارچنین گفته # # (ولیلتنا بااجار والعیس بالفلا %~% معلقة اعضادها بالجنایب والسلام ~~PageV01P108 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0120.png) # ~~15- «الخطیب الادیب ؛ والفقیة النبیه ؛ الشیخابواسحاق ابراهیم» # ~~«بن منصور بن المسلم الفقیه الشافعی المطری المعروف بالعراقی» # «رالخطیب بحامع مصر رحمه الله تعالی» # خطیبی است کامل ، وفقیهی است ms078 فاضل ، ابن خلکان در وفیات # ~~گفته این خطیب دانشمند از شاگردان ابواسحق شیرازی و محمد بن # ~~مبارک بن. الخل بغدادیست - کتاب مهذب استادخود ابواسحاق رادرده # ~~جلددر کمال زیبائی شرح کرده و خوباز عهده بر آمده ، وطن ومسقط # ~~الراس این خطیب جلیل مصر استولی چون مسافرت ببغداد کر دومدتی # ~~آنجا ماند معروف بعراقی شد ، عام فقه را از ابوبکر محمد حسین # ~~بغدادی فرا گرفت و چون بوطن مراجعت کرد در جامع مصر بوعظ و # ~~خطابه مشغول گشت و خلق رااز کلیات شیوای خود بهرهمند ساخت - # ~~عنایت مخصوصی داشت باشعا. استادش ابن خل مذکور و درغالب منابر # ~~آ نهاراانشاد میکرد واز جمله این چند شعر را زیادمیخواند # # فی زخرف القول تزیین لباطله %~% والحق قدیعتریه سوء تعبیر # # تقول هذافجاج النحل تمدحه %~% وان ذممت تقل قیئی الزنابیر # # مدحأ و ذما وماجاوزت وصفهما %~% حسن البیان یری الظلماء کالنور # تولداین خطیب ارجمندسال510ه درمصر، فوتش21 جمادی الاول # ~~سال 69ه ه اتفاق افتاده و در دامنه کوه مقطم (1) مصر دفن گردیده # ~~و اما مصر که وطن اصلی این خطیب است کشوریست در کمالزیبائی # ~~واقع در شمال افریقا و بدو قسمت طبیعی تقسیم میشود ، مصر علیا، و ~~PageV01P109 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0121.png) ### | 210- # ~~فصر سفلی که اولی دره یاوادی نیل و دومی جلگه این شط است - # ~~رودنیل سراسر این کشور را سیراب میکند . # هردوت - مورخ یونانی میگوید مصر تحفه نیل است ، راستی # ~~اگر نیل نبود مصر مثل کویر لیبی که در ساحل چپ آن واقع است # ~~ریگزار ولم یزرع بود . # نیل فقط اراضی مصر را آبیاری نمیکند بلکه طبقه حاصلخیز # ~~سطح زمین را هم همین رود آورده است حتی باید گفت اراضی مصر # ~~سفلی ایجاد کرده نیل است زیرا در ازمنه ما قبل از تاریخ و حتی در # ~~ازمنه تاریخی هم این قسمت پراز مرداب و گودال بودهاست پس پر کردن # ~~این مردابها و تبدیل آنها باراضی حاصلخیز هم از کارهای نیل است که # ~~بمرور دهور انجام داده . # دز کشور مصر باران کمتر ms079 میبارد و آسمانی صاف دارد هرسال # ~~در اوایل بهار باد خمسین میوزد ودر این مدت هوا پر از گرد وخاک # ~~است ، در اواخر خرداد باد قطع میشود و بدون آنکه قطره بارا # ~~ببارد ثیل طغیان میکندو از مجرای طبیعی خود کمی خارج میشود و # ~~در این موقع آب نیل بر خلاف سابق که آبی رنک و شفاف بودبسبزی # ~~مایل میشود و این حال را نیل اخضر گویند ، پس از چندی رنک آب # ~~سرخ روو دوره نیل احمر شروع میشود ، در ماه مرداد طغیان حسابی # ~~نیل شروع ونیل از بندها و سدهائی هم که دورتر از بستر معمولی آن # ~~ساخته شده اند خارج و سراسر اراضی دو حاشیه خود را فرا میگیرد # ~~ودر مدت دوسهماه بر روی این خاک طغیانی بر قراء و قصبات و شهرها # ~~بواسطهراههای موقتی که ساخته شده است بهم مربوط و مجمع الجزایری # ~~در این دریای ممتد تشکیل میدهند و بالاخره در ماه آخر مجددا نیل ~~PageV01P110 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0122.png) ### | 111- # ~~بمجرای قبل ازخرداد بر میگردد ودوره نیل ازرق شروع میشود یعنی # ~~رنک نیلی سابق خودرا دوباره تحصیل میکند - در این طغیان یابعبارت # ~~دیگر جزر و مد دریاچه های طبیعی و مصنوعی پر از آبشده و برای # ~~مشروب کردن اراضی زیر دست اب انبار ها پر میشود . # تاریخ مصر طول و تفصیل بسیاری دارد نگارنده در این جاچند # ~~سطر مختصری ذکر مینمایم . # هورخین غرب از خواندن نقوش اهرام و مقابر زیر زمینی وسایر # ~~کتیبه های ظاهر و باطن ابنیه قدیمه مصری تاریخ این کشور را اینگونه # ~~معلوم داشته اند # اول شخصی که مصر علیا وسفلی راتحت حکومت واحده در آورده # ~~(منس) نام داشته و این پادشاه در حدود سه هزار سال پیش از میلاد # ~~سلطنت میکرده است و از آنوقت تاتاریخ 525 سال پیش از میلاد که # ~~مصر بدست (کامبیز) شاهنشاه هخامنشی ایران فتح شده واستقلال مصر # ~~خاتمه یافته بیست وشش سلسله دراین کشور سلطنت کردهاند، # از سلسله های اولیه ms080 سه نفر که کوئپس، کفرن ، میسروینوس # ~~باشند صاحب این سه هرم بزرک هستند که اهرام ثلثه برای مقبره # ~~آنهاساخته شدهاست . # پای تخت سلسله های اولیه از تی نیس به ممفیس منتقل شده و # ~~بالاخره تب هم مدتی پایتخت بوده است ، در ادوار بعد قومی شبان و # ~~صحرا گرد که از آب آمده بودند و به هیگس معروف بوده اند بمصر # ~~حمله آورده و جکومت آنرا در هم و برهم کردند و یک چند نفر از # ~~آنها بر آنجا استیلاء یافتند و سپس مجددا مصریها قوم خارجیرا بیرون # ~~کرده و سلطنت فراعنه راتجدید نمودهاند و در این دوره تجدید سلطنت ~~PageV01P111 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0123.png) ### | 111 # ~~فصر بمنتها درجه اقتدار رسیده واز ممالک اطراف از قبیل کلده و آشور # ~~هم خراج گرفته است . # بزر گترین فراعنه سلسله مخدو سلطنت و سلسله بعد ( رامسس # ~~دوم و توتمش سوم است). # یکچند هم بحکم ناموس کون و فساد دولت مصر مجددا دچار # ~~ضعف و انحطاط شده وملوک الطوایف در این مملکت رواج یافته که # ~~سلسله بیست و ششم در این بین برسر کار آمده و پسام تیک اول رونقی بکار # ~~سلطنت میدهد و یک چند هم حکومت مصر بحال سابق خود باز کشت # ~~کرده وهر کزیت پیدا میکند تا سال 525 پیش از میلاد که تاریخ فتح # ~~مصر بدست شاهنشاه هخامنشی ایرانست . # این کشور در تحت حکومت ایران بود تا سال 331 قبل از میلاد # ~~که اسکندر این مملکترا نیز در ضمن فتح ایران تصرف نمود . # بعد از مرک اسکندر (323 قبل از میلاد) و کشمکش های # ~~جانشینان او بطلیموسها در مصر مستقل شدند و تا سی سال قبل ازمیلاد # ~~در این کشور سلطنت کردند و آخرین پادشاه این سلسله بطلیموس # ~~چهاردهم ممزاریون پسر سزار و کلئوپاتر ملکه مصر بود که امپراطور # ~~روم بقتل او این سلسله را خاتمه داده و این کشورضمیمه امیراطوری # ~~روم گردید و تا سال ششصد و چهل بعد از میلاد در تحت ms081 حکومت # ~~امیراطور های رم غربی و شرقی بود. # در سال 640 بعد از میلاد که مصادف با سال بیستم هجرتست # ~~عمرو عاص سر کرده عرب این کشور را فتح کرده و ضمیمه ممالک # ~~اسلامی شد . # درزمان خلفاء یکی از اولیای ایشان در آنجا حاکم بود ، در ایام ~~PageV01P112 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0124.png) # ~~خلافت امیر المؤمنین (علیعلیه السلام) بنی امیه غلبه کرده ومصر را # ~~تصرف نمودند. # بعد ازانقضای دولت آنها امراء بنی عباس مصر را مسخر نمودند # ~~و همواره گماشتگان ایشان آن ملک را متصرف بودند تا آنکه ملوک # ~~اخشیدیه خروج کردند و پنج نفراز ایشان مدت سی وپنج سال صاحب # ~~جاه وجلال شدند. # آنگاه آفتاب دولت بنی فاطمه اژ جانب مغرب طلوع کرد و از # ~~سال 296 هجری مصادف با سال 908 یا 99م9 میلادی مصر را متصرف # ~~گردیدند و چهارده نفر از ایشان مدت دویست و هفتاد و چهار سال # ~~سلطنت کردند، # اول شخص از آنها ابومحمد عبیدالله بن محمد بن عبدالله بن میمون # ~~بن محمد بن اسمعیل بن جعفر بن محمد بن علی بن الحسین بنعلی بن # ~~ابیطالب علیهم السلام است وعلماء نسب را درنسب این طایفهآ زیاده از # ~~حد اختلاف است ، بعضی آنها راعلوی ندانسته و جماعتی گویند بلاشک # ~~علوی میباشند - « خیر بصیر شریف سیدرضی رضی الله عنه تصدیق بعلوی # ~~بودن آنهاکرده چنانچه فرموده= # # البس الذل فی بلاد الاعادی %~% .و بمصر الخلیفة العلوی . # وبالجمله درسال 567 ه مصادف باسال 1171 م بخلافت فاطمیین # ~~خانمه داده شد وثانیا درتحت خلافت عباسیان آمد، ملوک اکرادایوبیه # ~~بنیابت خلفاء عباسیه در مصر مستقل گردیدند وایشان پانزده نفربودند # ~~ومدت نود سال سلطنت نمودند. # در سال 567 ه مصادف باسال 1257 م دولت ایوبیه بآخررسید # ~~وسلطنت به ترکان منتقل گردید و نه نفر از ایشان حکومت کردندودر ~~PageV01P113 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0125.png) ### | 114- # ~~سال 709 ه منقرض گر دید ندو دولت مصر بملوک چرا کسه رسید و درسال # ~~915 هجری مصادف باسال 1517 میلادی سلطان سلیم بن سلطان # ~~بایزیدخان پادشاه ms082 عثمانی این کشور را از دست چرا کسه گرفته و ضمیعه # ~~مملکت خود نمودوتاسال 1257 ه مصادف با 1841 م درتحت حکومت # ~~مستقیم عثمانی باقی بود در این تاریخ بموجب عهد نامه لندن استقلال # ~~داخلی مصر در دست حکومت محمد علی پاشا خدیو مصر وخانواده او # ~~شناخته شد وتا سال 1881 م مصادف سال 1297 یا 1298 ه از حمله # ~~دول نیمه مستقل وتابع دولت عثمانی بشمار میرفت دراین تاریخ بو اسطه # ~~شورش عرابی پاشا که میخواست دولت مصر را از تحت الحمایکی # ~~خارجی خلاص کند وباین جهت برضد حکومت خدیو مصر شوریده بود # ~~خوابانیده ، ازاین تاریخ تاسال1922 م انگلیس هاحامی دولت حکومت # ~~خدیوی مصر بودند در حقیقت مصر با استقلال داخلی تحت الحمایه انگلیس # ~~بود در این تاریخ بواسطه کمکی که مصری ها درجنگهای بین المللی # ~~بامتفقین نمودند استقلال آنها شناخته شد و از سال 1922 تا حال این # ~~مملکت درعداد دول مستقله بشمار میآید والسلام خیرختام . PageV01P114 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0126.png) # ~~13-سلطان الوعاظ والمحدثین ، نطام الحق والدین، السید # «« قدس الله ارواحهم) # محاسن عالیه ، ومحامد غالیه ، ومدایح فخیمه ومآثرعظیمه این # ~~صدر اجل واین واعظ اکمل زیاده بر آنستکه احصاء توان نمود ، قاضی # ~~عبدالرحمن مرشدی که امام الفصحاء وسلطان البلغآء عصر خود بودهدر # ~~خطبه نکاحیه میرزا محمد معصوم که فرزند ارجمند صاحب ترجمه # ~~است بمناسبت از این سید بزرگوار نامبرده و او را بدین القاب ستوده # ~~هوالصدر الاجل الکبیر ، ذوالقدر الاشم الخطیر ، فخر السادة الذین # ~~تجملت بهم المحافل والمجالس، وتکملت بهم الصدوروالمدارس، ونظموا # ~~بجیدالوجود عقودفوائدهم ، ونثروا علی بساط المناظرة جواهرفرائدهم، # ~~واحیوامآثرعلوم الاوائل ، واقامو اعلی مطالب العلمیه مسلمات البراهین # ~~والدلائل، وسارت مصنفاتهم فی سایر الافاق، واذعن لهم بالتسلیم اهل ~~للخلاف # ~~والوفاق (جمال ذوالعصر کانوا فی الحیوة وهم - یعد الممات جملل الکتب # ~~والسیر، الامام العلامة، الهمام الکامل الفهامه ، ناشرلواء التحقیق، ~~جامع معانی # ~~التصور والتصدیق، السید الاعظم الامجدهولانا نظام الدین احمدسقی الله ~~ثراه # اهل ادب و اطلاع میدانند چه نفس مقدسی وچه عنصر شریفی # ~~میتواند مصداق ms083 این کلمات و شاهد این جملات واقع گردد خلاصه آن # ~~حناب قدوه علماء زمان و اسوه عظماء دوران بوده ومادام زند گانی بنشر # ~~علوم ومواعظ حسنه و نصایح ملوک و سلاطین اشتغال داشته و اگر چه # ~~سلسله جلیله سادات رفیع الدرجات دشتگی جمیعا مصادر آمور شرعیه # ~~بودهاند و بطوریکه متون جمیع کتب کلامه وفقهیه وادبیه و تواریخ وسیر ~~PageV01P115 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0127.png) # ~~شاهداست کمتر خانواده ایست مثل این بیت جلیل که اینهمه بزرگان پرورده # ~~باشد ولیکن میانه همه خداوند این ترجمه درة التاج است ، مرحومسید # ~~علمیخان که خودیکی ازاعیان این سلسله علیه است درکتاب سلافة العصر # ~~میفرماید یکی از بزرگان عجم جد من نظام الدین علامه است و او را # ~~چندین کتاب است از جمله کتاب اثبات واجب الوجود که آنراسه نسخه # ~~فرموده کبیر ووسیط وصغیر ، نگارنده گوید چون در حدود سال نهصد # ~~وپنجاه پنج هجری مرحوم میرعماد الدین مسعود شیرازی که پسر دوم # ~~حضرت مغفرت مآب سید المدقفین امیر صدرالدین محمدقدس سره و برادر # ~~خاتم الحکماء وغوث العلماء امیرغیاث الدین منصورالدشتکی الشیرازی بود # ~~وفات نمود خلف الصدق آنجناب قدوه اماجد واسوه اعاظم مالک قواعد # ~~معقول ومنقول صاحب شرف وعلم جاه امیر سلام الله بعد از فوت والد # ~~ماجدش مانند اجداد گرام خود برمسند تدریس نشسته وهر روز طلاب # ~~علومراازنتایج افکارابکارخود بهره مند می نمودو در سال نهصد وهفتادو ~~پنج ه # ~~قرین رحمت الهی گردید و از این بیش در ترجمه میر ابراهیم که فرزند # ~~امیر سلام الله و پدر صاحب ترجمه است مرقوم افتاد که در سال نهصد # ~~وهفتادویک هجری میرابراهیم مرقوم بادختر خجسته اختر نواب ابراهیم # ~~هیرزا نواده حضرت صاحبقران شاء اسماعیل صفوی انارالله برهانه از دواج # ~~نمود واز بطن شاهزاده خانم دونفر پسر بوجود آمدند اولین آنها نظام4 # ~~الدین میرزا احمد علامه است که علوحسب و شرافت نسب را بادرجات # ~~علم وادب با یکدیکر ممزوج ساخته و مقتدای اعاظم امم و مایه افتخار # ~~عرب وعجم گردیده، حلال معضلات علمیه ms084 و کشاف مشکلات تفسیریه گشت # ~~وهمه روزطلاب علوم دینیه در مجلس درس آن علامه زمان حاضر گشته # ~~بهرهها برده واستفادها کرده ، وقتی آن علامه عصرپابعرشه منبر میگذارد ~~PageV01P116 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0128.png) # ~~و مشفول افاده میگشت هزارسحبان را مات وهزار ابن نباته رامفتون # ~~میساخت ، اصول مذهب امامیه وفروع طریقه جعفریه را طوری مدلل # ~~ومحقق بیان میکرد که برای احدی شک و ریبی باقی نمیماند . # # زبانش مظهر انوار تحقیق %~% ضمیرش مظهر انوار تدقیق # # ز توقیع بیانش گشته روشن %~% بر اهل علم هر مشکلزهرفن . # فوت این واعظ جلیل بنقل صاحب فارسنامه در سال 1015 ه # ~~اتفاق افتاده سقی الله ثراه وجعل الجنة مثواه . # ~~17 - « ااخطیب الادیب ، والمقری الاریب احمد بنابراهیم » # «الصعیدی الدمشقی المعروف بالشرف الفرازی» # از بزرگان خطباء واعاظم قراء و ادباء قرن هفتم هجرتست ولادت # ~~ابن خطیب عظیم الشأن در ماه مبارک رمضان سال 460 ه درصعید مصر # ~~بوده ودر همانجا علوم عربیه وفنون ادبیه را از اساتید و مشایخ عصر # ~~فرا گرفته پس از آن بدمشق شام رحل اقامت افکنده و درجامع اموی # ~~منبر رفته ومردم را بمواعظ شافیه و خطب شیوای خود بهره مند ساخته # ~~وهکذاخطابه دارالحدیت ظاهریهراعهده دار بوده و بخوبی ازعهده این منصب # ~~بزرک بر آمده و ازجماعتی مثل علم الدین سخاوی معروف (1) وابن ~~PageV01P117 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0129.png) # ~~عبدالدائم و دیگران روایت یحدیث مینموده و درفن اقرآء کلام الله مجید # ~~هم استاد وماهر بوده و نیز جلال الدین سیوطی اورا از رجال بزرک # ~~نحو دانسته و نام اورا بدین تقریبدرطبقات النحاة ذکر کرده ، فوتش # ~~در شوال سال 705 هجری اتفاق افتاده ، جماعتی از بزرگان درخدمت # ~~این خطیب ارجمند تلمذنموده اند که یکی از آنهانجم قحفازی است و پوشیده # ~~نماند که مقری بضم میم کسیرا گویند که در عصر خویش در اقراء و # ~~فن قرائت بر هم کنان رتبت تقدم یافته باشد و در آن فن جلیل مرجع # ~~اهل علم باشد و گروه قراء نزد تصانیف وی اظهار خضوع و فروتنی نمایند # ~~ودر ms085 وجوه قرائت ورسم مصحف و فن تجوید و وقف و ابتداء وغیر ها # ~~بقول او وثوق و اعتماد داشته باشند . # ~~17 - الخطیب الادیب، والقاضی الاریب ، تاج الدین احمد بن» # ابراهیم المکی المالکی الخطیب بمسحدالحرام» # این خطیب عظیم الشأن اصلا از مردم مدینة الرسول است ولی # ~~اشتهارو اعتبار او در مکه معظمه بوده و در آن خطه مبار که مدتی منصب # ~~قضاء مالکیه وفیصل خصومات آن طایفه بوی اختصاص داشته ودرانشاء # ~~خطب ونظم ونثر وافادات ادبیه وفتاوی فقهیه مشارالیه بوده و از اکابر # ~~مدرسین واجله علماء ومشاهیر خطباء واساتید ادباء معدو دهیگردیده، # ~~علامه محبی درمعجم خلاصة الاثروی را بالقایی که شایسته بودهیادنموده # ~~ودر حق او گفته قاضی تاج الدین در مکه معظمه از صدور خطیبان و # ~~مدرسان بود و از بزرگان محققین علماء بشمار میرفت وقواعدفن ادب # ~~را استوار میساخت مادرفضل وهنر اورا به پستان خود شیرداده و کوهر # ~~کلمات در افسرش بکار برده، از خوشی گفتار وی عقلها هست میشد # ~~ودر این تاثیر صهباء استهزاءمیآورد ، جاه وجلالش نزد اهل دیوان ~~PageV01P118 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0130.png) ### | 219 # ~~واعیان دولت آشکاروقولش نزد تمامی اهل مکه و اعراب بوادی مطاع # ~~ومتبع بود، درفن انشاء رسایل پیشوای عهد و درنگارش مضامین بدیع # ~~وایجاد معانی عجیب یکانه زمان وهمواره چشمه بلاغت از سرانگشت # ~~وی میجوشید وبرسرزبان بافنون فصاحت بازی میکرد . # ««مصنفات وآثار تاج الدین به نقل محبی مذکور» # اول . شرح قصیده عفیف تلمسانی است که در مطلع آن گفته : # ~~«اذاکنت بعدالصحوفی المحوسیدا» . # نام این شرحرا (تطبیق المحوبعد الصحو علی قواهد الشریعة و # ~~النحو) گذارده . # دوم - رساله دراستغفارمسماة به(فصوص الادلة المحققه فی نصوص # ~~الاستغفارالمطلقه). # سوم - رسالهایست در جواب سئوالاتیکه در باب توحید از بلاد # ~~جاوه نزد وی فرستاده بودند نام این رساله را (الجادة القویمه الی تحقیق # ~~مسئلة الوجود وتعلق القدرة القدیمه) گذارده است . # چهارم . رساله درعقاید مسماة به بیان التصدیق واین رساله برای # ~~کسیکه درفن کلام وعقاید مبتدیست بسیارمفید است . # پنجم - دیوان منشأت که از مکاتبات بدیعه و ms086 مراسلات بارعه آنچه # ~~انتخاب واختیار کرده است درانجا فراهم ساخته . # ششم - مجموعه فتاوی فقیهه اوست که فرزندش احمد بن تاج # ~~الدین دریکجا جمع کرده ونامش را تاج المجامیع نهاده . # هفتم- مجموع مستقل مشتمل برخطب جمعات واعیادواستسقاءات # ~~وغیر ها. # هشتم - دورساله کبیره وصغیره است که درشرح این دوشعر نوشته PageV01P119 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0131.png) ### | 120 # من قصر اللیل اذا زرتنی %~% اشکووتشکین منالطول # عدو عینیک و شانیهما %~% اصبح مشغولا بمشغول # یعنی شبی که بدیدن وزیارت من میآئی من از کوتاهی شب شکایت # ~~میکنم و تواز درازی آن دشمن چشم های تو مشغول است بمشغول دیگری # ~~شیخ تاج الدین در شرح این دوشعر وحل تعمیه وتوضیح اشکال آن ها # ~~مقصود از دشمن محبوبه را و اینکه بچه مشغول است که آن مشغول # ~~بخود نیز بدیکری اشتغال دارد روشن ساخته است - اشعار و منشآت و # ~~مفاوضات ومعارضاتیکمه آن نادره زمان با ابناء عصر خود داشته بقدری # ~~زیاد است که اگر کسی جمع نماید هر آینه دفتر بزرگی خواهد شد . # ازجمله این قطعه رادروصف محبوبه که غربیه نام داشته سروده: # # خالفت اهل العشق لماشر قوا %~% فجعلت نحوالغرب وحدی مذهبی # # قالوا عدلت عن الصواب وانشدوا %~% شتان بین مشرق و مغرب # # فاجتبهم هذا دلیلی فانظروا %~% للشعس هل تسعی لغیر المغرب # وقتی این قطعهرا درسئوال ازدوفقره مسئله نحویه بحضوراستاد # ~~خود عبدالملک عصامی نوشته : # # ماذا یقول امام العصر سیدنا %~% ومن لدیه ینال القصد طالبه # # فیالدارهلجائزتذکیرعائدها %~% فی قولنا مثلافی الدارصاحبه # # ومن ابانة همزابن ارادفهل %~% یکون موصوفه اسما یطالبه # # ام کونه علما کاف ولو لقبا %~% او کنیةن اراد الحذف کاتبه # # افد فماقدرانیا الحق منخفضا %~% الا والت علی التمییز ناصبه # یعنی ای پیشوای وقت ومولای ماوای کسی که طالب هر مقصود # ~~نزد او بمطلب خویش میرسد چه میفرمائید دراین دو مسئله ادبیه یکی # ~~راجع بتذکیر ضمیردر کلمه دار مثلا میتوان گفت فی الدارصاحبه یا آنکه ~~PageV01P120 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0132.png) # ~~باید صاحبها گفتلاغیر و دیگر حذف همزه ابن واقع مابین علمین در کتابت # ~~آیا این حکم منحصراست بصورتیکه طرفین ms087 این هردواسم باشد ویادر # ~~القبین وکنیتین و مرکب از کنیه ولقب هم مثلا باید همزه را در کثابت # ~~انداخت ودورساخت جواب این دومسئله را افادت فرمای که ماهروقت # ~~درهرمسئله قول حق را پست و فرود افتاده دیدیم تو را فرا زنده آن # ~~بروجه تعیین وتشخیص یافتیم و چون این قطعه بخدمت شیخ عبدالملک # ~~رسید درجواب این قطعه را نوشت و بدوفرستاد . # # یافاضلالم یزل یهدی الفرائد من %~% علومه و ترو ینا سحایبه # # تأنیثک الدار حتم لاسبیل الی %~% التذکیرفاهنم اذأفیالدارصاحبه # # و الابن موصوفه عمم فان لقبا %~% او کنیة فارتکاب الحذف واجبه # # هذا جوابی فاعذران تری خلل %~% فمصدر العجزو التقصیر کاتبه # # لازلت تا جالهامات الهدی علما %~% فی العلم یحوی بک التحقیق طالبه # یعنی ای فاضلی که همواره از درهای دانش خویش مروارید های # ~~بزرک قیمتی هدیه میفرستی و به ابر های فضائل خود تشنگانرا سیراب # ~~میکنی تأنیث ضمیر راجع بدار واجب است و بتذ کیر عائد آن راهی نیست # ~~پس عبارت فی الدارصاحبه را منع بکن وروا مدار، واما ابن واقع مابین # ~~علمین را همزه اش رابینداز وموصوف را تعمیم بده باسم ولقب و کنیه و # ~~حذف همزه را درجمیع مقامات متصوره درابن واجب شناس، این جواب # ~~منست اگردراین کلام نقص و خللی به بینی شگفت مدار که نویسنده # ~~این جواب خود مصدرزبونی و تقصیراست و توهمیشه افسر مفارق هدایت # ~~و علمم و دانش باشی وطالبان تحقیق بوجود تو بمطلب و مقصد خویش # ~~برسند - نگارنده گوید این خطیب جلیل از اکابر خطباء قرن یازدهم ~~PageV01P121 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0133.png) # ~~هجرتست و بهمین مناسبت سید الادباء مرخوم سیدعلیخان ترجمه او را # ~~درسلافة العصربیان فرموده واورا بدین اوصاف ستوده : # ~~هوفاضل طوی علی الفضل ادیمه ، وادیب نشر به من الادب حدیثه وقدیمه # ~~فاستخدم من الکلام حره ورقیقه ، واصیح و هو القاضی علی الحقیقه # ~~طلعت شمس محتده من المغرب ، وطارف بنظیره عند کمال بایره عنقاء مغرب # ~~فلم یکن فی اخرالوقت من علماء الحرمین من یحاریه اویباریه، فاقر # ~~بوحدانیته فی الادب ms088 لسان الادب وهوبادیه ، نظم ونثر، واحسن العین ~~والاثر- # و بعد ازشرح اوصاف جمیله و محامد جلیله اوشروع میکند در # ~~شرح منظومات ومنثورات این خطیب ارجمند ومفاوضاتیکه بین اووعلماء # ~~وادیاع معاصرروی داده که نگارنده از نقل آنهاصرفنظر نموده واگر کسی # ~~طالب باشد باید رجوع کند بکتاب سلافة فقط میانه همه آن مفاوضات # ~~این یک جمله را نقل مینمایم تا معلوم شود جملات و کلمات وخطب # ~~این خطیب عظیم الشأن در مستمعین خصوصا اهل ادب و دانشمندان # ~~معاصرچه تأثیرعمیقی داشته - دریکی ازاعیاد فطر موقعیکه این خطیب # ~~بزر گوارمشغول خطابه بود بطوری مردم مجذوب کلمات زپبا و جملات # ~~شیوای او بودند که چنین حالتی در هیچ خطابه برای مردم دیده نشده # ~~بود و پس ازاینکه این خطیب ارجمند از آن خطابه روح بخش فارغشد # ~~قاضی محمدبن خلیلمکی که خود ازاکابردانشمندان بود بوجد وطرب # ~~آمد واین ابیات را در شأن آن خطیب گرامی سرود : # لله در خطبة ، بها القلوب تستلب ### | قصر عنها کل من ، انشا و وشی وخطب # یریک عید الفطرعی د النحرفعلها العجب ### | کم فطرت فیه فؤ دا تب حقدا فالتهب PageV01P122 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0134.png) # ~~کان فیها انزلت ، تبت یدا ابی لهب ### | و کم فواد غادرت ، بین خشوع و طرب # ~~بوضعها ووعظها السحر الحلال المنتخب ### | لم لا وبحر درها ، خیر العلوم والادب # ~~تاج العلی حائز ها ، بالارث عن اب فاب ### | من ائتمت خطبته، به الی اعلی نسب # ~~فحیث غرت نسبا ، و مطلبا عن بللب ### | و کان من انشأها ، تاجا لارباب الرتب # قال لسان الحال لی ، - تاریخها تاج الخطب # مجملا این خطیب بزرک عمر خود را در کمال عزت و گامرائی # ~~طی کرده و با منتهی درجه شرافت شرفاء مکه معظمه از او پذیرائی # ~~میکردند تا آنکه هادم اللذات بساط عیش را برهم زد ودر سحر روز # ~~پنج شنبههشتم ماه ربیع الاول سال 1066 هجری داعی حقرالبیک گفته، # ~~مرحوم سید علیخان میفرماید من باتمام بزرگان مکه جنازه اوراتشییع # ~~کرده و عصر همان روز در قبرستان مکه مدفون ms089 گردید . # ~~19 - الامام الحافظ الخطیب ، والمفسر الواعظ الادیب شیخ »** # « العراق احمد بن ابراهیم الواسطی» # این خطیب جلیل و این واعظ نبیل ملقب بعز الدین ومکنی بابی # ~~العباس ویکی از اکابرخطباء واعاظم وعاظ اواخر قرن هفتم هجرتست، # ~~در علم تفسیر وقرائت قرآن مجید استاد عصر ودرخطابه و وعظ فرید # ~~دهر بوده - علوم ظاهر و باطن را جمع نموده و کلمات متصوفه وعرفا را # ~~با بیابات فوق العاده جذابوشیرین بالای منابر بیان میکرده ودر تربیت ~~PageV01P123 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0135.png) # ~~مریدان وجهال فوق العاده کوشش داشته و با نفس بسیار مؤثر گرمی آنهارا # ~~موعظه میکرده ، یافعی شافعی گوید این واعظ کامل درعصرخودشیخ # ~~عراق بود و مردم صوفی مشرب عراق کلادست ارادت باو داده و خود # ~~شاگرد استاد عصر شیخ شهاب الدین سهروردی بوده وخرقه تصوفرا از # ~~دست او پوشیده، فوت این خطیب بزرک سال 694 هجری اتفاق افتاده # ~~و اما واسط بروزن باسط از بلادخوزستان وازبناهای حجاج بن یوسف # ~~ثقفی است اهل معرفت بسیار از آنجا ظهور نموده واکنون خراب و # ~~اثری از آن پیدا نیست والسلام ### | 44 # 20- الامام الواعظ الجلیل ، والفقیه الکمامل النببل،» # «1 بوالعباس احمد بن ابی احمد اامعروفی !ابن» # القاص الطبری الفقیه الشافعی ) # یکنی از قدماء وعاظ و کبراء حفاظ نیمه دوم قرن چهار هجرتست # ~~علم فقه وا ازاستاد زمان احمدبن سریح شافعی آموخت و در آن فن # ~~جلیل امام عصر وپیشوای دهر گردید و مردم شافعی مذهب اورا بکمال # ~~عظمت میستودند . درطبرستان که وطن او بود مجلس وعظ منعقدساخت # ~~و بطوری مردم شیفته مواعظ او بودند که در مجلس وعظ او سر از پا # ~~نمیشناختند واو بمواعظ حسنه وکلمات مستحسنه فرائض وسنن احکام # ~~فقه شافعر را تعلیم آنهامیکرد وقتی از طبرستان هسافرت بطرطوس کرد # ~~و در آنجا بمنصب قضارسید وقاضی طرطوس گردید و لکن مجلس وعظ او # ~~اهمیتبسزائی داشت و مردم طرطوس عاشق و شیفته مواعظ و نصایح # ~~او بودند تاآنکه روزی دربین موعظهآ چنان رقت و خشیتی باو دست # ~~داد ms090 و بطوری خوف خدا اورا از خود بیخود ساخت که افتاد غش کرد # ~~و ازدنیا رفت واین واقعه سال 255 یا336 هجری اتفاق افتاد . PageV01P124 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0136.png) # مصنفات این واعظ کامل بسیاراست آنچه را که ابن خلکان ذگر # ~~کرده از این قرار است : # اول - کتاب ادب القاضی . دوم - کتاب المواقیت. سوم - کتاب # ~~مفتاح . چهارم - کتاب تلخیص . # نگارنده گوید مخصوصا فضلا و علماء را عنایت شدیدیست به # ~~تدریس و شرح و تحشیه کتاب تلخیص جمعی آن را شرح کردهاند # ~~مثل ابو عبدالله الختن و ابوعلی و دیگران و جمع دیگر حاشیه بر آن # ~~نوشته اند که مقام گنجایش ذکر اسامی آنها را ندارد . # پدر این واعظ کامل معروف نقاص بوده برای اینگه اخبار و آثار # ~~را بزبان قصه که اوقع در نفوس است بیان میکرده - ترجمه طبرستان # ~~بعد از این میآیدو اما طرطوس بلدهایست مأنوس از بلاد شام و مضافات # ~~جند قنسرین و آن شهر دل نشین آبش خوشگوار است و هوایش ساز گار # ~~و باغاتش بسیار سکنه اش عرب و اکثر شافعی مذهب . # ~~21- السیدالاید ، نظام الحق والدین و سلطان الوعاظو المحدثین» # برهان المفسر ین والمذکرین، السید احمد بن» # «اسحاق الدشتکی الشیرازی، # عالمی است عامل ، فاضلی است کامل ، محققی است جلیل ، # ~~مفسریست نبیل ، واعظی است بی نظیر وعدیل ، دارای علوحسب وسمو # ~~نسب، آباععظام این سید بزر گوارتا ائمه معصومین همگان از اعاظم علماء # ~~واکابر فضلاء ومروجین شریعت مصطفوی بوده اند : از این پیش مرقوم # ~~گردید که این خانواده عظیم الشأن از زمان ائمه طاهرین صلوات الله # ~~علیهم اجمعین تا حال همیشه مصادر امور شرعیه بوده اند و بقدری که ~~PageV01P125 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0137.png) ### | 126. # ~~علماء وبزرگان و فضلاء از این خانواده بوجود آمده اند ازهیچ خانوادهآ # ~~بوجود نیامده : # یاحبذا دوحة فی الخلد نابتة %~% مامثلهانبتت فی الخلدمن شجر # ترجمه پدرعالی مقدارش اسحاق بن علی بن عربشاه رضی اللهعنه # ~~عنقریب مذکورخواهد گردید ، ترجمه بعضی ازاولاد امجاد او قبلا ذکر # ~~شده وبعضی هم بعدا ذکر خواهد شد ، و ms091 اما خود آنجناب محامد ذات # ~~ملکگوتی الصفاتش بقدری زیاد است که نگارنده کوچک تراز آنست که # ~~عشری از معشار آنرا بیان کند: # ~~وصف رخساره خور شیدزخفاش میرس که در این آینه صاحبنظر ان حیرانند # آخجناب قدوه عظمأزمان واسوه علمای دوران، خلف اعاظم اسلاف، # ~~وشرف اخلاف اشراف بوده مرحوم صدرالدین والحقیقة امیرسید محمد # ~~الشهید(1) رضوان الله علیه خدمت این بزرگوار تلمذ نموده درحقیقت # ~~این سید بزر گوارهم عمووهم استادوشیخ اجازه صدرالدین الشهید میباشد، # ~~پسر زلده آن جناب ابونصر امیر محمد صدرالدین واعظ مشهور، فرزند # ~~غیاث الدین منصور ، علیهم رضوان الملک الغفور ، در اجازه که بعلامه # ~~رمان النورالجلی امیرسیدعلی العریضی الیزدی دراواخرجمادی الاول 973 # ~~هجری درمشهد حضرت عبدالعظیم حسنی داده واگر عمری باشد ترجمه ~~PageV01P126 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0138.png) # ~~مجیز و مستجیز و متن آن اجازه در باب المیم این کتاب مفصلاذ کرخواهدشد # ~~میفرماید « لی ثلث اشیاخ منهم اولاابی وهو من اشاع غوامض العلوم ونشر ، # ~~بحیث لقب استاد البشر ، ورشاد الخلق بماینجیه من الفاسد فدعی العقل # ~~الحادی عشر ، امام الحکمة وناصر الشریعة منصورقدس الله سره ،وهویروی # ~~العلوم الشرعیه کلها، والمنقولات المرویه جلها ، عن ابیه الصدر السعید # ~~عن عمه نظام الحق والدین ، سلطان المحدثین والمفسرین، برهان الوعاظ # ~~والمذکرین، السید الایداحمد بن اسحاق رضی الله عنه- خلاصه خداوند # ~~این ترجمه علم وحلم، زهدتقوی وارشادواهداء مردم ، نصیحت وموعظه # ~~وسایر ملکات را از آباء عظام گرفته وباشراف اخلاف سپرده، تاریخ # ~~قوت اینواعظ کامل صحیحا معلوم نیست آنجه ازتاریخ فوت پدر عالی # ~~مقدارش وملاحظه طیقه معلوم می شود آنستکه از بزرگان وعاظ و اکابر # ~~علماء اواخر قرن هشتم هجری بوده، وپوشیده نماند که در میان سلسله # ~~علیه سادات دشتکی شیرازی سه تفر مسمی باحمد وملقب بنظامالدین # ~~میباشد : اول صاحب این ترجمه احمدبن اسحاق دوم حضرت سیادت # ~~ونقابتو افادت بناه سلطان الحکماء وسید العلماء میرزا نظام الدین احمد ~~بن # ~~ابراهیم بن سلام الله که معروف بعلامه بوده و ترجمه او ذکر گردید سوم # ~~امیر المعظم وسید الاعظم الامجد نظام الدین احمد پدر ms092 نامور مرحوم سید # ~~علیخان وکتاب سلافة العصرمشحون است از مفاخر ومناقب اووالسلام # ~~22_ «الغخطیب الاقدم والمحدث الاعظم والقاضی المعظم احمد بن» # «اسحاق بن بهلول المعروف بابی جعفر التنوخی الانباری» # یکی از مشاهیرقضات بغداد است و نحاریرخطباء امجاد، امام لغت # ~~ونحو وادب است وحنفی المذهب، این خطیب بزرگوار گوی سبقت را # ~~در قرن سوم هجرت از همه اقران ربوده وبیست سال تمام قاضی بزرک ~~PageV01P127 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0139.png) # ~~بغداد بوده واز جماعت بسیاری مثل پدرش اسحاق بن بهلول وابراهیم بن # ~~سعید جوهری و ابوهشام رفاعی و دیگران روایت احادیث می نموده # ~~وهکذا جماعتی از اکابر مثل ابوالحسن جراحی وابوالحسن دارقطنی وابو # ~~حفص بن شاهین وسایر اعاظم محدثین از او تحدیث احادیث می نموده # ~~وهمکان کمال وثوق را باوداشته - احمد خطیب در تاریخ بغدادولادت # ~~این خطیب ارجمند را در محرم 221 هجری نوشته واز او واز پدرش # ~~اسحاق واز جدش بهلول بن حسان تمجید بسیار کرده ومیگوید خوانواده # ~~تنوخی جمیعا از اعلام محدثین واشراف مسندین بوده اند خصوصأاسحاق # ~~پدر صاحب ترجمه که کتاب مسند بزرگی داشته ، خطیب بعداز آنکه # ~~چند نفر بزرگان این خوانواده را تمجید کرده میگوید (و کان احمد هذاثبتا # ~~فی الحدیث ثقة مامونا جیدالضبط لماحدث به وکان متفننا فی علوم شتی # ~~منها الفقه علی مذهب ابی حنیفه واصحابه وربما خالفهم فی مسیئلات یسیره # ~~وکان تام العلم باللغه حسن القیام بالنحو علی مذهب الکوفین وله فیه ~~کتاب # ~~الفه وکان واسع الحفظ للشعر القدیم والمحدث والاخبارالطوال والتفسیر # ~~وکان شاء أکئیر الشعر جدا خطیبأ حسن الخطابه والتفوه بالکلام لسنا # ~~صالح الحفظ من الترسل فی الکتابة والبلاغة فی الغطابه الی آخر - # خلاصه ترجمه این فقرات که دلالت برمنتهادرجه فضل واهمیت صاحب # ~~ترجمه دارداین است که احمد تنوخی در نقل وضبط احادیث فوق العاده موثق، # ~~و تفنن اودر بسیاری علوم محقق ، در علم فقه ابوحنیفه وحیدزمان، در # ~~لغت ونحو وتفسیر وتاریخ فرید دوران، شاعری یوده شیرین زبان، # ~~وخطیبی نیکو بیان در خطابت خلاق معانی، ودر کتابت ms093 ابوالمعالی، # ~~در بحث و سخن پردازی فوق العاده ، وبرای غلبه بر امثال واقران آماده، # ~~در مناظره با همه معاصرین جری ، خصوصا با محمد بن جریر طبری ، ~~PageV01P128 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0140.png) ### | 12= # ~~نوادر حالات اوخیلی مفصل است وشرح مناظره او باطبری مذگورمطول # ~~هر گاه کسی طالب باشد بایدرجوع کند بتاریخ بغداد ، تاریخ وفات این # ~~خطیب ارجمند ربیع الاخرسال 317 یا318 هجری است ، ترجمه بغداد # ~~بعد ها بیاید اما انبار که وطن صاحب ترجمه است ، شهریست در کنار # ~~فرات در ده فرسخی بغداد از طرف غرب وعجم آنرا فیروز شاپور # ~~میخوانده زیرابنایش از شاپور ذوالاکتاف بوده ابوالعباس احمد سفاح قصر # ~~ها در آن ساخت و آنجا اقامت داشت تا در گذشت و چون دوانیقی بغداد # ~~را بناکرد و آنجارا مسکن قرار دادانبارر و بخرابی نهاد ومدتهااست3 که # ~~روی عمران راندیده . # 3 «امام الوعاظ، وشیخ الحفاظ ، ابوالخیر، رضی الدین،» # ~~«راحمد بن اسمعیل بن یوسف الطالقانی القزوینی الشافعی الحاکمی» # از عظماء علماء اسلام وکبراء وعاظ ذوی الاحترام، واجله فقهاء # ~~شافعیه و اکابر مسندین و اعاظم مفسرین و مشاهیر حفاظ ونحاریر وعاظ # ~~وازرجال ونوابغ نصفه اخیر قرن ششم هجرت است این واعظ کامل با # ~~شیخ جمال الدین ابوالفرج عبدالرحمن بنعلی الجوزی الواعظ سمت # ~~معاصرت داشته ودر بغداد بنوبت مجلس وعظ منعقد میساخته ، یکروز # ~~رضی الدین صاحب این ترجمه موعظه میکرده وروز دیگر جمال الدین # ~~ابن الجوزی وخلیفه عصر درمجلس ایشان حضور بهمرسانیده ولی دربشت # ~~پرده مینشست ، خلقی بی شماروازدحامی بس بزرک برای استماع سخن # ~~رضی الدین وجمال الدین هرروزانبوه میگردید ، زمانی معتدبه تدریس # ~~مدرسه تظامیه بغداد که اولین مدرسه اسلام است بارضی الدین طالقانی # ~~بوده - ازمقام وی درعلم تفسیر وقرائت وحدیث وسعه اطلاع و تبحرش # ~~درقنون شرعیه وعلوم اسلامیه اموری عجیب ونوادری بدیع نگاشتهاند ~~PageV01P129 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0141.png) ### | 239- # ~~و در گثرت عبادت و کمال مراقبت براد کار و اوراد آیت بزر گی بوده ، ~~ترجمه # ~~احوال وشرح اخبار این عالم بزرگوار در کافه کتب معجمات وتواریخ # ~~مئل مرآت الجنان (1) وکتاب العبر ms094 (2) وکتاب التدوین در تاریخ علماء # ~~قزوین (3) وطبقات الشافیه (4) وطبقات القراء(5) وطبقات المفسرین(6) # ~~وایضاطبقات الشافیه (7) وسایر کتب مذکور گردیده و کلمات غالب ایشان # ~~در ترجمه این عالم ذیشأن متقارب است نگارنده فقط عبارتیکه امام # ~~رافعی در ترجمه این واعظ جلیل آورده چون جامع ترین عباراتست # ~~ترجمه می نمایم وهر کس طالب زیاده باشد مراجعه بسایر کتب نماید # ~~ومن الله استعین ، عبدالکریم بن محمد رافعی شافعی در کتاب التدوین فی # ~~ذکر اهل العلم بقزوین» گفته است رضی الدین ابوالخیر احمدبن اسمعیل # ~~طالقانی قزوینی الحاکمی امام وپیشوائی است بسیار باخیر و بر کت درهمه # ~~عمر مشغول طاعت وعبادت پروردگار و بهفت سالگی از قراریکه شنیده ام # ~~ترآن را از بر کردوبجد تمام وسعی کامل علوم شرعیه را کسب نمود # ~~تادر روایت اخبار وفهم احکام وتدریس علوم ووعظ خلایق وتصنیف کتب # ~~از همه اقران خویش پیش افتاد وبرکات وجود وفوایدداتش بزرکشد ~~PageV01P130 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0142.png) ### | 621- # ~~ودر جمیع احوال ازراه رفتن و برخواستن و نشستن وغیرذلک همی مشغول # ~~ذکر وتلاوت قرآن بود مر. خود از جمعیکه حاضر تجهیز او بودند # ~~شنیدم که میگفتند لبهای او در حالیکه کالبدش را برای تغسیل مهیاساخته # ~~بودند وهنوزبه شستنگاه نقل نکرده بودند همی می جنبید چنانکه درطول # ~~عمرش بذ کرخداحرکت داشت ، از خصایص آن دانشور بزرک آنکه کتب # ~~علمیه را برحالیکه مشغول نماز بودیا تلاوت قر آن میکرد براومیخواندند # ~~واو گوش فرامیداشت نه ازشرایط عبادت غافل ونه ازوظایف قرائت ذاهل # ~~میگردید ، تصنیفات بسیار در علم تفسیر وفن حدیث وصناعت فقه وغیر # ~~اینها مابین مطول و مختصر بپرداخت و ازدانش اوهم اهل علم بهرمند # ~~وهم عوام مسلمین سودمند میگردیدند ، در قزوین ونیشابور وبغداد # ~~وغیرها احادیث بسیار از مشایخ شنید ، مجموعیکه مسموعات ومشایخ # ~~خود را در آنجافهرست کرده مشهور و متداول است، برخی از گزافگویان # ~~را گمان فاسدپدید آمده وسماع رضی الدین طالقانی را از شیخ اجل ابو # ~~عبدالله محمد فراوی انکار کرده و من خود آنچه را که آن محدث جلیل از ms095 # ~~آن استاد نبیل استماع کرده برای العین مطالعه نموده ام از آن جمله است # ~~کتاب وجیزامام واحدی ، من بخط امام ابوالبرکات فراوی که از روی خط # ~~ابوسعد سمعانی حکایت کرده بود دیدم وبمعنی نقل نمودم نوشته # ~~بود که حافظ عبدالرزاق طبسی در شش مجلس واقع درظرف شعبان ورمضان # ~~530 هجری وجیز واحدی را برابوعبدالله محمد فراوی قرائت کرده # ~~ورضی الدین طالقانی استماع نموده (1) الغرض استماع رضی الدین طالقانی ~~PageV01P131 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0143.png) ### | 1320_ # ~~از ابوعبدالله فراوی محقق است و آن دانشمند بزرک با مقامیعالی که در # ~~علم وعبادت داشت شهرت تامه وقبول خاصه وعامه را ضمیمه کرده بود # ~~وبرتمام ممالک اسلام قدر رفیع و آواز طنانهاش منبسط گردیدونزدیک # ~~پانزده سال در مدرسه نظامیه بغدادتدریس همیفر مودودرچنان خطه خطیر # ~~که حرم خلافت بود مکرما بزیست ودر مواقع اختلاف مرجع وفتوایش # ~~مقبول ومابین الحق والباطل فاصل بود، ومن درصباح پنج شنبه دومماه رجب # ~~582 هجری بخطه همدان ازدست آن بزر گوارخرقه پوشیدم و پبر طریقت # ~~اوامام ابوسعید هبة الرحمن قشیری است ونیز علم حدیث را ازرضی الدین # ~~فراگرفتم واحادیث بسیار از او شنیدم واورا قرائت من خوش میامد # ~~وحاضران را بگوش دادن بقرائت من مامور میساخت و آن عالم یگانه # ~~ودانشمند فرزانه در فن تفسیرنیک ماهروشأن نزول آیات واقوال مفسرانرا # ~~بدرستی حافظ بود وهم در معانی کلام الله واحادیث رسول نظری کامل # ~~وبصری حدید داشت ، تولد این واعظ کامل سال 512 وبقولی 511ه # ~~درخطه قزوین بوده ، وفاتش ماه محرم سال م9 وبقولی589 اتفاق افتاد، # ~~ونیز امام رافعی در امالی خود گفته که رضی الدین ابوالخیر طالقانی در # ~~قزوین برایعامه مسلمین مجلس ارشاد وتذکیر منعقد میساخت وهفته # ~~سه نوبت باین کار میپرداخت یکی از آن سه موقع روز جمعه 12 ماه # ~~محرم سال 90هه علی العاده به منبر رفت ودر کریمه : # فان تولوافقل حسبی الله لااله الااللهسخن در پیوست و گفت این کریمه # ~~از جمله آیاتیست که در او اخر نازل گردیده آنگاه چند کریمه ms096 دیگر از ~~آیاتی # ~~که در اواخر عمررسول خدا (ص) فرود آمده بشمرد مانند آیه : الیوم # ~~اکملت لکم دینکم ومثل سوره اذاجاء نصرالله والفتح و مثل آیه واتقوا # ~~یوما ترجعون فیه الی الله و بر این آیه چون تکله گرفت درجمله گفت ~~پیغمبر PageV01P132 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0144.png) ### | 211 # ~~خداصلی الله علیه و آله وسلم پس از نزول این کریمه زنده نبود مگر هفت # ~~روز واتفاقا رضی الدین طالقانی خود نیز بعد از این سخن زنده نبود # ~~مگر هفت روز چه همینکه از منبر بزیر آمد تب کرد وجمعه دیگر در # ~~گذشت و این از عجایب اتفاقاتست گوئیا آنعالم جلیل به حقیقت حال # ~~ونزدیکی زمانارتحال وانتقال خودملهم شده بود ، و نیزرافعی گوید من # ~~بامداد روز رحیل آن دانشور فرزانه برنیت تعزیت از خانه خود بر آمدم # ~~ودر حال آن بزر گوار متفکر و برفوتش متاثربودم ناگاه بدون هیچگونه # ~~فکر ورویت این بیت در قلب من القاءگردید گوئیاکسی مرابدان گویا # ~~میساخت که : # بکت العلوم بویلها وعویلها %~% لوفات احمد هاابن اسمعیلها # نگارنده گوید مرا عبرتست ازحال تعصب رضی الدین مذکور که # ~~بااین تبحروفضل وزهد وتقوی این چه تعصبی بوده حکایاتی شکفت در # ~~این موضوع از او نقل شده که فقط بذکریکی از آنها اکتفا میشود - زکریا # ~~بن محمد قزوینی میگویدا بوالخیر احمد ملقب برضی الدین چون میخواست # ~~از بغدادمراجعت بقزوین نمایداهالی بغدادراضی نشدندلاجرم بقصدحج # ~~بر آمدو ازراه شام بوطن خویش باز گردید و درقزوین قبولی عظیم وموقعی # ~~زاید الوصف در قلموب داشت مردم پای منبرش جای از یکدیگره یخریدند # ~~و او بسیار متعرض مردم شیعه میگردید حتی باستدعای اودر قزوین داغی # ~~مشتمل براسامی خلفاء سه گانه برپیشانی ایشان برنهادند ، نعوذ بالله من # ~~هفوات اللسان ومن زلات الانسان . ### | (فائده) # لقب حلیل حاکم که یکی از القاب صاحب ترجمه است دلالت برتفوق # ~~وامامت وتقدم وریاست در معرفت علوم حدیث وفنونن اثردارد چنانچه ~~PageV01P133 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0145.png) # ~~حافظ در عرف اهل حدیث آن عالمیاست که علم او احاطه برمتن وسند # ~~یکصد ms097 هزار حدیث داشته باشد وعالم آن کسیراگویند که درعلم حدیث # ~~مبتدی باشد ورغبت بآن داشته باشد و محدث و شیخ و امام آن کسی است # ~~که در علم حدیث کامل و استادباشد وحجت آن محدث بزرگی را گویند # ~~که احاطه برسیصدهزار حدیث داشته باشد ومتن وسند واحوال رواة # ~~و کیفیت جرح وتعدیل آنهارا به نیکوئی بداند وحاکم فوق همه این # ~~مراتب است زیرا حاکم آن کسی را گویند که جمیع احادیث مرویه ومتن # ~~وسندوجرح وتعدیل وتاریخ آنهارا بخوبی بداند ، واما طالقان قزوین # ~~که وطن اصلی رضی الدین مذکور است صاحب معجم کفته که نام دوبلده # ~~است یکی درخراسان ویکی درمیان قزوین وابهر و آن چنددیه است که # ~~طالقانرا بر همه آنها اطلاق میکنند وازاکابر طالقانست صاحب بن عباد # ~~مشهور وپدر اوعبادبن العاص بن عبادابوالحسن طالقانی ، قاضی نورالله # ~~در مجالس المؤمنین فرموده مخفی نماند که اهالی طالقان قزوین همیشه # ~~از محبان شاه ولایت بودهاند وازائمه اهل البیت احادیث بسیاردرفضیلت # ~~این طالقان واهالی آنجا وارد شده ودربیان احوال صاحب الزمان علیه # ~~السلام از کتاب کشف الغمه مسطوراست : # روی ابن اعثم الکوفی فی کتاب الفتوح عن امیر المومنین (ع) انه # ~~قال ویحأللطالقان فان لله تعالی بها کنوزلیست من ذهبولافضه ولکن ~~بهارجال # ~~مؤمنون ترفوالله حق معرفته وهم انصارالمهدی فی اخرالزمان . PageV01P134 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0146.png) # 2- «العالم العامل، والزاهد الکامل، الواعظالامحد،آقا» # ~~«شیخ احمد بن مولی محمد جواد الحسین آبادی الاصفهانی» # از اعاظم علماء و اکابر فقها ووعاظ معاصر است ، آن جناب اعبد # ~~عباد بود وازهد زهاد، الحق آن ستوده خصال در اموری چندمتفرد # ~~بود اول در حافظه و ذکاء اعجوبه عصر بود دعا های مطوله مثل دعای # ~~ابو حمزه ثمالیرا بطور تقطیع در قنوت نوافل با لهجه بسیار جذابی # ~~قرائت مینمود . # دوم - در احاطه بر فروع فقهیه بطوری مسلط بود که عدیل و # ~~نظیری نداشت . # سوم - در اخلاص وارادت بخانواده عصمت و طهارت جدیت # ~~تامه داشت . # چهارم - در فتوت و جوانمردی و قرزانگی آیت وقت بودونگارنده # ~~را در ms098 این موضوع حکایاتی از آن بزرگوار است که این وجیزه را # ~~اقامه جماعت و هدایت و ارشادمردم مشغول ومخصوصا درهفته سه چهار # ~~شب منبر میرفت و مردم را بمواعظ شافیه و نصایح کافیه بهره مند # ~~مینمود و در ماه مبارک رمضان نماز جماعت و منبر آن مرحوم رونق و # ~~اهمیت بسزائی داشت ، پدر نامور آن مرحوم مولی محمد جواد از # ~~بزرگان علماء عصر خود بوده و کتاب خلاصه علامه را تلخیص نموده # ~~صاحب ترجمه مدتی خدمت پدر خود مشغول تحصیل فقه و اصول بوده # ~~ولکن معظم تحصیلات او خدمت امامان معظمان وحجتان مکرمان آقا # ~~میرزا محمد هاشم چهار سوقی و آقا میرزا محمد باقر صاحب روضات ~~PageV01P135 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0147.png) # ~~اعلی الله مقامهما بوده ، نگارنده مقداری از سطح فقه را خدمت آنمرحوم # ~~دیده و بالاخره روز 14 رجب سال 1347 ه آن بزر گوار برای تحدیث # ~~احادیث وروایت اخبار آل اطهاراجازهآ بنگارنده مرحمت فرمود که خط # ~~مبارکش نزد من محفوظ و سواد آن را زینت بخش این اوراق قرار # ~~هیدهد - و هی هذه # بسم الله الرحمن الرحیم والحمدلله رب العالمین ، مالک یوم الدین # ~~باری الخلائق اجمعین ، والصلوة والسلام علی من ارسله بشیرا ونذیر ~~الکافة # ~~البریات» حنمدالمحمودفی الارضین والسموات وعلی اهلبیة المعصومین افضل # ~~الصلوات واکمل التحیات، وبعد فقداجزت للمولی الزکی، والمهذب الصفی، # ~~والسمی الوفی، الملااحمد حفظه اله من شرکل حاسداذاحسد ، بعد ماسمعت # ~~شطر أمن مواعظه الشافیة ونصایحه الکافیة ان یروی عنی کلماصحت لی ~~روایته، # ~~ویحدث عنی جمیع هاجازت لی حکایته ، عن مشایخی واساتیدی باسانیدهم # ~~المتصلة الی الائمة المعصومین سلام الله علیهم اجمعین، احدهم واوحدهم # ~~السید السند العماد والرکن المعتمد :فی الاستناد سید العلماء وسند # ~~الفقهاء وحید عصره فی التألیف ، و فرید دهره فی الترصیف ، الامیر محمد # ~~باقرالموسوی الخونساری قدس سره اللطیف ، باسانیده المدونة فی - # ~~الاجازة المرقومة . خطه الشریف الی اهل بیت العصمة والطهارة سلام الله # ~~علیهم اجمعین ثم ان للعبد اسانید اخر طوینا عن ذکر ها وفیه کقایة # ~~لمن تبصر ولکن من وصیتی ms099 له ما اوصانی به مشایخی و اسانیدی من ملازمة # ~~الاحتیاط الذی هوسبیل النجاة عندالمرور علی الصراط وان لاینسانی من # ~~الدعاء فی مظان الاجابات حیا ومیتا وکتبت بیدی الفانیة یوم الاحد رابع # ~~عشر من رجب الفرد 1347 (مهره بارک) تألیف مرتبی از آن عالم کامل # ~~باقی نماید جزجزوات فقه واصول نامرتب و آنها راحضرت حجة الاسلام ~~PageV01P136 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0148.png) ### | م ### | # ~~ ### | ### | %~% # # %~% # ~~دراین صفحه تمثال عالم زاهد کامل آقای شیخ احمد صاحب ترجمه (رح ادیده ~~می شود PageV01P137 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0149.png) ### | 138- # ~~آقای شاه آبادی دامت برکاته که برادر اعیانی صاحب ترجمه می باشند # ~~از تهران طلبیدند و اولاد آن مرحوم جزوات را خدمت عم امجد # ~~خود فرستادند ، چهار نفر پسرصالح پرهیز کار از آن بزرگوارموجود # ~~ونگارنده موفقیت آنهارااز در گاه حق خواهان است، بالجمله قریب ینجاه # ~~سال در کمال زهد و تقوی و درستکاری و بی اعتنائی بدنیا و اهل دنیا # ~~مشغول ترویج دین و نشر احکام و اقامه جماعت و موعظه انام بود و # ~~بالاخره روزچهارشنبه21 جمادی الاول 1357 درسن هشتاد سالگی قرین # ~~وحمت الهی گردید ودر بقعه تکیه مرحوم حاجی میرزا ابوالحسن # ~~در بکوشگی واقعه درتخت فولاد اصفهان مدفون گردید ، مرحوم میرزا # ~~عبدالجواد خطیب مرثیه سرود و تاریخ فوت را بدین شعر معین نمود. # # خطیب آه ازدل بر آورد و گفتا %~% به معراج قرب احدرفت احمد # و حسین آباد قریه کوچکی است واقع در جنوب اصفهان # ~~25- ««الهولی الفاضل الحلیل والواعظ الکامل النببل، احمد بن» # ««الحسن الیزدی المشهدی رحمه الله تع» # یکی از ائمه جماعت مشهد مقدس رضوی و وعاظ شیرین گفتار # ~~این اواخر است - اصلا یزدی است ولکن مجاور مشهد مقدس حضرت # ~~علی بن موسی الرضا روحی فداه گردیده و عمر را در آن بلده مقدسه # ~~بترویج احکام واقامه جماعت وموعظه انام طی نموده و مخصوصا در # ~~ارشاد جهال و هدایت عوام فوق العاده زبردست و توانا بوده و علاوه بر # ~~شیرینی گفتار دارای خط بسیار زیبائی بوده تمام مجلدات بحار الانوار # ~~را بخط ms100 زیبای خود نوشته و وقف بر کتابخانه مبار که حضرت رضا 4 # ~~نموده و نیز اینواعظ کامل هم شاعر خوش قریحه و هم نویسنده توانائی # ~~بوده مصنفات ومؤلفاتش بسیار با سلیقه و مرغوب وهمه شیرین و با ~~PageV01P138 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0150.png) # ~~اسلوب واسامی آنهابه نقل علامه بحاته معاصر در اعیان الشیعه وعلامه # ~~متتبع معاصر درذریعه بدینقرار است . # اول - منظومه فارسی مسمی به مغناطیس الابرار دوم . اسماء - # ~~الغزوات سوم - اقاصیص العجب چهارم - شرح زیارت رجبیه پنجم - # ~~براهین الخواص در دو جلد ششم - باقیات الصالحات ایضا دو جلد هفتم # ~~تفسیر سوره فجر هشتم - بحرالدموع فارسی و غیر ها # فوت این واعظ کاهل درسال 1310 هجری درمشهد مقدس بوده # ~~و در جوارامام نامن ضامن علیه السلام مقبور ومدفون گردیده رحمه الله # نگارنده گوید علامه بحائه السید محسن العاهلی الشامی ادام الله # ~~ظله السامی دراعیان الشیعه برای احمد بن الحسن الیزدی الواعظ المجاور # ~~بالمشهد متوفای در 1310 دو ترجمه بدو نمره معین مرقوم داشته یکی # ~~در جلد هشتم یکی در جلد یازدهم حال معلوم نیست که احمد الحسن # ~~با این خصوصیات دو نفرند یا آن بزرگوار غفلت فرموده والله العاصم # امایزد که وطن اصلی صاحب ترجمه است شهری است مشهور گویند # ~~از بناهای یزد جردین شهریار است و بقولی یزدجرد پدربهرام احداث # ~~نموده ، بعضی گفته اند یزد زندان سکندر رومی بوده چنانچه خواجه # ~~بر آن اشارت فرهوده : # ~~دلم از محنت زندان سکندر بگرفترخت بربندم وتاملک سلیمان بروم # فارس را ملک سلیمان گفته اند وبعضی یزد را از مضافات فارس # ~~نوشته اند ، بعضی از بلاد عراق گفته اند اصل شهر در زمین هموار # ~~اتفاق افتاده وجوانب آن گشاده است و بسبب ریگستان بودن اطرافش # ~~تابستان در غایت حرارت و زمستان در کمال برودتاست آبش از قنات # ~~وهوایش با یبوست - عمارات آنجا مانند اصفهان و کاشان ازخشت خام ~~PageV01P139 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0151.png) # ~~ودرغایت استحکام است قرب دوازده هزارباب خانه در اوست نواحی # ~~خوب وقرای مرغوب مضافات اوست بلوک ونواحی آن ms101 بهتر از شهریزد # ~~است معلوم نیست که بانی آن شهر چهاندیشه نموده ودرچه خیالی بوده # ~~که آنجارا احداث نموده رود آب ندارد وباران کم میبارد - بسیار کم # ~~زراعت ومسکن ارباب تجارت است کوچه و بازارش پاکیزهاست چه فضله # ~~انسان وحیوان را بیرون میبرند وصرف زراعات وباغات میکنندفواکه # ~~سر دسیرش فراوان واکثر ممتازاست حبوبوغلات ولحوم ودسوم بیشتر # ~~اوقات گران است زیرااز فارس و کرمان میبرند و پارچه های ابریشمی # ~~خوب ولطیف در آنجا بافته میشود ودر همه بلاد ایران میخرند مردمش # ~~عموما شیعه امامیه وقرب یکهزاروپانصد خانه زردشتیه و پانصد خانه # ~~کلیمی در آنجا سکونت دارندارباب فضل واهل وجد و حال از آنجابر # ~~خواستهاند و جمعی کثیراز مردم آندیار بزیور فضائل انسانی آراستهاند # ~~از جمله صاحباین ترجمه است . # ~~2- «العارف الادیب والواعظ الاریب، حاجی میرزا احمد نقیب،» # «ابن العارف الممتحن حاج درویش حسن رحمهما الله تعالی» # از اکابر وعاظ قرن سیزده هجرتست ولادت این واعظ کامل سال # ~~1238 هجری در شیراز اتفاق افتاده وهمانجاعلوم معموله رافراگرفته و با # ~~بیازات شیرین مشفول وعظ و نصیحت خلایق گردیده ، مرحوم حاجی میرزا # ~~حسن دشتکی درفارس نامهاورا فوق العاده ستوده ودر ترجمه او چنین # ~~فرموده، جامع اشتاتامور، عارف مراتب جمهور ، ادیب اریب حاجی میرزا # ~~احمدنقیب یکی از اعیان محله بازار مرغ شیر از است کسی ماننداوحکم # ~~ومواعظ را در لباس افسانه واندرزونصایح را در سخنان پراکنده نگفته # ~~است وهکذا پدر نامورش درویش حسن در مواعظ شافیه و نصایح کافیه ~~PageV01P140 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0152.png) ### | -141- # ~~فوق العاده زبردست و توانابوده (1) منصب نقابت که از مناصب جلیله آن # ~~شصراست دارابوده و بعلاوه طبع موزونی داشته و این چندشعرنشانه طبع # ~~سرشار اوست . قطعه # ~~ای بسی درپایدل بر سر کشیدم ماجرا ### | من قفای دلبران اینک بلایم در قفا # ~~همدم رنج و عنایم محرم دردو تعب ### | بستهآ بند بلایم خسته خار جفا # ~~باطبیب خویش دردخویش چون پنهان کنم ### | بعد از این دست من ودامان شاه اولیا ### | وله ایضا # ~~عید غدیر خم شد و هنگام ms102 خم راح ### | ترویح روح کن بصبوحی دراین صباح # ~~در این صباح مژده حی علی الصبوح ### | آمد قرین بدعوت حی علی الفلاح # ~~داور بود هماره غفور این سهروز عمر ### | در کود کی جوانی و پیری بنوش راح # فوت این واعظ کامل در 1302 هجری در اصفهان اتفاق افتاد PageV01P141 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0153.png) ### | 142 # ~~واز او دو پسر باقیمانده یکی حاجی میرزا علی طبیب ویکی آقا میرزا # ~~مهدی که بلقب و منصب نقابت برقرار گردید و خطبه و قصیدهعید و وقت سلام # ~~ایالت فارس باو محول است و در اشعار ناطم تخلص مینمود و این دوبیت # ~~نمونه طبع اوست : # زآن لب شیرین مرا شوری بجان افکندهآ # نی بجان من بجان انس وجان افکندهٔ‌ # از قیامت شورو غوغای قیامت شد بیا ### | شورش از یک جلوه در پیروجوان افکندهٔ‌ # ~~29-« الشیخ الواعظ، والقاضی الحافظ، احمد بن الحسن الار بقی» # «ارحمه الله تعالی» # یکی ازاجله فضلا واعمده خطبا وامام جماعت وقاضی اربق است # ~~نوادر حالات او بسیار است از جمله مرحوم اعتماد السلطنه در مرآت # ~~البلدان نقل کرده که ابوالحسن محمد بن علی بن مضر الکاتب در # ~~کتاب المفاوضه نوشته است که حکایت کرد مرا قاضی ابوالحسن احمدبن # ~~الحسن الاربقی دراربق و اوقاضی وامام جماعت وواعظ بزرگواری بود # ~~گفت وقتی یکی ازجفا کاران عجم حکمرانی اربق را یافت و جماعتی دوو # ~~اوجمع شدند که بمن حسد میبردند و کراهت داشتند از مقدم بودن # ~~من لذا آن حکمران بسعایت ایشان منصب قضا را ازمن گرفت وخواست # ~~امامت وخطابت را نیز بگیرد مردم شوریده و مسلمانان مساعدت کردند # ~~و نگذاشتند که آن حاکم آندو منصب جلیل را ازمن بگیرد و من این # ~~ابیات را بآن حکمران نوشتم : # # قل للذین تألبوا وتخربوا %~% قد طبت نفسا عن ولایة اربق # # هبنی صددت عن القضاءتعدیا %~% 5 اصد عن حذقی به وتحققی PageV01P142 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0154.png) ### | 1430- # وعن الفصاحة والنزاهة والنهی %~% خلقا خصصت به وفضل المنطق # و اربق بفتح همزه و فتح باء و بعضی بضم باء گفته ms103 اند یکی از # ~~نواحی رام هرمزخوزستان است واربق غیراز اربک است که اوهم یکی # ~~ازنواحی اهوازاست ولشکراسلام در عهد خلیفه دوم در سال 17 هجرت # ~~آنجا را بسرداری نعمان بن المقرن المزنی قبل از فتح نهاوندفتح کردند. # ~~28- « الشیخ الواعظ الاقدم - ابوالفتح احمد بن الحسن بن » # ~~«محمد بن سهل المالکی المقری الوأعظ المعروف بابن الحمصی» # یکی از عظماء حفاظ است، وقدماء وعاظ، مدت زمانی در بغداد # ~~بارشاد وهدایت مردم مشغول و ازجمع بسیاری ازائمه حدیث مثل ابوجعفر # ~~طحاوی ومحمدبن صالح الخواص وعبدالله بن احمد بن زیدالدمشقی و # ~~ابونعیم محمدبن جعفر البغدادی نزیل مکه و دیگران تحدیث احادیث # ~~مینموده ، ابونعیم اصفهانی وعبدالعزیزابن محمدالسیوری ودیگران # ~~از آن واعظ جلیل روایت احادیث می نموده - خطیب درتاریخ بغداد تمجید # ~~بسیاراز آن ستوده کردار کرده و احادیثی بسند او از رسول خدا هص» # ~~روایتکرده از جمله این حدیث راوچون حدیث در مدح مردم آخر الزمانست # ~~نگارنده متن آن را دراینجا نقل می نماید : # (عن ابی سعید الخدری عن رسول الله «ص، ان رجلا قال له یارسول # ~~الله طوبی لمن رآک و آمن بک قال طوبی لمن رآنی وآمن بی ثم طوبی # ~~تم طوبی ثم طوبی لمن آمن بی و لم یرنی فقال له رجل یا رسول الله و ما # ~~طوبی قال «ص، شجرة فی الجنة مسیره مائة سنة ثیاب اهل الجنة تخرج # ~~من اکمامها). PageV01P143 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0155.png) # ~~29- (السید الحلیل الواعظ، ابوالفتوح احمد بن الحسبن بن » # «« احمد بن عیسی بنزیدین عیسی بن یحیی بن الحسین» # ~~«ذی الدمعة ابن زید الشهید بن علی بن الحسین بن علی بن ابی طالب» ### | لمیهم السلام» # بطوریکه ملاحظه میشود این سید جلیل بزر گواردارای علوحسب # ~~وسمونسب مخصوصی است وبهشت واسطه نسبش منتهی میشود بحضرت # ~~سید الساجدین علیه السلام ، نوادرحالات وشرح گذارشات اورا صاحب # ~~عمدة الطالب مشروحا نقل نموده وسید جلیل صاحب اعیان الشیعه # ~~عبارت عمده را نقل کرده و بعدا فرموده ، (یفهم منه انه کان واعظا) # ~~30_ «الشیخ الواعظ الاقدم، احمد بن الحسین ms104 بن احمد بن الحسین) # « الواعظ المعروف بابن سماک» # ازقدمآء وعاظ و کبر آء متصوفه و محدثین است و درعصرقادر بالله # ~~وقائم بامرالله عباسی ازاجله وعاظ ومحدثین معدود بوده و از معاصرین # ~~ابوعبدالله محمدبن عبدالله بن بیضاوی شافعی است . # ولادتش درسال 330 هجری اتفاق افتاده ، فن حدیث را ازجعفر # ~~خالدی و گروهی ازمشایخ فراگرفته و مرویات خود را بدان جماعت # ~~اسناد دهد پس از تشیید مبانی وتمهید مقدهات حدیث تمامت همت خویش # ~~را درتحضیل نکات وعظ ودقابق خطابه مصروف ساخته ومجالس شیوش # ~~وعاظ را ملازم گشت تا آنکه در فن موعظه خلاصه ایام و مقبول خاص # ~~وعام گردید روزها درجامع منصوروجامع مهدی بسریر وعظ ارتقا جسته # ~~ومردمانرا موعظه مینمودجمعی کثیر وجمی غفیر ازعموم ناس درمجلسش # ~~حاضر میشدند ودر وعظ طریقه اهل تصوف را مسلوک میداشت ، خطیب # ~~درتاریخ بغداد میگوید احمد بن الحسین از طلبه علوم نبود بلکه در بازار # ~~ماهی فروشی میکرد فلذا معروف بابن سماک شد ولی برای مسافرتهای ~~PageV01P144 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0156.png) ### | 14 # زیاد و مصاحبت بزرگان یکی از رجال بزرک عالم گردید در بغداد او را # ~~ملاقات کردم و چند حدیث از اونوشتم از آن جمله این حدیث است : # اخبرنا ابو الحسین السماک ، حدثنا جعفر بن محمد بن نصیر الخواص # ~~الخالدی الشیخ الصالح ، حدثنا محمدبن عبدالله الحضرمی ، حدثنا عبدالله # ~~بن الحکم، عن سیاربن حاتم ، حدثنا جعفربن سلیمان، قال سمعتمالگا # ~~یقول قرأتفی التورته ان العالم اذالم یعمل بعلمه زالت موعظته من القلوب # ~~کماینزل المطرعلی الصفا . # ابوالفرج بن جوزی درمنتظم ازابومحمد تمیمی حکایت کرده که # ~~گفت من با جمعی ازاهل دانش وفضل در مجمعی نشسته و از هر گونه # ~~سخن میراندیم تا آنکه از لفظ ابابیل سخن بمیان آمد که آیا همزه آن # ~~همزه قطع است یا همزه وصل هریک ازاهل ادب وارباب دانش که آنجا # ~~حضورداشتند کلامی گفتند در خلال آن احوال ابن سماک در آن مجلس # ~~در آمدواز مناظرت و مباحثت مایرسش نمود صورت حال بروی مکشوف # ~~داشتیم گفت همزه ms105 ابابیل نه هیزه وصل است ونه قطع بلکه همزه خشم # ~~وغضب است آیادر کتب اخبار و سیر ندیده اید که آن طیر چگونه زند گانی # ~~اصحاب فیل را تباه و ایشان را هلاک نمود ، بعضی از اصحاب حدیث را # ~~درر وایات ابن سماک تردید است و او را بکذب متهم دانند چنانکه از # ~~ابوالفتح محمدبن مصرن حکایت شده که گفت از متهمین بکذب هیچگاه # ~~ضبط واخذ تنمودم جزازچهارتن که از جمله ایشان ابن سماک است ، # ~~فوت اینواعظ کامل درسن 95 سالگی روز چهارشنبه چهارم ذی الحجه # ~~سال 424 هجری در بغداد اتفاق افتاد و در مقبره باب الحرب مدفون # ~~گردید رحمه الله . PageV01P145 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0157.png) # رر العالم العامل ، والواعظ الکامل ، الشیخ احمدابن» # ~~«الشیخ محمد حسین الخونساری الاصفهانی رحمة الله علیه» # یکی ازاعاظم وعاظ ومحدثین واکابرمعاصرین است ، این واعظ # ~~کامل اصلا خونساریست ولی نشوونما وشهرت وارتقاء اودراصفهان بود # ~~دراین اواخرمیان اهل منبراضفهان اهمیتی بسزا داشت حقایق رابزبان # ~~افسانه ومعارف را درسخنان پراکنده بطرزشیوائی بیان می نمود منبر # ~~های این واعظ زبردست ولوهرقدر طول میکشیدشنونده راهیچگونه ملالت # ~~و کسالت عارض نمیگشت، در نقل اخبار وحکایات وقصص چنان استادانه # ~~وارد وخارج میگشت که درعهده احدی نبود وعلاوه برزیبائی گفتارقلم # ~~توانای شیوائی داشت وشاهد صدق این ادعا کتاب لسان الصدق اوست # ~~که مطبوع ودردست است ، پس ازمدتیکه اینواعظ کامل مسام کل بود # ~~و مردم اصفهان پای منبر او غوغا میکردند و ازاین مجلس بآن مجلس # ~~همراه او میدویدند ناکهان جوانی که او هم خونساری وهم منبری بود # ~~دراصفهان اوجی گرفت ، مردم یکباره منحرف و از جناب شیخ احمد # ~~منصرف وبآن جوان گرویدند ، آن مرحوم پس از آن عزت و ترقی و # ~~عظمت ازاین پیش آمد نا گوارخیلی متأثر گردید بقسمیکه پس از شصت # ~~سال اقامه اصفهان در اواسط سال 1344 ه حرکت کرد برای خونسار # ~~وبعد ازاندک زمانی روز19 جمادی الاول سال 1345 ه در آنجا برحمت # ~~ایزدی پیوست و ازقیل وقالمردم بیوفای روز گار ms106 برست ، خداش رحمت # ~~کناد با نگارنده لطف مخصوصی داشت نزدیک حرکتش برای خونسار # ~~مکرر بمن میفرمود دق کردم حقأ هم حق داشت «1» PageV01P146 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0158.png) ### | 147- # واما خونسار که وطن ومدفن این واعظ جلیل است قصبه ایست # ~~خلد آثار در چهار فرسنگی گلیایگان درمیان کوه اتفاق افتاده ، آبش بسیار # ~~وبی اندازه خوشگواروهوایش ساز گار، باغاتش فراوان گویند قرب سه # ~~فرسنک طول باغات آنجاست والحق بغایت دل گشا وفرح افزاست . # اکثرفوا کهش ممتازو گزانگبین آنجا بامتیازاست ، قرب دوهزار # ~~باب خانه دراوست وسه وچهار مزرعه مضافات اوست ، مردمش همگان # ~~شیعه مذهب وعموما کاسبند ، کاتب خط نسخ آنجافراوانست ، اربابفضل # ~~وکمال واهل وجد وحال از آنجا زیاد برخواسته اند از جمله خلد مقام # ~~علام فهام مرحوم آقا حسین خونساری وفرزندش آقا جمال اعلی الله # ~~مقامها میباشند که ازبزرگان علماء زمان شاه سلیمان صفوی بوده اند و # ~~پدرو پسرصاحب تصانیف کثیره درمعقول ومنقول میباشند والسلام. # ~~39«الخطیب الادیب ، والکاتب المعاصر الاریب ، الشیخ احمد» # «رضاالعاعلی النبطی سلمه الله تعالی» # ازاکابر خطباء واعاظم ادباء ونویسند گان معاصر است . مقاله نقیه # ~~مطبوعه در مجله عرفان صیدا از آثار قلم این خطیب ارجمتد است ، # ~~تاریخ حال و شرح آثار این خطیب عظیم الشأن را علامه معاصر در کتاب ~~ذریعه # ~~نقل فرموده به آنجارجوع شود . PageV01P147 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0159.png) ### | 148_ # 3- «الشیخ الزاهد ، والعابد الصالح، مولانا احهد بن صالح» # «الدرازی البحرانی نورالله مرقده» # یکی از اعاظم علماء واکابر وعاظ قرن دواز دهم هجرتست ولادت # ~~این عالم عامل را سال 1075 ه نوشته اند ، شرح حال اوراسید جلیل # ~~صاحب اعیان الشیعه مدظله العالی بدین نهج نقل فرموده که این عالم # ~~کامل درابتدای امر هجرت بهند کردودر حیدر ا باد خدمت شیخ جعفر بن # ~~کمال الدین بحرانی رسید و مدتی خدمت اوبود تاآنکه شیخ جعفردر # ~~حیدر آباد از دنیارفت لذا این عالم کامل قائم مقام او گردید و ~~تدریجامقدم # ~~بر همه علماء حیدر آباد شدحتی وقتیکه شاه اورنک زیب بلادهندرا فتح # ~~نمود امر کرد تمام اصناف سکنه هند ms107 با پیشوای خود بحضور آیند شیخ # ~~احمد مرقوم در آن موقع پیشوای هیئت علمیه بود وشاه امر کرد هزار # ~~روپیه باودادند بعداز مدتی ازحیدر آ باد بحج بیت الله الحرام مشرف شد # ~~وپس از اداء مناسک حج روانه بلاد عجم گردیدو به بیانات شیرین وقول # ~~لین موعظه مینمود وهیچوقت مهمانخانه او از غرباء و واردین خالی نبود # ~~مخصوصا از اهالی بحرین کمال پذیرائی را مینمود وفات این عالم عامل # ~~در ماه صفر 1124 ه در قریه دراز که یکی از قراء بحرین است اتفاق # ~~افتاده - مصنفات اواز اینقرار است : # اول - کتاب الحدائق دراحوالات حضرت رسول (ص) وائمه طاهرین # ~~سلام الله علیهم اجمعین که احوالات هریک ازمعصومین را درحدیقه بطریق # ~~روایتذکر فرموده وگویا مرحومشیخ یوسف اسم کتاب حدائق الناضره # ~~خود را از او اخذ فرموده . # دوم - کتاب البشاره لطلاب الاستخاره که در ماه جمادی الاخر # ~~1100هجری از تالیف آن فازغ گردیده و خطبهآ این کتاب بدین جملات ~~PageV01P148 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0160.png) # ~~شروع میشود (الحمدلله الذی ماحارمن استخاره ولاندم من استشاره. # سوم - کتاب طب احمدیست تمام روایاتیکه در طب از طرق اهلبیت # ~~علیهم السلام ماثوراست دراین کتاب ذکر فرموده وصاحب لولوئة البحرین # ~~فرهوده این کتاب در کتابخانه من موجود است . # نگارنده گویداین سه کتابرا صاحب اعیان نقل فرموده و فاضل متتبع # ~~بصیر آقای آقاشیخ آقا بزرک تهرانی در دریعه فرموده یکی از تألیفات # ~~او کتاب اصول دین است که بدین خطبه شروع میشود (الحمد الله الذی تقدس # ~~حریم کیریائه عن التشبیه والتعطیل و آن کتابرا بخواهش بعضی از برادران # ~~دینی تألیف نموده وسال1121ه از تألیف آن فارغ گردیده و الله الهادی # ~~31- «الفیخ الواعظ الکامل، احمد بن طلحة بن احمدبنهارون ، # «ا بوبکرالواعظالمعروف بابن المنقی» # یکی از قدماء وعاظ وکبراء حفاظ ومحدثین اوایل قرن پنج # ~~هجرتست ، مدت زمانی در جامع بغداد بوعظ و ارشاد اشتغال داشته # خطیب بغداد در ترجمه او میگوید(و کان شیخاثقة مستورا) نگارنده # ~~گویدا این واعظ کامل ازجماعتی از ائمه حدیث مثل احمدبن ms108 سلیمان # ~~نجار، ابوجعفر بن بویه الهاشمی، ابوبکر الشافعی، عبدالصمد بن علی ~~الطستی # ~~و دیگران روایت حدیث مینموده و درشارع عباسین بغداد ساکن بوده # ~~و باکلمات شیرین وجملات دلنشین مردم را هدایت وارشادمینموده . # ~~3ه خطیب بغداد احادیث بسیاری از این واعظ کامل نقل نموده که # ~~نقلا نها با موضوع این کتاب چندان مناسبتی ندارد . # فوت این واعظ جلیل روزجمعه 4 ذی الحجة سال 420ه اتفاق # ~~افتاده ودر مقبره باب الحرب بغداد مدفون گردیده رحمه الله PageV01P149 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0161.png) # ~~8- «الخطیب الادیب المعاصر، الشیح احمد بن الشیخ عبد الحسین بن» # «الشیخ محمدرحیم البروجردی» # این خطیب بزر گوار از بزرگان خطباء معاصراست ، مدتی درمشهد # ~~مقدس رضوی هردم بفیوضات منبری اومستفیض گردیده . # کتاب بستان الناظر فی طیب الخاطر که شبیه کشکول ومشتمل بر نظم # ~~و نثر عربی وفارسی و ذکر تواریخ بسیار مثل واقعه روسها در مشهد # ~~مقدس درسال 1328 میباشد از تألیفات این خطیب جلیل الشأن است . # تاریخ فوت شیخ محمد رحیم که جدصاحب ترجمه است به نقل فاضل # ~~معاصر در ذریعه سال 1309 ه میباشد وامابر وجرد که مسقط الرأس این # ~~واعظ جلیل است به نقل یاقوت در معجم البلدان قریه بوده میان # ~~همدان و کرج ومسافت آن تا همدان18 فرسخ وتاکرج 10 فرسخ است # ~~بروجرد در عدادقری محسوب بود تا وقتیکه حموله وزیر ابودلف در # ~~حکومت جبل استقلالی یافت آنجامنبررفته وخطبه خواند ومنزل گزید # ~~و این فقره اسباب آبادی آنجا شد تا بدرجه شهری باحصانت رسید # ~~خیرات آنشهر بسیار و میوه جات آن را بکرج و جاهای دیگر حمل # ~~می نمایند طول شهر نیم فرسخ ولی عرض آن کم است وزعفران در آن # ~~میروید وقتی که انسان میخواهد وارد آنجا شود از یکفرسخی شهر # ~~کمال طراوت وخوبی را دارد ولی چون داخل شهر شد برخلاف آنجه # ~~از خارج دیده مشاهده مینماید اغلب عمارات وخانه های شهرخراب و # ~~غیر مسکون است مسجد بسیارعالی دراین شهر بناشده ، ازپنج دروازه # ~~مسافر وارداین شهر می شود، عمارت ms109 حاکم نشین آنجا همان عماراتیست # ~~که میرزامحمد تقی حسام السلطنه درزمان حکومت خودساخته ، درنیم # ~~فرسنگی شهر باغی است موسوم به باغ شاه و چون در دامنه تپه واقع ~~PageV01P150 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0162.png) ### | 15. # ~~شده چندین مرتبه است و چشمه آب مخصوصی در این باغ است که # ~~دریاچه هاتشکیل داده و بنای آن باغ نیز از حسام السلطنه مرقوم است # در اطراف شهر باغات بسیارودرهر باغی عمارت مجردی است که # ~~باصطلاح اهل شهر بتکیه موسوم است وچون در فصل بهار میتوان گفت # ~~باصفا ترین اغلب شهرهای ایران است آنرا دارالسرور نامیده اند ،اهالی # ~~بروجرد بنای شهررا نسبت به منوچهر میدهند والسلام . # 2- «الخطیب الادیب القدسی، زین الدین احمد بن» # ««عبد الدائم آلمقدسی رحمه الله» # یکی ازاعاطم فقهاء واکابر خطباء قرن هفتم هجرتست ومیانه حنابله # ~~شام اهمیتی بسزاداشته شصت سال تمام درس حدیث گفت ودر ترویج سنت # ~~رسول خدا روز بگذرانید - خطابت بلده کفر بطنابا و تفویض شده خطبه # ~~های بسیارانشاء نموده وغالبا وجه معاش خود را از اجرت کتابت بدست # ~~میآ وردچه در آن عصر خط وی بسیار بدیع و ملیح بود و در شغل نویسندگی # ~~بچند خصوصیت شگفت متصف بود یکی سرعت تحریر چه در ایامیکه # ~~فراغت داشتتانه کراسه بخط خوش مینگاشت و احیانا دریکشب یکجزه # ~~تمام کتابت میکردودیگر در ترک نقطه مهارت داشت چه درمدت پنجاه سال # ~~که بانتساخ مشغول بودهمه را بی نقطه تحریر مینمود ودیگر درشدت # ~~حفظ چه یکصفحه تمام را یکبار نظر میکرد وتا آخراز حفظ مینوشت # ~~و بمراجعه سطورش دیگر احتیاج نمی افتاد گویند دوهزار کتاب بخط # ~~ابن عبدالدائم مجلد گشت و در آخر عمر مکفوف و ازحس بصر مأوف گردید # ~~وخود این اشعاررادراین باب گفته : # ان یذهب الله من عینی نورهما %~% فان قلبی بصیر مابه ضرر # والله ان لکم فی القلب منزلة %~% وما لها قبلکم انثی ولا ذکر PageV01P151 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0163.png) ### | 311 # وصالکم لی حیوة لانقابلها %~% والهجر موت فلاعین ولا اثر # و هم از اشعاری که درعهد ناتوانی و ms110 فرسود گی سروده این # ~~قطعه است . # # عجزت عن حمل قرطاس وعن قلم %~% من بعدالفی بالقرطاس والقلم # کتبت الفا والفامن مجلدة %~% فیها علوم الوری من غیر ما الم # # ماالعلم فخر امرء الالعاملیه %~% ان لم یکن عمل قالعلم کالعدم # یعنی پس از آنکه با کاغذ وخامه الفتی داشتم این زمان از برداشتن # ~~هردوعاجز گشتم - دو هزار مجلداز تصانیف علوم عالمیان بر نوشتم بدون # ~~آنکه رنجی بیابم وخستگی بینم - بعلم فخری نیست مگر آن کسیرا # ~~که عمل کند واز مقدمه نتیجه تحصیل کند واگر علم را عمل از دنبال # ~~نباشد خودعینعدم باشد - وفات این خطیب جلیل عالی مقدار سال66 # ~~هجری اتفاق افتاد ، وکفر بطناقریه ایست در غوطه دمشق که معویة بن # ~~ابی سفیان بن عبدالله بن معویة بن ابی سفیان اموی بدانجا می نشست و کفر # ~~بسکون بمعنی قریه است - حموی در معجم گوید اهل شام این لفظ را # ~~بسیار استعمال میکنند وکفر فلان و کفر فلان نام می نهند - ابوهریره # ~~از حضرت رسول (ص) روایت کرده است که فرمود : # لیخرجنکم الروم من الشام کفراکفرا ای قریة قریة - و در کتاب # ~~معجم مستعجم تصنیف حافظ فقیه عبدالله بن عبدالعزیز بن ابی مصعب بکری # ~~وزیر مسطوراست که کفر از زمین آنجاست که دور باشد از مردم و بدان # ~~کمتر عبورافتد گفته میشود که « اهل الکفورعندالامصار کالاموات ~~عندالاحیاء # ~~وثوبان صحابی از رسول خدا (ص) روایت کرده که آنحضرت فرمودهاند # ~~«لاتسکنواالکفور فان اهل الکفور کاهل القبور» . # یعنی بجایهای دور دست ازمردم شهرستان مقام نکزینید که اهل این ~~PageV01P152 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0164.png) # ~~چنین دهستان آنچناتند که اهل گورستان . حافظ عبدالله بن عبدالعزیز # ~~وزیردرمعنی گفته (ان الجهل علیهم اغلب وهم الی البدع اسرع یعنی نادائی # ~~بمردم اینگونه قری چیره تر است و بدعت بجانب ایشان شتابان ترو الشلام # ~~37- «الواعظ الکامل الوحید، والمتفردفی مقام التجرید،ابوعبد الله» # «ابن عبدالرحمن بن نصر الهالینی» # یکی از بزرگان مشایخ هرات ووعاظ گرام است، در نامه دانشوران # ~~مسطور است که این واعظ کامل زمان سلطنت غزنویانرا ms111 درک نموده # ~~وخود بزهد وورع یکانه روزگار وبتقوی وتجرید فرید زهان بوده واو # ~~از عرفائی است که جمع کرده مابین علوم ظاهرو باطن راواز اقران و ~~نزدیکان # ~~شیخعهو است وباوی بسفر حجة الاسلامرفته وبسیاری از مشایخ مجاورین # ~~حرم را دیده وصحبت داشتهودر وعظ زبانی خوش و بیانی دلکش داشته # ~~وهمواره درتجرید وترکدنیا سخن میگفته سخن ویرا در دلها اثری تمام # ~~بودی وهر کس شنیدی تغییر حالت از برایش پیداگشتی و او صاحب # ~~کرامت بودنگارنده گوید چنانچه شیوه و مذاق نویسند گان دانشورانست. # ~~که در دامنه بسیاری ازتراجم کراماتی از مشایخ عرفاء نقل مینمایند در # ~~ترجمه این واعظ کامل هم کراماتی مذکور است ونگارنده از نقل آنها. # ~~معذور، خلاصه اینکه این واعظ جلیل روز گار زند گانی را در هرات بسر # ~~آورده وهمه روز مردم آنجا را بمواعظ و نصایح شیوای خود بهر مندنموده # ~~وعاقبتالامر رهسیار مالین که وطن اصلی ومسقطالرأس او بود گردیده # ~~وهمانجا زندگانی را وداع گفته سال وفاتش مضبوط نیست وچنانچه از # ~~ترجمه او مستفاد میکرد دمقارن بوده است با اوائل قرن پنجم هجرت # جامی در نفحات الانس میگوید قبروی اگنون درمالین هرات مشهور # ~~ومعروف است وشیخ الاسلام هروی صاحب تاریخ العرفاء دراوائل حال زیاد ~~PageV01P153 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0165.png) # ~~به نزدوی رفتی وپس از وفات بزیارت قبرش همواره در اوقات مخصوصه # ~~تبرک جستی وهالین بکسریاء ازاعمال هرات و مشتمل برقراعومزارع بسیارواز # ~~آنجا تاهرات دوفرسنکراه است و اهالی آنجار امالان میگویند و در نسبت # ~~مالینی میآید . # ~~38 - «فریدالدهر ووحید العصر ، مالک ازمة الکلام، الشیخ # «احمد بن عبد السلام، البحرانی المولد - والشیرازی المدفن» # یکی از بزرگان علماء عظام است واکابر خطباء گرام، با مجلسی # ~~اول معاصر بوده وتاسال1028هجری مسلما درقید حیات بوده و بعد از این # ~~تاریخ درشیراز برحمت ایزدی پیوسته ودر مشهدعلاءالدین حسین مدفون # ~~گردیده، ترجمه این خطیب بزر گوارراعلامه بحاثه السید محسن العاملی # ~~در اعیان الشیعه نقل فرموده و اورا بدین عبارات ستوده : # کان نادرة عصرهفی ذکائه وکثرة فنونه ، اوحداهل ms112 زمانه فی الانشاء # ~~والخطابه، وقدجمعت خطبه فکانت ملیحه تا آنجاکه میفرمایدمیان این # ~~شیخ بزرگوار وعالم ربانی شیخ علی بن سلیمان بحرانی صداقت تامه و محبت # ~~بی پایانی بودناگهان بواسطه امور چندی آن یگانگی مبدل به بیگانگی # ~~وآن صداقت منجر بکدورت شده و بالاخره آن کدورت باعث شد که این # ~~خطیب ارجمند از وطن خود چشم پوشیدوروانه شیراز گردید وپس از # ~~است -مرحوم شیخ یوسف بحرانی در کشگول بمناسبتی ترجمه این خطیب # ~~عظیم الشان را بدین نهج بیان فرموده : # ~~القدمی البحرانی لبلاغته وفصاحته وحسن صوته : # نگارنده گویداین خطیب بلیغ در تمام فنون ادبیه استاد و زبردست ~~PageV01P154 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0166.png) ### | 1 # ~~وتوانا بوده مخصوصا در تألیف و نگارش فوق العاده مهارت داشتهو شاهد # ~~صدق این سخن مؤلفات اوست که همگان بغایت محبوب و گرانبهاست # ~~واسامی آنها از این قرار است : # اول - رساله بسیار شیوائی در استخاره 2 - رساله درعلم فلاحت # ~~وغیره3 - رساله در اصول دین مسمی بمبارات 4 - دیوان اشعار. # 5 - مجموعه خطب او که فوق العاده عزیز الوجوداست . # 6- جواب مسائل سید احمدبن زین الدین وغیرذلک - علامه نوری # ~~در مستدرک فرموده این خطیب جلیل از بزر گان تلامذه سید ماجد بحرانی # ~~است والسلام . # ~~39- «الخطیب الادیب ، والواعظ الاریب ، اعحوبة العصر،» # ~~«واغلوطة الدهر، المتفنن فی النظم والثر، الشیخ احمد بن» # «عبد الله البری الحنفی العدفی عفی الله تعالی عنه» # یکی از کملین خطباء ومهمین ادباء قرن یازدهم هجرتست # ~~مردم دارالهجره حضرت رسول (ص) مدت زمانی از خطب جلیله ومواعظ # ~~حمیله این استاد عظیم الشأن بهره مند میگردیدند - در فنون شعر عرب # ~~وعیون نثروادب قدرت وتوانائی مخصوصی داشت - مرحوم سیدعلیخان # ~~که خوداستادائمه ادبست او را از اعیان عصرشمرده و بعظمت و بزر کواری # ~~یاد نموده رذر ترحمه او چنین فرموده: # خطیبصبع بالفضل ادیما ،وکانماعناه من قال قدیما ، شرح المنبر # ~~صدر التلقبه رحیبا ، اتری ضمح طیبا ، امتری ضم خطیبا ، له الفضل الذی # ~~بهرتروایتة ، ورسخت نجوم العلم درایته ، وهطلت بالافادة غمائمه، و سجعت # ~~علی افنان الفنون حمائمه ، والادب ms113 الذی تناشفت فی نظام الاحسان درره، # ~~ووضحت فی بهیم البیان حجوله وغرره ، فهورائض جموع الکلام ، ومصرف ~~PageV01P155 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0167.png) # ~~اعنة الاقدام ، ومنفق کسادالمعافی والالفاظ، ومکسدخطب قسفی سوق # ~~عکاظ - اهل ادب واطلاع مطلعند که این جملات دلالت دارد براینکه # ~~این خطیب ارجمنددر تجمیل جملات وعظیه و تلفیق کلمات خطابیه چه # ~~قدرت واستعدادی داشته، نامهآ که این خطیب ارجمند بمرحوم امیر نظام # ~~الدین احمدپدر نامور مرحوم سیدعلیخان مرقوم داشته درسلافه موجود # ~~است واز آن نامه قدرت وتوانائی او در شیوائی جملات وزیبائی کلمات بخوبی # ~~مشهود - سید میفرماید وقتیکه این نامه بپدرم رسید بر نویسنده آفرین # ~~گفت وتحسینها کر دوشب جمعه 18 ذی قعده سال0 105 هجری این قصیده # ~~را جواب نوشت، نگارنده گوید آن قصیده نزدیک به هفتاد شعر است # ~~و آنچه دلت بر اهمیت وجلالت و بزر گواری وتوانائی آن خطیب ادیب # ~~دارد مرقوم میکردد وهی هده : # # فیا اماما به طابت سجیته %~% وطاب اصلا ذکافرعا باثمار # # وحل منذروة العلیاء شامخها %~% وجل عنحد القاب باحضار # # واستخدم العلم واستحلی خرائده %~% ومن بدیع المعانی کل احرار # # وصار للفضل والافضال ذاعلم %~% متوج من سنا العلیآء بالنار # # حبرالاکارم بل بحرالمکارم بل %~% عذب فرات لایراد واصدار # # حللت ساحة فضل منکم شذیت %~% عرفأ کعطرعروس الحسنهعطار # # کیمااری مالاسما عی به شنف %~% من السماع به صدقا بابصاری # # فاسترعلی العبدماابداه من خلل %~% اذکنت انت لصب خیر ستار # # واصفح وسامح وغض الطرف عن زلل %~% وعن قصوروعن نقص باشعاری # # وامنح جوابابه تجلوصدی دنف %~% اذکت حشاه لهیبا ورق اطیار # # ودم شها بامنیرأ یستضاء به %~% وتاج دهرو اوقات واعصار # # وعقد جیدلارباب الفضائل ما %~% هبت نسائم آصال و ابکار PageV01P156 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0168.png) # بر اهل ادب پوشیده نیست که چه شخصی میتواندشاهداین جملات # ~~وممدوح این ابیات باشد و انگهی مادحی متل مرحوم نظام الدین که خود # ~~ممدوح جمیع ادباء معاصر بوده خلاصه صاحب این ترجمه درعصر خود # ~~خلاق معانی وقهرمان سخن وری بوده وشاید بعدها در مطاوی این کتاب # ~~اشاره بپاره از اشعار وجملات وخطب او بشود واگر چه ms114 مذهبا حنفی # ~~است ولکن مشربأ ادب دوست وسخن سنج ودرعالم وعظ وخطابه وسخن # ~~سرائی قابلهر گونه تقدیر وتقدیس است ، تاریخ فوتش کاملا معلوم نیست # ~~آنچه از مطاوی کتاب سلافه معلوم میشود تا اواخر سال 1070 هدرقید # ~~حیات بوده وبعدا در مدینه طیبه برحمت حق واصل و همانجا مدفون # ~~گردیده عفی اله تعالی عنه - اما مدینه منوره که مدفن این خطیب و پایتخت # ~~اسلام است گویند آن شهر رایثرب نام بوده وجناب رسول اکرم (ص) # ~~بمدینه موسوم نمود ، بعضی ازعلمای اخبار آنجا را ارض تهامه گفتهاند # ~~وجمعی برآن رفته اندیثرب نام ولایتی است عریض ودیاری است مستفیض # ~~که اعظم بلادشن مدینه است ، این شهر درزمین همواراتفاق افتاده وجوانب # ~~اربعه آن گشاده است کوه احد در نزدیکی آنجاست ، امیر عضدالدوله # ~~دور آن شهر باروئی کشیده ودر استحکام آن سعی بلیغ بظهور رسانیده # ~~قرب دوهزار باب خانه دراوست و نواحی چند مضافات اوست واگرچه آن # ~~شهر قصبه مانند است اماشأن او بسیار بلند است ، زمین عاطل آنجاکم # ~~است ، نخلستانش بسیار ، آبش سازگار ، هوایش حار ، وحصارش آجر # ~~و بغایت استوار، مردمش لاغر واسمر و از متاع ملاحت بهره ووندواکثر # ~~شان سوداگر وپیله ورند غالبا شافعی مذهب و دیگر حنفی و شیعه امامیه # ~~در نواحی آن بسیارندوجمعی از ایشان سادات عالی نسب و شرقای صاحب # ~~حسبند ، از خواص مدینه یکی آنستکه چون در آن ترددو آمدوشد کنند ~~PageV01P157 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0169.png) # ~~غرق خوشبو از بدن حاصل میشود و دیگر از خواص آنجاست کهوقتی # ~~غریب بدان شهروارد شود بوی خوش شنود نخلستان های مدینه از # ~~آب چاه مشروب میشود حبوب وغلاتش گران امافراو انست روضه مطهره # ~~حضرت خاتم الانبیاء (ص) در میان شهر در طرف مشرق قریب بقبرستان # ~~بقیع واقع است وآن خانه حضرت بوده اکنون داخل مسجد شده - # ~~ابوبکر وعمر در قرب وجوار سید ابرار مدفونند اهل اسلام متفق اند # ~~براینکه این امر بی اذن حضرت اهیر المؤمنین (ع) اتفاق افتاده وقتیکه # ~~چناب وسول خدا (ص) بمدینه ms115 هجرت فرمود آنموضع زمین ساده بود # ~~انرا خریده و ازخشت خام وچوب نخل مسجد وخانه ساخت وعمرابن # ~~خطاب بر آن زیادتی انداخت وعثمان بن عفان بر آن افزود ودیوارش # ~~را بسنک منقش بنا نمود وسقف آنرااز چوب عاج ساخت و عمارت آن # ~~را براوج آسمان افراخت - ولید بن عبدالملک مروان بر عمارت آن افزود # ~~مهدی عباسی در وسعت آن مبالغه نمود ، مامون بن هارون در زیادتی # ~~آن سعی فرهود واکنون بر آن قراراست ، ملوک اسلام وسلاطین گردون # ~~احتشام در تعمیر آن مقام اهتمام تمام نموده و مینمایند حضرت رسول(ص) # ~~در فضل آن مسجد فرموده: # ما بین بیتی ومنبری روضة هن ریاض الجنه # ~~نگارنده گوید این همان مسجداست که حضرت رسول (ص) بامر الهی صحابه # ~~رانهی فرمود ازخوابیدن در آن و فرمود در مسجد خواب نکنید که محتلم # ~~میشوید و حضرت امیر المؤمنین (ع) رافرمود (اسکن یاعلی طاهرا مطهرا) # جمعی بر آن حسد بردند و کلمات نالایق برزبان آوردند که # ~~تفصیل آن در کتب فریقین مسطور است - مصلای حضرت رسول(ص) که # ~~در اعیاد وایام شریفه درآ نجاخطبه میفرمودند و خلق را موعظه و نصیحت ~~PageV01P158 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0170.png) ### | 15- # ~~مینمودند درغربی مدینه واقع شده قبرستان بقیع در شرقی شهراتفاق # ~~افتاده است قبر ابراهیم بن رسول اللهو بنات ا نحضرت و حضرت امام حسن ع # ~~وحضرت امام زین العابدین (ع) وحضرت امام محمد باقر (ع) وحضرت # ~~امام جعفر الصادق (ع) آنجاست ومزارکثیر الانوار چهار امام بزرگوار # ~~قریب یکدیگر در بقعه منسوبه بعباس منعبدالمطلب است که جورا # ~~وظلما مردم وهابی مذهب آن بقعه مقدسه راخراب کردند ، جمع کثیری # ~~از صحابه وتابعین در بقیع مدفونند از صحابه اول کسیکه در آن جادفن # ~~شد اسعد بن زرارهاست که درسال وصول حضرت رسول بمدینه در کذشت و # ~~آخرین آنهاسهل بن سعد الساعدیست که درسال91 هجری در آنجا مدفون # ~~گردید ، تمام طوائف مختلفه مسلمین مدینه را محترم میدانند مکریزید بن # ~~معویه که در خرابی مدینه سعی بلیغ کرد، چنانچه بسیاری ms116 مورخین نوشته # ~~اند لشکریان یزیدبن معویه شش هزار کس ازمردم مدینه راناحق کشتند # ~~ومسجد حضرت رسول(ص) را طویله اسبان قرار دادند وقریب یکهزار # ~~دختر باکرهرا بزناوفساد حامله کردندو آنچه ازلوازم فسق وفجوروظلم # ~~وجور بود بجاآوردند ، # خذ لهم الله خذلاناعظیما . # نگارنده گوید چون حضرت اقدس نبوی (ص) درآندیاراز ظهور # ~~نموده وملت بیضاء را در آنجارواج داده واکثر اعوان وانصار آن حضرت # ~~نیز در آنجا بوده وهم در آنجا آسودند وجنگهای اولیه اسلام از آنشهر # ~~سرچشمه گرفته وحضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام آنجا بمسندولایت # ~~جلوس فرموده و اکثر ائمه هدی در آندیارمتولد گردیده لاجرم تواریخ # ~~متعلقه باین شهر مفصل وبسیار است ولکن از طرفی هم تفصیل باوضع # ~~این عجاله منافات داردلذا بهمین قدر اکتفاء گردید ، این بنده در ماه ~~PageV01P159 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0171.png) # ~~هحرم سال 1364ه پس از فراغت از مناسک حج مشرف بآن بلده طیبه # ~~گردیده و بزیارت مرقد مطهر حضرت رسول روحی لتربته الفداء نائل # ~~گردیده ولیلاو نهارآز بانم بدین مقال گویا بود : # هنیئا لکم یا زائرین ضریحه %~% امنتم یه یوم المعادمن الرجس # وصلتم الی قبرالحبیب بطیبة %~% فطوبی لمن یضحی بطیبة اویمسی # پانزده روز تمام بزیارت قبر مطهر آن حضرت مستفیض بودم ولی # ~~از طرفی هم بقدری محزون ومتألم بودم که ائمه بقیع گه بقعه وحرم # ~~آنها سر بفلک کشیده بود چرا نزدیک دوازده سال است بقعه و حرم آنها # ~~خواب وقبور آنها باخاک یکسان است : سبحسان الله مردم عجم که بقول # ~~عر بها گبرزاده ویهودی زادههستند چه احترامی از مشاهد مشرفه امام # ~~زاده ها دارند مثلا یکنفرامام زاده که 14 یشت تا حضرت امام حسن(6) # ~~فاصله دارد میانه بلادعجم حرم دارد ضریح دارد وزوار دارد احترام # ~~دارد اماقبر حضرت مجتبی سیدجوانهای بهشت در پایتخت اسلام باخاک # ~~یکسان است : وسیعلم الذین ظلمواای منقلب ینقلبون ### | # ~~40_ ««حافظالمشرق وخطیب المطلق، المحدث المتقن الادیب، ابو بکر» # «احعد الخطیب ابن علی بن ثابت بن مهدی البغدادی الشافهی* # «الاشهری صاحب تاریخ بغداد» # یکی از اکابرعلماء متبحرین ms117 ، واعاظم خطباء ومحدثین قرت # ~~پنجم هجرتست ، در نقل اخباروروایت آثار وضبط احادیث اعجوبه عصر # ~~واطروفه دهر بوده، در معرفت رجال وانتقاد اسناد وحفظ اصول ازجمله # ~~فحول بشمارمیرفته ، از صدق لسان وسعه خلق ونبالت شأن نصیب کاملی # ~~داشته، در وفور محفوظات وکثرت روایات بدرجه قدماء حفاظ رسیده ~~PageV01P160 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0172.png) ### | 161 # ~~ودرفن حدیث علامه عهدخویش کردیده بوستانسنن حضرت رسول (ص) # ~~را بوجودوی خضرتی تازه و طراوتی بی اندازه حاصل آمد در رفتار بسی # ~~بوقار میرفت ودر قدر بسی خطیر میزیست . # درمراتب و ثاقت وراستگوئی و مقامات تحقیق و صواب جوئی چندان # ~~مسلم بود که بقول و نقل و تصنیف او بی تامل احتجاج مینمودند، # محدثی خوش نقل وزیباخطونیک ضبط بود ، عبارات روایاترا # ~~بزبانی فصیح قرائت میکرد ، از طیب معاشرت وحسن هیئت ویمن منظر # ~~بهری تمام داشت ، علم حدیث بوی منتهی گشت وسلسله حفاظ بدوختم، # ~~ولادتش روز پنج شنبه24 جمادی الثانیه سال 392 هجری اتفاق افتاد ودر # ~~آمد و بتعلم قرآن مجید شروع نمود ودر زمانی اندک این مرحله را # ~~که درمسافت کمالات اول منزلست باوجوه قرائات طی نمود، آنگاه از # ~~پی تحصیل قوانین اعراب و اشتقاق دامن عزیمت بر کمرزدودر حوزه شیخ # ~~ابواسحق ابراهیم بن عقیل قرشی که او را مکبر نحوی میگفتند در آمد # ~~واساس عربیت را نزداو محکم ساخت. # قواعداصول فقهرا خدمت قاضی ابوالطیب طبری وشیخ ابوالحسین # ~~محاملی وجمع دیکری استوار نمود. # درسال 403ه که ازسن اویازده سال گذشته بود با کتساب فن حدیث # ~~وخبر واقتباس سنت واثرهمت گماشت حلاوت آن صناعت شریف چنان # ~~بامذاق طبعش موافق آمد که در تحصیل آن لذت هر آسایش ازیاد ببردو تمام # ~~وقت خود را در استملاء احادیث وحفظ اسحانید ومتون اخبار # ~~متفرق ساخت # ابوالفرج ابن جوزی در کتاب منتظم گوید پس ازآنکه ابوبکر PageV01P161 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0173.png) ### | 166- # ~~خطیب مدتی از حفاظ ومحدثین بغد ادفنون آثار و انواع سنن رافرا گرفت واز # ~~فوائد وافاضات علماءدار الخلافه مستغنی گشت آنگاه برای تکمیل مقصود # ~~از بغداد مسافرت نمود ms118 ودرهردیاراز محدثی نشان جست درعزمحضورش # ~~درنک نیاورد ودر هرشهر نام شیخی شنید بمدرس افادتش بشتافت. # مدتی در بصره بسربرد ، روزگاری در نشابور مقام گرفت ،چندی # ~~در اصفهان توقف نمودتا از طرق اجازات مشایخ و سلسله اسانید اساتید # ~~قواعد روایات خودسخت محکم ساخت و ببغداد معاودت کرد و بادوستان # ~~دیرین تا کیدمودت و تجدیدعهد نمود . # خطیب بغداد از جماعت بسیاری اخذ حدیث کردو بعضی نوشتهاند # ~~عدد مشایخ او بالغ بر سیصد نفرند ، نگارنده گوید بسیاری از این # ~~شیوخ از اکابر واعاظم شیعه بودهاند وما بنام دوازده نفرآ نها این اوراق # ~~را زینت میدهیم . # اول ابوالحسن علی بن ایوب بن حسین قمی کاتب معروف به ابن # ~~الساربان متولد سال347 ه متوفی سال 430 در بغداد است خطیبخود # ~~گفته «قدم بغداد وکتبناعنه وکان رافضیا» یعنی ابوالحسن داخل بغداد # ~~شد ومن احادیث بسیاری ازاو اخذکردم ، حتی میگوید چون دیوان متنبی # ~~رانزدمتنبی خوانده بود من جمیع آن دیوان را خدمت او قرائت کردم # ~~واو شیخ روافض بود . # 2 - ابوابراهیم علوی نیشابوری جعفر بن محمد بن مظفر بن احمدبن # ~~محمد معروف بزبارة بن عبدالله بن حسن بن علی بن ابیطالب علیه السلام. # خطیب گویداین سید جلیل سال 440ه وارد بغدادشد و ازجماعتی # ~~از ائمه حدیث روایت احادیث می نمود واوصحیح المذهب ومعتقد بمذهب # ~~روافض بود در بغداداحادیث بسیاری از او اخذ کردم و بعداز آن سال 445ه ~~PageV01P162 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0174.png) # ~~او را در مکه معظمه ملاقات کردم و آنجا نیز احادیث بسیاری از # ~~او اخذ نمودم روزی از مولدش سؤال کردم فرمود سال 386 هجریست # ~~وآن محدث جلیل سال 448 ه در نیشابور برحمت حق واصل گردید . # 2 - ابوعلی الحسن بن محمدبن اسمعیل بن اشناس المعروف بابن # ~~حمامی بزازمتولد سال359 هجریست خطیب خود گفته : کتبت عنه شیئا # ~~یسیر أو کان سماعه صحیحا الاانه کان رافضیا خییث المذهب : # یعنی من احادیثی اندک از این شیخ نوشتم و آنچه را که اوروایت # ~~میکرد همه صحیح بود مگر آنکه اوخود ms119 رافضی بود ودر منزلیکه در # ~~کرخ بغداد داشت شیعه ها را جمع میکرد و مطاعن صحابه را بر ا نها # ~~میخواند و باین واسطه خبیث المذهب بودواین شیخ 4 شنبه آماه ذیقعده # ~~سال 436 ه از دنیابرفت . # 4- جناب ابوطاهر علوی ابراهیم بن محمدبن عمربن یحیی بن # ~~الحسین ذی الدمعة بن زیدالشهید است که در باب جمیل بغدادمنزل داشت # ~~واز شیخ بزر گوار ابوالفضل شیبانی احادیث بسیاری روایت هیکرد # ~~خطیب گوید : # کتمت عنه و کان سماعه صحیحا) آنگاه میگوید روزی از ولادتش # ~~سؤال کردم فرمود تولد من سال 369 هجری در بابل بوده و این سید # ~~جلیل 14 صفر سال 446 در بغداد برحمت حق پیوست واین تاریخ را # ~~ظرفا باکلمه موت مطابق یافتند . # 5 - ابوالحسن انماطی احمدبن عبدالله بن محمدبن عبدالله معروف # ~~بلاعب متولد سال 257 متوفای سال 439ه مدفون در مقابر قریش است # ~~خطیب خود گفته : # کتبت عنه وکان سماعه صحیحا وکانرافضیا . PageV01P163 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0175.png) # 6 - ابونصر احمدبن محمدبن احمدبن عمر السلمی که معروف # ~~بابن الوقاریا ابن الوتار بوده واو از ابوبکر ابن شاذان وابوالفضل ~~شیبانی # ~~ودیگران روایت احادیث مینمود خطیب گوید من احادیثی از ار # ~~نوشتم ولیکن اعتمادی بروایات اونیست زیرا که او شیعه بود ودرسال # ~~439 ه وفات کرد . # 7 - علم الهدی سید مرتضی رضی الله عنه خطیب پس از شرح مبسوطی # ~~اوصاف این سید بزر گوار میگوید کتبت عنه . # 8 - ابوالحسن محمدبن طلحة النعالی است خطیب گفته : کتبتعنه # ~~وکان رافضیا. # 91 - ابو خطابشاعر محمدبن علی بن محمدبن ابراهیم معروف # ~~بحبلی است خطیب گوید این شیخ جلیل ادیبی بود بس بزرگوار ، قولش # ~~ملیح بودر گفتارش فصیح صاحب اشعار بسیار در ایام جوانی مسافرت بشام # ~~کرد و بمجلس ابوالحسین معروف باخی بتوک حاضر گردید و احادیث # ~~بسیاری از او استماع گرده و پس از آن ببغداد آمده وتا آخرعمر بغداد # ~~بود ودر سال 439 ه رحلت کرد آنگاه گفته : # سمعت منه الحدیث وعلقت عنه مقطعات من شعره وقیل انه ms120 کان # ~~وافضیا شدیدالترفض . # 10 _ احمد بن محمد بن احمد بن علی المعروف بابن النرسی ابومنصور # ~~صیرفی متولدسال371 متوفای سال440 هجرتست که در بغداداز ابوالحسن # ~~دار قطنی و علی بن عمر حربی و ابن زکریای معروف بمعافی و جماعت دیگر # ~~روایت احادیث می نمود خطیب گفته : کتب عنه و کان سماعه صحیحا # ~~وکان رافضیا . # 11 - احمدبن غلی بن هرون ابوالفضل الساحری الادیب متوفای PageV01P164 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0176.png) # ~~سال 460 هجریست علامه بحاثآه السید محسن العاملی الشامی ادام اللهظله # ~~السامی ازکتاب لسان المیزان نقل فرموده که : # کان من رؤساء الشیعه وفضلائهم واخذ عنه الخطیب وابن ماکولا # ~~ومحمدبن هلال الصابی : # 12 _ اسمعیل بن علی بن حسین بن رنجویه ابوسعدالرازی معروف # ~~بسمان صاحب تفسیر بستان متوفای سال 445 کهیکی از معاصرین شیخ # ~~طوسی است ، شیخ اجل منتجب الدین در فهرست اورابدین عبارتستوده: # الشیخ المفسر اسماعیل بن علی بن الحسین السمان ثقه وای ثقة # ~~و این شیخ اجل از چهار صد نفر از مشایخ عظام بلکه بعضی گفته انداز سه ~~هزار # ~~نفر روایت احادیث مینموده ، علامه بحاثه در اعیان الشیعه از تاریخ ابن # ~~عساکر نقل فرموده که جماعت بسیاریاز این شیخ جلیل اجازه تحدیث # ~~احادیث داشتند از جمله ابوبکر خطیب بغداد * # نکارنده گوید من سخت در شگفتم که خطیب با آنکه خدمت # ~~جماعت بسیاری از اعلام مشایخ امامیه تلمذ نموده واسامی چند نفرآنها # ~~مرقوم گردید چگونه هیچ گونه خدمتی باهل بیت بنوت از او بروزتنموده، # ~~با للعجب مصنفات وکتب اهل سنت مشحونست بفضائل خوانوادهعصمت # ~~و طهارت ولی در مصنفات خطیب هیچ ذکری از آنها نیست واین منتهای # ~~بی انصافی است وبهمین مناسبت سیدرضی رضی الله تعالی عنه در بعضی # ~~فوائد خود فرموده خطیب بغداد نسبت باهل بیت رسالت ظاهر العداوة # ~~والعناداست ، # وبالجمله خطیبدر ضبطوربط واسناد احادیث وحید عصر وفرید # ~~دهر بوده، نوشته اند در ایام ریاست وزیر رئیس اارؤساء علی بن حسین # ~~معروف بابن مسلمه یکنفر یهودی بحضور وزیر آمد ومکتوبی ابراز نمود ~~PageV01P165 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0177.png) ms121 # ~~که در خصوص اسقاط جزیه از جهودان خیبر شرحی ازحضرت رسول (ص) # ~~وصنادید اصحاب درآن مسطور بود ودعوی نمود که این عهدیست از # ~~حضرت رسول (ص) که پس از انجام غزوه خیبر بر ساکنان آن قلاع و یهودان # ~~آن حصون رحمت آورده وایشانرا بدین موهبت خاص امتیاز بخشیده # ~~واز مقربان بار گاه رسالت وحاضرانرکاب همایون جمعی را بدین هعنی # ~~گواه گرفته که هریک شهادت خویش بدست خود ثبت نموده اند وخاتم # ~~نهاده اند اینک این ارقام عالیه ازرشحات اقلام علی بنابی طالب (ع) # ~~است واین خطوط دیگر از دیگریاران رسول (ص) باشدوزیر ازشنیدن # ~~آن دعوی ودیدن آن وثیقه عظیم در حیرت شد وحل آن عقده را # ~~بر رای ابوبکر خطیب باز گذارد ودر اعتبار وقدر وصحت واقبه از او # ~~استفسارکرد - ابوبکر لختی در خطوط وخواتم آن مکتوب غور نمود # ~~وزمانی در فکر و تأمل فروشد آنگاه سر برداشت و گفت روز گار رئیس # ~~الرؤسا مستدام باد این مرد بد گهر در جعل این قرطاس طریق تدلیس # ~~والتباس پیموده وبرحضرت رسول واصحاب از در تذویر ومکر بهتان # ~~آورده از همین شهود که نام گرامی شان در این مکتوب ثبت افتاده # ~~دو گواه عادل بروضع و جعل آن شهادت دهند اول معویة بن ابی سفیان # ~~ودیگر سعدبن معاد اما شهادت معویه از آن راه است که غزوه خیبر در # ~~سال هفتم هجرت واقع گردید و او درتاریخ آن جهاد بر آئین شرک # ~~باقی بودودر فتح مکه که سال هشتم هجرت بود بسعا.ت اسلام فائز گردید # ~~و اماشهادت سعد از آنروی باشد که او در ایام احزاب که آنرا غزوة # ~~خندق گویند وفات یافت وآن واقعه در سال پنجم هجرت بود پس در # ~~سال فتح خیبراین دو کس هیچ یک ملازم موکب نبوی نبودند واینکنام # ~~هردودر سلک شهود این ورقه منظوم است وزیر همینکه این تقریر بشنید ~~PageV01P166 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0178.png) # ~~خاطر گرفته اش چون غنچه بشگفت و گفت ای ابوبکر آفرین برتو(وعلیک # ~~عین الله) ms122 که مرا از این هم ناگهانی خلاص کردی و حیلت این مخذول # ~~بدنهاد از من کفایت کردی، رئیس الروساء از آن پس بر مراتب قرب # ~~و مقامات انس وی بیفزود و رفته رفته منشور خطابت دارالسلام بنام او # ~~صادر گردید و از اینجا بلقب خطیبی اشتهار یافت و در اعیاد و جمعات # ~~و سایر اوقات منبر افادت در جامع منصور درعهده او قرار گرفت ودر # ~~حضرت رئیس الروسآء مکانت وتقربی تمام یافت و چندان محل # ~~اعتماد ووثوق آمد که وزیر برجمیع وعاظ وخطبآء و قصاصین مقرر # ~~داشت که احادیث نبویه را بر نظر ابوبکر عرضه دارند هرحدیث # ~~که او اسناد روایتش تصحیح نماید برملاء حکایت کنند و آنچه رامردود # ~~و مجروح شمارد از نقل وقصه آن خاموش باشند لاجرم وعاظ وخطباء # ~~ومحدثین ازاطراف آمدند واحادیث را براو عرضه میداشتندواوجرح # ~~وتعدیل می نمود . # نگارنده گوید تألیف تاریخ بغداد از همین جا شروع میشود که # ~~دسته دسته قصاصین ووعاظو محدثین وارد بغداد گردیده وخطیب اسامی # ~~آنها ومحفوظات آنها وتاریخ تولد آنها را ضبط می نمود کم کم سرمایه # ~~تصنیف آن کتاب مهم را تحصیل نمود وحقا آن کتاب تصنیفی است نامدار # ~~مشتمل بر 7831 ترجمه درشرح احوال فقهآء و علماء و ادبآء و قضات # ~~ووعاظ وخطباء ونجومین وصرفیین وعروضیین وامرآء و وزرآء وسایر # ~~طبقات هر کس که درهرفن نبوغی داشته در آن کتاب نام برده مخصوصا # ~~محدثن واحادیث مرویه آنها وسلسله رجال حدیث وخداوندان فنون # ~~ادب وارباب انواع کمال که درخاک بغداد نمایش یافته اند ویاازمردم # ~~دیگر بلاد که در آنجا رفته اند نام ونسب ونوادر وکتب و اساتید ~~PageV01P167 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0179.png) # ~~وتلامیذ را از زمان بدو اسلام الی اوان ختم آن کتاب همه را بسلک # ~~بیان کشیده ولالی آبدار را در طبق افادت نهاده و بمسامع سکنه آن # ~~ملک تقدیم نموده تا آنکه جمیع مطویات آن مجموع سودمند مانند # ~~مرویات آن محدث بی مانند در آن بلده انتشار یافت و آنچه آرزوی ms123 # ~~دیرین وی بود از رواج واشتهار آن کتاب بحصول پیوست و این کتاب # ~~بیماننددرسال 1349هجری در چهارده جلد مصر طبع گردیدو آن تصنیف # ~~بدیع چنان درقلوب افاضل مکانت قبول یافت که مانند ابوسعید سمعانی # ~~ومحب الدین نجار و دیگران بر آن ذیلها نگاشتند و مجلدات افزودند # ~~وتراجم علماء دیگر سنوات براسلوب خطیب ترتیب داده وبد آنتاریخ # ~~ملحق ساختند - خطیب راغیر از تاریخ بغداد بقول ابن جوزی پنجاه و پنج # ~~تصنیف دیگر است واسامی آنها در کتب مفصله مذکور است و هم چنین # ~~او را از صناعت نظم واستقامت طبع نصیبی وافر بوده ودر ترکیب الفاظ # ~~وتلفیق معانی قدرتی کامل داشته واین قطعه نغزازتتایج خاطراوست : # # لاتعنبطن اخاالد نیاو زخرفها %~% ولا الذة وقت عجلت فرحا # # فالدهر اسرع شیئی فی تقلبه %~% وفعله بین للخلق قدوضحا # # کم شارب عسلا فیه منیته %~% وکم تقلد سیفا من به ذبحا # واین دوبیت نیز ازنتایج طبع سرشار اوست : # # ان کنت تبغی الرشاد محضا %~% لامر دنیا ک و المعاد # # فخالف النفس فی هواها %~% ان الهوی جا مع الفساد # وفات خطیب را روزدوشنبه 27 ذی حجه سال463 هجری نوشته # ~~اند و چون او را فرزندی ثبود تمام اموال و انقال خود را بر فقهآء و # ~~اصحاب حدیث متفرق ساخت وجسیع کتب خود را بر مسلمین وقف کرد # ابن خلکان گوید زیاده محل شگفت و حیرتست که ابوبکر خطیب PageV01P168 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0180.png) ### | 9 # ~~صاحب تاریخ درزمان خود حافظ مشرق بود وابن عبدالبرصاحب کتاب # ~~استیعاب حافظ مغرب و اتفاقا هر دو حافظ در یک سال وفات نمودند # حنازه خطیب رااز منزلیکه درقرب مدرسه نظامیه داشت حمل دادند # ~~در حالتی که از فقهاء واصحاب حدیث وعامه خلق انبوهی عظیم درتشییع # ~~و از دحام نموده بودند و در پیشاپیش جماعتی بدین عبارت ندامیدادند: # هذاالذی یذب عن حدیث رسول الله (ص) هذا الذی کان ینتفو الکذب # ~~عن حدیث رسول الله (ص) # یعنی این است آنگس که وضع وجعل رااز احمادیث نبوی برطرف # ~~نمود # این است آنک ms124 که دروغ را از فرمایشات حضرت نبوی دور # ~~ساخت ، باری جنازه را از کرخ عبور داده و درجامع منصور برزمین # ~~نهادند قاضی ابوالحسن مهتدی بروی نماز گذارد واز آنجا بباب الحرب # ~~نقل دادند اتفاقا ابوبکربن زهراء صوفی بقرب مدفن بشر حافی قبری # ~~برای خود حفر نموده بود وعلیالدوام روزی یکبار در کنار آن مزار # ~~میرفت و تلاوت قرآن می نمودخواستند نعش خطیب را در آن قبرپرداختهآ # ~~دفن نمایند ابوبکر مرقوم زیاده امتناع جست و گفت اینموضع را از # ~~روزگاری دیر باز برای خود مهیا ساخته ام هر گز بدفن کسی در آن # ~~رضا ندهم ، ابوالبرکات اسمعیل بن ابوسعید صوفی کوید چون این خبر # ~~بسمع پدرم ابوسعید رسید ابوبکر را طلبید و باوی گفت یا شیخ اگر # ~~بالفرض بشر در حیات مبودی و توبا ابوبکر خطیب بر او واردهیشدید # ~~آیا کدامیک از شما تقدم جسته وبا بشر همدوش نشستی ابو بکر گفت # ~~حاشاکه من در «جلس بشر بالاتر ازخطیب نشستمی ابوسعید گفت ای # ~~ابوبکر مگر ندانی که اولیاء را عهد حیات باحال ممات یکسان است ~~PageV01P169 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0181.png) # ~~همان شرط حرمت وادب که بوقت حیات آن دوشیخ برخود لازممیدانی # ~~هم اکنون باید بر حسب عقیدت منظور داری اسمعیل گویداین سخن # ~~در خاطر ابوبکر زیاده مؤثر افتاد ومسئول آنقوم را اجابت نموده پس # ~~خطیب را در آن تربت آماده دفن کردند . # واما بغداد شهریست خلد بنیاد ، در کنار دجله افتاده و جوانب # ~~اربعه آن بغایت گشاده - آبش معتدل و هوایش بگرمی مایل خاکش # ~~حسن خیز وزمینش طرب انگیز، اقسام مشتهیاتش بسیاروهضمون: # فیها ما تشتهیه الانفس وتلذالاعین در آنجا آشکار، گویند زمان # ~~قدیم شاپور ذوالاکتاف سمت غربی دجله قریه ساخته و مسمی بکرخ # ~~نمود وطرف مشرق آن نیز دهی احداث کرده موسوم بساباط فرمود- # ~~انوشیروان در صحرای آنجاباغی بر آورده بود که آنراباغ داد میگافنند # ~~چه در آن باغ دادرسی میکرد - بعضی گویند بغ نام بتی بوده و آن شهر # ~~بنام آن بت مشهور شده ms125 ، ابوجعفر منصور دوانیقی که دومین خلیفه بنی # ~~عباس بود از اهل کوفه خوف نمود و بر قول ایشان اعتماد نکرده و در # ~~سال 145 هجری بطالع قوس بغداد را ساخت و عمارات رفیعه وحصون # ~~منیعه ومساجد دلگشا وبازار های رغبت افزا در آنجا طرح انداخت. # نگارنده گوید در بعضی کتب بنظر رسیده که منصور برای اتمام # ~~وتزبین شهر بغداد از شام وموصل وجبل وکه فه وواسط عمله و ارباب # ~~صنعت را طلب نموده وجمعی از اهل هندسه وفقه وسایر علوم ومردمان # ~~با سلیقه را بر آن داشت که ملاحظات در وضع ونکات ودقایق طرح # ~~این شهر بنمایند وامرکرد عرض دیوار شهررا از پائین پنجاه ذراع واز # ~~بالابیست ذراع قراردادندودرجزو بناعوض چوب نی بکار بردند وهمینکه # ~~دیوار شهر باندازه یکقامت رسید محمدبن عبداله بن حسن بن حسن بن ~~PageV01P170 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0182.png) # ~~علی بن ابیطالب علیه السلام خروج کرد ومنصور متوجه دفع او کردید # ~~و دیوار بحال خود ماند تا وقتی که منصور از امر او وبرادرش ابراهیم # ~~فراغت حاصل کرد دیوار را بپایان رسانید - عای بن یقطین گوید وقتی # ~~که منصور بطرفصراة میرفت که درا نجا محلی برای ساختن شهری پیدا # ~~کند من در موکب او بودم دیری کهنه در نزدیکی صراة بود منصوردر # ~~آنجا آمده و سوار بر مر کب خود شده لاینقطع قدری راه میرفت و بر # ~~میگشت راهبی عالم دردیر بود گفت این پادشاه تاکی میرود و میآید گفنم # ~~ملک را منظور آنستکه شهری بناکند وملاحظه محل شهر را مینماید # ~~راهب گفت اسم این پادشاه چیست گفتم عبدالله محمد گفت پدر کی گفتم # ~~بوجعفر گفت آیالقبی دارد گفتم منصور گفت این شخص نخواهدتوانست # ~~اینجا شهر بناکند علی بن یقطین گوید گفتم بچه جهت گفت برای اینکه # ~~در کتابیکه قرنا بعد قرن بما میراث رسیده است خوانده ایم که دراینجا # ~~شخصی مقلاص نام شهری بناخواهد کرد ، علی گویدمن همان دقیقه سوار # ~~بر اسبم شدم وخودرا به منصور رسانیدم منصور گفت ms126 تازه چه داری گفتم # ~~خبری که خلیفه را ازاین زحمت آسوده میکند - گفت بگو گفتم خلیفه # ~~میداند که راهب هاصاحب علمند راهبی که دراین دیر بود چنین مقالی اظهار # ~~نمود منصور از شنیدن این کلام خنده کرد و خورسند شد واز مرکب # ~~پیاده شد و سجده شکر بجای آورد و باتازیانه خود بناکرد زمینرا ذرع # ~~کردن من پیش خود گفتم لجاج میکند ولی منصور همان ساعت منجمین # ~~را طلبید و امر کرد طرح شهر را ریختند من عرض کردم ای خلیفه # ~~گمان میکنم قصدعناد وتکذیب راهبرا نمودهآ گفث لاوالله بلکه من خود # ~~مقلاص هستم وباور نمیکردم که جز خودمن احدی از این لقب مخبر # ~~باشد واین لقبوقتی بمن رسید که در ناحیه شراة بودم وزمان بنی امیه ~~PageV01P171 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0183.png) # ~~بود و بحالتی بودیم که میدانی وچون من سنی نداشتم با عموها واقارب # ~~آمدوشد میکردیم وضیافت میرفتیم ومی نمودیم وقتی نوبت ضیافت # ~~کردن من شد ویکدرهم نداشتم که صرف انکار بکنم زیاد فکر کردم # ~~که چه باید کرد آخرالامر دوکی از دایه خود دزدیدم وفروختم وتهیه # ~~ضیافت رادیده لوازم را حاضر کردند آنهار ابدایه دادم و گفتم فلان و ~~نلان # ~~کن دایه گفت این تهیه را از کجا گرفتی گفتم قرض گر فتم دایه بدستور # ~~العملی که داده بودم غذائی حاضر کرد صرف کردیم و نشستیم بصحبت # ~~دایه بسراغ دوک خود رفته آنرا نیافته دانست که من آنرا برده ام ودر # ~~آن ناحیه گنده دزدی بود مشهور که او را مقلاص میگفتند دایه آمددر # ~~حجره که مادر آن بودیم ومرا صداکردمن چون مطلب را میدانستم # ~~بیرون نیامدم وجواب ندادم آنگاه دایه فریاد زد ای مقلاص بیرون بیا # ~~هردم از مقلاص خودشان حذر میکنند ومقلاص من بامن در خانه است # ~~عموهاواقارب که این راشنیدندساعتی از روی مزاح مراباین لقب خواندند # ~~بعداز آن این لقب رانشنیدم مگردر این ساعت و دانستم امر این شهر بدست # ~~من صورت میگیرد، بالجمله منصور شهر بغدادرا بناکرد، ms127 مهدی بن منصور # ~~آنجا رادار لخلافه گردانید و در و سعت و کثرت عمارت آن مساعی جمیله # ~~بظهوررسانید، هرون بن مهدی درعظمت آن بمرتبه کوشش نمود که طول # ~~آن چهار فرسخ وعرض آن دو فرسخ گردید - المستظهر بالله بن المقتدر # ~~جانب مشرق بغداد باروئی کشید ودور اورا هجده هزار گام قرار داد # ~~و چهارده دروازه بر آن حصار نهاد وطرف غربی که سمت محله کرخ # ~~باشد باروئی بر آورد ودورآ نرا «وازدههزار گام مقرر کرد و دروسعت # ~~و بزرگی آن چندان مبالغه نمود که گویند در زمان بنی عباس در آنجا # ~~شصت هزار حمام بود وچون روی بخرابی و تنزل آورد بعضی اوقات PageV01P172 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0184.png) # ~~به بیست وشش هزار رسیدو گاهی هفده هزار گردید و سایر تکلفان براین # ~~قیاس باید نمود، خلاصه بغداددر ایام خلافت بنی عباس بقدری معمور و آباد # ~~بود که در معموره عالم شهری بدان آبادی و جمعیت دیده روزگارسراغ # ~~نداشت ، درسال156ه که لفظ خون ماده تاریخ آنست هلا کوخان بالشگر # ~~ترک وارد آن شهر گردیده و بروایت یافعی شافعی بعداز قتل مستعصم و ~~اولادش # ~~هزارهزار نفس بقتل آمدند - تبیین این مقال آنکه وقتی منکوقا آن # ~~هلاکو را به تمشیت ایران قلع قلاع ملاحده اسماعیایه مامور ساخت # ~~فرمانداد که از کنار جیحون تا اقصی ولایت مصر رامسخر نمایدهلا کوخان # ~~بایران آمده و بدفع ملاحده پرداخت وچون از مهم ایشان فارغ شدرسولی # ~~از مؤیدالدین محمدبن عبدالملات علقمی وزیر مستعصم در خفانزد او # ~~آمده وویرا به فتح بغداد دعوت کرد واین از آن بود که امیر ابوبکر # ~~پسر خلیفه بحمایت اهل سنت لشگر فرستاده کرخ را غارت کردند # ~~وبعضی از سادات بنیهاشم را اسیروزنها را بفضاحت از خانه ها بیرون # ~~کشیدند ابن علقمی که شیعه خالص بوده از مشاهده این شناعت باخلیفه # ~~بددل کردید و از روی این غرض رسول مذکور را نزد هلا کو فرستاد # ~~وچون او کتانقاآن پیش از این صدوبیست هزار لشکرمغولرابسرداری # ~~جرماغون به تسخیر بغداد ms128 فرستاده بودوخلیفه الناصر بالله آن لشگر # ~~را شکست داده هلاکو خان بقول ابن علقمی چندان اعتماد نکرده # ~~وباحکیم امجداوحد نصیر الملة والدین خواجه نصیرطوسی علیه الرحمه # ~~که آنوقت ملتزم اردوی هلاکو بود مشورت نمود خواجه نیز او را # ~~ترغیب کرد لهذا هلا کولشکر ببغداد کشیدموشهررا محاصره نموده و بعد # ~~از مدتی وارد شهر گردیده و کردند باخلیفه وپسران او و مردم بغداد # ~~آنچه را کهدیده روزگار ندیده وصدق گفتار شاه ولایت مولانا PageV01P173 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0185.png) ### | 174- # ~~امیرالمؤمنین (ع) بر اهل روزگار ظاهر وهویداگردید . # بعد از ختم غائله خوارج نهروان آن حضرت رسید بصحرائیکه # ~~بعدها بغدادراآنجابنا کردندتازیانهآ که دردست داشت حر کتی دادوفرمود: # یاویل لکیا بغداد ولدارکالعامرة التی لها اجنحة الطواویس تماثین # ~~کایماث الملح تاتی بنوقنطوره ومقدمهم رجل جهوری الصوت لهم وجوه کالمجان # ~~المطوقة وخراطیم کخراطیم الفیله لم یصل ببلدة الافتحها ولا برایة ~~الانکسها. # یعنی وای وهلاکت از برای تست ای بغداد ولز برای عمارات وقلعه # ~~های تو که در علو و ارتفاع وزیبائی چون بال و پرطاوسان است ای بغداد # ~~گذاخته خواهی شد مانند نمکی که گداخته گردد - بیایند بنوقنطوره که # ~~مراد چنگیزیان باشند چه آنکه کلیه صفاتیکه فرموده از بلندی آواز # ~~ها و پهنی صور تهاودرازی بینی ها منطبق با آنها بوده بهر ولایت رسیدند # ~~فتح کردند وبهر لشگری که رسیدند علمهای آنهارا سرنگون ساختند # ~~واز ماوراءالنهر تا بغداد را قتل عام کردندو آنقدر مردم بغدادزاکشتند # ~~که آب دجله سرخ رنک شد . # نگارنده گوید علامه حلی اعلی الله مقامه در کتاب کشف الیقیر. # ~~در باب اخبار حضرت امیر المؤمنین (ع) بمغیبات عالم میفرماید : # ومنها اخباره علیه السلم بعمارة بفداد وملک بنی العباس واخذالمغول # ~~الملک عنهم. # آنگاه عین این خطبه را بااندک اختلافی نقل فرموده و بعد از آن # ~~فرموده همین فرمایش سبب شد که حله واهل حله ومشهدامیر المؤمنین # ~~واهل آن از قهر و سطوت هلا کو خان محفوظ ماندندوحکایتی از پدرش # ~~سدیدالدین نقل فرموده که مقام مقتضی ذکر آن نیست ms129 اجمالا بغدادیکه # ~~منصور بناکرد وبعد از او همه خلفاءالعباس بر عمارت وتزیین وعمران ~~PageV01P174 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0186.png) ### | 175- # ~~آن افزودند بدست ترکان باخاک یکسان گردید - ابوتمام حبیب بن اوس # ~~از خرابی بغداد وعاقبت کارخلفاء چنین گفته : # لقداقام علی بغداد ناعیها %~% فلیبکها لخراب الدهر باکیها # کانتعلی مائها والحرب موقدة %~% والنارتطفأحسنا فی نواحیها # بعد از برچیده شدن بساط خلافت وخراب شدن باز مردم از گوشه # ~~وکنار جمع شدند وخرابی ها را تا درجه تعمیر نمودند ناگهان سال # ~~819 هجری بنابر مخالفت بغدادیها امیر تیمور گورکانی فرمان قتل # ~~عام آنهارا صادر نمود وچندین هزار کس کشته شدند ، هنوز خرابیهای # ~~تیموریه ترمیم نشده درسال 912 مرحوم شاه اسماعیل صفوی انارالله # ~~برهانه ببغدادتاخت و چندین هزار نفر رهسپار دیار عدم گردیدند، اززمان # ~~امیرتیمور باین طرف بغداد درتصرف سااطین ایران بود در سال 108 # ~~هجری سلطان مرادخان چهارم بغدارراضهیمه مملکت عثمانی کرد و بعدها # ~~چندین مرتبه سلاطین صفویه و نادرشاه افشار و محمدعلی میرزای معروف # ~~بدولت شاه بغداد را بغلبه از تصرف دولت عثمانی بیرون آورده و بازدر # ~~زهانهای فترت ایران آنجارا عثمانی ها تصاحب نموده وجهانرا از این # ~~بغداد را عظمت و زینت زمان عباسیان نیست ولی اهالی هبان رسوم # ~~و اداب قدیم را دارند وبطریق دودمان عباسی خوش مشرب و پاکیزه # ~~مأدب وطالب علم میباشند . شعراو بزرگانرا در باره بغداد و صفای آب # ~~دجله اشعار بسیاری است ازجمله عمارة بن عقیل بن بلال خطفی گنته: # اعاینت فی طول من الارض والعرض %~% کبغداد دارأ انها جنة الارض # صفاالعیش فی بغدادواخضرعوده وعیش سواها غیرصاف ولاغض # تطول بهاالا عماران غذائها مریءآوبعض الارض امر: من بعض PageV01P175 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0187.png) ### | 17- # # قضی ربها ان لایموت خلیفة %~% بها انه ماشاء فی خلقه یقضی # # تنام بهاعین الغریب ولن تری %~% غریبأ بارض الشام یطمع فی غمض(1) # و از شعراء عجم حکیم بزرگوارا نوری در مدح بغداد گفته : # ~~خوشا نواحی بغداد وجای فضلو هنر ### | کسی تشان ندهد در جهان چنان کشور # ~~سواد آن بمثل چون سپهر مینارنک ### | هوای ms130 آن بصفت چون نسیم وقت سحر # ~~کنار دجله ز ترکان سیمتن خلخ ### | میان رحبه زخوبان ماهرخ کشمر # حمداله مستوفی قزوینی در مدح بغداد گفته : # ~~بغداد خوش است لیکن از بهر کسی کورا بمراددل بود دست رسی # # باهم نفسی بسر برد عمر عزیز %~% ضایع نگذارد از جوانی نفسی # دیگران هم در مدح بغدادنظما و نثرا کلماتی دارند و مقامزیاده # ~~براین گنجایش تفصیل ندارد والسلام علی من اتبع الهدی . ### | # 151- «العالم الفاضل الکامل ، والواعظ الزاهد العامل ،» # «الشیخ احمد بن علی الشبلی العاملی رحمة الله علیه» # بگی از اکابرفقهاء ومحدثین واعاظم حفاظ وواعظین قرن یازدهم # ~~هجرتست روز گاری با کمال زهد وورع و پرهیز کاری در جبل عامل بمواعظ # ~~شافیه ونصایح کامله مردم رامستفیض فرموده ، مرحوم شیخ حرعاملی در # ~~امل الامل این واعظ کامل را بزهد وتقوی توصیف نموده ودر ترجمه # ~~او فرموده : کان فاضلا واعظأ عابدا حافظا فقیها محدثا من المعاصرین ~~PageV01P176 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0188.png) # وبعد از این اوصاف فرموده این واعظ کامل یکی از معاصرین # ~~بود وچون از دنیا رفت من این قصیده را در مرثیه اوانشاء نمودم : # # لقدجائنی خبر سائنی %~% واحرق قلبی بنارالحزن # # مصاب اخ عالم عامل %~% قتی کامل فاضل ذی لسن # # فماذاق قلبی طعم السرور %~% ولاذ اق جفنی طعم الوسن # ~~فصار بغیظا لدی الحبیب # # دهاه ردی هدرکن الهدی %~% واوهن مناالمنی والمنن # # فا ه واواه من فقدمن %~% فقد نا و من ذافقد نا ومن # # لقد کان عونی علی مطلبی %~% ومن یعن بالامر مثلی یعن # # وذاک هدایة اهل الضلال %~% الی سنن هو خیر السنن # # فاینفصاحة ذاکاللسان %~% بشرع الفروض وشرع السنن # # اناح الحمام فناح الحمام %~% یبدی فنون الاسی فی فنن # # ویبکی فیربع تلک الربوع %~% و یذکر تذکا رتلک الدمن # واما جبل عامل از اعمال شاماست وبغایت معمور واکثر مشتهیات # ~~آن موفور آبش از چشمهزار . خاکش کوهسار- زمین او بابرکت - # ~~حاصلش موقوف برحمت - دویست پاره قریه معمور در اوست - مزارع # ~~خوب وهراتع مرغوب مضافات اوست . اهالی آنجاعرب و همگان شیعه مذهب # ~~در شریعت اسلام درجه عالی دارند ms131 و باوجود استیلای اهل سنت تقیه # ~~را جائز ندانند مغرب آنجا بدریا متصل است دار الاماره آنجا صورنام # ~~دارد جمع کثیری از علماء دین و مروجین شریعت سیدالمرسلین از # ~~جبل عامل بر خواسته وبزیور فضائل انسانی آراسته اند از آن جمله # ~~شیخ زین الدین شهید ثانسی صاحب شرح لمعه وشیخ بهائی # ~~وشیخ حرعاملی(1) وواعظ صاحب ترجمه وهزارها نفر دیگر والسلام ~~PageV01P177 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0189.png) # ~~- «العارف الحلیل ، والواعظ النبیل ، ابوالعباس السید» # ~~«احهد بن علی بن یحیی بن ثابت بن حازم بن احهد بن السیدابی» # ~~««المکارهم الحسن المعروف برفاعة المکی ابن السید مهدی» # ~~««ابن ابی القاسم محمدبن حسن بن ححین بن موسی الثانی» # بدابن ابراهیم المر تضی بن الامام موسی الکاظم» # «صلوات الله وسلامه علیه» # یکی ازمعاریف عرفاء ومشاهیروعاظ است ؛ سلسلهرفاعیه صوفیه # ~~منسوب باین سید عالی مقدارند مادر این سید جلیل دخترسید منصور بطائحی # ~~است که در زمانخود ببازاشهبلقب داشته و بهمین مناسبت سیداحمد # ~~را نیز بطائحی (1) میگویند ولادت این واعظ کامل درسال 512 ه در # ~~واسط بوده وعمر شریفش چون به66 سال رسید که مطابق عددالله باشد # ~~داعی حق را اجابت نموده ودر قریه ام عبیده در سال 578 ه در بقعه # ~~حد مادریش قطب جلیل انصاری شیخ ابوبکر الواسطی النجاری مشهور # ~~بصوفی پدرشیخ منصور بطائحی مشارالیه مدفون گردید . # ابن خلکان در وفیات الاعیان در ترجمه این واعظ جلیل گفته . PageV01P178 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0190.png) ### | 179_ # ابوالعباس احمدبن ابی الحسن علی الرفاعی کان رجلا صالحأفقیها # ~~شافعی المذهب اصله من العرب وسکن فی البطایح من العراق بقریة یقال # ~~لهاام عبیده وانضم الیه خلق عظیم من الفقراء واحسنواالاعتقاد فیه ~~واتبعوه # ~~والطائفة المعروفة باارفاعیه والبطائحیه منسوبة الیه ولابتاعه احوال ~~عجیبة # ~~من اکل الحیات وهی حیة والنزول فی التنابیر التی تنضرم بالنارفیطفئونها ~~ویقال # ~~انهم فی بلادهم یر کبون الاسود ومثل هذا واشباهه الخ: # یعنی سیداحمد رفاعی فقیه صالحی بود شافعی مذهب و سلسله # ~~رفاعیه صوفیه منسوب باوهستند و آنها یااعتقاد نیکوئی متابعت اومیکنند # ~~واتباع سیداحمد را حالات عجیبه هست ازقبیل ms132 مارهای زنده را خوردن # ~~ودر تنورهای پر آتش رفتن وسوارشیر و بلنک و سایر درندگان شدن # ~~وامثال ذلک وچون سید احمد را اولاد وعقبی نبود لذا وارث او برادر # ~~زاده های او هستند و آنهاالی الان مرشدومراد سلسله رفاعیه میباشند (1) # سیداحمد را در جذبه وشوق اشعاریست از جمله این قطعه # # اذاجن لیلیهام قلبی بذکرکم %~% انوح کماناح الحمام المطوق # وفوقی سحاب یمطر الهم والاسی %~% وتحتی بخارفی الهوی تتدفق # # سلوام عمرو کیف بات اسیرها %~% نفک الاساری دونه وهوهوثق # # فلاهو مقتول وفی القتل راحة %~% ولاهو ممنون علیه فیطلق # کراماث وخوارق عادات بسیاری در یعضی کتب برای سیداحمد PageV01P179 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0191.png) # ~~رفاعی مسطور است ونگارنده از نقل ا نها معذور بلی بهترین یاد گاروی # ~~کتاب حکم رفاعیه است و آن کتاب مشتمل بر مواعظ و نصایح سودمند # ~~است ودیگر کتاب برهان المؤید است که شرف الدین بن عبدالسمیع # ~~هاشمی واسطی مجالس وعظیه سیدراجمع نموده واین نام را بران نهاده ودر # ~~دیباچه آن کتاب گفته چون درسال 556هجناب سید از سفر حج مراجعت # ~~فرمودو در موضع اقامتگاه شریفش در کویام عبیده بر کرسی و عظ نشست # ~~ماجماعت بسیاری بودیم و این عبارات را از دهان مبارک آن سید بزر گوار # ~~می شنیدیم وچون این هردو کتاب بلغت عربی بوده سیف الدین محمدفرزند # ~~سید محمد مرتضی کهاز اولادهای سیدعبدالقادر گیلانی وازطرف مادر # ~~بسید احمد رفاعی منسوب واز مشایخ زاده های سلسله رفاعیه است آن # ~~دو کتاب را بلغت فارسی ترجمه نموده واما نسبت طریقت صاحب ترجمه # ~~واتصال ایشان بسلسله جلیله معروفیه بطریقی است که درطرائق الحقایق # ~~وبستان السیاحة مسطور است ونگارنده از ذکر آن معذور واز کلمات # ~~بزرک این واعظ کامل این کلمه است : # الریاضة هو الاعراض عن الاغراض الشهوانیه والاقبال التام الی # ~~الطرف الربانیه # فیروز آبادی در قاموس گفته ام عبیده کسیفننه بلدة قرب و اسط # ~~بهاقبرالسید احمد الرفاعی ### | # ~~3- «الحافظ الفرد المقدم علی الاطلاق والثقة الناقد المتوحد« # ~~««فیی الافاق، قدوةالعلماءالراشدین واسوة الخطباءالبارعین، قاضی # ~~القضات ،ا بوالفضل، ms133 شهاب الدین، اخمد بن علی بن محمد الکنانی» # ««العسقلانی الشافعی المصری المعروف بابن الحجرعفی عنه» # ازاکابر علماء واعاظم خطباء قرن نهم هجرتست ، محامد عالیه PageV01P180 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0192.png) # ~~ومفاخر غالیه این عالم جلیل در جمیع کتب تراجم به تفصیل تمام مذکور # ~~است نگارنده ترجمه مفصلهآ که سیداجل سندالحفاظ الکابرین وذخرالفحول # ~~والمتتبعین امیر حامد حسین هندی صاحب عبقات الانوارسقی الله ثراه # ~~نقل فرموده تلخیص نموده و آن ملخص را در اینجا مینگارد وآن این # ~~است - شهاب الدین ابوالفضل احمدبن حجر العسقلانی المصری الشافعی # ~~در23 شغبان سال 773ه در مصر متولد گردید و از آنجا برای طلب علم # ~~باسکندریه رحلت نمودودرقدس شریف و شام و حلب و حجاز ویمن گردشها # ~~کرد تاسیراب گردید ، در نظم و نثر قدرت تمام داشت تصانیف او همه # ~~مقبول افتاد ودرحیات اومردم از راههای دورتصانیف اوراطلب میکردند، # ~~اساتید ومشایخ قائل بجلالت وعظمت اودرفن حدیث بودند واورا بر # ~~خود ترچیح داده ومقدم میداشتند ، درقرائت حدیث اعاجیب بسیار از # ~~وی بظهور رسید سنن ابن ماجه رادرچهار مجلس خواند ، صحیح مسلم # ~~را در چهار مجلس سوای مجلس ختم در عرض دوروز وچند ساعت تمام # ~~فرمود ، معجم صغیر طبرانی را که مشتمل بر یکهزاروپانصد حدیث است # ~~دریک مجلس با اسناد تمام کرد ، صحیح بخاریرا درده مجلس تمام کرد # ~~وهرمجلس قریب چهار ساعت طول میکشید تمام اوقات او معمور بود # ~~وهر گزفارغ نمی نشست یا مطالعه میکرد ویا تصنیف یاعبادت: # وولی الخطابة بجامع الازهرثم بجامع عمرووخزن الکتب بالمحمودیه # ~~واملی ماینیف علی الف مجلس من حفظه واشتهرذکره . # یعنی مادامیکه در مصربود هم درجامع الازهروهم درجامع عمروبن # ~~العاص باان احاطه وتبحر بخطابه های جذاب خود مردمرا بهره مند می # ~~ساخت ودر محمودیه مصر کتابخانه بزرگی ترتیب داد وزیاده ازیکهزار # ~~مجلس از حفظ املاء حدیث نمودو در این خصوص خود گفته : PageV01P181 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0193.png) # # بقولراجی اله الخلق احمد من %~% املی حدیث نبی الخلق منتقلا # # یدنومن الالف ان عدت مجالسه %~% تخریج اذکارربقد دنا وعلا # # دنی برحمته للخلق یرز قهم ms134 %~% کماعلاعره سمات المحدثات علا # # فیمدة نحوکج قدمضت هملا %~% ولیمنالعمرفیذاالیومقد کملا # # ست وسبعونعامارحت احسبها %~% من سرعه السیرساعات ویاخجلا # هجاری حالات ابن حجر بسیار است از جمله آنکه چون سلطان # ~~مدرسه مؤیدیه را بنا نمودمناره ازمناره های آن مدرسه که بر برج شمالی # ~~بناشده بود میلان کرده وقریب بسقوط شد پادشاه امر کرد آن منارهرا # ~~خراب وثانیا بنانمایند واتفاقا عینی شارح بخاری درزیر آن مناره نشسته # ~~ودرس میگفت حافظ ابن حجراین دوشعرراساخته و بحضورپادشاه خوانده: # # لجامع مولانا المؤید رونق %~% منارته بالحسن تزهووبالزین # # تقول وقد مالت عن القصدامهلوا %~% فلیس علی جسمی اضرمن العین # مردم مفسده جو این لطیفه را بعینی رسانیدند و باو گفتند حافظ # ~~ابنحجر کلوخ انداخته وشمارا بزبان تعریض نواخته - بدرالدین عینی # ~~از این معنی خشمناک شد وچون خود بشعر گفنن قادر نبود نواجی که # ~~یکی از شعراء وقت بود طلبید وجواب ابن حجررا از اوخواست نواجی # ~~این دوشعر لطیف را در تعریض ابن حجر انشاء یموده وشایع ساخت : # # منارة کعروس الحسن قدجلیت %~% وهدمها بقضاء الله القدر # # قالوا اصیبت بعین قلت ذاغلط %~% مااوجب الهدم الاخسه الحجر # ارباب معاجم نزدیک یکصدوپنجاه تصنیف برای ابن حجر ضبط # ~~نموده واسامی بعضی آنها از این قرار است : # اول - فتح الباری فی شرح البخاری بعداز اتمام این کتاب ابن حجر # ~~شادیها کرد وقریب به پانصد دینار در ولیمه آن صرف نمود وشرح دیگر ~~PageV01P182 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0194.png) ### | 183 # ~~بربخاری نوشته بزرگتر ازفتح الباری که موسوم است بهدی الساری ولی # ~~با تمام نرسانیده . # دوم - تعلیق التعلیق سوم . تهذیب التهذیب چهارم - تقریب پنجم- # ~~احتفال ببیان احوال الرجال ششم - طبقات الحفاظ هفتم - لسان المیزان # ~~هشتم - الکاف الشاف فی تخریج احادیث الکشاف نهم - اتحاف المهره # ~~باطراف العشره دهم اطراف المسند المعتلی باطراف المسند الحنبلی یازدهم- # ~~تصب الرایه فی تخریج احادیث الهدایه دوازدهم . هدایة الرواة فی تخریج # ~~احادیث المصابیح والمشکوة سیزدهم - نخبة الفکرفی مصطح اهل الاثآر # ~~چهاردهم - شرح النخبه پانزدهم - الایضاح بنکت ابن صلاح شانزدهم - # ~~تبصیر المنتبه بتحریر المشتبه هفدهم . نزهة السامعین فی روایة الصحابه ms135 # ~~عن التابعین هجدهم - مناقب ابن ادریس نوزدهم - فهرس المرویات بیستم - # ~~معجم الشیوخ بیست ویکم - انباء الغمربانباء العمربیست ودوم- ~~الدررالکاهنه # ~~فی اعیان المائة الثامنه - بیست وسوم - دیوان شعربیست وچهارمدیوان # ~~خطب الازهر بیست وپنجم - امالی حدیثیه وغیر ذلک # وفات ابن حجرشب شنبه8 اذی حجه سال 852ه درقاهره مصر اتفاق # ~~افتاده ودرقرافه صغری متصل بمزار بنی جزولی مدفون کردیده وجمعیت # ~~بسیاری برای تشییع جنازه اوحاضر گشتند ، پادشاه بنفس نفیس خود جنازه # ~~اوراتبر کا برداشته وبعدا امراء و رؤساء جنازه را دست بدست تامزار # ~~بردندو بمردن اوفن حدیث ختم شد - شیخ جلالالدین سیوطی نقل کرده # ~~که چون جنازه را نزدیک مصلی رسانیدند آسمان باریدن گرفت درحالی # ~~که موقع باران نبود فلذا شهاب منصوری که شاعر بی بدلی بود بدیهة گفت: # قدبکت السحب علی %~% قاضی القضاة بالمطر # وانهدم الرکن الذی %~% کان مشیدأ بالحجر PageV01P183 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0195.png) # و شیخ شهاب الدین حجازی مرثیه مشتمل بر پنجاه بیت در # ~~فوت ابن حجرساخته که بعضی ابیاتش این است : # # کل البریة للمنیة صائره %~% وقفولها شیئا فشیئا سائره # تا آنجا که میگوید : # # هوشیخ الاسلام المعظم قدره %~% من کان اوحد عصره والنادره # # قاضی القضاة العسقلانی الذی %~% لم ترضع الدنیا خصیمأناظره # وپوشیده نماند که ابن حجربدو نفر از علماء شافغیه اطلاق میشود # ~~وچون هردو را اسم احمد است کاهی امر مشتبه میشود وخواننده در # ~~اشتباه هیماند فلذاعلماء رجال برای رفع این شبهه صاحب ترجمهرا بابن حجر # ~~عسقلانی معرفی کرده و آن دیگر را بابن حجر مکی و اومفتی حجاز # ~~بوده و کتابصواعق محرقه که موحوم قاضی نورالله شوشتری آنرابصوارم # ~~مهرقه رد کرده از تالیفات ابن حجرمکی است وفاتش در 973 ه بوده # ~~وصاحب روضات الجنات فرموده : # احمدبن محمدبن علی هیتمی مکی معروف بابن حجر از احفلد # ~~ابن حجر عسقلانی یا از بنی اعمام ارست و قطعه معروفه منسوب بابن # ~~حجر دوم است که میگوید: # # اهوی علیا امیر المؤمنین ولا %~% ارضی بسب ابی بکر وعمرا # # ولا اقول اذالم یعطیاند کا %~% بنت البنی رسول الله قدکفرا ms136 # # الله یعلم ماذایأتیان به %~% یوم القیمة من عذراذا اعتذرا # وشیخ بهائی نورالله مرقده اورا بدین قطعه شریفه جواب گفته # # یا ایهاالمدعی حب الوصی ولم %~% تسمح بسب ابی بکر ولاعمرا # # کذبت والله فی دعوی محبته %~% تبت یداک ستصلی فی غدسقرا # # وکیف تهوی امیرالمؤمنین وقد %~% اصبحت فی سب من عاداه مفتکرا ~~PageV01P184 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0196.png) ### | 185_ # # فان تکن صادقا دعوی محبته %~% فابرعالی الله ممن خاناوغدرا # # و انکرالنص فی خم وبیعته %~% وقال ان رسولالله قدهجرا # # عانت تبغی قیام العذر فی فدک %~% اتحسب العذر بالتمویه مستترا # # ان کان فی غصب حق الطهرفاطمة %~% سیقبل القذرممن جاءمعتذرا # # فکا ذثب له عذر عذاة غد %~% وکل ظلم یریفیالحشرمغتفرا # # فلاتقو لوالمن ایامه صرفت %~% فی سب شیخیکم قدضل او کفرا # # بل سامحوه وقولوالانؤ اخذه %~% عسی یکونله عذراذااعتذرا # # فکیف والعذرمثل الشمس متضح %~% والامرمنکشف کالصبح اذظهرا # # لکن ابلیس اغواکم وصیرکم %~% عمیا وصما فلاسمعا ولابصرا # واما عسقلان که مسقط الراس ابن حجر صاحب ترجمه است شهر # ~~بزرگی بودهاز شهرهای فلسطین از کشور شام ، ارباب فضل و کمال واصحاب # ~~وجدوحال زیاد از آنجا بر خواسته اند و جماعتی از آنها بزیور فضائل # ~~انسانی و کمالات نفسانی آراسته انداز جمله صاحب ترجمه . ### | 44 # ~~4- «الواعظ الامحد ، حاجی میرزا احمداصفهانی ابن میرزا» # «علی محمد الشیرازی طلب ثراه» # یکی از بزرگان منبریهای قرن سیزدهم هجوتست - عالم وریر # ~~مرحوم اعتمادالسلطنه در مأثر وآثار اسمی ازاو برده ودر ترجمه او # ~~چنین فرموده حاجی میرزا احمد اصفهانی در شغل مرثیه سرائی وروضه # ~~خوانی بمقامی سامی رسیده وصیت صوتش از طهران بهمه جای # ~~بران کشیده. # نگارنده گوید بطوریکه بعضی معمرین اصفهان برای نگارنده نقل # ~~کرده اند میرزا علی محمد پدر صاحب ترجمه از طایفه زندیه شیراز ~~PageV01P185 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0197.png) # ~~بوده وپس از رفع غائله زندیه در سن شش سالگی باکسان خود رحل # ~~اقامت دراصفهان افکنده وپس ازمدتی متأهل شده وحضرت واهب العطایا # ~~میرزا احمدرا باوعطا فرموده ، میرزا علی محمد پس از مدت ومانیکه # ~~کمال کوششرا در تربیت فرزند خودمیکند دراصفهان دار فنارا وداع # ~~گفته وچون ms137 میرزا احمد مرقوم صدای خوش و لحن دلکش داشته منبر # ~~میرود و اهمیت مختصری پیدا میکند تا سال1265 هجری که شورشیان # ~~اصفهان از قبیل میرزا عبدالحسین مستوفی و احمد میرزای صفوی و # ~~جمع دیگری فتنه بزرگی احداث می نمایند و شرح آن شورش در # ~~تواریخ قاجاریه مفصلا موجود است، مرحوم غلامحسین خان سپهدار # ~~بحکومت اصفهان و دفع آشوب آن سامان معین می شود ، پس از رفع # ~~غائله و فرار کردن شورشیان ایام عاشورا پیش میآید مرحوم سپهدار # ~~که در تعزیه داری حضرت سیدالشهدا (ع) جدیت تامه داشته آن سال # ~~را در اصفهان مجلس عزا داری اقامه مینماید و میرزا احمد هم در آن # ~~مجلس موعود بوده منابر او مرحوم سپهدار را جذب مینماید و او را # ~~ترجیح برهمه معاصرین میدهدسال دیگر که سپهدار درطهران میخواهد # ~~مجلس تعزیه داری زا اقامه نماید میفرستد همراه میرزا احمد واو را # ~~بطهران دعوت مینماید و این مسافرت برمراتب عظمت و شهرت میرزا # ~~پس از چند سال اقامه طهران بعزم سفر حج از طهران حرکت کرده و # ~~پس از آن معاودت باصفهان مینماید و مثل معروف * العود احمد » در # ~~باره او کاملا مصداق پیدا میکند و تا آخر عمر در کمال شهرت وعظمت # ~~در اصفهان منبر میرود . # نگارنده آنچه تحقیق کردم تاریخ فوت او را نتوانستم معلوم PageV01P186 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0198.png) # ~~نمایم همین قدر بین سال های 1280 تا 1290 در اصفهان فوت شده # ~~و حسب الوصیه نعش اورا بعتبات عرش درجات حمل کردند و در سکوی # ~~واعظهای وادی السلام دفن نمودند رحمة الله علیه ### | # 4- « الامام الهمام الشهید والمحدث الکامل السعید » # بومسعوداحمد بن فرات الرازی ضاعف الله اجره» # از اکابر حفاظ و محدثین واعاظم خطباء ومحققین واماجدعلماء # ~~راشدین اواخر قرن سه و اوائل قرن چهار هجرتست و پیش از آنکه # ~~تاریخ حال وشرح احوال این محدث کامل را بنگاریم لازم است # ~~برای روشن شدن اذهان خوانندگان گرام مقدمهآ تهیه نمائیم و آن # ~~این است : # در آخرین نقطه ms138 شمال غربی اصفهان محله ایست موسوم بمحله # ~~شیخ ابو مسعود و در قلب این محل بقعه بسیار عالی بزر گیست موسوم # ~~بهمین اسم (1) از آنجائیکه حس کنجکاوی ازودایع طبیعت بشر است # نگارنده بمناسبت قرب جوار با این محل از ابتدای طفولیت # ~~همیشه در صدد تحقیق بودم که آیا شیخ ابومسعود کیست وعلت تسمیه # ~~این محل باین اسم چیست مردم هم راجع باین شیخ دو عقیده داشتند ~~PageV01P187 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0199.png) ### | 880 # ~~بعضی خواص او را از ارکان مذهب شیعه وبلکه تشیع اهل اصفهان # ~~را مرهون زحمات و خدمات او میدانستند و توده عوام اورا از مشایخ # ~~اهل سنت میخواندند . تقریبا سی سال قبل که نگارنده خدمت مرحوم # ~~آقامیرزا یحیی مدرس (1) تحصیل میکردم روزی عین تاریخی که نگاشته # ~~می گردد از آن مرحوم شنیدم ولی شکسته و بسته و آن مرحوم سندی # ~~نداشت از بعضی شنیده و نقل مینمود : # موقعیکه جناب فضائل مآب آقای حاجی شیخ عباسعلی کیوان # ~~اصفهان آمد و مجاور مزار این شیخ گردید روزی نگارنده از ایشان # ~~حال شیخ ابو مسعود را استفسار نموده مطالبی ایشان جواب دادند که # ~~بغلو نزدیک تربود تا بحقیقت ، یگانه چیزی که خیلی خاطر نگارنده # ~~را متوجه این شیخ ساخته این فکر بود که سلاطین صفویه انار الله # ~~براهینم که در ایران اثری از علماء اهل سنت باقی نکذاشتند و در # ~~آخرین نقطه مملکت معامله آنها با علماء سنت و قبور آنها در متون # ~~تواریخ مضبوط است چگونه راضی شدند این مزار در اصقهان که پایتخت # ~~مملکت ایشان است با این عزت وعظمت باقی بماند وچکونه این امر # ~~برمثل شیخ بهائی وپدر بزر گوارش شیح حسین بن عبدالصمدومرحومین # ~~مجلسیین وهزاران نفر دیگراز پهلوانهای علم و قهر مانهای دانش که در # ~~اصف ان بوده مخفی ومستورمانده) # این فکر وشواهد دیگری که دردست بودنمیگذاردنگارنده هم PageV01P188 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0200.png) ### | 189_ # ~~مثل سایرین معتقد بسنی بودن این شیخ بزرگوار گردد ، سال 1456 # ~~هجری کتابی بدست نگارنده آمد که تاریخ کتابت ms139 آن سال 1058 # ~~هجری و نویسنده آن سید عبد الرشید بن نور الدین مرعشی شوشتری # ~~است (1) و آن کتاب محتوی کتب عزیز الوجود و رسائل نادره واز # ~~جمله تاریخ حال این شیخ جلیل بطوریکه عینا نقل میشوددر آن کتاب # ~~موجود ، نگارنده که مدتی دنبال این مقصود بود بدست آمدن این # ~~کتاب را فوز عظیم دانسته واینک بدون کلمهآ اختلاف عبارات آن کتاب # ~~را نقل مینماید وبعدازاتمام مطالب کتاب نظریات خود رابعون الله وحسن # ~~توفیقه بعرض خوانند گان گرام میرساند : ### | 44 # ~~« بسم الله وله الشکر - صورةمافی النسخه بعینها - هذه حکایة» # ~~(7 لامام الحافظ الشهید ابی مسعود الرازی جزاه الله عن اهل» # «بیت النبی صلی الله عله وآله خیرآ وضاعف له ثوا بآواجرا» # ~~اخبر ناالشیخ الرشید محمدبن ابی عبد الله المدنی ثم الاصفهانی اجازة ~~قال قال # ~~الصدر الامام صدرالدین عبدالصمدقال قال والدی الصدر السعید صدراادین # ~~ابوشجاع محمدبن عبداللطیف الخجندی قال حدثنی الامام فضل الله بن # ~~محمود الدینوری قال حدثنی ابوعبدالله الحسین بن محمدبن ابی منصور # ~~القزوینی قال حدثنی عبدالرحمن بن سعید بن عبدالصمدالاصفهانی الشهرستانی # ~~الامام الحافظ - قال کنت فی صحبة الامام الشهید ابی مسعود احمد بن ~~الفرات # ~~الرازی فخرجنانطلب سفرالحج فلما وصلناالی اصفهان نجث من الرفاق ~~PageV01P189 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0201.png) ### | 12_ # ~~لی مدینة السلام فراینا اهل اصفهان مظهرین سب امیر المؤمنین علی علیه # ~~السلام علی المنایرو المنابر فقال یااصحابی انی رایت الاشتغال بهدایة ~~هولاء # ~~القوم من اهم الامورواخیرهاومن اجل الاعمال التی اتقرب بها الی الله ~~عزوجل # ~~واقام باصفهان وکان یجلس فی کل یوم فی جامع العتیق برنگرزان ویحضر # ~~مجلسه اهل اصفهان وکان یروی کل یوم اربعة اخبار عن النبی (ص)فی # ~~علی علیه السلام وکان یفطی اسمه ویقول کان رجل من الصحابة جاء فی حقه # ~~کیت وکیت ویذکرالاخبارالی ان مضت علی هذا الامراربع سنین والقوم # ~~یقولون صرنا من محبی هذا الرجل فتبین اسمه ونسبه و کان یأبی ذلک الی # ~~ان اکمل تمام اربع سنین فلح القوم بذلک واهتموا بمعرفته فقام # ~~علی المنبر وقال . # نگارنده گوید ms140 برای اینکه خوانندگان گرام بدانند که بزرگان # ~~علماء ومحدثین وسترکان خطباء بارعین جهةهدایت وارشاد وبالاخره برای # ~~سعادت و نجات این مردم چه زحماتی کشیده وچه مشقاتی را تحمل نموده # ~~مناسب دیدم این چند سطرراترجمه نمایم و بعد آبقیه شرح حال شیخ بزر گوار # ~~را تمام نمایم . # اولا بایددانست اشخاصی که این حگایت را روایت نموده همگان # ~~از مشاهیر حفاظ ونحاریر محدثین واکابر هسندین میباشند . # مخصوصاصدرخجندوحافظ اصفهان ابوصالح عبد الرحمن (1) که هردو PageV01P190 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0202.png) # ~~از اکابر محدثین واعاظم مسندین هیباشند و برای اینکه خوانند گان راوی # ~~این روایت را خوب بشناسند وتادرجه ببرزگواری واهمیت او آشنا # ~~گردند شرح حال اوراازتاریخ بغداد درپاورقی ثبت نمودیم # حافظ اصفهان ابوصالح عبدالرخمن شهرستانی که از خواص تلامذه # ~~شیخ ابومسعود است میگوید من با شیخ خود ابومسعود رازی وچند # ~~نفر دیگر بعزم مسافرت حج ازری بیرون آمدیم و برای پیدا کردن رفیق # ~~سفروارد اصفهان شدیم وچون چند روز درآن شهرماندیم دیدیم مردم # ~~اصفهان بالای منارههاومنبرهاسب میکنند وجود مقدس حضرت امیر المؤمنین # ~~علی علیه السلامرا پس شیخ بزر گوار مافرمودای اصحاب من برای هدایت # ~~مردم در این شهر میمانم واین عبادت را بهترین اعمال ونیکوترین # ~~وظائف خود میدانم و آن چیز یکه برای من سبب قرب بحق است هدایت # ~~مردم این شهر است فلذاشیخ جلیل یکدله اقامت اصفهانرا تصمیم گرفت # ~~وبرای هدایت وارشاد مردم دامن همت را محکم بر کمر بست وهمه # ~~روزه درجامع رنگرزان(1) منبررفته واهالی شهر بمحضر اوحاضر گردیده # ~~وهر روز چهار حدیث نبوی در فضل یکنفر از صحابه رسول خدا (ص) # ~~قرائت میفرمود بدون اینکه اسم ببرد و هر حدیث را ببیان شافی # ~~و مثال کافی طوری مدلل مینمود که هیچگونه شک وتردیدتی برای # ~~هیچکس باقی نمیماند واین بود شغل شیخ بزر گوار ما تا چهارسال تمام # ~~در این بینها هردم اصفهان هیگفتند یا شیخ آخر اسم این صحابی چیست # ~~زین معما پرده بردار مع هذا شیخ از اظهار اسم آن حضرت ابا مینمود ms141 ~~PageV01P191 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0203.png) # ~~روزی مردم زیاد الحاح کردند و گفتند یاشیخ ما از دوستان این صحابی # ~~هستیم وازشماهم استدعا داریم که نام نامی واسم گرامی او را بی پرده # ~~بفرمائی ودر این خصوص اهتمام تمامی نشاندادند . # شیخ بزر گوارروز معینی را وعده داد و در آنروز بیشتر اهالی # ~~شهر در مسجد جامع جمع گردیده و آنروز را شیخ بر منبر ایسترده # ~~وشاه اولیاء علیه السلام را بدین عبارأت معرفی نموده . # وچون خطابهآ که آنروز این استاد رادایستاده قرائت فرموده # ~~مشحونست بفضائل و مناقب شاه ولایت (ع) و فضائل آن حضرت برای نویسنده # ~~وخواننده وبیننده اجروحسنه دارد واز طرف دیکربس محسنات بدیعیه # ~~و تصرفات ادبیه در آن بکاررفته نگارنده را حیف آمد که چیزی از آن # ~~را از قلم بیندازد و آن این است : # «خطا به شیخ شهید سهید ابومسعود رازی رضی الله عنه» # فقال من ضرب بالسیفین وطعن بالرمحین وصلی القبلتین وبایع البیعتین # ~~وهاجرالحجرتین ولم یکفربالله تعالی طرفةعین، قاتل الکفره، امام البرره ~~، # ~~قامع الفجره،المسمی بزید وحیدره، مخذول من خذله ، منصورمن نصره، # ~~الاسدالکرار، الهزبرالغیار، زوج البتول وابن عم الرسول وسیف الله ~~المسلول ، # ~~الذی ردت له الشمس بعد الافول ، ها رونه فی البریة، وامینه فی الوصیة # ~~واتلمم الناس بالقضیه وافضلهم عندالله مزیه، منجز العدات - مؤدی # ~~الامانات ، الداعی الی دارالسلام ، العالم فی القضایا والاحکام ، ~~الصدیق # ~~الاکبرفی الاسلام ، الفاروق الاعظم بین الحلال والحرام، القائل بالصدق- # ~~والداعی الی الحق ، المقاتل مع الجن والانس ، المجاهد بالمال والنفس ، # ~~الادنی منه لحمة ونسبا والاوفی سهمة وسببا ، امیر النحل ، مجانب الردی # ~~والفساد ، الاشعث الحازم، البطل الهمام واللیث المقدام والبدر التمام - ~~PageV01P192 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0204.png) # ~~الامیرالامام، ابوالسبطین، علم الهدی، کهف التقی ، بحرالندی، طود # ~~النهی ، المتمسک بالعروة الوثقی ، العالم بالتنزیل والذکری، اخطب اهل # ~~الدنیا ، العالم بطاعة ربه الاعلی ، العالم بمافی الصحف الاولی ، افضل ~~من # ~~صام وصلی واکرم من شهد النجوی، واخیرمن تصدق وزکی، الصابر # ~~علی الاذی، صالح المؤمنین ووارث النبیین وخیر الوصیین ویعسوب الدین # ~~وقاتل المشرکین - وقائد غرالمحجلین ودافع المارقین ونورالمجاهدین # ~~ورئیس المتکابین وزین العابدین ms142 - وسراج الماضین وافضل القانتین وشمس # ~~المستغفرین ولسان رسول رب العالمین واول المؤمنین من ال یسین ، # ~~المؤید بجرئیل الامین والمنصور بمیکائیل المبین - والمحمودعنداهل # ~~السماء احمعین ، سیدالمسلمین والسابقین وقاتل الناکثین والقاسطین # ~~والمارقین والمحلمی عن حرم المسلمین ومجاهد اعدائه الناصبین مطفی # ~~نارالموقدین وافخرمن مشی من قریش اجمعین واول من حارب واستجاب # ~~الله من المؤمنین ووصی نبیه فی العالمین وامینه علی الخلوقین وخلف من # ~~بعث الیهم اجمعین - والذاب عن حرم رب العالمین ، الضارب فی یومصفین، # ~~المحشم بالیمبن ، المصلی احدی وخمسین ، مخبرالنباء العظیم ، السنعوت # ~~بالکرم، المولود فی الحرم، البطین من العلم ، المنزوع من الشرک،علم # ~~التوحید وابواب التهجید ، مبین الرشد من الغی ، حبیب حبیبالله ، معدن # ~~علم بنی الله، وصی رسول الله ، صاحب سورة هل اتی ویسن والبقرة وطسن # ~~سماه الله تعالی فی الهکم بالنعیم، حامل اواء الحمد ، الساقی لحوض ~~الکوثر، # ~~البحرالعلیم ، والنورالکریم والصراط المستقیم - الذیهم فیه مختلفون ، # ~~وعنه معرضون وعلیه یعرضون وعنه یسئلون کلاسیعلمون ثم کلاسیعلمون # ~~ابوالنجوم الزاهره - والانوارالباهره - والاودیة السایلة من ماء السماء # ~~الدنیا المزین بالمصابیح ، والدعائم الراشحه، والشجرالثابت اصلها ، ~~الشامخ # ~~فرعها ، التی تؤتی اکلها کل حین بادن ربها، الطور وکتاب مسطور ~~PageV01P193 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0205.png) # ~~فیرق منشوروالبیت المعمور ، والسقف المرفوع ، والبحرالمسجور ، السید # ~~الزاهد والامام العابد، الراکع الساجد، زین المنابر والمساجد وولی ~~الملک # ~~الماجد ، زین العباد ، فخرالزهاد ، امام اهل البلاد ، سراج الامة ، علم # ~~الحجة ، محیی السنة، ولی النعمة ، کاشف الکربة ، صاحب الصحیفة ملجاء # ~~الاخیار ، کهف الابرار، قایدالاحرار ، الطهر الطاهر ، النجم الزاهر ، ~~السید # ~~الوجیه ، الامام النبیه ، ملاذالعباد ، وعامر البلاد ، صاحب الشرف ~~الرفیع # ~~والحسب البدیع والفضل الجمیع، برج الابراج وموضع المنهاج، فلاح # ~~الولی ، هلاک الشقی ، خازنعلم الله ومعدن کلمة الله ، کهف الاسلام، حرز # ~~الانام ، الشافی من الاسقام ،ذوالندی والانعام، شمس الشموس ، انس ~~النفوس # ~~البدربین النجوم ، الشهاب الساطع، والضیاء اللامع والطریق الواضح، # ~~منصف المظلوم من الظالم ، ملجاء اللهیف وکهف الضعیف ، الامام المرتجی # ~~والمکنی بالمرتضی، مرهف السیف والقلم ،امام العرب والعجم ، نورالانوار # ~~وموسم الاحرار . ومنابت الافتخار وحبیب الجبار، الزیت المضیء والمنعوت # ~~فی التوریة والانجیل والزبور والفرقان ، الامام الافخر والکوکب # ~~الازهر ، معزالذلیل ms143 وشافی العلیل وموضع السبیل، بدرالتمام ونورالظلام، # ~~البطل الحمی، والفارس الکمی ، والسمیدع الزکی ، القایم بقسط الله ، # ~~الناصرلدین الله ، الحجة علی خلق الله الناصح لهم فی السر والعلانیه ~~والداعی # ~~الی سبیل الله بالحکمةوالموعظه الحسنه ، سیدکان الزهددثاره، وفی الهجیر # ~~صیامه والصدقةشیمته ، والحنین علی الفقراء صفته ، لاحقود ولاحسودولا # ~~غیاب ولامرتاب ولا کذاب ولاشتاب ، مکره الوقیعة ویردالنمیمة طویل # ~~الغم، بعیدالهم، قلیل الاذی - کثیر القیام، فی الصلوة ذکورا شکورا،سهل # ~~الخلیقة ، لیر . العریکة ، کثیرالحیاء، انضحک لمیخرق ، وان غضبلم # ~~یمرق ، ضحکه تبسم واستفهامه تعلم ومراجعتة تفهم، کثیر علمه ، عظیم ~~PageV01P194 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0206.png) # ~~حلمه ، وثیق عزمه، کبیررحمته، جمیل المنازعة ، کریم المراجعة، خلیص # ~~الود ، وثیق العهد ، وفی الوعد، کثیرالفضائل ، لایشمت بمصیبة ولایذکر # ~~احدا بغیبة ، لین الجناح ، صدوق اللسان ، عظیم الشکر عندالبلاء،طویل # ~~الصبر علی الاذی ، ناصرالدین، الحامی عن المسلمین ، کثیرالبلوی، قلیل # ~~الشکوی، ابوالیتیم ، بعل الارمله کثیر الصمت ، شدید الغیرة، عادل ~~السیرة ، # ~~قلبه من حب الدنیاخلی ، وهوللخلق ولی، واسمهعلی ، علیه التحیة والسلام # ~~فلما فرغ من هذا الکلام ما تو اخلق کثیر وتا بواجمیعا # ~~وقیل انفی آخرهذاالمجلس ما توااربع ماة رجل من الحزن والتأسف # ~~والغبن والله الهادی الی سبیل الرشاد # ~~حافظ اصفهان عبد الرحمن شهرستانی که راوی این روایت است فرموده چون # ~~شیخ جلیل از این خطا به فارغ گردیدهمه اصفهانیها از کردارزشت خود ~~پشیمان # ~~شده توبه کردند ، جماعتی هم آنروزاز تأسف مردند که چگونه بیک چنین # ~~بزر کواری که دارای این همه محامد حمیده و صفات شریفه است ناسزاگفتیه و # ~~این همه مدت اوراسب کردیم و بعد از قول ناقلی نقل فرموده که عده مردگان # ~~آ نروز بچهار صد نفررسید . # نگارنده گوید آنچه از همه بیانات معلوم میشود آنستکه این شیخ # ~~جلیل کامل دراوائل قرن چهارم هجرت یعنی سه چهار سال بعداز سیصد # ~~وارد اصفهان شده وعلم تشیع را بدست گرفته و با مردم جاهل مجاهده # ~~ها ومجادله هاکرده وبا کمال رشادت حق را ثابت نموده ودر راه حق # ~~وحقیقت از هیچگونه پیش آمدی وحشت نکرده و بالاخره به تحریک ناصبی # ~~های اصفهان ms144 از دست مردم جاهل شربتشهادت را نوشیده و اورا برعموم # ~~مردم شیعه مذهب وخصوص شیعه اصفهان حقی عظیم است * فطوبی # ~~له وحسن مآب . PageV01P195 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0207.png) ### | 19 # مردم اصفهان که بتوسط آن عالم عامل و آن مجاهد کامل هدایت # ~~شدند نه اورا یاری کردندو نه نگهداری تا شهیدشد پس از زمانی ناگهان # ~~عرق مرده پرستیشان بحرکت آمد حرم وبقعه بسیار زیبائی سرمزار # ~~او بنا کردند و در پشت آن بقعه مسجد کوچک بسیارباصفائی و دو # ~~صحن بزرک در دوطرف بقعه ساختند و در مقابل آن بقعه حمامی و بازاری # ~~بناکردند کسبه درد کاکین آن بازار بخرید و فروش مشغول شدندو پشتیکی # ~~نداشتند معین کردند و پشت آن باغ چند جریب زمین وقف کردند برای # ~~قبرستان و چند قطعه املاک سه دانگی وشش دانگی وقف کردند برای # ~~مخارج آن بقعه وحرم و فقرائیکه بزیارت میآیند - خلاصه دستگاه طویل # ~~وعریضی برای آن مزار مهیا کردند و تشریفاتی برای زیارت شیخ قائل # ~~شدند ، از محلی که موسوم است بدرب شیخ تا حرم قریب پنجاه ذراع است # ~~که مردم این مقدار راهرا پابرهنه بزیارت میآمده اند . # مردم شهر وسکنه قراء اطراف دسته دسته وفوج فوج با هدایا # ~~ونذورات بسیار بزیارت میآمدند ، از قرار حکایات معمرین و شواهدی # ~~که در دست است در آن اوقات در همه اصفهاب هیچ مزاری با این # ~~اهمیت و تشریفات نبوده - حافظ ابونعیم اصفهانی باآن همه بزر گواری را # ~~در جوار شیخ ابو مسعوددفن گردند چنانچه در روضات فرموده وتااین # ~~اواخر مزار او معلوم بود و نگارنده کرارا او را زیارت کرده، شرح املاک # ~~موقوفه شیخ ابومسعود وذخائر وکتب و اهمیت مزار او مفصل است # ~~ونگارنده رادر اینخصوص حکایات و اطلاعاتی است که فعلا از نگارش آن # ~~صرف نظر مینمایم مع الجمله روزبروز شکوه ورونق وعظمت این مزار # ~~زیاد میشد و علاقه مردم بزیارت این شیخ جلیل ییشتر میگشت تایکصد # ~~سال قبل تقریبا یکنفر از بزرگان علماء جبل عامل که ازفشارحکومتهای ms145 ~~PageV01P196 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0208.png) # ~~عرب بستوه آهده بود و ارداصفهان گردید و بمناسبتی در این محل نزدیک # ~~مزار شیخ ابو مسعودساکن گردید، کثرت ایابوذهاب مردم وغوغاهائی # ~~که نتیجه اجتماعاتست و شاید بعضی مناهی که طبعا دراینگونه مشاهد # ~~مشاهده میشود یا جهات دیگر هرچه بود باعث سلب آسایش ایشان گردید # ~~وباین جهتآن عالم در صدد تفحص و جستجوی حال شیخ ابو مسعود # ~~بر آمده ونتیجه فحص ایشان این شد کهشیخ ابو مسعود یکی ازمشایخ # ~~صوفیه اهل سنت است باید مزار وآثار او را ازبین برد ومردم را از # ~~زیارت او منع کرد عناصریکه همیشه منتظر اینگونه فرصت ها هستند # ~~وقت را غنیمت دانسته همه روزه بیل و کلنک رابدست گرفته ودرب منزل # ~~آنعالم آمده و بالاخره روزی آن عالم حکم خرابی را دادوهمانعناصرهم # ~~اجرا نمودند - سایر علمائیکه در آن موقع اصفهان بودند شرح حالشیخ # ~~را واقعأ نمیدانستند یا میدانستند وصلاح خود را در سکوت دیدند یا # ~~ملاحظات دیگر برما معلوم نیست هرچه بود از همانروز اساس مزار # ~~شیخ رو بخرابی نهاد واثاثیهآ که درعرض هشتصد سال مردم با اعتقاد تمام # ~~اهداء نموده بودندبدست همان عناصر بیغمارفت حمام شیخ و مسجد وصحنین # ~~بخانه و آشیانه مبدل گردید ولی باز آثار مزار واشیاء نفسیه که درزیر # ~~زمین بود واملاک موقوفه باسم شیخ ابومسعود باقی بود مع الاسف آنها # ~~هم در عرمن این بیست سال اخیر از بین رفت وامروز از تمام آن آثار # ~~فقط بقعه بزرگی که از بناهای مرحوم سید محمدبن جلالالدین بن عربشاه # ~~است باقی است آنهم نزدیک بانهدام فسجان الذی لایبقی الاذاته # ~~ولایدوم الاملکه. # چیز بکه باعث عبرت مردمان فکور است آنستکه در عرض این # ~~چندسال اخیر که ماخود شاهد قضایا وناظر جریانات هستیم بچشم خود ~~PageV01P197 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0209.png) # ~~دیدیم هر کس خیانت بآثار این شیخ کرد بلافاصله تلف شد من خود # ~~قریب بده نفر را الساعه در خاطر دارم که بعضی آنها در سن سی وچهل # ~~سالگی بودند و بمجرد اینکه چهار ms146 تیشه باین بنا و آثار زدند گویا آن # ~~تیشه را بریشه حیات خود زده وجان روی این کار گذاردند ؛ کما اینکه # ~~بعضی دیگر را در نظر داریم که خیانت آنها مختصرتراز دسته اول بود # ~~وامروزچنان بیچاره و گرفتار فشارزندگی هستند که هرانسان قسی القلبی # ~~بحال آنها رقت میکندولیکن چه فایده - چقدرخوب فرموده شیخ سعدی: # ~~چاهست و راه ودیده بینا و آفتاب ### | تا آدمی نگاه کند پیش پای خویش # ~~چندین چراغ دارد وبیراهه میرود ### | بگذارد تا بیفتد وبیند سزای خویش # والسلام خیرختام # ~~46- «الشیخ الامام، والبدر التمام ، والواعظ الحافظ المفسر # «القمقام ، احمد بن محمد بن ابراهیم الثعلبی المشهور» # محاسن عظیمه ومناقب جلیاه رفضائل زاهره ومحامد باهره این # ~~واعظ کامل از وفیات ابن خلکان ومرآت الجنان یافعی ووافی بالوفیات # ~~صفدی - وعر ذهبی وسیاق تاریخ نیشابور عبدالغافر وسایر کتب تراجم # ~~ظاهر وهویداست - یاقوت در معجم الادباء گفته : # الاستاد ابواسحق احمدبن محمدبن ابراهیم الثعلبی . # # کان خیر العلماء بل بحر هم %~% 4 %~% و نجم الفضلاء بل بدرهم # # وزین الائمه بل فخر هم %~% 6 %~% و واحد الامه بل صدرهم # وله التفسیر الملقب بالکشف والعیان عن تفسیر القر آن الذی رفعت # ~~به المطایافی السهل والاوعار ، وسارت به الفلک فی البحار، وهبت هبوب ~~PageV01P198 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0210.png) ### | 2 # ~~الریح فی الاقطار ، وسارمسیر الشمس فی کل بلدة ، واصفقت علیه کافة ~~الامة # ~~علی اختلاف نحلهم، و اقروا بالفضیلة فی تصنیفه مالم یسبق الی مثله ، # ~~فمن ادر که وصحبه علم انه منقطع القرین، ومن لم یدر که فلینظر فی ~~مصنفاته # ~~لیستدل بهاعلی انه کان بحرا لاینزف وغمر ألایسبرالخ . # نگارنده گوید جمیع علماء تراجم شرح حال این واعظ عظیم الشأن # ~~را بتفصیل تمام ذکر کردهاندولکن ما بهمین چند جمله مختصره اکتفاء # ~~عالم کامل بخوبی مشهود است ، یافعی شافعی درمرآت الجنان دروقایع # ~~سال 427 ه کفته . # در این سال استاد ابو اسحق تعلبی از دار دنیا رحلت نمودو او # ~~واعظی بود شیرین گفتارمفسری بود مشهور و بزرگوار یگانه زمان بود # ~~وفرد دوران تفسیر کبیر که فائق ms147 برجمع تفاسیر استو کتاب عرائس که # ~~متضمن قصص واخبار انبیاء واحوال مبتداء ومنتهای عالم است ازتصانیف # ~~او است آنگاء خوابی از استاد ابوالقاسم قشیری معروف نقل نموده # ~~که نگارنده از نقل آن معذور است - عبدالغافر درسیاق تاریخ نیشابور # ~~بعداز مدح وثناءبسیار گفته احمد ثعلبی بسیار موثق وصحیح النقل ووافر # ~~العقل و کثیر الحدیث بود - نگارنده گوید جمیع ارباب تراجم وائمه تاریخ # ~~وفات ثعلبی را در 427 نوشته اندمکرابن خلکان که فوت او را درسال # ~~437 نوشته بهر حال تعلبی از اکابر حفاظ واعاظم وعاظ اواخرقرن چهار # ~~و اوائل قرن پنج هجرت بوده - علامه مجلسی اجلسه الله فی فرادیس الجنان # ~~در بحار فرموده ثعلبی صاحب تفسیر شیعه مذهب است واگرهم از اهل # ~~سنت بوده قلیل التعصب است وبهمین سبب بسیاری از اخبار شیعه رادر ~~PageV01P199 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0211.png) ### | # ~~کتب خود نقل کرده وماهم بکتاب او بیشتر از سایرکتب اهل سنت # ~~مراجعه مینمائیم ### | # ~~4- «الامام العالم الشهیر ، والواعظ الکامل النحریر، احمد بن» # «محمد بن ابراهیم الطوسی الهعروف ببلادری الصغیر» # از اجله علماء متقدمین واکابر وعاظ معروفین قرن چهارم هجرتست # ~~این واعظ کامل بسیار فهیم وعارف ودر عصر خود در علم حدیث نظیر # ~~نداشته، پس از آنکه از جمعی مشایخ عصر علوم را فرا گرفت گاهی در # ~~نیشابور مشغول ترویج دین واقراء علم حدیث بود وزمانی در طوس، # ~~جماعتی از اعلام خدمت او تلمذکرده وبدرجات عالیه علمیه رسیده که # ~~از آن جمله است ابوعبدالله حاکم - سمعانی درانساب مشهور ازحاکم # ~~مسطور نقل کرده که وکان رحمه الله واحد عصره فی الحفظ والوعظ) # ~~یعنی ابومحمد بلادری واعظ طوس در حفظ ووعظیگانه عصر خودبود # ~~و نیکوترین مردم بود درمعاشرت ومقدم برجمیع اشخاص بود دررسانیدن # ~~فائده وهروقت در نیشابوربود در هرهفتد دومجلس نزد دوشیخ بزر گوار # ~~میشدند در مجلس او وخرسند میگردیدند بآنحه ذکر میکرد برملاء # ~~از اساتید وندیدم ایشان را کهاز او عیبی گرفته باشند هر از درسندی # ~~یا اسمی یا حدیثی وبلادریراصحیحه ایست بوضع واسلوب صحیحه مسلم # ~~ودر ms148 سال 239 ه در طاهران شهید شد . # نگارند گوید میانه علماء دو نفر ببلادری معروفند یکی بلادری # ~~صغیر که صاحب این ترجمه است ودیگر بلادری کبیر که احمد بن یحیی # ~~صاحب تاریخ مشهور است و اوبا ابن ابی داود سجستانی معروف # ~~معاصر بوده : PageV01P200 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0212.png) # ~~48_«العالم العامل الربانی، والواعظ الکامل المحقق الصعدانی # ~~«والخطیب الذی لیس له شبیه ولاثانی، شهاب الدین احمد بن محمد بن» # ابی بکر بن عبد المملک القسطلانی رحمه الله» # از اکابر حفاظ واعاظم خطباء ووعاظ نیمه دوم قرن نه ونیمه اول # ~~قرن ده هجرت است وبسیار جلیل القدر وعظیم الشأن بوده # ~~بیان ستوده وبرای شرح حال و ترجمه احوال اوفصل مخصوصی تمهید # ~~نموده- نگارنده فقط عبارتیکه در بعض کتب از کتاب نورالسافر فی اخبار # ~~القرن العاشر نقل شده ترجمه نموده وملحض آنرامی نگارد ، عبدالقادربن # ~~شیخ عبذالله یمینی در کتاب مذکور گفته : # شهاب الدین احمدبن محمدبن ابی بکرالقسطلانی مصری شافعی # ~~روز 12 ذی قعدهسال 851ه در مصر متولد گردید ودر ابتدای نشوونما # ~~مشغول بعلم قرائت شد و بعداز فرا گرفتن وجوه سبعه آنعلم شریف بفنون # ~~دیگرپرداخت صحیح بخاریرا در پنج مجلس بر احمدبن عبدالقادرشناوی # ~~گذرانید و درحامع عمری بدرس ووعظ اشتغال، داشت وعالمی برای شنیدن # ~~وعظ او جمع میشدند ودر این باب در عصرخود بی نظیر بود وسخن # ~~اوفوق العاده جذابیت داشت - بعداز مدتی درازشوق تصنیف بسراو افتاد # ~~وتصانیف مقبوله از او یاد گار ماند که اسامی آنهابدین قرار است: # اول - ارشادالساری در شرح صحیح بخاری دوم - مواهبلدنیه # ~~کهدر باب خودبی عدیل است سوم - عقودالسنیه در شرح مقدمه جرزیه # ~~چهارم - لطائف الاشارات در قرائات پنجم - کتاب الکنز راجع بوقف # ~~حمزه وهنام برهمزه ششم - شرح شاطبیه وفوائد غریبه در این شرح # ~~ذکر کرده که در کتاب دیگر نتوان یافت و نیز زیاد ات ابن جرزیرا در ~~PageV01P201 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0213.png) ### | 201_ # ~~آن آمیخته هفتم - شرح قصیده برده مسمی بانوار مضیهآ هشتم - کتاب # ~~تقادیس الانفاس فی صحبة الناس نهم - کتاب الروض الزاهردر مناقب ms149 شیخ # ~~عبدالقادر دهم - تحفة السامع والقاری در باب ختم صیح بخاری وغیرذلک # ~~نوادرحالات این واعظ کامل مفصل است وماجرای او باشیخ جلال الدین # ~~سیوطی راجع بانتحال مطالب کتاب مواهب ومحاکمه سیوطی درمحضر # ~~شیخ الاسلام زین الدین زکریا ومحکوم شدن قسطلانی صاحب ترجمه در # ~~کتب مفصله مذکور است ونگارنده از نقل آن معذور ، فوت قسطلانی # ~~شب جمعه 7 محرم سال 923 ه در قاهره مصر اتفاق افتاد وروز جمعه # ~~پس از فراغت از نماز در جامع از هر بربدن او نماز گذارده شدودر # ~~مدرسه عینیه که در جوار خانه او بوددفنش کردند رحمه الله نگارنده گوید # ~~میانه همه مصنفات قسطلانی شرح بخاری میانه علماء واهل فن اهمیت # ~~خاصی دارد وحتی بعضی گفته اید بهترین شروح بخاری همین شرح است # ~~و آن مشتمل برده جلد بزر گست و قسطلانی خود آنرا در دوجلد تلخیص # ~~نموده - واگر چه شراح صحیح بخاری بسیارند ولی آنانکه فعلادرنظر # ~~بنده نگارنده اند از این قرار است # (ش اح صحیح بخاری) # دوم - ارشاد الساری ازقسطلانی صاحب ترجمه # سوم - اعلام السنن تصنیف شیخ جلیل کامل ابوسلیمان خطابی # ~~احمدبن محمد بن ابراهیم بن خطاب بستی فقیه محدث مشهور متوفی # ~~ربیع الاخرسال 288 ه مدفون در بست که دروصف او علماء رجال گفته # ~~اند جعل الحدیث لابی سلیمان کماجعل الحدید لابی سلیمان . # چهارم - شرح ابوالوفاحافظ ابراهیم بن محمدبن خلیل طرابلسی # ~~سبط ابن عجمی معروف بقوف است و اوشیخ بزرگی بوده در حلب صاحب ~~PageV01P202 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0214.png) ### | 203 # ~~تصانیف بسیار که از آن جمله است شرح شفاو کتاب کشف الحثیث عمر . # ~~رمی بوضع الحدیث وشرح بخاری وغیرذلک ولادت این شیخ جلیل سال # ~~752 هجری در حلب بوده وفاتش سال 831 ه وهمانجا مدفون است. # پنجم - کتاب عمدة القاری فی شرح البخاری تالیف عمدة الاعیان # ~~مولی محمود عینی # ششم . کتاب خیرجاری فی شرح البخاری تألیف عالم عامل کامل # ~~مولی یعقوب لاهوری هندی که از اعاظم متأخرین اهل سنت است. ### | # 49- «الشیخ الجلیل الواعظ ، ابوالحسین احمد ms150 بن محهدبن» # «احمد بن حمادالمعروف بابن المتیم» # یکی از قدماء وعاظ بغداد است - مدتی مدید وعهدی بعید در # ~~جامع بغداد بوعظوارشاد خلایق مشغول ودر جانب شرقی بغداد سکونت # ~~داشته وفوق العاده مزاح وخوش بیان وشیرین زبان بوده واز یوسف بن # ~~یعقوب بن اسحق ابن البهلول التنوخی وحسین بن اسمعیل محاملی وحمزة # ~~بن القاسم بن عبدالعزیز الهاشمی وابوالعباس بن عقده وجمع دیگری ازائمه # ~~حدیث تحدیث احادیت می نموده خطیب بغداد گویده کتبت عنه و کان صدوقاء # ~~یعنی من احادیثی از او نوشتم زیرا او محدثراست گفتاری بود، فوت او # ~~ینجشنبه 23 جمادی الاخرسال 409 در بغداد اتفاق افتاد و در قبرستان # ~~باب الحرب مدفون گردید .رحمة الله ### | # ~~50- «الشیخ الادیب الخطیب الامجد، احمدین محمد بن احمد بن» # ~~«رالحسن بن محمد بن الحسین بن ههرویه الکرمندی رحمة اله عایه» # یکی از اعاظم علماء واکابر خطباء اواخر قرن چهار واوائل ةرن PageV01P203 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0215.png) ### | 2040- # ~~پنجم هجرتست ومعاصر باسید جلیل ابوالرضا فضل الله بن علی راوندی # ~~معروف است تاریخ حیات وتاریخ وفات او صحیحا معلوم نیست و در # ~~کتب تراجم شرح حال او بنظر نگارنده نرسیده همین اندازه دراسناد # ~~ادعیه سر از این خطیب جلیل نامی برده شده وسید راوندی که جامع # ~~ادعیه سر است (1) هم از این خطیب جلیل وهم از پدرش شیخ صالح # ~~متقی محمدبن احمد ادعیاسر را روایت کرده وصورت ان در بعضی نسخ # ~~چنین است. اخبرنا الامام ابوالرضا ضیاء الدین فضل الله قال قرائت بخط ~~الشیخ # ~~الصالح محمدبن احمد بن الحسن بن محمد بن الحسین بن مهریه الکرمندی، # ~~قال واخبرتی عنه ابنه الشیخ الخطیب احمد قال وجدت بخط احمدبن # ~~ابراهیم بن ابان الی آخر السند . ### | # 51 - «الشیخ الواعظ الکامل والعارف العالم العامل، الشیخ» # ««احهدان محمد بن الحسین الجریری» # از اکابر وعاظاواخر قرن سه واوائل قرن چهارم هجرت ومعاصر # ~~با معتضد ومکتفی ومقتدر عباسی بوده واویکی از فضلاء عرفاست شریعت # ~~وطریقت را باهم جمع کرده و از کبار اصحاب جنید بوده و بسیاری ms151 از بزرگان # ~~در عرفان باو منسوبند - شیخ عطار در شرح حال آن بزرگوار نوشته # ~~ابو محمد جریرییگانه وقت و بر گزیده زمان ومیان اقران نهایت امتیازرا ~~PageV01P204 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0216.png) # ~~داشت واقف بر طریقت و بهمه نوع پسندیده وکامل ودرطریقه اداب # ~~وانواع علوم حظی وافرداشت ، در علم فقه مفتی وامام ، دراصول وفروع # ~~بی نهایت ممتاز ، در طریق طریقت استاد ، جنید در ایام حیات بمریدان # ~~خود میگفت جانشین وولی عهد من ابومحمد جریراست ، صحبت سهل بن # ~~عبدالله تستر یر ادریافته و باندازهآ ادب ظاهررا نگاه میداشت که بیست ~~سال # ~~تمام در خلوتپای دراز نکرد ، هجاری حالات و حکایاتی که در کتب عرفاء # ~~از این واعظ جلیل مسطورگردیده مفصل است نگارنده فقط بذکر # ~~یک حکایت اکتفاء مینماید ، در نامه دانشوران است که وقتی این واعظ # ~~بزرک بالای منبر مشغول وعظ بود ناگاه درویشی از پای منبر برخاست # ~~و گفت یاشیخ من بر بساط انس بودم دری از بسهط بر من گشودند از مقام # ~~خود بلغزیدم و از آن محجوب شدم بمن بفرما راه گم کرده خودرا چگونه # ~~بیابم شیخ زیاد بگریست و گفت ای برادر ماهمه باین درد گرفتاریم لکن # ~~من برای توچند بیتی بخوانم که بعضی بزرگان گفته اند وخود جواب این # ~~معنی است آنگاه شروع کرد بخواندن این ابیات : # قف بالدیار فهذه آثارهم %~% تبکی الاحبة حسرة وتشوقا # کم قدوقفت بها اسائل مخبرا %~% عن اهلها اوصادقا اومشفقا # فاجابنی داعی الهوی فی رسمها %~% فارقت من تهوی فعدالملتقا # فوت این واعظ کامل سال 312 یا 314 در راه مکه اتفاق افتاده # ~~وبفتنه قرامطه کشته شده و شرح آن حکایت بطوریکه دو تواریخ مسطور # ~~است بدین قرار است : # در سالیکه ابوطاهر قرمطی بمکه تاختن آورد وجماعتی کثیراز # ~~حاج رابکشت این مرد بزرک هم در قافله حاج ازلشگر قرامطه ضربتی # ~~دید ودر میانه کشتکان وخستگان افتاد . درویشی حکایت کند که من ~~PageV01P205 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0217.png) # ~~در میان حأج بودم وبگوشهآ فرار نمودم چون لشگریان ابوطاهر متفرق # ~~شدند ممان خستگان ms152 آمدم تا اطلاعی از حالت آنان پیداکنم وقتی بدانها # ~~گذشتم ابومحمد جریریرا دیدم در میان کشتگان افتاده و نیم نفسی از او # ~~باقی است سرش را در کنار گرفتم و گرد و غبار از رویش پاک نمودم آنگاه # ~~گفتمش یاشیخ دعائی کن که خدا این بلارا از توومردمان گشف نماید # ~~گفت آن کنم که خواهم - باز گفتمش دعائی کن که این بلا از خودترفع # ~~شود گفت ای برادر این وقت وقت دعا نیست بلکه وقت رضا و تسلیم است # ~~دعا را پبش از نزول بلا باید کرد - چون بلا آیدرضاباید داد- این بگفت # ~~وجان تسلیم نه ود . نوشته اند که در آنوقت یکصدسال متجاوز از عمروی # ~~گذشته بود ، کلمات وجملات بسیاری در عرفاناز این عارف کامل نقل # ~~کردهاند واین وجیزه را گنجایش ذکر آنهانیست والله تعالی اعلم بحقیقة # ~~الاحوال . جریر مثل زبیرویاء آن نسبت است . ### | # 54- «الخطیب البلیغ ابوالعباس ، احمد بن محمد بن صالح» # «(ا لخطیب البروجردی رحمه الله تعالی، # یکی از قدمان خطباء بغداد واصلا از مردم بروجرد است- علم # ~~حدیث را از ابراهیم بن الحسین بن دیزیل الهمدانی فرا گرفتا وجمعی # ~~ازبزرگان زمان مثل هلال بن محمد حفارو محمدبن عمر بن بکیر النجار # ~~ومحمدبن محمدبن عثمان السواق از آن خطیب عظیم الشأن تحدیث # ~~احادیث مینمودند . احمد خطیپ مدح بسیاری از او کرده و در تاریخ # ~~بغداد یکحدیث بسند اوروایت کرده و آن این است، اخبرنی ابوالفتح # ~~هلال بن محمدبن جعفر الحفار ومحمد بن بکیر النجار ، قالاحدثناابوالعباس # ~~احمدبن محمدبن صالح البروجردی الخطیب ، حدثنا ابراهیم بن الحسین ~~PageV01P206 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0218.png) # ~~الهمدانی ، حدثناالاصبغ بن الفرج - قال حدثنا عیدالله بن وهب عن عبد ~~الله # ~~عیاش عن ابیه عن ابی عبدالرحمن عن عبداللهبن عمروبن العاص ان # ~~رسول الله (ص) قال - من کتم علماالجمه الله تعالی بلجام من نار- ~~وبالجمله این # ~~خطیب جلیل مدتی در بغداد بوعظوارشاد مشغول بود، ، تاریخ وفاتش # ~~صحیحا معلوم نیست ولی آنچه مسلم است تا سال 386 زنده بودهوپس # ~~از آن در بغداد برحمت حق ms153 و اصل گردیده رحمه انه تعالی. ### | # ~~53- «الامام الهمام والخطیب الادیب ، احمد بن محمد بن عبدالله بن» # ««عبد الصمد المهتدی بالله ، ابوعبدالله الهاشمی» # یکی از عظماء. علماء اعلام وقدماء خطباء عظام است مدت زمانی # ~~در جامع منصور اقامه جماعت مینموده وازطرف خلیفه وقت منصوب # ~~بامامت بوده - ودرهمان جامغ بخطابه های شیرین ومواعظ دلنشین # ~~مردم بغداد را هدایت وارشاد مینمودة واز سال 286 هجری تاسال # ~~418 همر تبا متقلد وعظ وانشاء خطابههای شیوا بوده واز احمد بن سلمان # ~~نجار تحدیث احادیث مینموده خطیب در وصف او گفته . # کتبت عنه وکان صدوقا متدینا مقبول الشهادة عندالحکام یعنی من # ~~احادیثی از آن خطیب جلیل الشأن نوشتم زیرا او راست گفتار بود و # ~~دین دار وگفتارش نزد جمیع حکام مقبول ، ولادت اوسال 341ه بوده # ~~وفوتش جمادی الاول سال418ه اتفاق افتاده ودر مقبره نصریه که نزدیک # ~~باب الشام است مدفون گردیده رحمة الله علیهه ### | 4 # ~~54 - «الشیخ الضابط الادیب والکامل العقری الخطیب احمد بن» # ««محمد بن علی الفیوهی المصری الحموی» # از اکابر ادباء واعاظم خطباء قرن هشتم هجرتست ، سید جلیل PageV01P207 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0219.png) # ~~ضاحب روضات شرح حال این عالم کامل را از کتاب دررالکامنه فی اعیان # ~~المائة الثامنه بدینعبارت نقل فرموده : # اشتغل و مهروتمیز فی العربیةعندابی حیان ثم قطن حمی وخطب # ~~بجامع الدهئسة وکان فاضلاعارفا بالفقه واللغة وصنف کتاب مصباح المنیر # ~~فی غریب الشرح الکبیر یعنی فیومی در مصر مشغول تحصیل علوم گردید # ~~ودر اندک زمانی در علم فقه و عام لغت ماهر گردید وفنون ادب را از # ~~استاد خویش ابوحیان بخوبی فرا گرفت پس از آن روانه دیار شام گردید # ~~و بالاخره در شهر حمی توطن نمود و در مسجد آنجا بمواعظ شافیه و نصایح # ~~کافیه مردم رامستفیض و با آن مقام فضل وعرفان و تبحر مستمعینرا بخطب # ~~بلیغه بهره مندساخت و کتاب مصباح المنیر که از کتب معتبره لغت است آنجا # ~~تصنیفنمود، تاریخ فراغت اواز تصنیف کتاب مزبورسال 734هجریست # ~~وفات فیومی در سالهای770 و کسری ms154 در حمی انفاق افتاده و همانجا # ~~مدفون گردید ، فیوم بروزن قیوم اسم ناحیه ایست ازنواحی مغربی مصر # ~~و اما حموی بفتح حاءو میم بروزن هروی نسبت است بمحروسه حمی # ~~وحمی بفتح حاء ومیم مع الیاء مدینه ایست دلگشا آبش گوارا ، هوایش # ~~روح افزا، خاکش طربانگیز، زمینش حسن خیز ، حافظ گفته : # یابریدالحمی حماکالله - مرحبا مرحبا تعال تعال # ~~آنشهر واقع است بین حلب و دمشق از حمص یک مرحله دوراست و همه چیز # ~~آنجاموفور، در پستی و بلندی اتفاق افتاده و اطرافش گشاده، میوههای ~~گرمسیری # ~~وسردسیری آن فراوان وحبوب وغلاتش ارزان، قرب شصت هزار خانه # ~~در اوست وشصت پاره قریه معموره مضافات اوست، جمیع عمارات آنجا # ~~را از سنک تراشیده ودو طبقه ساخته اند وآن شهر را در محل بسیار # ~~مناسبطرح انداخته اند، نهر عظیمی مسمی بعاص از میان شهر میگذرد ~~PageV01P208 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0220.png) ### | 209 # ~~و بسبب بستی و بلندی شهر و نارسیدن آیب آن نهر بر عمارات دولابهای ~~بسیار # ~~تعبیه نموده اند که آب میگرداند و برجدولها ریخته بخانها روان و مقدار # ~~یکجوئی علی الدوام در جریانست گویند منبع نهر عاصی در بلاد بعلبک # ~~است از قریه عین بر میخیزد و ازکنار حمص گذشته و از هیان حمی # ~~عبور نموده و بدریای شام میریزد و از طرف جنوب بجانب شمالروان # ~~است - در بنای خمی اختلافست بعضی نسبت بنارا بحضرت ابراهیم دادهاند # ~~بعضی بر آنند که حمایه نامی در زمان حضرت داود علیه السلام بانی # ~~آنجا بوده بعضی گفتهاند که در قدیم الزمان جنگلی بوده شخصی حمی # ~~نام بدانجا عبور نموده وآن موضع را پسندیده وعمارت نموده # # والسلام . %~% 44 # 55- «الشیخ العارف الحافظ محدالدین احمد بن محمد» # «ابن محمد الفزالی الواعظ» # آن جناب عمده سالکان طریق یقین بوده و قدوه ناظمان مناظم دین # ~~کلمات صوری و معنوی آن حضرت از حیز شمار بیرون ، فضائل ظاهری # ~~و باطنی آن ستوده خصلت از حد افزون ، در تکمیل ناقصان و تربیت # ~~مستعدان ید و بیضا داشته و ms155 ابن خلکان در وفیات در ترجمه آن قدوه # ~~زمان چنین نگاشته (و کان واعظا ملیح الوعظ حسن المنظر صاحب # ~~کرامات و اشارات وکان عن الفقهاء غیر انه مال الی الوعظ فغلب علیه # یعنی احمد غزالی ازاکابر فقهاء شافعیه وبزرگان وعاظاست # ~~در موعظه فوق العاده نمکین و باتمکین و نیکو منظر ، صاحب کرامات # ~~و اشارات بیشمار و بسیار بزر گوار و اگرچه او نقیه بزرگی بود ولی # ~~چون زیاد مایل بوعظ و در ارشاد خلایق میکوشیده بنا براین نامش # ~~در زمره وعاظ محسوب آمده ، موقعیکه برادرش ابوحامد غزالی منزوی ~~PageV01P209 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0221.png) ### | 219 # ~~و تدریس مدرسه نظامیه بغداد را ترک نمود او به نیابت برادر تدریس # ~~مدرسه راعهده دار گردیده ، مؤلفاتش بغایت مرغوب مصنفاتش همه خوب # ~~و محبوب از آن جمله است لباب الاحیاء که مختصراحیاء العاوم است # ~~ودیگرکناب الذخیره فی علم البصیره ، سال520 درقزوین برحمت حق # ~~واصل و همانجا مدفون گردیده - نگارنده گوید بسیاری از ارباب # ~~تراجم وفات احمد غزالی را مثل ابن خلکان سال 520 ضبط کرده اند # ~~مگرصاحب ریاض السیاحه که فوت اورا در 517 نوشته و نیزعلاوه بر # ~~آنچه ابن خلکان ذکر کرده کتب و رسائل دیگری هم برای اوضبط # ~~کرده اند از جمله رساله سوانح است که در ریاض السیاحه فصلی از # ~~آن کتاب را نقل کرده و همحنین تفسیر سوره یوسف که موسوماست # ~~باسرار الموده و در غرفان کمترنظیر دارد وچون احمد غزالیعلاوه # ~~بر فقاهت و وعظ و خطابه و ارشاد و سایر شئون دارای قریحه شعر # ~~هم بوده در بسیاری تذکره ها شرح حال او مذکور و اشعاری از او # ~~مسطور از جمله این دو شعر است : # چون چتر سنجری رخ بختم سیاه باد ### | بافقر اگر بود هوس ملک سنجرم # ~~تا یافت جان من خبراز ذوق نیمه شب # صد ملک نیمروز بیک جو نمی خرم # (ونیز از اوست) # ~~هموارهتو دل ربودهآ معذوری غم هیچ نیازمودهآ معذوری # ~~من بی توهزارشب بخون دربودم تو بیتو شبی نبودهآ ms156 معذوری # غزالی به تشدید زا مبالغه غزلست مثل عطر وعطار بنابر این معلوم # ~~میشود یکنفر از پدران او پشم باف یا ریسمان باف بوده واین دو برادر ~~PageV01P210 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0222.png) # ~~باین واسطه مشهور بغزالی شدهاند بعضی گفته اند غزال نام یکی از مضافات # ~~طوس است که خانواده آنها آنجا بوده بنا بر این غزالی بزاء مخفف # ~~است والله العالم . ### | 3 # ~~56- «القاضی المحدث الادیب والحافظ الزاهد الخطیب، الشیخ» # «را بوجعفر ، احمد بن محمد بن هحمد القیسی القرطبی النحوی» # «المقری المعروف بابن حجه» # ازیزر گان قضاة واعاظم خطباء اواخرقرن شش واوائل قرن هفت # ~~هجرتست ، شرح حال این شیخ جلیل را صاحب روضات از طبقات النحاة # ~~نقل فرموده واورا بدین عبارات ستوده . # کان من اکابر الاستادین مقریا متقدما نحویا محققا محدثا حافظا # ~~مشهور الفضل من اهل الزهد والورع والتواضع» - واز این کلمات منتها # ~~درجه زهد وتقوی وفروتنی وورع وفضل وتقدم بر اقران صاحب ایر. # ~~ترجمه استفاده میکردد این خطیب بزر گوار سال 562ه در شهر قرطبه # ~~متولد گردید وخدمت جمعی از اکابر تلمذ نمود علم قرائت وتجویدرا # ~~از استاد ابوالقاسم سراطوری ، علم حدیث را از ابومحمد بن حوط الله # ~~وابوالحسن بن نخبه ردیگران فرا گرفت پس از آن مشغول تدریس گردید # ~~ودر قرطبه علم حدیث وعلمم تجوید وقرائت قران مجید را بطالبین می # ~~آموخت - موقعیکه دشمن بر قرظبه غلبه نمود این عالم زاهد جلاء # ~~وطن نمودوروانه اشبیله گردیده و در آنجامتولی امر قضاء و خطابه گردید # ~~ومردم را بسخنان شیوا وخطبزیبا بهر، مند ومستفیض نموده ودرقطع # ~~خصومات وفصل حکومات جدیت تامه داشت، کتاب تسدیداللسان در # ~~علم نحو وکتاب جمع الصحیحین در علم حدیث را در اشبیله تألیف نمود، # ~~سال 646 ه از اشبیله روانه سبته گردید دشمنان او در وسطراه اورا ~~PageV01P211 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0223.png) # ~~با اولادش اسیر گرفته و بجانب منورقه برده اهل آنجا چون مرانب # ~~فضل و تقوی و شیرینی زبان و نیکوئی بیان اورا می دانستند مالهای # ~~فراوان بفدیه اودادند و اورا ازاسیری ms157 نجات دادندولی بعد ازسهروز # ~~برحمت ایزدی واصل گردید و همانجا مدفون گردید رحمه الله، پوشیده # ~~نماند که صاحب این ترجمه غیر ازقاضی ناصر الدین احمدبن محمدبن # ~~محمد بن عطاء الله بن عوض الأسکندرانی الزبیری مذکور در تقریب # ~~ابن حجر است . ### | # 47 - «« الخطیب الادیب قاضی ناصر الدین احمد بن محمد» # ») بن منصور بن ابی القاسم بن مختار بن ابی بکر» # ~~«الحذامی الاسکندری المالکی المکنی بابی العباس ابن المنیر» # یکی ازاعمده ادباء واجله خطبان قرن هفتم هجرتست ، سید جلمیل # ~~صاحب روضات ترجمه ابن خطیب ادیب را ازکتاب بغیه نقل فرموده # ~~و او را بدین اوصاف ستوده . # ~~علم البیان والانشاء سمع من ابیه و ابن رواج ومنه ابوحیان وغیره و # ~~خطب بالاسکندریه و درس بالجامع الجیوشی وغیره» یعنی این خطیب # ~~کامل درجمیع علوم ادبیه از نحوو اصول ومعانی بیان و تفسیر وانشاء # ~~پیشوای بزرگی بود ودر جامع اسکندریه بخطب بلیغه و کلمات فصیحه # ~~و عبارات ملیحه مردم را مستفیض و آنهارا باحکام مذهب مالک هدایت # ~~و ارشاد می نمود ودر جامع جیوش و غیره با یک عالم تبرز درس می # ~~گفت ، ابوحیان یکی از تلامذه او بوده، مدت زمانی در اسکندریه ~~PageV01P212 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0224.png) # ~~نایب حکومت وقت شده پس از آن امرقضا را عهده دار گردیده و بعداز # ~~مدتی از قضاعهم منصرف گردیده و اورا با ابن دقیق معروف مباحثاتی # ~~است که این وجیزه گنجایش ذکر آنها را ندارد ، علامه معروف ابن # ~~حاجب را در مدح این خطیب کامل اشعاریست که یکی از آنها # ~~این است : # لقد سئمت حیاتی البحث لولا - مباحث ساکن الا سکندریه # ~~واین خطیب جلیل رامصنفاتیستهمه خوب ومحبوب وبغایت مطلوب : # اول - کتاب تفسیر قرآن مجید - # دوم - کتاب الانتصاف من صاحب الکشاف . # سوم - مناسبات تراجم البخاری وغیر ذلک . # مجاری حالات و نوادر حکایات این خطیب ارجمند بسیار است # ~~از چعله وقتی علازم شد ردی بر احیاء العلوم غزالی بنویسد مادرش بر # ~~آشفته و در کمال غضب باو گفت : # فرغت من مضاربة الاحیاء ms158 وشرعت فی مضاربة الاموات یعنی از # ~~آزردن وزدن زنده ها فارغ شدی حال میخواهی مردگان را بیازاری به # ~~معنی آنکه صاحب کشاف که زنده است بنوشتن کتاب انتصاف آزردی # ~~حال میخواهی باصاحب احیاء که در زمره امواتست بیاویزی خلاصه # ~~بنهی مادرازقصد خودمنصرف گردید ، ولادت این خطیب سوم ذی قعده # ~~سال.62 ه بوده و روز پنج شنبه اول ماه ربیع الاول سال 683 ه بزهر # ~~کشته شد ، پوشیده نماند که صاحب این ترجمه غیر از احمد بن محمد # ~~بن منصور الاشمونی النحوی الحنفی صاحب لامیة النحو و صاحب کتاب # ~~فضل لا اله الاالله است - اسکندریه بندریست بجهت مآل اسکندر بن # ~~فیلقوس رومی آنجارا ساخته و عمارات نیکودر آنجا پرداخته، هوایش ~~PageV01P213 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0225.png) # ~~خرم و بگر می مایل آبش ازرود نیل ومعتدل ، در زمین هموار ودر کنار # ~~بحر اخضرواقع و اطرافش بسیار واسع . ### | 4* # ~~52 - ««الشیخ العارف العالم والواعظ الحلیل الکامل، ابوالعباس» # «احهد بن محمد الدینوری الواعظ » # از عرفاء اخیار ووعاظ قرن چهارومعاص بامستکفی والمطیع لله # ~~عباسیبوده، بکرامت وزهد در میان عرفاء معروف است و ببیان نیکو # ~~در عداد این سلسله موصوف - مردی زاهد و عابد ، اهل حال ، نیکو # ~~طریقت و با استقامت . مولد ومنشأ وی دیغور است در اطراف آنشهر # ~~و بغداد مدتی در سیر و سلوک بود و خود نسبتدر عرفان بیوسف بن # ~~حسین رساند ، جمعی از اکابر عرفاعرا مثل ابومحمد جریری و ابر: # ~~عطاء و دیگران را دیده و با پیران و مشایخ صحبت ها داشته پس از # ~~تکمیل مقامات معرفت و تهذیب نفس مسافرت اختیار کرده و ازعراق عرب # ~~به نیشابور و در آنجا باب موعظت و ارشاد بگشاد و مدت زمانی به # ~~بهترین بیان و نیکو ترین زبان بسوعظه خلایق اشتغال داشت گروهی # ~~بسیار و جماعتی بی شمار از موعظت وی ارشاد گشته و میل بطریق # ~~حق نموده آنگاه از نیشابور میل رفتن بشهرترمد نمود وچون خواست # ~~بدان شهر در آید خواجه محمدبن حامد که از تلامیذ شیخ ms159 ابوبکروراق # ~~واز جانب وی در آنشهر بارشاد خلایق مشغول بود و بجهت دیدار و # ~~اورا چنین حرکتی خوش نیامد شیخ را ملامت نمودند ابن حامد گفت # ~~چنین است که میگوئید ولکن بدو چهت من رکاب او را بوسیدم اول # ~~آ نکه استاد مرا زپاده به نیکی می ستاید دوم انکه خود مردی است ~~PageV01P214 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0226.png) # ~~بازهد و تقوی و از متقی و زاهد خلاف رسم سر نخواهد زد شاگردان # ~~کلام اورا پسندیدند و ساکت شدند مع الجمله این واعظ کامل پس از # ~~مدتی که در ترمد اقامت کردهروانه سمرقند شد ودر آنشهر نپزمدتی # ~~بارشاد و موعظه مشغول بود تا آنگاه که زمان عمرش بانتها رسید ودر # ~~سمرقندبرحمت ایزدی واصل گردید ، سال وفاتش را 340 ه نوشتهاند # ~~و مدفن اورا قبرستان سمرقند رحمه الله - دینور بفتح دال و سکون یاء # ~~و ضم نون بروزن کنکور از قراء معتبره کرمانشاهانست و جمعی از اکابر # ~~علماء و بزر گان منسوب بآنجا هستند ولکن در این ازمنه از بین رفنه # ~~ظاهرأ فعلا دینور جزو شهر شده والله العالم . ### | 234 # ~~49- «سلطان الفصحاء و الادراء وملک الکتاب و الخطباء » # «احمد بن محمد المفر بی المشهور بالمقری المالکی » # از افاضل علماء و اکابرادباء واعاظم خطباء قرن یازدهم هجرتست # ~~و اگر چه مالکی مذهب است ولکن پهلوان سخن و قهرمان ادبست # ~~مرحوم سید علیخان طاب ثراه که خود در عالم ادبیت عدیل نداشتهدر # ~~درکتاب سلافة العصر این خطیب ارجمند را فوق العاده ستوده و بعداز # ~~شرح اوصاف و ملکات او چنین فرموده : # اذا نطق یطلع نور الفضل من افق بیانه واذا کتب یجری زلال الادب من # ~~میزاب قلممه ببنانه (قلم اقام وفضله متداول ، مابین مشرق شمسهاوالمغرب) # ~~هوالمتقدم فی البلاغة و قداربی علی سحبان وابل و المتاخر زمانا # ~~وقد اتی بمالم تستطعه الاوائل ، استخدم القلم فاعزب و اعرب وابدع و # ~~اطرب وجاءبلفظ کادمن العذوبة یشرب (یارب معنی بعید الشاء اسلکه # ~~فی سلک لعظ قریب الفهم مختصر) فان فاق من ms160 فی الافاق وهو منهم ~~PageV01P215 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0227.png) # ~~فالمسک بعض دم الغزال والیاقوت من جملة احجار الجبال و لیلة القدر # ~~منتظمة فی سلک اللیال لوقیل انه من الفضل تجسد لصدق القائل # اونقل کون الفضل منه تجسم لم یتهم الناقل » # « مناقب مثل عداد الرمال %~% یکل انامل حسابها» # نکارنده گوید گرچه خداوندان علم وادب و آشنایان بلغت # ~~وزبان عرباز این جملات جمیله و کلمات نبیله که این سید ادیب دانشمند # ~~در ترجمه این خطیب بلند مرتبه ارجمند ذکرفرموده متذکر درجه فضل # ~~و ادب و تبحر و تبرزوی گردیدند ولکن ایر. بنده توضیحا معروض # ~~میدارد بطوریکه خاطر دانشمندان و مطالعهآ کنندگان تواریخ و سیر # ~~اسلامی مسبوق است میان قرون متمادیه اسلام هیچ قرنی مثل قرن # ~~یازده آنهمه علماء و بزرگان و دانشمندان بوجود نیامده که در تمامی # ~~تقاط اسلامی از قطر حجاز گرفته تا آخرین نقطه افریقا بقدری علماء # ~~و فضلاء قراوان بوده اند که استقصاء آنها براحدی مقدور بلکه میسور # ~~نیست معهذا مقام فضل وادب و نبالت و مهارت وسعه اطلاع و وثوق و # ~~اشتهار و اعتماد و اعتبار خداونداین ترجمه در خطابت و کتابت مستغنی # ~~از بیان واظهار است ،در تجمیل جملات و تلفیق کلمات منظوم ومنثور # ~~چنداب مهارت داشته که فوق آن تصور نشود شرح حال و ترجمه # ~~احوال این دانشمند ارجمند درغالب کتب اندلسین مسطور است وخود # ~~در کتاب عرف الطیب موقعیکه شرح مدینه تلمسانرا نگاشته میگویداین # ~~این شهر وطن من و وطن نیاکان منست ومن در این شهر قدم بعرصه # ~~وجود گذاردم وهم آنجابزرگ شده وتحصیل کردم، اجمالا این خطیب # ~~ارجمند سال 1009 مسافرت بفاس کرده و در آنجا متولی امر امامت ~~PageV01P216 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0228.png) ### | -217) # ~~و خطابت گردیده و پس از آن مسافرت بمصر و شام کرده و غالبا در # ~~مسافرت بوده و همه جا مردم را بخطب شیوا و بیانات زیبا مستفیض # ~~نموده و مخصوصا درمدینه طیبه مدتی مقابل تربت مطهر حضرت نبوی (ص) # ~~مشغول املاء حدیث بوده ، سال 1037ه ms161 درماه صفر سفر مصر کرده وتا آخر # ~~عمر در جامع ازهر بامامت وخطابت وتدریس مشغول ودرسال 1046ه # ~~از این جهان رخت بربسته وسفر اخیر را پیموده و همانچا مقبور # ~~گردیده است . # تألیفات این نابغه زمان که هرکدام مثل خورشید تابان عالم علم # ~~را روشن ساخته از این قرار است : # اول - عرف الطیب من غصن الاندلس الرطیب که بنام وزیرلسان # ~~الدین الخطیب تألیف نموده در سه مجلد. # دوم- ازهار الریاض فی اخبار عیاض . # سوم - فتح المتعال فی مدح النعال و بعد از مدتی این کتاب را # ~~مختصر کرده و اورا نفحات العنبریه من وصف نعال خیر البریه نام نهاده # ~~و مرحوم سیدعلی خان را براین مختصر تقریظی است در کمال فصاحت # ~~و عذوبت * # چهارم - روضة الاس ، العاطرة الانفاس، درشرح حال بزرگان # ~~مراکش و فاس 0 # پنجم - کتاب الشفاء فی بدیع الاکتفاء . # ششم - کتاب قطف المهتصرفی افنان المختصر وغیر ذلک # ~~و برای آنکه خوانندگان بدانند آنچه در این صفحات مصفا نگاشته # ~~گردیده همه مقرون بصدق و صواب و قلم روسیاه بنده نکارنده بیرامون هیچ # ~~کونه اغراق و گزافی نکردیده نمونهآ از کلمات وعظیه و مسطوره از ~~PageV01P217 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0229.png) # ~~عبارات منثوره و جملات منظومه این خطیب بزر کوار سطور میگردد # ~~تا حقیقت گفتار بر همه ظاهر و آشکار گردد . # در باب مواعظ و اعتبار گرفتن از بیوفائی دنیا گفته : # این الاسکندر ویونانه ، وشداد وبنیانه ، و النمرود وعدوانه ، # ~~و فرعون وهامانه ، و قارون وطغیانه ، وکسری انوشیر وان وایوانه، # ~~و قیصر و بطارقته و اعوانه، وسیف بن ذی یزن و غمدانه، والمنذر و # ~~نعمانه ، واین بنوعبید و ظلالهم وبنوبویه وجلالم وبنوسلجوق و نظامهم # ~~وبنوسامان واعظامهم وبنو ایوب وصلاحهم والجراکسة و مبانیهم # ~~و سلاحهم . # آنگاه شروع میکند بذ کر پادشان مغرب و طایفه بطایفه میشمارد # ~~و نظر باینکه ما بنام های آنها آشنا نیستیم نگارنده از دکر آنهاصرف # ~~نظر نمود و اینک بذکر یکی از منظومات که آن قهرمان سخر. # ~~انشاء نموده مبادرت مینمائیم # قصیده فریده است ms162 که دیباچه کتاب عرف الطیب به آن شروع # ~~هی شود . # ~~سبحان من قسم الحظوظ : فلا عتاب ولاملامه # اعمی و اعشی ثم ذو ، بصر و زرقاء الیمامه # ~~و مسدد اوجائر ، اوحائر یشکو ظلامه ### | لولا استقامت من هداه، لماتبینت العلامه # ~~و معاوز العز المخیف ، له البشارة والسلامه ### | و اخوجحی فی سائر الاوقات مرتقب حمامه # ~~وکما مضی من قبله، یمضی ولم یقض التزامه # والجاهل المغتر من ، لم یجعل التقوی زمامه PageV01P218 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0230.png) ### | 216_ # ~~فلیرفض العصیان من ، یخشی من الله انتقامه ### | و لیعتبر بسواه من ، لصلاحه صرف اهتمامه # ~~فالعیش فی الدنیا الد نیة غیر مرجو الادامه # # %~% من ارضعته ثدیها ، فی سرعة تبدی فطامه # ~~من عز جانبه بها ، شوی علی الفور اهتضامه # ~~و اذا نظرت فاین من ، منعته او منحت مرامه # ~~و من الذی مدت له ، حبلا فلم یخش انفصامه ### | کم واجد غرته اذ، سرته مخفرة ذمامه # ~~فعدت به من حیث لم ، یعلم فلم یملک قیامه # ~~این الذین قلوبهم، کانت بها ذات استهامه # ~~این الذین تفیأوا ، ظل السیاسة والصرامه # # %~% و بنوامیة حین جمع عصر هم لهم فثامه # ~~و تمکنوا ممن یحاول، نقض ما شائؤا ابترامه # # %~% و تعشقوا لمابدا، لهم محیا الارض شامه # ~~حتی تقلص ظلهم ، واراهم الدهر اخترامه # # %~% این الخلائف من بنی ، العباس والبر القسامه # ~~این الرشید واهله ، وبنوه اصحاب الشهامه # # %~% و وزیره یحیی وجعفر ، ابنه الراوی احتشامه # ~~والفضل مدنی اذیقول لمن یلومعلی الندی مه # # %~% ام این عنترة الشجاع وذو الجدی کعب بن مامه # ~~والزاعمون بجهلم ، ان القبور صدی و هامه # # %~% والمکثرونمنالمجون، اذاشکی الفکراهتمامه PageV01P219 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0231.png) # ~~این الفریض و معبد ، اواشعب وابود لامه # این الاولی هاموا ، بسعدی او بثنیة او امامه # ~~و یکوالفرط جواهم ، واللیل قدارخی ظلامه # وتتبعوا آثار من ، عشقوا بنجد او تهامه # ~~وتعللوا والشوق یغلب بالاراکة والیشامه # اضنی النوی قیسا فقاهی لاعجا اغری غرامه # ~~و غوی هوی غیلان مذ ، ابدی بمیته هیامه # این الاکاسر و القیا صرة المجلون الغمامه # ~~این الذی الهرمان من، بنیانه یحکی اغترامه # ام این غمدان و سیف ، والوفود به ms163 امامه # ~~این الخورنق والسد یر ومن شفا بهما اوامه # ~~ابن الحصون ومن یصون، بهامن الاعداء حطامه # این المراکب والمواکب ، والعصائب والعمامه # ~~این العساکر والدساکر، والتدامی فی المدامه # و سقاتها المتلاعبون بلب من اعطوه جامه # نگارنده گوید این قصیده مفصل است و تقریبا آنچه مرقوم # ~~گردیده ثلث آنست و اشخاص مطلع البته درجه فضل و ادب و تبحر # ~~سراینده راتاحدی ملتفت خواهندشد واماکلمه مقری که این خطیب عظیم # ~~الشأن مشهور بآن کردیده بعضی بفتح میم و سکون فاف ضبط نموده و بعضی # ~~بفتح میم و تشدیدقاف خوانده وبهر حال مقرمحل ولادت ویآء آن نسبت است و # ~~آنجا از مضافات تلمسانست و تلمسیان و فاس مثل اشبیله و غر ناطه از بلاد ~~اسپانیا # ~~است که بعدها مث وحا ذکر آن بیاید و چیزیکه مناسب است درپایان ~~PageV01P220 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0232.png) # ~~این ترجمه ذکرشود آنستکه وقتی صیت فضل و کمال و اهمیت و عظمت # ~~علامه مقری در تمام بلاد اسیانیا و مصر و شام منتشر گردید فضلاء و # ~~علماء اطراف مدحها از او گفتند و تقریظها برکتب او نوشتند ازجمله # ~~شیخ محمد بن یوسف مراکشی اشعار الفیة ابن مالک را در مدح او # ~~تضمین گرده و چون لطافت و عذوبت و شیوائی آن زیاد است بذکر # ~~چند شعر آن این ترجمه را خاتمه میدهیم و هی هذه . # # ذاک الاماء ذوالعلاء والهمم %~% کعلم الاشخاص لفظا وهوعم # # فلمن تری فی علمه مثیلا %~% مستوجبا ثنائی الجمیلا # # اوصاف سیدی بهذا الرجز %~% تقرب الاقصی بلفظ موجز # # فهو الذی له المعالی تعتزی %~% و تبسط البذل بوعدمنجزی # # رتبته فوق العلم یامن فهم %~% کلامنا لفظ مفید کاستقم # # لقد رقی علی المقام الباهر %~% کطاهر القلب جمیل الظاهری # # قد حصل العلم وحرر السیر %~% و ما بالا اوبانما انحصر # # سیرته سارت علی نهج الهدی %~% و لایلی %~% الا اختیارا ابدا # # و علمه و فضله لا ینکر %~% مما به عنه هبینا یخبر # # یقول دائما بصدر انشرح %~% اعرف بنا فاننا نلنا المنح # # یقول مرحبأ لقاصدیه من %~% یصل الینا یستعن ms164 بنایعن # تا آنجا که میگوید : # # والزم جنابه وایاک الملل %~% ان یستطل وصل وان لم یستطل # # واقصد جنابه تری مآثره %~% والله یقضی بهبات وافره # # وانسب له فانه ابن معطی %~% و یقتضی رضا بغیر سخط # # واجعله نصب العین والقلب ولا %~% تعدل به فهو یضاهی المثلا ### | والله الموفق. PageV01P221 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0233.png) # 6- « العارف الکامل الوحید والشیخ الواعظ الفرید» # («) بوالحسین احمد بن محمد البغوی البفدادی النوری» # از معاریف عرفا ومشاهیروعاظ قرن سوم هجرتست در میان اهل # ~~حال بزهد وتقوی معروف وبلسان خوش هوصوف، جد اوازاهالی بغشور # ~~که شهریست بینهرات و مرو بوده پدرش از ان شهر ببغداد نقل نموده # ~~و خود در آنشهر نشو و نمایافته و مشهور بابن بغوی گردیده ، معاصر # ~~با جنید و از اقران او بوده و روزگار وی با عصر المعتمد علی الله و # ~~معتضد عباسی مقارن است ، خدمت سری و شیخ محمد علی قصاب و # ~~احمدبن ابی الخواری درجات عرفان و مقامات ایقان را تکمیل نموده # ~~صاحب تذ کرة الاولیاء در عنوان ترجمه وی آورده که ابوالحسین نوری # ~~یکانه غهذ و قدوه وقت و طریف اهل تصوف و شریف اهل محبت بوده # ~~و او را زیاضاتی شگرف ومعاملاتی پسندیده و نکتی عالی و رموزی # ~~عجب و نظری صحیح و فراستی صادق بوده عشقی بکمال و شوقی بی # ~~نهایت داشته و او از صدور علماء و مشایخ و درطریقت مجتهد ومشایخ # ~~عصر بر تقدم وی معترف بودند و اورا اهیر القلوب کفتندی وشمس العرفا # ~~خواندندی و او صاحب براهین قاطعه و حجج لامعه بود نگارنده گوید # ~~در وجه تسمیه و لقب وی بنوری چند وحه نوشته اند از جمله صاحب # ~~طرائق الحقایق میگوید «ویقل له النوری الواعظ فلنور کان یظهرفی وعظه» # ~~یعنی وقتیکه ابوالحسین برکرسی وعظ جلوس می نمود و مشغول موعظه # ~~میگشت نوری از دهن او ساطع میگشت و بعضی گفته اندوقتی در صومعه # ~~خود مشغول موعظه بود و جماعتی در شب تار از نزدیک صومعه عبور # ~~کردند دیدند نوری درخشان ms165 از بام صومعه بالا میرود و اطراف آن # ~~صومعه را روشن می نماید از این جهت معروف بنوری گردید شرح PageV01P222 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0234.png) # ~~حالات این واعظجلیل مفصل ودر بسیاری کتب حالات و گلمات وعظیه # ~~و عرفانیه او مسطور است و آن عارف کامل عمر بسیاری نمودو در # ~~سال 293 و بقول یافعی شافعی در86 2هجری وفات نمود وچون این خبر # ~~وحشت اثر به جنید رسید گفت (ذهب نصف هذاالعلم بموت النوری . ### | 3 # 61 - «العارف الامحد والواعظ المهجد ابوالمیامن» # «درویش احمد بن جلال الدین محمد الواعظ » ### | (السمر قندی» # این واعظ کامل از مردم سمرقند است و شیرینی کلامش بیشتر # ~~از قند و در وعظ و خطابد بسیار توانا بوده ، در رشحات کینه اورا # ~~[بوالمیامن ولقبش را جمال الدین ونام پدرش را جلال الدین محعد # ~~سمرقندی نوشته ، در خزینة الاصفیاء کنیه اورا ابوالعباس رقم نموده، # ~~در نفحات الانس گوید این واعظ کامل از مریدان کار کرده و خلفاء # ~~برجسته شیخ زین الدین خوافی است و سخنان صوفیه را بالای هنابر # ~~در کمال نیکوئی ببان میکرده وفصوص الحکم را درس میگفته ، در # ~~در آخر اجازه نامهآ که شیخ زین الدین مذکور برای او مرقوم فعوده # ~~اورا بدین القاب ستوده # کتب هذه الاحرف العبد الفقیر الی کرم الوفی زین الدین # ~~الخوافی ثبته الله علی قوانین اهل الطریقه واوصله الی ذروة مقامات # ~~الکمل من ارباب الحقیقه تذکرة للولد الاغز السیار احمد سمر قندی # ~~فتح الله علیه ابواب الحقایق وعرفه التمییز بین الدرجات والدقایق فی ~~رجب # ~~سنة احدی وعشرین وثمان مأته فی بعض نواحی الهرات صنیت عن الافات» # و نیز در رشخات مسطور است که زین الدین خوافی درمبادی PageV01P223 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0235.png) # ~~احوال بدرویش احمد اهتمام تمام داشت وویرا درمقصوره جامع هرات # ~~بواعظی نصب نموده وقرب هفته وده روز در شهر توقف می نمود و در # ~~مجالس وعظ احمد مذکور حاضرمیگشت ومردم را بوی ترغیب میکرد # ~~ناگاه از درویش احمد رنجیده واو را تکفیر کرده ومردم را ازصحبت ms166 # ~~با او و نشستن پای منبر او تنفیر نموده و سبب رنجش او این بود که # ~~درویش احمد بالای منابر زیاد اشعار سید قاسم انوار را میخواندیا آنکه # ~~چون باسلسله خواجکان الفت تامه داشته شیخ زین الدین این طور # ~~رنجیده خاطر گردیده تفصیل این ماجرادر رشحات مسطوراست و نگارنده # ~~ازنقل آن معذور واین واعظ کامل را در سرودن اشعار طبع توانای # ~~سرشاری بوده وایناشعار از نتابج طبع اوست : # ~~عشقم که در دو کون مکانم پدید نیست ### | عنقای مغربم که نشانم پدید نیست # ~~بنگر زغمزه هر دو جهان صید کرده ام ### | منگر بدان که تیر و کمانم پدیدنیست # چون آفتاب در دل هر دره ظاهرم ### | از غایت ظهور و عیانم پدید نیست # گویم بهر ربان و بهر گوش بشنوم ### | وین طرفه تر که گوش وزبانم پدیدنیست # تاریخ فون این واعظ جلیل سال 854 هجریست چنانحه شاعری # ~~گفته ( بسال رحلت آن شاه والا، بگو درویش احمد قطب حق بین) # واما سمرقند شهریست دل پسند آبش خشگوار ، هوایش سازگار # ~~خاکش حسن خیز ، زمینش طرب انگیز، گویند اول کسی که آنجا را # ~~برنا نهاد گرشاسف بوده و بعداز مدتی خراب شد آنگاه کشتاسب ساخت ~~PageV01P224 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0236.png) # ~~و اسکندر رومی توسعه داد بعد از آن شمر نام از نسل تبع یمنی بعلت # ~~خصومت اهل آن دیار آنجاراخراب کرد و عمارات آن دیار را بر کند # ~~بعد از آن آنشهرراشمر کندخواندند پس از مدتیشین را بدل بسین کردند # ~~سمر کند گفتند عربها کافرا معرب کرده و سمرقند خواندند ، در قدیم # ~~الزمان مخضوصا در روز گارتیموریان آنجا بغایت معمور وهمه مشتهایش # ~~موفور بوده بمرور دهور و کرور شهور روی بخرابی نهاده کوینداکنون # ~~قرب ده هزار خانه در اوست وقرای معموره و نواحی مشهوره مضافات # ~~اوست و آنجا را از کثرت باغات و بسیاری آب روان یکی از جنات # ~~اربعه جهان گفته اند وسمرقند را باغات بسیار و بساتین بیشمار است # ~~میوه سردسیریش فراوان حبوب و غلاتش ارزان ms167 مردمش فارسی زبان و # ~~غالبا حنفی مذهب و قلیلی شیعه امامیه در آنجا سکونت دارند و عموما # ~~غریب نواز ومهربانند ارباب فضل وکمال واصحاب وجد وحال از آن # ~~دیار بسیار خواسته از جمله شمس الدین حکیم سوزنی و خواجه محمد # ~~مرید سید محمد نور بخش وامیر معزی شاعر ازا نجا بوده اند. ### | 84 # -« الخطیب الادیب الفرید ، والعارف الکامل الوحید» # « المولی احمد بن محمود البلخی بن ثابت بن مسیب بن » # «مطهر بن حماد بن عبد الرحمن بن ابی بکر الخلیفه» # از اکابر عرفاء واعاظم خطباء اواخر قرن پنجم و اوائل قرن # ~~شش همعرتست - این خطیب جلیل بس بزرگوار و عالی مقدار، بقوس # ~~صعود نسبش بشش واسطه بابی بکر منتهی میگردد و بقوس نزول آن # ~~جناب جد جلال الدین محمد رومی مشهور صاحب مثنوی است زیرا # ~~جلال الدین محمد پسر بهاء الدین محمد پسر شیخ حسین واعظ پسر ~~PageV01P225 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0237.png) # ~~شیخ احمد خطیب بلخی است : # زنده است کسیکه در تبارش %~% ماند خلفی بیاد گارش # در بستان السیاحه مسطوراست که احمد خطیب بلخی از بزرگان # ~~زهاد وخطباء بلخ بود و ابا عن جد از علماء نامدار عالی مقداروفضلای # ~~کبار آن دیار بودند، و شیخ احمد مرید قطب العارفین شیخ احمد # ~~غزالی است و کسب معارف و حقایق در خدمت ایشان نموده و فرزند # ~~ارجمند او شیخ حسین بغایت متقی و پرهیز کار و اسباب دنیوی در نظرش # ~~بس بی مقدار، نقلست که درواقعه حضرترسالت (ص)اخوارزمشاهرافرمود # ~~که ما دختر تورا بشیخ حسین عقد گردیم تو نیز قبول کن ونیز وزیر # ~~خوارزمشاه همان خواب را مشاهده نمود و شیخ حسین همانشب در # ~~نمودیم و خوارزمشاه بفرموده آن حضرت عمل نمود و دختر پاکیزه # ~~گوهر خودرا بنکاح شیخ حسین در آورد و بهاء الدین محعد که شرح # ~~حال او بعدها به تفصیل نوشته خواهد شد از آن عفیفه مکرمه بوجود # ~~آمد ، نگارنده گوید گرچه شیخ احمد خطیب خود نادره عصر ونابغه # ~~دهر بوده ولکن بعداز آنکه ms168 دختر خوارزمشاه بخانه او آمد اهمیت و # ~~عظمت و شهرت او و فرزندش شیخ حسین بقدری زیاد شد که فوق آن # ~~تصور نشود ، تاریخ فوت این خطیب عظیم الشأن صحیحا معلوم نیست # ~~ولی مزارش در بلخ معروفاست و امابلخ که وطن وهم مدفن این خطیب # ~~ارجمند است یکی از چهار شهر بزرگ خراسانست این شهر در سمت # ~~جنوب بخارا و در جلگه واقع است مسافت آن تاکوه بخارا معروف به # ~~هندو کش دوازده هزار ذرع و اراضی اطراف شهر حاصل خیز واستعداد # ~~هرنوع زراعتی را دارد ، در سمت شمال شهر ارکی است محکم و این ~~PageV01P226 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0238.png) # ~~شهر حالیه غیر از شهریست که چنگیز خان و امیر تیمور خراب کردند # ~~بعقیده مردم آسیا قدیمیترین شهر هایروی زمین بلخ است و بهمین # ~~واسطه اورا ام البلاد نام نهاده اند و نیز بعقیده بعضی بلخ یا ناحیهٔ‌ ~~که # ~~بلخ در آن واقعشده موسوم بباختر بوده و در آبادی همسری ببابل و # ~~نینوا میکرده است پیشینیان عجم بلخ را ازاماکن شریفه میشمرده ودر # ~~تکریم آن همان مبالغه را که عرب و اهل اسلام در تکریم مکه # ~~دارند داشته اند ، در تاریخ بلخ مسطور است وقتی آبادی و معموری # ~~آن بدرجد رسید که در نفس شهر و قراء دو هزار و دویست سجاده # ~~برای نماز جمعه میگذاردند و هزار دویست حمام کد خدا پسند در آن # ~~نواحی موجود بوده ، از خواجه ابونصر نقل شده که در زمان تسلط # ~~چنگیز خان پنج هزار نفر از سادات و مشایخ و موالی در بلخ مقیم # ~~بودند و چون چنگیز خان از آب آمو از معبر ترمد عبور کرد و ببلخ # ~~نزدیک شد جمهور مشاهیر اهل بلد با پیش کشی بسیار باستقبال شتافته # ~~و اظهار انقیاد کردند ولی چون سلطان جلال الدین خوارزمشاه زنده # ~~بود وعلم مناقشت و مخالفت میافراخت چنگیز خان برانقیاد اهالی بلخ # ~~اعتماد ننموده فرمان داد تا مردم باسم شماره از شهر بیرون آمدند و ms169 # ~~ایشان را بر لشکریان نقسیم نموده و پبر وبرنا رابقتل رسانیدند واز # ~~عمارات وابنیه اثری باقی نگذاشتند و چون بلمخ مجمع علمای دینیه و # ~~مشایخ کبار و ارباب عرفان و اصحاب تصوف بوده آنجا را قبة الاسلام # ~~میکفته اند وچنانحه قبل از اسلام بواسطه آتشکده نوبهار بلخرا محترم # ~~میداشتند بعدآهم بواسطه قوت اسلام در آن از آن احترام میکردند ، # ~~در تواریخ مسطور است یکی از شعراء که معاصر انوری بود قطعهآ در # ~~هجو بلخ گفت و باسم انوری شهرتداد پس انوری در تبرئه خودقصیده ~~PageV01P227 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0239.png) ### | 228 # ~~غرائی در مدح بلخ گفت که یک شعر آن اینست : # ~~قبة الاسلام راهجوای مسلمانان که گفت ### | حاش لله بالله ار گوید یهود خیبری ### | # 62- « العالم الفقیه والواعظ النبیه ، المؤید من الله» # «الباری حاج ملا احمد الواعظ الخونساری » # ««رحمة الله علیه» # ازاکابرفقهاء واعاظم علماءو افاخم وعاظ قرن سیزدهم هجرتست # ~~عالم وزیر مرحوم اعتماد السلطنه در تذکره مآثر و آثار در ترجمه او # ~~فرموده، حاج ملااحمد واعظ خونساری علیه الرحمه مذکری بود طلیق # ~~اللسان در علوم شرعیه از فقه واصول وحدیث و تفسیر و نظایر ها # ~~بهره کاملی داشت . ### | 44 # - العالم الربانی والواعظ الصمدانی حاج ملا احمد» # « الواعظ الخراسانی علیه الرحمه » # از کبراء علماء و محدثین وعظما وعاظ ومتتبعین قرن سیزدهم # ~~هجرتست روز گاری مردم خراسان از بیانات منبری او بهره مند و از # ~~ارتکاب معاصی هراسان ، عالم وزیرمرحوم اعتمادالسلطنه در تذکره # ~~مآثر و آثار اورا بعظمت و بزر گواری یاد نموده و در ترجمه او چنین # ~~فرموده، حاج ملااحمد واعظ خراسانی در تتبع و اطلاع مقامی عالی و # ~~در کار منبر استیلائی عظیم داشت . PageV01P228 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0240.png) ### | 2290- # ~~65- «ااواعظ الکاهل المحقق العماد، الشیخ احمد آلاغولی» # الشیر ازی المعروف بالاعتماد » %~% ی # از اکابر علماء و محدثین و اعاظم وعاظ ومحققین قرن سیزده و # ~~اوائل قرن چهارده هجرتست ، موقعیکه مرحوم فرصت کتاب آنار عجم # ~~را باتمام رسانیده این واعظ کامل حیات داشته ومردم شیراز را به # ~~بیانات منبری خود ms170 بهره مند میساخته در اواخر ا ثار عجم مرحوم # ~~فرصت الدوله فصلی برای اهل منبر شیراز تمهید نموده و در آن فصل # ~~فرموده است . # جناب آقا شیخ احمداعتماد آغولی شیرازی واعظی است عظیم # ~~الشأن محققی است شیرین زبان در عربیت صاحب جاه است و ازاخبار # ~~آگاه ، وآغولی بمد همزه وضم غین معجمه اسم طایفه ایست در شیراز # ~~بعضی گویند آغولی درترکی بمعنی گروی است چون این طایفه در قدیم # ~~در اقصی بلاد ایران شرارت میکردند چند نفر آنهارا گرفته آوردند # ~~بشهرستان تاگرو باشند و سایر طوایف آنها شرارت نتوانند نمود پس # ~~موسوم باین اسم گردیدند. بعضی دیگر گویند آقا اوغلی صحیح است # ~~یعنی پسر آقا چون سر کرده آنها پسر آقائی بوده پس سایرین به این # ~~اسم خوانده شدند. PageV01P229 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0241.png) # 1 «مرصف هذا الترصیف و مؤلف التألیف، حاج شیخ احمد» # «المعروف بییان الواعظین ابن الملی الحاج مولی محمد» # «حسن الواعظ الاصفهانی ابن آقا محمد جواد» # «ابن آقا محمد هادی بن الجلیل » # «احمد بن المولی ادهم ابن العلام الفهام آقا» # لهحهدرضی القزوینی رضی الله تع عنه» # در این موقع که احامده این کتاب بپایان رسید مناسب دیدم # ~~چند جمله مجمل در تاریخ خود ذکر نمایم و خوانند گان گرام را به # ~~حال خویش آگاه سازم، شرح حال بعضی از نیاکان گرامم ذیل ترجمه # ~~مرحوم والدماجدم در جلد سوم این کتاب مسطور است . # اما این بنده منهمک در شهوات نفسانی شیخ احمد اصفهانی بلغه الله # ~~الی جمیع الامال والامانی روز سومصفر الخیر سال 1314 هجری قمری # ~~متولد گردیدم پس ازطی اوان طفولیت با استعداد خداداد و کوششهای # ~~زیاد که مرحوم والدم برای تربیت این بنده داشت مرابمعلم سیرد وتا # ~~سن چهارده سالکی بسیاری از کتابهای فارسی را صحیح میخواندم و # ~~درست مینوشتم ودرهمان اوقات، ام تجوید را در کمال جودت از اساتید # ~~عصر فرا گرفتم بعد از آن خدمت مرحوم حاجی مولی ابوالقاسم زفرهآ # ~~طاب ثراه که استاد علوم مقدماتیه بود ms171 هشرف گردیده و پنج شش سال # ~~عمر را صرف تحصیل منطق و نحو و صرف نموده و در آن موقع فوق # ~~العاده مواظب بودم که گفتارم صحیح و منطقم بمیزان باشد . # در سن نوزده سالگی بتحصیل فقه واصول و معانی بیان پرداختم # ~~وچون در آن اوان حوزه علمیه مسجد شاه اصفهان اهمیت بسیاری داشت # ~~وارد آن حوزه گردیده و در عرض پنج شش سال غالب سطوح فقه و # ~~اصول را بخوبی مباحثه کرده ، دراین اثناء وحید عصر وفرید دهر ~~PageV01P230 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0242.png) # ~~آیت الله اصفهانی آقای شیخ محمد تقی معروف به آقا نجفی اعلی الله # ~~مقامه مرحوم شد و دیگر کسی بامور محصلین اصفهان رسید گی نکرد. # ~~نگارنده در آن موقع مشغول مباحثه فرائد و متاجر بودم. # گرانی سال 1330 ه پیش آمد محصلین علوم دینیه اصفهان جمیعا # ~~براکنده وحوزه های علمیه کلا تعطیل گردید . # کان لم یکن بین الجحون الی الصفا ### | انیس ولم یسمر بمکة ساهر # تا اواخر گرانی بهر زحمت و مشقتی بود به تحصیلات خودادامه # ~~داده تا رقنی که دیدم دیگر تکلیف اقتضاء ندارد لاجرم از تحصیل باز # ~~مانده و برای امرار امر معاش منبر رفته . # ابنحا لازم است خدمت خوانندگان گرام این جمله معترضه را # ~~عرض نمایم که اشخاصیکه در آن ایام متولی املاک و مستقلات موقوفه # ~~بودند و باید منافع آن املاک را بمحصلین علوم دینیه برسانند اغلب با # ~~نکارنده مربوط و خبر از استعداد و جدیت من برای تحصیل داشتند # ~~این بنده هم چند مرتبه گرفتاریها و قروض خودرا گوشزد بعضی آنها # ~~کردم وجز یاس جوابی از آنها نشنیدم؟ # عفت قلم نگارنده مانع است از اظهار اسامی آنها همینقدرمیگویم # ~~امروز سی سال تمام از آن تاریخ میگذرد آنها هم همه از اینعالم رفتهاند # ~~و عین رقبات موقوفه هم از دست آنها بیرون رفت وحتی بفرزندان # ~~آنها هم وفا نکرد لکن روزی بر من نگذشته مگر آنکه وجدانم از # ~~آنها ناراضی و گله مند است . # بهر ms172 حال از سال 1337 ه تا حال سی سال تمام است این بنده # ~~منبر میروم ولله الحمد وله الشکر که درعرض این مدت متمادی مورد ~~PageV01P231 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0243.png) # ~~تنقید احدی نبوده بلکه از بزرگان علماءاصفهان و بعضی شهرستانهای # ~~دیکر برای تحدیث احادیث وروایت اخبار آل اطهار علیهم صلوات الله # ~~مجاز گردیده. # سال1251 هجری والد ماجدم مرحوم گردید، ازطرفی فقدان # ~~آن مرحوم و از طرفی بی اعتنائی ابنآء عصر بعلم واهل علم چنان مرا # ~~افسرده و پژمرده ساخت که از هر کارخسته شدم، کم کم حال انزاو گوشه # ~~نشینی را دوست داشتم فلذا رشته علاقه را از خلق گسیخته و با کتاب # ~~و مطالعه مأنوس گردیده و افسردگیهای خاطر را بسیر سیر و تواریخ # ~~زدوده (آری) # ارحت روحی من الایناس بالناس ### | لما عنیت من الاکیاس بالیاس # و سرت بالبیت و حدی لا اری احدا ### | بنات فکری و کتبی هن جلاسی # مؤلفات این بنده در عرض این مدت اول رساله عربی مختصر # ~~مسمی باصل الکلام در اصول وعمد مسائل کلامیه. # دوم - رساله فارسی مسمی بضیاء النحودر امهات مسائل نحویه # ~~از تقریرات استادمرحوم حاجی زفرهآ رحمه الله تعالا # سوم - ران ملخ دو جلد در تاریخ احوال خمسه طیبه صلوات الله # ~~علیهم اجمعین مشتمل بر سیصد مجلس مفصل # چهارم - جوهر مقصود در اثبات رجعت موعود که سال 1354ه # ~~تالیف گردیده و جوابهای منکرین رجعت بنحو مستوفی داده شده . # بنجم - کتاب النوادر و المتفرقات # ~~ششم یخلد برین در تاریخ گویند گان اسلام از خطباء و و اعظین که بضمیمه ~~دو جلد PageV01P232 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0244.png) # ~~خاتمه در کنی و القاب ده جلداست و اینک جلد اول آن خدهت خوانند گان # ~~گرام میرسد # والسلام علمی یوم ولدت ویوم اموت ویوم ابعث حیا ### | 324 # *6الخطیب الادیب ابویعقوب اسحق بن ابراهیم بن* # «حاتم بن اسعقیل المدینی رحهه الله تعالی، # از قدماء خطباء وعظما محدثین است ، ولادت او درمدین بوده # ~~و برای طلب علم از مدین بقریه بزوغ آمده و از آنجا ms173 روانه عکبرا # ~~گردیده وخدهت جمعی از اعلام عصرخود مثل زبیربن بکار وابراهیم # ~~بن عبدالله بن جنید وحسن بن عرفه وعباس بن عبدالله الترقفی وعباس # ~~دوری و غیرهم تلمذ کرده واز جمیع آنها روایت حدیث مینموده و نیز # ~~جمعی از اعاظم محدثین مثل محمد بن عبدالله بن نجیب دقاق وابراهیم بن # ~~احمد مقری و دیگراناز این خطیب بزر گوارروایت حدیث مینمودهاند # ~~آنگاه رحل اقامت در دور عربای انداخته و آنجا بوعظ و ارشاد # ~~خلایق وانشاء خطب مشغول گردیده و تا آخرعمر مردم را ازمواعظ # ~~شیوا و خطب زیبای خود بهره مند فرموده خطیب در تاریخ بغدادپس # ~~از ذکر مشایخ و تلامیذ او بطوریکه مذکور گردید مدح بسیار از او # ~~کرده و اورا خطیب رسمی دور تربای عراق عرب دانسته ودختر زاده # ~~ابو موسی محمد بن المثنی عنزی معروف خوانده واین خطیب حلیل # ~~را تصنیف نفیسی است مسمی بکتاب المنیر که منتمل است بر اخبار # ~~اوائل و ایام جاهلیث وطرفهآ از انساب وقطعة از معارف خطیب بغداد # ~~آن کتاب را بسیار ستوده و حدیثی مفصل از آن کماب نقل کرد که این # ~~مختصر گنجایش ذکر آنرا ندارد . PageV01P233 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0245.png) # نگارنده گوید چون احمد خطیب مدح بسیار از جدامی صاحب # ~~ترجمه محمد بن المثنی کرده این بنده هم مناسب دیدم ترجمه جدابی # ~~او حاتم بن اسمیل مدنی را که یکی از معاریف اصحاب حضرت جعفر # ~~بن محمد الصادق علیه السلام است بنگارد : # قال النجاشی حاتم بن اسمعیل ابو اسمعیل المدنی اصله کوفی # ~~وهو مولی بنی عبدالداربن قصی روی عن ابی عبدالله الصادق ع عامی # ~~بن علی بن الحسن العلون الحسنی عن ابیه عنه بکتابه وشیخ طوسی در # ~~فهرست بعد از ترجمه حاتم بن اسمعیل مذکور فرموده « له کتاب رویناه # ~~عن حمید * # و اما دور عربای بنقل یاقوت در معجم البلدان موضعی است # ~~میانه سامراء و تکریت و یکی از هفت دوری است که در مملکت عراق # ~~عرب معروف است . ### | # ~~68 - «السید الاعظم والواعظ ms174 الکامل المعظم، امیرعزالدین» # اسحاق بن امیر ضیاء الدین علی بن امیر عربشاه » # «الحسینی الحسنی الدشتکی الشیرازی طاب ثراه» # از بزرگان وعاظ و سترکان حفاظ اواخر قرن هفت و اوائل قرن # ~~هشت هجرتست، ترجمه این واعظ کامل راصاحب کتاب فارس نامه ناصری # ~~ازکتاب مزارات شیر از نقل فرموده و او را بدین اوصاف ستوده ، آن # ~~بزر گوار یکی از سادات کبار و عباد ابرار است صابر بر بلاء و شاکر # ~~در آلاء واعظ مسلمین وناصح ملوک و سلاطین بوده کتابیدر علم تصوف # ~~نونشته نامش را مصباح الدجی گذاشته و آن بزرگوار علم و زهد را ~~PageV01P234 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0246.png) # ~~جمع نموده و در احادیث نبویه اورا چندین سند بوده و ان جناب در # ~~سال 717 ه برحمت ایزدی پیوست و در قبرستان مسجد جامع عتیق # ~~شیر از مدفون گردید و خلف الصدق اوست امام فاضل کامل مرتضی # ~~الاکرم ومجتبی الاعظم سید سادات ممجد امیر صدر الدین محمدرحمه الله # ~~تعالی والسلام. ### | # 19- «الخطیب الادیب ، اسحاق بنمحمد بن حمدان بن » # محمد بن نوح، ابو أبراهیم المهلبی البخاری » # ««المعروف بالحنیی » # از بزرگان خطباء قرن چهارم هجرتست و روزگاری بس طویل # ~~مردم بخاری را بمذهب ابوحنیفه دعوت مینموده ، خطیب درتاریخ بغداد # ~~میگوید اسحاق بن نوح دره سافرت حج وارد بغداد شد وازجماعت بسیاری # ~~ازاهل علم حدیث مثل محمدبن حمدویه مروزی وعید الله بن محمدبن یعقوب # ~~معلم وحامدبن بلال و دیگران روایت حدیث مینمود و هکذا جماعتی از # ~~اهل علم وحدیث مثل ابوالقاسم ازهری وحسین بن محداخوالخلال # ~~و دیگران از این خطیب جلیل روایت حدیث مینمودند آنگاه این # ~~حدیث شریف را ازلفظ اسحاق بن نوح بدینطریق روایت نموده # حدیث شریف درفضیلت تواضع) # اخیرنا الازهری ، حدثنا اسحاق بن محمد بن حمدان قدم حاجا # ~~حدثنا الوزیر ابوالفضل محمدبن احمد بن عبدالله بن عبدالمجید السلمی، # ~~حدثنا احمدبن روح بن حاتم ابوالحسن، حدثنا سوید بن نصر ، اخبرنا # ~~نوح بن ابی مریم عن ابن جریح عن عطاء ، عن ابن عباس ، قال قال رسول # ~~الله ms175 صلی الله علیه وسلم : من التواضع ان یشرب الرجل من سؤراخیه ~~PageV01P235 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0247.png) # ~~وهن شرب من سؤراخیه رفعت له سبعون درجة و محیت عنه سبعون # ~~خطیئة وکتب له سبعون حسنة) # آنگاه گوید حافظ بخاری ابوعبداله الفنجار مارا خبرداد که اسحاق # ~~بن نوح خطیب روز جمعه غره ذی قعده سال 395 هجری دربخارا از # ~~دنیارفت عفی اللهعنه واما بخاری که مولد ومنشاء ومدفن این خطهب # ~~بزر گ است مدینه ایست معروف و در السنه و افواه موصوف از بلاد # ~~اسلام است وشهریست با نظام ، لفظ بخاری بمعنی دارالعلم است و در # ~~کشور توران وبلاد ماوراء النهر بزرگتر از آنجاشهری نیست قرب شصت # ~~هزار خانه در اوست و نواحی معموره و قرای مشهوره مضافات اوست، # ~~طوایف مختلف در آن شهر سکنی دارند غالبا حنفی مذهب وقرب ده هزار # ~~خانه شیعه در آن در کمال تقیه اند ، مدارس و مساجد و خوانق در آن # ~~شهر بسیار و عمارات دلگشای بیشمارا، عموما سفید چهره و از متاع # ~~حسن با بهره، نان بازازش ممتاز و فواکه سرد سیرش بامتیاز و عموما # ~~غریب نواز ، جمعی کثیر از علماء وعرفاء وشعراء و امراء از آنجا بر # ~~خواسته و بزیور علم وکمال و وجد و حال و جاه وجلال آراسته کافه # ~~هردم بخارا خالی از ادراک نباشند اما بغایت متعصب و اهل عناد باشند # ~~محمدبن داود بخاری گفته : # # باء بخاری فاعلمن زائده %~% والالف الوسطی بلا فائده # فهی خری محض و سکانها %~% کالطیر فی اقفاصها راکده # و ابو احمد کاتب گفته بنقل یاقوت درمعجم # فقحة الدینا بخاریو لنا فیها اقتحام # لیتها تفسو بنا آلانفقن طال المقام # والفقحة حلقة الدبر او واسعها . والسلام PageV01P236 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0248.png) ### | 237- # ~~- « سلطان العلماء و امام الخطباء آقا اسدالله امام» # «ابن آفا عبدالله بن آقامحمد جعفر بن آقا محمد باقر » # «المروج البهبهانی اعلی الله مقامه» # یکی ازمشاهیر ادباء ونحاریر خطباء نیمه اول قرن 14هجرتست # ~~فوت اینعالم کامل در 24 ذی قعده 1324 در کرمانشاهان اتفاق افتاده # ~~ودر ms176 مقبره معروفه سرقبرآقای کرمانشاه جنب پدر وجد خود مدفون # ~~گردید، ترجمه اوراسید جلیل السید محسن العاملی الشامی در اعیان # ~~الشیعه بتفصیل ذکر فرموده واورا بدین القاب ستوده : کان عالمأ فاضلا # ~~خطیبا بلیغا » یعنی آن بزرگوار عالمی بود در منتها درجه فضیلت و # ~~بعد از پدر منصب امام جمعه کرمانشاه بوی منتقل گردیدو منصب امامت # ~~را با سجیه سخاوت تا آخرعمر عهده دار بود، کتابخانه اودر کرمانشاه # ~~اهمیت و عظمتی بسزا داشت و دارای سه هزار مجلد کتابهای نفیس # ~~بود از خطوط بزرگان علماء و خطاطین معروفین و تذهیبات گرانبها # ~~که از زمان مروج بهبهانی تا آن زمان جمع شده بود هزار افسوس که # ~~کتابخانه با آن عظمت و اهمیت دهم ماه شوال 1252 ه در اثر بی # ~~مبالاتی گرفتار حریق شد و بطوری این کتابخانه معظم سوخت که یک # ~~جلد از آن باقی نماند (نعوذ بالله من التهاون بالکتب المقدسه الدینیه # # و السلام). %~% 4 # 71_ «شیخ الفضلاء الکاملین وازهد المعاصرین، الشیخ» # « اسد الله المعروف بامین الواعظین بن الشیخ » # « ابوالقاسم بن محمد باقر بن عبدالرضا بن» # ««شمس الدین الانصاری طاب ثراه» # از فضلاء علماء عاملین وکبرآء وعاظ ومحدثین و عظماء معاصرین PageV01P237 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0249.png) # ~~است بطوری که ملاحظه میشود شمس الدین محمد هم جد اعلای امین # ~~الواعظین وهم جد اعلای شیخ بزر کوارجلیل مجدد شیخ مرتضی انصاری # ~~طاب ثراه است ، شیخ ابوالقاسم پدرحاجی امین که در1280ه فوت شده # ~~و در وادی السلام مدفو است یکی از معاریف تلامذه محقق # ~~انصاریست- تولدحاجی امین سال1270ه در شوشتربوده و پس از آنکه # ~~علوم معموله را ازاساتید عصرفرا گرفت برای هدایت و ارشاد مردم پا # ~~بمنبر وعظ نهاد و به بیانات کافیه و نصایح شافیه ا نهاراهدایت فرمود ، # ~~اوایل قرن چهارده ازشوشتر بطهران آمد ورحل اقامت افکند ومردم # ~~طهران را باو علاقه کاملی بودودرسال 1352 ه برحمت ایزدی واصل # ~~گردید، سید سند معاصر السید محسن العاملی الشامی ادام الله ظله السامی ~~در # ~~اعیان الشیعه در ترجمه او ms177 فرموده کان عالما واعظا جلیلا کثیر التصانیف # ~~ومن مؤلفاته کتاب اصطلاح العلوم. # نگارنده گوید این شیخ جلیل مثل سایر فاهیل خود تا آخرعمر # ~~لسانا وقلما و قدما آنیاز نصرت دین غافل نبود واین است شیوه مرضیه # ~~غالب انصاریها وقتی از اوقات این بنده در تهران خدمت حاجی امین # ~~رسیده اولا تمام آیات امانت وصدق وصفا و وفا و بزر گواری را درجبهه # ~~آن مرحوم نوشته دیدم و تانیا قرب پانزده جلد کتاب بزرگ از کتب # ~~عزیز الوجود که آن مرحوم بخط خود نوشته بود همه را زیات کرده # ~~و از برکت عمر او تعجب کردم وثالثا مؤلفات بسیار آن بزرگوار که # ~~همه در مقام خود نفیس بود زیازت کرده و اسامی انها از اینقراراست: # اول - اصطلاح العلوم در فنون عدیده علمیه و در مقام خود بی # ~~نظیر است . # دوم - اخبار الخلفاء که کتاب کوچکی است ولی فوائد آن بسیار PageV01P238 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0250.png) ### | 239 # ~~وهشتمل بر یکهزاروپانصد بیت است . # سوم- حدائق الادب در نوادرعرب که دوجلداست ومر حومحاجی # ~~امین نیاکان خود را تاجابر و از جابر تا قیدار بن اسمعیل بن ابراهیم # ~~سلام الله علیهم در جلد اول معین نموده وشرح حال بعضی ازبزرگان # ~~اجداد خود و تاریخ فوت ومحل دفن آنها را مرقوم داشته فشکر الله # ~~سعیه واحسن یوم الجزاء رعیه ### | 4 # 72 - الشیخ ابوالفتوح متتجب الدین، اسعد بن ابی الفضائل» # ه محمود بن خلف العحلی الاصفهانی الفقیه) # « الشافعی الواعظ» # ازاعاظم فقهاء واکابر فضلاه قرن شش هجرت است، بعلم وزهد موصوف # ~~است وبعبادت وپرهیز کاری و قناعت معروف ، در حالات او نوشته اند : # لایاکل الا من کسب یده و کان یورق ویبیع مایتقوت به ، یعنی # ~~این فقیه عظیم الشأن با آن مقام فضل و فقاهت از دست رنج خود که # ~~صحافی بود اعاشهمی نمود - در بدو امر دراصفهان خدمت مخدرهعالمه # ~~معروفه ام ابراهیم فاطمه جوزدانیه (1) وخدمت حافظ ابوالقاسم اسمعیل # ~~بن محمد بن الفضل و غانم بن عبدالحمید جلودی و دیکران تلمذ نموده ms178 # ~~درسال 557ه روانه بغداد گردیده و خدمت ابوالفتح محمد بن عبد الباقی # ~~معروف باین نبطی و دیگران تلمذ نموده و ازمجلس آنها استفادههای # ~~علمی بسیار نموده وباز باصفهان مراجعت کرده و با یکعالم تبحر و # ~~مهارت مذهب شافعی راترویج ومردم اصفهانرا بمواعظ ونصایح وکلمات ~~PageV01P239 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0251.png) # ~~شیرین وجملات دلنشین خود بهرهمند میساخت و باندک زمانی مشهور # ~~و نامش در السنه و افواه به نیکوئی مدکور . # مصنفاتی که در کتب تراجم برای این واعظ کامل نوشته اند : # اول - شرح مشکلات وجیز و وسیط غزالی . # دوم - تتمة التتمة ابوسعد متولی که اعتماد مردم اصفهان در آن # ~~زمان در قتوی بآن کتاب بوده. # وفات این واعظ کامل بنقل صاحب وفیات الاعیان شب 22 صفر # ~~600ه در اصفهان اتفاق افتاده و همانجا مدفون گردیده و سید جلیل # ~~صاحب روضات در ذیل ترجمه فرموده . وکان هذا الشیخ من کبار # ~~مشایخ الصوفیه واجلاء رؤسائهم المشتهر قبره الی آلان فی دارالسلطنه # ~~اصفهان شهید سعیدمرحوم قاضی نورالله شوشتری نورالله مرقده درمجالس # ~~المؤمنین ذیل ترجمه شیخ ابوالفتوح شیعی رازی میفرماید - از بعضی # ~~ثقات شنیده شد که قبر شریفش در اصفهان واقع است، نگارنده گوید # ~~منشاء این استماع شبهه ایست که در زمان صاحب مجالس میانمردم # ~~اصفهان بوده زیرا قبر ابوالفتوح شیعی رازی خزاعی محققا در جوار # ~~حضرت عبدالعظیم حسنن واقع است م چنانحه مرحوم ابن حمزه علیه- # ~~الرحمه در کتاب ایجاز المطالب فی ابراز المذاهب گفته در شهر ری # ~~حاضر بودم که شیخ ابوالفتوح رازی صاحب تفسیر رحمه اللهتع بموجب # ~~وصیتش در مرقد امامزاده واجب التعظیم حضرت عبد العظیم حسنی علیه # ~~السلام مدفون گشت پس بقصد حج متوجه مکه معظمه شدم ودروقت # ~~باز گشتن گذارم به اصفهان و محله جنبلان(1) وبعضی محلات دیگر آن ~~PageV01P240 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0252.png) ### | -241- # ~~شهر افتاده دیدم بقدر یکه مردم آن دیار بزیارت شیخ ابوالفتوح عجلی ~~شافعی # ~~اصفهانی و حافظ ابونعیم که پدر استاد اوست و شیخ یوسف بناء که # ~~جد شیخ ابونعیم است و شیخ علی بن ms179 سهل و امثال ایشان که سنی واز # ~~مشایخ صوفیه بوده اند میرفتند که شیعه ری و نواحیش هزار یک آن # ~~بزیارت امامزاده واجب التعظیم حضرت عبد العظیم نمیرفتند # در حدیقة الشیعه منسوب به محقق اردبیلی رحمه الله تعالی مسطور . # ~~است که مرا گذار به اصفهان افتاد دیدم مردم آن شهر شیخ ابوالفتوح عجلی # ~~شافعی راشیخ ابوالفتوح رازی کرده بودند و باین بهانه بعادت پدران خود # ~~قبر آن سنی صوفی را زیارت میکردند و از اینجا ظاهر شد آنحه را # ~~که صاحب مجالس اعلی الله مقامه استماع نمود، (که قبر شیخ ابوالفتوح # ~~رازی در اصفهان واقع است) بنای آن بر این است که بشیخ ابوالفتوح # ~~عجلی اصفهانی صاحب این ترجمه اشتباه شده والله اعلم ### | # 7 - « الشیخ الفقیه الواعظ الدین اسفندیار ابن ابی » # « الخیر السیری المعروف بالشیخ صائن رحمه » ### | «الله تعالی » # از قدماء حفاظ و عظماء وعاظ است ، شیخ اجل منتجب الدین # ~~در ترجمه اوفرموده « انه فقیه دین ، علامه بحائه السید محسن العاملی # ~~الشامی در اعیان ترجمه اورا از لسان المیزان نقل نموده و در شرح # ~~حال اوچنین فرموده ، اسفندیار بن موفق بن محمد بن یحیی ابوالفضل ~~PageV01P241 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0253.png) # ~~الواعظ رحمه الله خدمت ابوالفتح بن فتح بن البطی ومحمد بن سلیمان # ~~و روح بناحمد تلمذ کردو از انها روایت حدیث نمود ، جمیع روایات # ~~خودرابر ابوالفتح بنزریق قرائت کرد ، عربیت را متقن ساخت ومتولی # ~~دیوان رسائل گردید ، جمعی از اکابر خدمت او تلمذ کرده و از او # ~~روایت حدیت نموده که از حمله آنها عالمان معروفان دبیتی و ابن # ~~النجارمیباشند، اسفندیار در ادبیات فوق العاده توانا و با آنکه خود # ~~شیعه بود فقه شافعی را تدریس مینمود . # اسفندیار بزر گواری بود در کمال تواضع، شب و روز سر گرم # ~~تلاوت قرآن بود وبند گییزدان، ابن جوزی از بعضی عدول بغداد که # ~~بمجلس وعظ اسفندیار مرقوم در کوفه حاضر بوده حکایت کرده که # ~~چون در غدیر خم حضرت رسول صلی الله علیه و آله ms180 در حق علی علیه # ~~السلام فرمودب # من کنت مولاه فهذا علی مولاه - رنگهای صورت بعضی حضار متغیر # ~~گردید و این آیه نازل شد # فلما رأوه زلفة سیئت وجوه الذین کفرواء آنگاه میگوید این # ~~تفسیر دلالت میکند بر غلواسفندیار در تشیع # ابن بابویه رضی الله عنه در ترجمه اینواعظ کامل فرموده # کان فقیها دینا صالحأ ولقبه صائن الدین ### | 4 # ~~7- « السید الواعظ الحلیل اسمعیل بن ابراهیم الموسوی» # «الشیرازی التهرانی رحمه الله تعالی» # از بزرگان اهل منبر قرن سیزدهم هجرتست این سید جلیل پس # ~~ز آنکه در شیراز تحصیلات خود را تکمیل نمود برای هدایت وارشاد ~~PageV01P242 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0254.png) ### | 243- # ~~خلایق پا بمنبر وعظ گذارده و مدتی در شیراز و نواحی آن شهر # ~~جنت طراز مردم از بیانات جذاب او فیضهابرده و استفادهها کرده آنگاه به # ~~تهران رحل اقامت افکنده مردم دار الخلافه بمواعظ شافیه ونصایح # ~~کافیه این سید جلیل رغبت نموده و بامیل تمام از منابر او استقبال # ~~کرده وتاآخرعمر بارشاد و هدایت مردم تهران مشغول بوده طاب الله # ~~ثراه و حعل الجنة مثواه - سلسله بزرگی از سادات سعادت شعار از # ~~اولاد و احفاد این بزرگوار در سراسر ایران در تهران و همدان و # ~~کرمانشاهان و قزوین و خراسان و سایر بلاد پرا کنده اند و همه معروفند # ~~بسادات شیرازی و از جمله بزرگان آنهاست عالم کامل جلیل السید # ~~رضا فرزند سید اسمعیل و او مؤلف کتاب انوار الرضویه است درشرح # ~~مختصر نافع فقه که سال 1287 ه مجلد عبادات آن که از طهارت تا # ~~اعتکاف است بنام شرح رضوی در تهران طبع گردیده ولی افسوس بس # ~~مغلوط است قابل انتفاع نیست فوت این سید جلیل سال 1302 ه در # ~~تهران اتفاق افتاده . # نگارنده گوید اسامی بعضی اکابر این سلسله علیه دراین کتاب # ~~خلد مآب خالد و مخلد است و بموقع خود اشاره خواهد شد والله # ~~المستعان. # 75-» السید العالم الواعظ الصالح ، الامیر اسمعیل بن» # «رالامیرابوصالح الاصفهانی بن الامیرعبد الرزاق بن السید» # «محمد بن السید ms181 ابوالمعالی اعلی الله مقامه» # این سید جلیل بزرگوار از اکابر علماء عاملین و اعاظم وعاظ # ~~و محدثین اواخر قرن یازده و اوائل قرن دوازده هجرت و ازسادات ~~PageV01P243 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0255.png) ### | 1224 # ~~اعرجی اصفهان است و بیان بنده نگارنده از شرح علو حسب وسمونسب # ~~این سلسله علیه عاجز و ناتوان ، میان سید ابوالمعالی که جد صاحب # ~~ترجمه است و عبیدالله اعرج (1) بیست وشش یدرفاصله است و بسیاری # ~~آنها از بزرگان علماء وسترکان فضلاء اعصار محسوبند # هیر اسمعیل صاحب ترجمه مادامزند گانی بنشر علوم و بسط معارف # ~~و هدایت وارشاد خلایق مشغول وهمه روزه در جامع صفوی اصفهان # ~~منبر میرفته و مردم را موعظه میفرموده و مردم اصفهان با کمال ارادت # ~~بذات ملکوتی الصفات آن سید عالی نسب پای منبر او جمع میشدندو # ~~مواعظ شافیه و نصایح کافیه اورا چون در آویزه گوش خویش مینمودند # ~~فرزندان و اخلاف این سید جلیل نیزهمگان ازبزرگان و اشراف اصفهان # ~~بوده اند . # ~~شاخ گل هرجا که میروید گل است # خم می هر جا که میجوشد مل است # یکی از فرزندان امیر اسمعیل سید جلیل میر محمد باقر است PageV01P244 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0256.png) # ~~واوازاعیان علماء اصفهان است واورا دو پسر بوده : اول میر محمد صادق که # ~~از بس بزر کوار و با اهمیت بوده اولاد او و برادر زاده های او را بدو # ~~نسبت داده و همه را سادات میر محمد صادقی میکویند و یک سلسله # ~~از سایرسادات مختاری اینجا منفصل گردیده(1) پسر دوم میر محمد باقررا # ~~نام میر سید علی بوده و او هم از اکابر علماء اصفهان بشمار است # ~~ومخصوصا فرزند او که سید جلیل مرحوم میر سید حسن مدرس باشد # ~~ازمشاهیرفقهاء واصولیین و نحاریر علماء محققین است طلاب علوم از # ~~بلاد بعیده شدر حال برای مجلس درس او مینموده اند و در تدریس # ~~عنوانی بس عالی بهمرسانید تا آنجا که بمدرس مطلق ملقب و مشهور # ~~گردید بعد از آنکه این لقب در اصفهان مخصوص سادات خواتون # ~~آبادیها ms182 بودوتاکنون جماعتی از این سلسلمه بذین لقب معروف بلکه آنرا # ~~نام خانوادگی خود قرار داده و بعضی دیگر همان میر محمد صادقی # ~~را اتخاد نموده اند و سید جلیل صاحب روضات در صفحه 182 کتاب # ~~خود شرح مفصلی در ترجمه آن بزر گواربیان فرموده که بعضی عباراتش # ~~این استة کان رحمه الله حسن الاسم والرسم والاخلاق جید الخلق ~~PageV01P245 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0257.png) # ~~والاعراق لم ارفی قدسیة الذات ثانیه ولافی ملکیة الصفات من یدانیه - # ولادت آقا میر سید حسن سال1210 وفاتش سال 1273 هجری # ~~است قبرش در بقعه مخصوص مسجد رحیم خان واقعه در محله نواصفهان # ~~و دیگر از بزرگان این سلسله علیه است - سید جلیل اواه آقای آقا # ~~سید عبدالله معروف به ثقة الاسلام که امروز درة التاج این سلسله جلیله # ~~است و ایشان فرزند مرحوم آقا سید محسن بن میر محمد باقرند # ~~و میرمحمد باقر برادر مرحوم آقامیر سیدحسن است - نگارنده روزی # ~~از جناب تقةالاسلام شرح حال و تألیفات امیر اسماعیل صاحب ترجمه # ~~راسئوال کرده ایشان فرمودندحاشیه بر سیوطی و نیز حاشیه بر بعضی # ~~مجلدات بحار الانوار نوشته و دیگر چیزی از او در دست نیست # ~~والسلام. ### | # ~~76- « الامام الزاهد الحافظ ، شیخ القضاة ابوعلی اسمعیل» # «ابن احمد ابن الحسین البیهقی الواعظ» # از اکابر فقهای بارعون و امایل خطباء متورعین و افاضل وعاظ # ~~کاملین قرن پنجم هجرتست، ترجمه این واعظ جلیل را سبکی درطبقات # ~~الشافعیه ، علامه ابن وردی در تتمةالمختصر ، عبد الغافر نیشابوری در # ~~ذیل متفقا بدین مضمون نقل کرده - ابوعلی اسمعیل بن احمد واعظسل # ~~428 ه در خسرو گرد بدنیا آمده و چون برشد و تمیز رسید خدمت # ~~پدر بزر گوارش امام حافظ ابوبکر بیهقی مشغول تحصیل علوم ادبیه و # ~~فنون فقهیه گردید علم حدیث را از حفص بن مسرور وابو عثمان الصابونی # ~~و عبدالغافر بن محمد الفارسی وغیر هم فرا گرفت ودر اندک مدتی # ~~امام عصر وفقیه وقت و محدث زمان خود گردید وجماعتی از ائمه PageV01P246 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0258.png) ### | 247 # ~~حدیث مثل ms183 ابوالقاسم سمرقندی و اسمعیل ابن ابی سعد الصوفی وغیرهما # ~~خدمت او تلمذ کرده و از او روایت حدیث نمودند (1) خلاصه آنکه # ~~این واعظ کامل از اساتید عصر حدیث ها شنید و مرویات خود را در # ~~کمال تنقیح بتلامذه خود شنوانید مسافرتها کرد مدتی در خوازرم ماند # ~~و برای طلاب بمذهب شافعی تدریس میکرد ، متولی امر خطابه و وعظ # ~~گردید ومردم را بمواعظ او میلی وافر و رغبتی زائد الوصف بود # ~~و مطابق مذهب شافعی درتمام ماوراء جیحون بقضاء مشغول بودوبعد از آن # ~~رو ببلخ کرد ومدتی باکمال قدرت در بلخ مذهب شافعی را ترویج کرد # ~~آنگاه بعد از سه سال مسافرت مراجعت به بیهق کرده و با یک عالم # ~~تبحر و تبرز بوعظ و خطابه و تدریس مشغول گردید و بالاخره درماه # ~~جمادی الاخر 507ه ازدنیا برفت و پهلوی قبر پدر خود امام بیهقی # ~~مدفون گردید «عفی الله تعالی عنه ، ترجمه بیهق عما قریب ذکر # ~~خواهد شد # 7- ««العالم الحلیل والواعظ النببل هولی اسمقیل الواعظ» # «البروجردی رحمه الله تعالی # از بزرگان علماء و سترکان وعاظ قرن دوازدهم هجرتست و در # ~~بروجرد منابروعطیه او اهمیت زیادی داشته شرح حال اورا سید جلیل # ~~عبدالله بن نورالدین بن السید نعمت الله جزائری طاب ثراه دراجازه کبیره # ~~معروفه ذکر فرموده واورابدین عبارت ستوده «کان عالما صالحا ورعآزاهدا ~~PageV01P247 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0259.png) ### | 248 # ~~قانعا امام الجماعة واعظا رأیته فی بروجرد مرارأ وتفاوضنا فی بعض # ~~المسائل وکان له میل الی تصفیة الباطن والاصغاء الی خرافات الصوفیه # ~~واشتد ذلک به اخیرا فتغیرت احواله. # یعنی مولی اسمعیل بروجردی عالمی بود در کمال پارسائی که ازدنیا # ~~و زخارف دنیا کاملا چشم پوشیده ، امام جماعتی بود در کمال قناعت و # ~~پرهیز کاری ، واعظی بود شیرین ربان و نیکو بیان چند مرتبه او را # ~~در بروجرد ملاقات کردم و در بعضی مسائل با او مذاکره نمودم و او # ~~مشغول تصفیه باطن خود بود ومیل زیادی بسخنان صوفیه داشت واین میل # ~~روز بروز شدیدتر میشد ms184 تا آنکه یک مرتبه حالات او را دگر گون # ~~ساخت - هولی عبدالنبی قزوینی رحمة الله علیه درتکمله امل آلامل # ~~فرموده : # مولانا اسمعیل البروجردی کان عالما فاضلا بارعا فی التحقیق لکن # ~~اضله رجل من الصوفیه - اینواعظ کامل در حدود 1160 هجری در # ~~بروجرد برحمت حق واصل و همانجا مدفون کردید رحمه الله تعالی ### | 24 # ~~78- « الخطیب الادیب - اسمعیل بن حامد خادم قبة الصفا» # « بالنحف الاشرف رحمه الله تعالی » # ازاکابرخطباء واعاظم ادباء قرن دوازدهم هجرتست ، علامه بحاثه # ~~السید محسن العاملی الشامی ادام الله ظله السامی . # ترجمه این خطیب جلیل را در اعیان الشیعه نقل فرموده واو # ~~را بدین عبارت ستوده: # ~~مدیحه و نسیبه ، این جملات دلالت دارد بر اینکه اسمعیل مزبور # ~~در وعظ و خطابه و هم چنین در تلفیق کلمات موزون کمال قدرت PageV01P248 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0260.png) # ~~وتوانائی راداشته و این دو بیت از اشعار اوست : # # لما اراق دمی و سلن دموعه %~% قالو الرزئی فی الخدود ازالها # # لا تحسبوا لی رحمة یبکی فذی %~% نفسی علی سیف اللحاظ اسالها # وقتی یکی از دندان های او کنده شد و موهای عارض او سفید # ~~شده بوذلذا مضمون حال خودرا در این قطعه سروده : # لله مسک شبیبتی زهنا %~% کان التصابی فیه من فنی # هذلاح کافور المشیب به %~% قد ضاع مسک شبیبتی منی # فطفقت ابکی عصره اسفا %~% و قلعت من طمع الصباسنی # خلاصه این خطیب بلیغ تا آخر عمر در نجف اشرف مشغول # ~~هدایت گمراهان و ازشاد مردمان و در قبة الصفا بانجام وظیفه وخدمت # ~~اشتغال داشت تاریخ فوت او صحیحا معلوم نیست وتا سال 1218 ه # ~~مسلم حیات داشته و پس از آن تاریخ رحلت نموده زیرا در تاریخفوق # ~~پسری محمد نام برای او متولد گردیده و او تاریخ ولادت را در قطعهآ # ~~که ذیلا نوشته میشود حفظ نموده : # # کمل السرور وساعد الدهر %~% و زها بروض مآ ربی الزهر # # بمجیئی مولود بغرته %~% یتوسم الا قبال و البشر # # هذا هلال السعد لاح لنا %~% دامت لیالی سعده الغر # # اذ جاء ms185 فی تاریخ مولده %~% بمحمد یحیی لنا ذکر (1218) # و پوشیده نماند که این اسمعیل غیر از اسمعیل فارسی نجفی # ~~ملقب بدراویش متوفای سال 1335 میباشد که اوهم خادم قبة الصفابوده # ~~زیرا عسر صاحب ترجمه مقدم بر عصر اوست، قبة الصفا محلی است # ~~چسبیده بسور نجف و مقام حضرت امیر المؤمنین علی علیه السلام ~~PageV01P249 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0261.png) # 79_ «حسان الزمان، سحبان الاوان، مولانا اسمعیا حقی» # « صاحب تفسیر روح البیان » # این عالم جلیل یکی از اعیان وعاظ کاملین و کملین مفسرین # ~~و محدثین بارعین است، در دقایق وعظ و خطابه وحید اعصار و در # ~~حقایق تفسیر قرآن مجید فرید امصار، معانی بدیعه که ازهرسطر وهر # ~~شطر تفسیر روح البیان مشهود است شاهد فضل و دانش و علم وبینش # ~~و ادب نویسندهآ نست ، پس ازفرا گرفتن علوم رسمیه دست طلب دامن # ~~گیر این واعظ کامل گودیده و بعلوم باطن گرویده ویا بدایره تحقیق # ~~نهاده و در قسطنطنیه که وطن اوست دست ارادت بشیخ عارف کامل # ~~قطب الزمان شیع عثمان داده وحلقه بند گی اورا آویزه گوش خودقرار # ~~داده پس از هت زمانی باشاره و ارشاد مرشد خود در اوائل قرن # ~~دواز دهم هجرت بمدینه برسه یا بروسا هجرت نموده و ان مدینه در # ~~سه منزلی اسلامبول واقع است وآنرا برج الاولیاء گویند بجهتزیادتی # ~~اهل ذوق و عرفان که در آنجا هستند و صاحب ترجمه مدت مدیدی # ~~علمعلم وموعظه ونصیحت را در میان اهالی آن بلد بر افراشته (1) ~~PageV01P250 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0262.png) ### | 1510- # ~~و تفسیرخودرا در آن محل نگاشته و الحق والانصاف خوب یاد گاری # ~~از خود در صفحه روزگار گذاشته . # نگارنده گوید مرحوم عارف ربانی حاجی زین العابدین شیروانی # ~~حکایت غریبی راجع بشهر بروسایا بروسه دربستان السیاحه نقل فرموده # ~~دوست داشتم عین عبارت را در اینجا ثبت نمایم (وفیها عبرة لمن # ~~اعتبر) میکوید روزی گدائی بی سروپائی از جور افلاس محزون ودلش # ~~از ستم بیچیزی پرخون در هوای غازی جان داده و در تمنای پشیزی # ~~سر بصحرا نهاده ms186 باخاطر یر شور بقدر فرسخی از شهر دور و با انبوه # ~~اندوه بدامن کوه رفته و روی بآفتاب گوشه گرفته بنیاد قتل شپش نمود # ~~وگفت الحال قلع دشمن خانگی لازم وقمع جورخصم درونی از لوازماست # ~~همینکه شیش نخستین را بر زمین نهاده و کشت ناگاه یکبار آن قطعه # ~~زمین فروریخت و گرد وغبار از هرطرف برخواست آن فقیر از مشاهده # ~~این امر عجیب مدهوش گردید و چون بهوش آمد دید در مقامی افتاده # ~~که چندین خم خسروانی نهاده پر از زر و جواهر پس بقدر مقدور از # ~~آن برداشت وقدم بشهر گذاشته حاکم را اعلام نمود حاکم آن دفاین راضبط # ~~فرموده و بر رأی عالم آرای قیصری معروض داشت بعد از تجس و # ~~تحقیق معلوم گشت که طلسمیبوده وحکیمی بقتل شیش طلسم او نموده # ~~یعنی هر گاه ر بالا و محل مخصوص او شیش کشته شودطلسم شکسته # ~~گردد و گنج بیرنج بدست آید : # دولت آنست که بی خون دل آید بکنار # ورنه باسعی وعمل باغ جنان اینهمه نیست- والسلام PageV01P251 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0263.png) # ~~ه * الشهاب الثاقب، میرزا اسمعیل ابن العسین الواعظ » # والتبریزی المشهدی المعروف بالتائب » # سلممه الله تعالی » # از اکابر شعراء بارعین و کملین وعاظ معاصرین است ، قریب چهل سال # ~~است با کمال زهد و درستی وراستی درجوارقبر امام هشتمین (ع) مشغول # ~~نصرت وترویجدین است - آن جناب اصلا از مردم تبریز ، جام وجودش # ~~از ذوق وعرفان لبریز ومجالست با او فوق العاده طرب انگیر ، حق # ~~گوست وحقیقت جو، واعظی است زهد شعار - شاعریست شرعمدار ، # ~~نه او را با گل و بلبل و می و معشوق و زلف و خال کازی - # ~~و نه درسروردن اشعار جز نصرت دین ویرا شعاری، افکارش صائب # ~~اشعارش در رد شیاطین عصر چون شهاب ثاقب، تخلص شعری او # ~~تائب ، ایده الله بحق امام الغائب ، سن این واعظ کامل قریب هشتاد ، # ~~درجمیع فنون شعر توانا و استاد، تألیفات و آثارش نظما و نثرا زیاد # ~~از جمله ایرج نامه ، تربیت نامه ms187 و تخصیص نامه وجبرئیل نامه و # ~~خشخاش نامه ، و کسروی نامه وغیر ها و فقه الله بالنبی وآله الامجاد # ~~و چون بنای این کتاب بر اختصار است از تمام اشعار این شاعر ماهر # ~~فقط بذکر چند رباعی که در التجاء به حضرت رضا علیه السلام گفته # ~~اکتفا می شود: # ~~ای دل شه طوس در جهان باب هدی است # خاک در او ملاذهر شاه و گداست # ~~تعداد رضا هزار و یک باشد و او ### | مجلای اتم جمله اسماء خداست ### | اوله ایضا # ~~ای دل حرم رضا حریم شاهستکاخ شرف وسپهر عزوجاه است PageV01P252 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0264.png) ### | 253 # ~~حق کرده تجلی از در و دیوارش هرسو نگری فثم وجه الله است ### | وله ایضا # # شاها من رانده در پناه تو شدم %~% چون دعبل دل خسته براه توشدم # # او مست شراب و روسفید درتو %~% من می نچشیده رو سیاء تو شدم ### | وله ایضا # ~~من نا بینا ز بهز دید آمده ام لرزان لرزان چو برگ بید آمده ام # ~~نومید زخویش وازتو امیددراز بکرفته سراغ وبا امید آمد ام ### | وله ایضا # ~~گر جان طلبی بکوی جانانه بیا از عقل برون شو و چو دیوانه ب # ~~شمع رخ دوست درخراسان سوزد ای سوخته دل بسان پروانه بیا ### | 4 # ~~81 - «الواعظ الجلیل، الشیخ اسمعیل ابن العالم العامل الحاج» # ~~آقا رضای اصفهانی الکرباسی ادام الله ظله علی » # ~~الرواسی ابن الغریق فی بحار رحمةربه الکریم» # الحاج میرزا عبدالرحیم ابن الحاج محمد» # « رضاابن العالم العلم، الفقیه الاعظم » # رالحاج محمد ابراهیم الکرباسی» ### | نورالله مرقده» # ~~خانواده حاجی کرباسی در اصفهان یکی از خانواده های مهمی # ~~است کهاز بدو پیدایشش تا حال که دویست سال تمام میگذرد همیشه # ~~یکی دو نفر از این فامیل محترم مشغول ترویج دین و نصرت شریعت # ~~مطهره اسلام بوده اند - بیان بنده نگارنده از شرح ترویجات مرحوم ~~PageV01P253 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0265.png) # ~~خاجی بزرگ قدس الله روحه عاجز است ، تاریخ حال حضرت شریغت # ~~مدار ملاذ الاسلام آقای حاجی آقا رضای کرباسی دامت برکاته که ms188 # ~~پدر بزر گوار صاحب ترجمه است و فعلا مدتی است درخر اسان مشغول # ~~هدایت و ارشادمردم آن سامان است درباب راء مهمله این کتاب مشروحا # ~~ذکر خواهد شد و اما جناب شریعتمدار آقای حاجی شیخ اسمعیل وفقه # ~~الله تعالی یکی ازفضلای وعاظ وکبرای معاصرین است حقیقتأمروج است # ~~و بیانات منبری او مهیج - نگارنده موفقیت اینگونه عناصر صالحه # ~~منبر را از در گاه حضرت رب العزه خواهان و هو الرؤف المنان # 82- «العالم العلم الفقیه والسید الواعظ النبیه، » # «المحقق الاواه - السید اسمعیل بن السید عبدالله،» # « البهبهانی التهرانی علیه رحمة الله 4 # این بزرگوار یکی از افاضل علماء ومجتهدین - و اماثل وعاظ و # ~~محدثین قرن سیزدهم هجرتست، شرح حال و ترجمه احوال آن # ~~جناب در مرآت البلدان ناصری و تذکره مآثر و آثار مشروحامذ کور # ~~است مجمل آنکه جد آن بزر گوار مرحوم سید عبد الله بن علویعتیق # ~~الحسین(ع) که مرقدش در بهبهان زیارتگاه خواص و عوام است درزمان # ~~صفویه با مرحوم شیخ عبدالله سماحیجی معروف از بحرین به بهبهان # ~~1مده و رحل اقامت افکنده، جماعتی از نسل اودر بهبهان باقی ماندند # ~~سعادت السید المجتهد الجلیل سید اسمعیل اعلی الله مقامه آن جناب # ~~مدتی در بلده بهبهان بمواعظ شافیه ونصایح کافیه مردم را هدایت فرموده # ~~واز نور علم و دانش قلوب آ نها را منور و روشن نموده، دراواسطقرن # ~~سیزده آن شاهباز علم و فضل ودانش قفس بهبهان را برای خود کوچک ~~PageV01P254 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0266.png) # ~~دیده لذا بدار الخلافه تهران پرواز نموده و علم علم و موعظه را آنجا # ~~کوبیده، مردم دار الخلافه چون مراتب فضل و اجتهاد وتقوی و سایر # ~~ملکات آن بزرگواررا دیده کاملا از آن حضرت استقبال نموده وهمه # ~~روز از مواعظ شیوا و نضایح زیبای آن نادره زمان هدایت گردیده و # ~~فیض ها برده و بالاخوه آن بزرگوار در سال 1695هاز دار فنا رخت # ~~بر بسته و روانه دار بقا گردیده مردم تهران با دلهای مقروح و چشم # ~~های مجروح ms189 بعزا داری و سو گواری مشغول - مرحوم میرزا حینرعلی # ~~مجدالادباء مرثیه سروده و تاریخ فوت آن جناب را بدین شعر معین نموده . # بخواستم سنه فوتش از ثریا گفت ### | فقیه آل محمد بخلد کرد مکان # و نیز مجدالادباء گفته. # پای ناله در میان آورد و گفت ### | کوه علم و حلم پنهان شد به خاک # بعداز آن مرحوم خلف رشیدش فریدزمان، وحید دوران عالم ربافی # ~~علامه ثانی ، آقا سید عبدالله مجتهد بهبهانی ، بافاده وافاضه علوم ~~مشغول # ~~و ملجاء وپناه مردم تهران گردید بلکه جمیع مردم ایران درشداید و ~~گرفتاریها # ~~پناهنده بآن مرحوم میشدند و او در قضاء حوائج و اصلاح امور تامه # ~~کمال جدیت وسعایت را داشت، عاقبت شب شنبه»9 ماه رجب سال 1328ه # ~~بضرب گلوله دو نفر ناشناس شهید کردید طاب الله ثراه # عالم ربانی ومحقق صمدانی حجة الاسلام والمسلمین حضرت آقای # ~~میرسید محمد بهبهانی که امروز ملاد وملجاء ایرانیانست میوه این شجر # # وفرزند این پدر است %~% متع الله المسلمین بطول بقائه PageV01P255 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0267.png) # ~~- «الواعظ الکامل الحلبل، حاج ملااسمعیل ابن الحاج علی» # اصفر السبزواری طاب ثراه» # ازاکابروعاظومحد ثین قرن سیزده هجرتست، مرحوم اعتمادالسلطنه # ~~در مطلع الشمس میگویدیکی از معاریف سبزوار که در عداد مشاهیر # ~~اقطار واز فرط اشتهار مغبوط فضلای این روزگار است اشرف الحاج # ~~والعمارحاجی ملااسمعیل واعظ میباشد که در طلاقت لسان و فصاحت # ~~بیان و ادای معانی و حسن تبیان از نوادر اعصار بشمار می آید ، والد # ~~خیر الحاج مشارالیه حاجی علی اصغر دولت آبادیست که از آن قریه تاشهر # ~~سبزوار بیش از یکفرسخ نیست حرفه آن مرحوم تجارت و زراعت بود # ~~ولد پاکیزه مولدش درسبزوار متولد شد وچون بسن رشد رسیدخدمت # ~~فخرالحکماء والمتألهین حاجی ملا هادی سبزواری فصول حکمت الهی # ~~بدید بیست سال در اصفهان به تتبع اخبار و نشر فضائل و مناقب ائمه # ~~اطهار و ذکر مراثی ومصائب جناب خامس آل عبا علیه آلاف التحیة # ~~والثناء گذزانید سالی بسیاحت فارس رفت ویکسال در آنجاتوقف کرد از # ~~آنجا ms190 بزیارت کعبه معظمهوبیت الله مشرف گردید و پس از ادای مناسک # ~~حج از راه نجد بعتبات عالیات آمد و بفیض تقبیل آن اماکن خلد بواطن # ~~مستسعد گشت وسه سال در کر بلای معلی خدمت مرحوم آقا سید ابر اهیم # ~~قزوینی که از اعلام علمای عاملین بود تحصیل فقه و اصول نمود از آن # ~~یس عازم اصفهان شد و مرحوم فتحعلی خان ماکوئی یکسال او را در # ~~کر مانشاهان نگاهداشت ودر آنجا قدم در دایره تاسل گذاشت سفری # ~~که موکب منصور خسروانی اعلیحضرت شاهنشاه جم جاه ناصر الدین # ~~شاه تشریف فرمای اصفهان گردید مرحوم میرزا تقیخان امیر نظام # ~~مشار الیه را بآمدن طهران دعوت نمود بعضی حرفها در باره این # ~~مرد گفتند جماعتی از روی غرض دانسته قبول نکردند بلکه رد کردند ~~PageV01P256 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0268.png) # ~~زمرهآ مردد شدند و زبان حال حاج مشارالیه از قول ابن سینا این # ~~رباعی را تکرارمیکرد . # ~~کفرچومنی گزاف و آسان نبود محکم تر از ایمان من ایمان نبود # ~~دردهر چو من یکی و آنهم کافر پس درهمه دهر یک مسلمان نبود # اکنون که سال 1203 هجری میباشد قریب هشتاد سال عمر # ~~دارد و در تبریز در ظل عنایت حضرت مستطاب شاهنشاه زاده اعظم # ~~ولیعهد دولت علیه ایران بتألیف کتاب مجمع النورین وقت میگذراند # ~~تألیف جلیله دیگر نیز نموده، آنجناب معزز ومحترم است و درموعظه و تقربر # ~~عدیم النظیر و مسلم وچنین نماید که قرنها مثل و مانند او نیاید : # بسنگ گوید و آن را چه موم نرم کند ### | تبارک الله از آن لطف منطق و گفتار # نگارنده گوید آنچه از مؤلفات این واعظ کامل بطبع رسیده # ~~و مطبوع خاص وعام گردیده از این قرار است : # اول - مجمع النورین مشتمل بر یکصد وسه مجلس در احوال # ~~حیواناتی که خداوند در کلام مجید خود نام برد، و چند مرتبه طبع # ~~گردیده است . # دوم . کتاب احوال ملائکه مشتمل بر چهل مجلس . # سوم - کتاب تنبیه المفترین در احوال شیطان مشتمل بر ms191 چهل و # ~~شش مجلس . # چهارم - کتاب ید و منبر موسوم بخرج الایام مشتمل بر چهل و # ~~هفت مجلس . # پنجم - نوادر الاثار درجنت و نار مشتمل بر پنجاه و بنج مجلس PageV01P257 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0269.png) ### | 258_ # ~~ششم - جامع النورین در احوال انسان مشتمل بر چهل و # ~~دو مجلس . # ~~هفتم -- کتاب الطیور مشتمل بر بیست وشش مجلس . # ~~هشتم - کتاب عدد السنه مشتمل بر سیصد مجلس . # ~~و بالاخره این واعظ کامل در سن یکصد سالگی نزدیک بظهر # ~~روزجمعه14ماه جمادی الاول سال 1312 ه برحمت ایزدی واصل کردین # ~~قدس الله سره، تاریخ فوت آن مرحوم راروشن بدینمرثیه روشن ساختهٔ‌ # ~~در این سرای سه پنج و چهار پر اسیب # کسی ندیده بجز رنج ومحنت و حرمان # ~~به پیش تیر اجل نرم تر بود ز حریر ### | اگر ز آهن پوشد کسی به تن خفتان # ~~بعمر هیچ کس اندر جهان نبود چه نوح # بدان همه غم و اندوه ومحنت وطوفان # ~~هزار افزون از عمر او گذشت و نماند # هزار بار اگر دید او بهار و خزان # ~~دریغ و درد از آن واعظی که در منبر # گه مواعظ بودی مروج ایمان # ~~به حاجیان همه تاج و بنام اسمعیل # نطیر او ندهد هیچ کس بدهر نشان # ~~به علم و دانش بی مثل بود و بیمانند # بزهد و تقوی مانند بوذ رو سلمان # ~~ز زندگانی دنیا دلش به تنگ آمد # بسوی ملک بقا رفت و ملک جاویدان PageV01P258 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0270.png) ### | 25 # نوشت روشن تاریخ سال فوتش را ### | بصد هزار فسوس و بناله و افغان # ده و دو بود فزون از هزار وسیصد سال ### | ز هجرت نبوی آن خلاصه امیکان # به عشر دوم ماه جمادی الاول ### | نمود رحلت و اندر بهشت کرد هکان # فرزند آن مرحوم یکی از افاضل اهل منبر مسمی به آقا محمد # ~~حسین سلطان المحدثین و مصحح کتاب انسان است - اما سبزوار که # ~~وطن اصلی این واعظ کامل است در سمت غربی نیشابور اتفاق افتاده و # ~~اطمرافش گشاده - آبش گوارا هوایش ms192 خرم فوا که سردسیریش فراوان # ~~حبوب و غلاتش ارزان، مشتمل است بنواحی معموره و قرای مشهوره # ~~در قدیم الایام بسیار آباد بوده بنا بر استیلای مخالفین و مرور ایام رو # ~~بخرابی نهاده در اوایل جلوس شاه عباس که ایران گرفتار اختلال فراوان # ~~بود عبدالمؤمن خان اوزبک بر آنجا مسلط گردید و مردم آنجا راقتل # ~~عام نمود اکنون قرب سه هزار خانه انجاست همگان شیعه مذهب و # ~~پاکیزه مشرب : # مدتی آن دیار دارالملک ملوک سربداران بوده و از ایشان 12 # ~~نفر امارت یافتندنخستین ایشان امیرعبدالرزاق خواجه فضل الله باشتینی # ~~که در سال 738 ه خروج نموده و باشتین قریه ایست از قراء سبزوار # ~~و آخر آنها خواحه علی مؤید بوده وشهید اول رحمة الله علیه لمعه # ~~دمشقیه را بنام او تألیف فرموده ، خواجه علی سال 782 ه خدمت امیر # ~~تیمور رسید و دولت سربدان منقرض گردید علت تسمیه این سلسله به # ~~سربداران و تاریخ مشروح آنها بعدا ذکر خواهد شد . PageV01P259 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0271.png) # جمعی از علماء وعرفاء از آنجا ظهورنموده اند از جمله مولی کمال # ~~الدین حسین متخلص بکاشفی صاحب تصانیف کئیره و مولانا محمد باقر # ~~مؤلف کفایه و دخیره و مرحوم حاجی ملا هادی و صاحب ترجمه و # ~~دیکران اعلی الله مقاماتهم ### | 2 # 884 - الشیخ الثقة الادیب والمورخ الخطیب اسمعیل بن علی» # «بن آسمعیل بن یحیی بن بیان المعروف با بومحمد الخطبی» # الزاعمده خطباء بارعین است و اجله فضلاء مورخین از جماعتی # ~~از بزرگان علم مثلحارث بن ابی اسامه تعیمی ، ادریس بن جعفر الطیار # ~~بشربن موسی الاسدی ، ابو شعیب بحرانی ، عبد الله بن احمد بن حنبل، # ~~احمد بن علی الخزاز و دیگران تحدیث احادیث مینموده وهم چنین # ~~جماعتی از بزرگان مانند دار قطنی معروف و ابن شاهین و ابراهیم # ~~بن مخلد وابوعلی بن شادان ودیگران از خطیب مزبور روایت حدیث # ~~مینمودهاند . # خطیب بغداد ترجمه بسیار مفصلی برای اوتمهید. نموده که بعضی # ~~جملات آن اینست *کان اسمعیل بن علی الخطبی فاضلا فهما ms193 عارفا بایام # ~~الناس واخبار الخلفاء رکینا عاقلا ذارای حسن مقدما عندالمشایخ - # ~~المتقدمین من بنی هاشم وغیر هم من اهل الثقة والادب حسر . # ~~الحدیث والمجلس والمعرفة باخبار من تقدم من الناس - یعنی اسمعیل # ~~خطبی فاضلی بود بیمانند ، محدثی بود ارجمند ، ادیبی بسیار با فهم و # ~~هوشمند . خبردار از تاریخ روزگار، اخبار خلفاه رابه نیکوئی می # ~~دانسته و کتاب تاریخ بزرگی تصنیف نموده مشتمل بر وقایع سنین د # ~~حوادث روی زمین، خطبی را نوادر و حکایات بسیاری است از جمله ~~PageV01P260 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0272.png) ### | 21 1- # ~~آنکه : شب عیدفطری خلیفه الراضی بالله عباسی او را طلبیده واز او # ~~می پرسد که چون عزم دارم فردا در مصلی حاضر شوم و با مردم نماز # ~~عید را بگذارم چون در خطبه باسم خود میرسم ومیخواهم دعا بخود # ~~بکنم چه باید بگویم خطبی میگوید ساعتی سر بریز انداختم آنگاه سر # ~~برداشتم و گفتم چون امیر المؤمنین باسم خود میرسد باید بگوید : # رب اوزعنی ان اشکر نعمتک التی انعمت علی وعلی والدی وان # ~~اعمل صااجا ترضاء وادخلنی برحمتکفی عبادک الصالحین» خلیفه خیلی # ~~خوشحال گردید و جواب مرا پسندید و امر کرد بمراجعت من وچون # ~~بر گشتم بمنزل خود خادمی را با کیسه زری همراه من فرستاد که در # ~~آن کیسه چهارصد دینار زر بود ، ولادت خطبی شنبه سوم محرم سال # ~~269 ه وفاتش سه شنبه 27 جهادی الاخر سال 350 ه اتفاق افتاده # ~~نگارنده گویداز جمله «و کان مقدما عند المشایخ المتقدمین من بنیهاشم # ~~میتوان استفاده نموده تشیع وحسن حال خطبی را والله العالم . ### | # 8 - « الشیخ الواعظ ابوسعد اسمعیل بن علی بنداربن » # « المثنی الواعظ الاسترابادی) # یکی از بزرگان وعاظ است و قدماء محدثین - حطیب در تاریخ # ~~بغداد میگوید ابوسعد واعظ در ماه ذی قعده سال 423 بعزم حج وارد # ~~بغداد شد و او یکنفر از مشاهیر محدثین بود ولی چون موثق نبود و # ~~احادیت منکره راروایت مینمود من حدیثی ازاو تنوشتم ودرآن موقع # ~~مکرر بالای منابر این دو شعر ms194 را از شبلی قرائت میکرد : # ~~مصنت الحبیبة والشبیبة فانبری دمعان فی الاجفان یزدحمان # ما انصفتنی الحادثات رهیننی %~% بمودعین و لیس ای قلبان PageV01P261 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0273.png) ### | -12- # سال 46 موقعیکه از حج مراجعت میکردم اورا در بیت المقدس # ~~ملاقات کردم که از جمعی بزرگان مانند شافع بن محمد بن ابی عوانه # ~~اسفرائینی و ابوالعباس رازی ضریر وعلی بن محمدبن محمد طبیبی و # ~~دیگران برای من روایت حدیث نموده آنجااحادیثی از او نوشتم روزی # ~~از تاریخ ولادتش سثوال کردم گفت مولد من در اسفر این سال 375 بوده # ~~و چون ببغدادمراجعت کردم بعداز زمانی اندک شنیدم ابوسعد ماه محرم # ~~سال 448 هر حلت کرده و همانجاد ربیت المقدس مدفون گردیده رحمه الله ~~تعالی # ~~86- السید الواعظ الوجیه، سیداسمعیل بن السید فتح الله الموسوی» # ~~«الشیرازی المعروف بالفقیه ، سلمه الله تعالی وابقاه انشاء الله » # این سید بزرگوار یکی از اکابر وعاظ و محدثین و اعاظم # ~~معاصرین است ، تاریخ تولد این سید عالی مقدا رسال 1295 هجری # ~~قمریست پس از فرا # ~~گرفتن علوم مقدماتی و # ~~فقهواصول درتهرانپا # ~~بمنبر هدایت وارشاد # # گذاردهواکنون متجاوز %~% # ~~از بنجاه سال است در # ~~کمال وجاهت و # ~~آبرومندی مشغول # ~~ترویج دین است و # ~~نصرت شریعتمطهره # ~~حضرت سید المرسلین # ~~(ص) امروز این سید عالی نسب در سن 71 سالکی و سر سلسله PageV01P262 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0274.png) # ~~سادات شیرازی مقیم تهران ایشانند . # مهمترین یاد گار این سید جلیل وجود ذیقیمت فرزندسعاد تمندش # ~~یکانه پرچم دار عالم اسلام حضرت مستطاب دکتر عبدالکریم فقیه است # ~~که درعلم الادیان وعلم الابدان هردو دکتریست توانا وخدماتش قلماو # ~~قدماولسانا بعالم اسلام برهمه کس ظاهر است و هویدا،نگارنده سلامتی و # ~~موفقیت پدر وپسر را از درگاه حق خواهان و هوالکریم المتعال المنان ### | # ~~87- «الخطیب النحوی الادیب صاحب الامالی ، ابوعلی قالی» # اسمعیل بن القاسم بن عیدون بن هرون بن عیسی » # (( بن هحمد بن سلهان » # از اجله خطباء و ائمه ادباء قرن چهارم هجرتست و چون جد # ~~بزرکش سلمان از موالی عبدالملک مروانست پیش پادشاهان اموی # ~~اسپانیا کمال ms195 اهمیت را پیدا نموده چنانچه بآن خواهیم رسید، این خطیب # ~~که نامش در زمره نحویین و هم در عداد لغویین مذکور است درمناز # ~~جرد که شهریست نزدیک خرت برت از خطه دیار بکر متولد گردید # ~~و چون بسن رشد رسیداز و طن مألوف بیرون آمدودر گردبلاد گر دشها # ~~کرد تا آنکه در سال 303 ه وارد بغداد شدو رفقای اویکعده ازهردم # ~~قالیقلا که ارزن الروم باشد بودند از اینجا بابو علی قالی معروف گردید # ~~در بغداد اصول عربیت و قوانین اعراب را نزد زجاج واخفش صغیر و # ~~نفطویه و ابن سراج و ابن انباری و دیگران بخواند ودرخدمت جمع # ~~کثبری از مشاهیر محدثین مثل ابوبکر بن داود خراسانی و حسین # ~~بن اسمعیل محاملی و یحیی بن محمد بن صاعد ودیگران فن حدیث وخبر # ~~را استماع و استملاء نموده آنگاه از بغداد بیرون آمده و یکچند در ~~PageV01P263 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0275.png) ### | 164 # ~~موصل مقیم گشت و در آنجا شاگردی ابویعلی که از کبار مشیخه محدثین # ~~بود نموده سال305 ه ثانیا ببغداد مراجعت کردوتا سال 328در بغداد # ~~باستماع وکتابت حدیث مشغول آنگاه بعزم اسپانیا از بغداد بیرون آمد # ~~و درایام حکمرانی عبدالرحمن ناصر از امویه اندلس وارد آن خاک # ~~گردید، کرسی خلافت ناصر در شهر قرطبه بود و پسر او حکم بن عبد # ~~الرحمن مانند وزیری بالاستقلال مباشرت حل وعقد اموررا می نمود # ~~چون خبر وصول ابوعلی بسمع حکم مرقوم رسید امر کرد تا موکبی # ~~عظیم از وجوه مملکت واعیان دولت ابوعلی را استقبال نمایند و اورا # ~~با حرمتی زائدالوصف وارد قرطبه کنندیس بفرمان خلیفه زاده ازاشراف # ~~قوم و طبقات رعیت انبوهی باشکوه فراهم ساختند و از چندین مرحله # ~~ابوعلی را پذیره شدند و درصحبت او روی بسوی قرطیه نهادند دربین # ~~راه ابوعلی با حاضران موکب از افاضل امراء و غیر هم نکتهها گفتندو # ~~شعر ها سرودند و بشرح مفصلی که این وجیزه گنجایش ذکر آن را # ~~ندارد ابو علی وارد قرطبه گردید، از ms196 کتاب وافی بالوفیات صلاح الدین # ~~صفدی نقل شده که در باب مکانت ابوعلی نزد خلیفه مغربی و انتشار # ~~فضل و رواج امروی در اسپانیا چنین گفته « و لما دخل المغرب قصد # ~~صاحب الاندلس الناصر لدین الله عبدالرحمن فاکرمه وصنف له واولده # ~~الحکم تصانیف وبث علومه هناک - یعنی چون ابو علی بمغرب زمین در # ~~آمد آهنگ در گاه ناصری اموی گرد و ناصر اورا مکرم داشت و ابو # ~~علی بنام ناصر وپسرش حکم تصنیفها نکاشت وهنر های خویش در تمام # ~~آن کشور پراکنده ساخت شعراء دربار خلیفه ویرا مدحها گفتند و ثنا # ~~ها خواندند ازجنله یوسف بن هرون کندی که برمادی شاعرمشهوراست # ~~قصیده نغزدر این خصوص سروده که مطلع آن قصیده این است : # # من حاکم بینی و بین عذولی %~% الشجو شجوی والعویلعویلی) الخ ~~PageV01P264 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0276.png) # جمله اجز آءخلافت ابوعلی را تبجیل کردند و مقدمش راغنیمت # ~~شمردند مخصوصا حکم پسر خلیفه که در تحصیل فضائل و تکمیل آداب # ~~عنایتی داشت و دوستدار اهل علم بود و او اول کسی است از رجال # ~~اسیانیا که نسخه اغانی را از عراق بدان کشور حاضرساخت و از آنجا # ~~هزار دینار بنزد ابوالفرج اصفهانی مصنف اغانی فرستاد و ابوعلی قالی # ~~کتاب امالی را بنام حکم مرقوم مطرز ساخت وچند تصنیف دیگر باسم # ~~ناصر پرداخت خلاصه حکم پسر ناصرلدین الله چه در هوقعیکه ولایت # ~~عهد را عهده دار بود وچه در مدت خلافت پیوسته ابوعلی را از خود # ~~خوشنود مینمود و اورا بیذل عطایا بر تصنیف کتب یاری میدادوخاطرش # ~~را بمزید اکرام منبسط میساخت و او در همه بلاد مغرب بوافد عراق # ~~معروف بود . # نگارنده گویدغرائب حالات ابوعای بسیار است از جمله حکایت # ~~لکنت زبان و انعقاد منطق اوست درخطابه مجلس ناصرلدین الله اموی # ~~د با همه اتساع خاطر و انشراح صدری که اورا در فنون سخن بود # ~~و خود یکی از اعیان افاضل مشرق و مغرب بشمار میرفت چنان از # ~~مهابت مجلس امیر ناصر و سفراء ms197 رومدل بباخت که خودرا از عرشه منبر # ~~عزت بحضیض خاک مذلت در انداخت و زبده شرح اینداستان بنابر آنچه # ~~جمعی از نویسندگان و مورخین اسپانیا نوشته اند از اینقرار است . # چون الناصر لدین الله عبدالرحمن اموی بر ملوک مغرب غالب # ~~گردید و بسی معاقل محکم و حصون مستحکم بگشود سطوتو رع # ~~او بر قلوب امم نصرانیه و متمردین اقالیم فرنک بمستولی گشت طرق # ~~ارسال سفراء و اتحاف هدایا بآستان او مفتوح گردید پادشاه صقالیه و # ~~ساطان آلمان و ملک قسطنطنیه و جمی دیگر از عظماء ممالک وحکام ~~PageV01P265 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0277.png) # ~~غرب هر یک ایلچیان بدر گاه او گسیل داشتند و ارمغانهای شایان # ~~نزد وی فرستادند در سال 336 ه سفراء قسطنطین بن لیون که پادشاه # ~~قسطنطنیه بود بدرگاه ناصر لدین الله رسیدند و برای ملاقات آنها # ~~ناصر محفلی عظیم بساخت و امر کرد قصر خلافت را با بساطهایرنگین # ~~و پرده های قیمتی و زیور های رنگارنک بیاراستند ودر حواشی آن # ~~محضر معلی برای هریک از ابناء و اعمام ومنتسبان خلافت کرسیها برپا # ~~داشتند ، وزراء ملک و سرهنگان هر کدام بجای خود در مقام معلوم # ~~نشستند و پشت سر ایشان عامه لشکر باشمشیر های بر ان وسنان های # ~~درخشان همه بر اسبهای کوه پیکر سواره بایستادند و پس از انتظام # ~~آن محفل بزرگ رسولانرا بار دادند و چون آنها بدان مجلس در # ~~أمدند از مهابت و سطوت در بیم افتادند و ایشات را نزدیک # ~~تر بردند تا با خضوعی تمام نامه قسطنطین را بدست خلیفه دادند واز # ~~او هر گونه شرایط وداد ولوازم اتحاد بظهور آوردند، ابن خلدون شرح # ~~مبسوطی از نامه سلطان روم و انگشتر زرینی که وزن او چهارمثقال # ~~بود و بالای نامه منصوب بودنقل کرده که این وجیزه را گنجایش ذکر # ~~آن نیست خلاصه الناصرلدین الله خواست که در آن محفل با شکوه # ~~خطیبان و شاعران مدحها و ستایشها نظما ونثرأ انشاء و انشاد نمایند تا # ~~جلال جلوس و ms198 عظمت امر وی مذکور افتد و آن استوازی که خلافت # ~~رادر عهد او آماده گشته بزبان آورند . # حکم که ولیعهد و فرزندش بود امر داد تا از سخنوران خطیبان # ~~یکنفر را مستعد قیام آن مقام سازد و خطابه اورا از قصائد شعراءپیش # ~~اندازد پس امیر حکم پرورده نعت خویش فقیه محمد کسیبانی را # ~~امر داد که آماده آن بشود و خطبه بلیغی مهیا سازد و کسیبانی درفن # ~~خطابه و سخنوری دعوی اقتداری میکرد که از عهده دیکران بیرون ~~PageV01P266 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0278.png) # ~~بود و چون حاضر هحفل گردید بایستاد وخواست ازاحتشام واحتشاد # ~~و جلال و جبروت خلیفه سخن گوید سطوت سلطنت و ابهت خلافت آن # ~~چنان ثبات از خاطرش ببرد که نتوانست حتی یک کلمه سخن گوید و # ~~از سر منبر بروی زمین افتاد پس بابو تلی قالی که حاضر آن مجلس # ~~بود گفتند هان ای امیر کشور بلاغت و دریای پهناور لغت بر خیز و # ~~این دریدگی بردوز واودر آن روزمهمان خلیفه بود ابوعلی برخواست و # ~~ستایش وثنای پرورد گار بگذارد و درود بر خواجه کاینات بفرستاد و # ~~یک مرتبه رشته سخن از هم بگسیخت و چون خطیب کسیبانی الکن # ~~گشت و از مهابت و رعب مجلس زبانش از گفتار بماند وهمی ایستاده # ~~حیران بمجلس نظر میگرد و قدرت سخن گفتن نداشت و بنا بر آنچه # ~~صاحب کتاب العبر حکایت کرده از نخست خود ابوعلی مأمور خطابه # ~~بود نه محمد بن عبدالبر کسیبانی ، در این موقع آن مجلس با شکوه # ~~صورت ناگواری بخود گرفت فلذا خطیب ادیب دانشمند منذربن سعید # ~~که از اهالی قرطبه بود و بهمین واسطه اسم و رسمی نداشت نتوانست # ~~آن صورت ناگوار را مشاهده نماید بر خواست و بدون آنکه خطابه # ~~آماده کرده باشد یا کسی در آن باب باوفرمانی دآده باشد خطابه غرائی # ~~انشاء نمودهو هم قصیده مفصلی بداهة قرائت کرد و باین هنر که آشکار # ~~ساخت بافتخار آن مجلس اختصاص گرفت و مردمیکه حاضر بودنداز ms199 قدرت # ~~لسان و قوت جنان او زباده از هر امر عجیب در شگفت شدند، ناصرلدین الله # ~~را خطابه و تشیید وی بسیار خورسند نمود وبعد از ان مجلس قضاء # ~~قرطبه را بآن دانشور سخن آفرین باز گذارد و بهمین هنر در عداد # ~~مردان روزگار بشمار آمد، نگارنده در باب المیم این کتاب اشاره به # ~~ترجمه و خطابهآ که در آن مجلس انشاء کرده خواهیم نمود، در بعضی کتب ~~PageV01P267 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0279.png) ### | 1678- # ~~اندلسیین مسطور است که چون قاضی منذراز آن خطابه غراء وقصیده # ~~شیوا فراغت یافت این اشعار بلسان تعریض انشاد کرد و گوئی روی # ~~سخن با ابوعلی قالی میداشت . # هذا المقام الذی ما عابه فند ### | لکن قائله از ری به البلد # لو کنت فهیم غریبا کنت مطرفا ### | لکننی منهم فاغتا لنی النکد # لولا الخلافة ابقی الله حرمتها ### | ما کنت ارضی بارض ما به احد # یعنی این مقام فاش و آشکار است که هیج دروغی آن را عیب دار # ~~نساخته چیزی که صاحب این مقام را کاسته آنست که خود از مردم # ~~این خاک و از اهل همین شهر است هرگاه من نیز در میان ایشان # ~~بیگانه بودمی البته دانشوری تازه مینمودی اما چون از ایشانم اینگونه # ~~مضطر و پریشانم اگر خلافت که خدا حرمت اوا باقی داد در این # ~~کشور نبودی البته باقامت شهری که یکنفر آدم در آن نیست دل # ~~ننهادمی (1) و کیفکان در مدت اقامت ابوعلی در قرطبه بسیاری از ادباه # ~~مغرب و علمای آن دیار با او طریق وداد و یگانگی ماحوظ میداشتند ~~PageV01P268 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0280.png) ### | -169- # ~~و از آن جمله است محمد بن قرطبه که از ائمه لغت و افاضل مغاربه # ~~معدود بوده و دیگر محمد زبیدی صاحب کتاب مختصر العین وطبقات # ~~النحاة و دیگر از معاریف شاگردان ابوعلی عبدالله فهریست که بواسطه # ~~طول ملازمت وکثرت انتفاعش از شیخ اورا غلام ابو علی قالی میگفتند # ~~چنانحه جامع روضات الجنات فرموده - نوادر حالات شیخ ابو علی # ~~در قرطبه بسیار از ms200 حمله وقتی کتاب غریب المصنف را نوشت منذربن سعید # ~~مذ کور برای استعاره نسخه آن کتاب این شعررا بابوعلی نوشت : # بحق ربم مهفهف وصدعه المتعطف ### | ابعث الی بجزء من الغریب المصنف # یعنی تورا بآهوی سفید رنگ بر گشته بناگوش سوگند که جزئی # ~~از نسخه غریب المصنف را بنزد من بفرست شیخ ابو علی کتاب را با # # این جوابنزد او فرستاد : %~% وحق در تآلف بفیک ای تألف # ~~لابعثن بماقدحوی الغریب المصنف - ولوبعثت بنفسی الیک ماکنت اسرف # ~~یعنی قسم بمروارید های سخن که دردهن توپکانده شده کتابخانهآ که غرپب # ~~المصنف در آنست خدمت تو میفرستم و هرگاه جان خودرا هم همراه # ~~آن بفرستم هیچ اسراف نکرده باشم - ابو علی تا آخر عمر در قرطبه # ~~بود و اکثر مصنفات خود را در آن بلد نوشت و در ماه جمادی الاول # ~~سال356 ه در آنجا در گذشت از مصنفات ابوعلی آنچه بضبط آمده : اول # ~~کتاب امالی و دیگر ککتاب النوادر است . ابن خلدون در ذیل عنوان # ~~علم ادب در تاریخ خود گفته : # از استادان شنیدیم که اساس فن ادب یر چهار کتاب نهاده شده # ~~اول ادب الکاتب ابن قتیبه. # دوم - کامل مبرد . PageV01P269 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0281.png) # سوم - بیان و تلبیین جاحظ . # چهارم نوادر ابوعلی قالی و سایر تصنیفهای این صناعت مثل کتاب # ~~البارع که در لغت ومشتمل بر پنجهزار ورقه است ، کتاب المقصور و # ~~الممدود ، کتاب الابل ونتاجها ، کتاب حلی الانسانو الخیل وشیاتها ، # ~~کتاب مقاتل الفرسان ، شرح قصاید معلقات وغیرها همه از توابع وتوالی # ~~این چهار کتاب است . # ~~88 - السید الواعظ الکامل الممجد، السید اسمعیل بن السید» # « محمد الحسینی الارد کانی رحمة الله علیه» # از افاضل وعاظ اواخر قرن سیزده واوائل قرن چهارده هجرتست # ~~ترجمه این واعظ جلیل را علامه بحاثه السید محسن العاملی الشامی ادام # ~~الله ظله السامی در اعیان الشیعه بیان نموده ودرحق او فرموده «کان # ~~عالما واعظا له کتاب الابطال فی النبوة والامامة فزرسی مطبوع وفیهرد # ~~النصاری والبابیه یعنی این واعظ کامل کتاب ms201 ابطال که مشتمل برمباحث # ~~نبوت و امامت است تالیف کرد ودر این کتاب متعرض نصاری و فرقه # ~~بابیه گردیده و به بیان نیکو آنها را رد نموده و این کتاب را بزبان ~~فارسی # ~~نوشته و طبع گردیده و دیگر از تألیفات او کتاب مجالس الواعظین # ~~است که مشتمل بر 360 مجلس است درمواعظ و آنهم طبع گردیده، وفات # ~~او درسال1317ه اتفاق افتاده - اما ارد کان که وطن این واتظ کامل است # ~~قصبه معتبریست از توابع یزد واقع در دو منزلی آن براه اصفهان، آب # ~~و هوایش خوب مردمش خالی از صنعت نیستند بعضی آلات و ادوات # ~~از آهن میسازند که قابل توصیف است قراء و مزارع بسیار دارد و # ~~سکنه بعضی دهکده های آن مجوس مذهبند و در قصبه ارد کان PageV01P270 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0282.png) # ~~اقسام حلوا خاصه حلوای ارده را نهایت خوب میسازند . # ~~89- «سید الوعاظ ، اسمعیل بن محمد بن یحیی الخوارزهی» ### | فی الله تعالی عنه » # از مشاهیر وعاظ قرن شش هجرت و نحاریر علماء حنفیه و از # ~~مبرزین تلامذه اخطب خطباء خوارزم ابوالمؤید موفق بن احمد مکی # ~~خوارزمی معروف است گا اینکه ابو المؤید محمد بن محمود خطیب # ~~خوارزمی مشهور صاحب کتاب جامع مسانید ابوحنیفه از اکابر تلامذه # ~~این واعظ کامل است خلاصه آنکه ابوالمؤید مکی متوفای سال568 ه # ~~استاد وشیخ اجازه اسمعیل صاحب ترجمه است - و ابوالمؤید خوارزمی # ~~خطیب متولد سال 603 متوفای 655 از تلامذه این اسمعیل است وکتاب # ~~جامع مسانید کلا روایات مجعوله و احادیث منحوله است که ابوالمؤید # ~~دوم بتوسط اسمعیل صاحب ترجمه و بعضی آنرا بتوسط صدر کبیرشرف # ~~الدین احمدبن مؤید الدین که حفید ابوالمؤید مکی است برای اثبات # ~~نضل ابوحنیفه از ابوالمؤید مکی روایت نموده وبآ نهااحتجاج واستدلال # ~~کرده - وشرح حال هر دو ابوالمؤید در باب المیم این کتاب مشروحا # ~~مسطور است وهوالرؤف الغفور . ### | 1 # 90- «الواعظ الکامل السعید - مولی اسمعیل بن الحاج آقا» # * محمد بن حاج عولی محمدتقی الشهید البرغانی» # از بزرگان وعاظ نیمه دوم ms202 قرن سیزده و نیمه اول قرن چهارده # ~~هجرتست عالم وزیر مرحوم اعتماد السلطنه درتذکره مآثر وآثار این ~~PageV01P271 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0283.png) # ~~واعظ کامل را بزیبائی بیان ستوده و درترجمه او فرموده شیخ اسمعیل # ~~ن حاج آقا محمد با آنکه مادرش قرة العین بابیه (1) بود خود در # ~~فضل وتقوی مقامی سامی و در منبر لسانی ملیح دارد، تاریخ فوت او # ~~صحیحا معلوم نیست همین قدر در سال 1306 هجری که سال تألیف # ~~تذکره مآثر است در قید حیات بوده و ترجمه برغان در جلد دوماین # ~~کتاب مسطور است والله الهادی ### | # -«العالم الکامل الادیب، اسمعیل بن محسن # «1الطوسی الخطیب » # ز اکابر وعاظ وخطباء نیمه اول قرن ششم هجرتست - روز گاری # ~~طولانی این واعظ کامل مردم طوس و سایر ولایات خراسان راببیانات # ~~شافیه و نصایح کافیه خود مستفیض میساخته و در سال 548 ه بدست # ~~ترکهای غزنین کشته شده ، تبیین این مقال آنکه طایفه بزرگ از اتراک # ~~غزنین که معروف بتاتار و مغول بودند بسلطان سنجر یاغی شدند و ~~PageV01P272 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0284.png) # ~~ولایات وا موردنهب وچپاول قراردادند سلطان سنجرراگر فتندو در حبس # ~~انداختند و درسالیکه فوقا نوشته شد حمله بخراسان آوردند، ابن اثیر # ~~سبوا نسائها وقتلوا رجالها وخربوامساجدها ومساکن اهلها ولم یسلم من # ~~جمیع ولایة الطوس الاالبلد الذی فیه مشهد علی بن موسی الرضاعلیه السلام # ~~نگارنده گوید از این جملات استفاده میشود که نوقان و سناباد در آن # ~~تاریخ شهر بزرگی بوده و ببر کت مرقد مطهر ازحمله مغول سالم مانده و # ~~این بزر گترین اعجاز است برای این مرفد مطهر چون در آن تاریخ نه # ~~دولت استیلائی داشته ونه ملت و در آن حمله جماعتی از علماء طوس # ~~مثل مولی محمد مارشکی و علی موسوی که نقیب علویین بود و مولی # ~~اسمعیل صاحب ترجمه شهید کشتند رحمة الله علیهم اجمعین . # ~~9- «نحم الوعاظ ومصباح المله، الحاج میرزا اسمعیل المعروف» # « بنجم الدوله، ادام الله تعالی ظلمه » # این واعظ کامل میانه وعاظ معاصرین آفتابی است تابنده، ستاره ایست ms203 # ~~در خشنده ،معروف به مصباح است و گفتارش مقرون بفوزوفلاحدر نقل # ~~احادیث و اخبارفوق العاده محتاط واز متون احادیث هیچ تجاوز نمی # ~~نماید ، درعلم نجوم وفلکیات زحمتها کشیده، رنجهابرده تابدرجه اساتید # ~~این فن رسیده وازسال 1341 قمری تا امروز تقاویم این استاد راد طبع # ~~و درهمه بلاد ایران منتشرمیگردد ، آنجناب گاهی مقیم قم است و گاهی # ~~ساکن تهران، موفقیتش را نگارنده از در گاه رب العزه خواهان و هوالکریم # ~~المنان. PageV01P273 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0285.png) ### | 274_ # ~~9-الواعظ العلامه والحافظ النسابه تاج العلاء، اشرف بن) # اغربن هاش العلوی الحسنی النسا بة الرملی الحلبی» # ازعظماء حفاظ است وقدماء وعاظ ولادت این واعظ جلیل غره ماه # ~~محرم سال 482 ه دررمله بوده،فوتش در610 درحلب، سنین عمرش128 # ~~سال، علامه بحاثآه السید محسن العاملی الشامی ادام الله ظله السامی در # ~~اعیان الشیعه ترجمه اورا نقل فرموده واو را بدین صفات ستوده: «کان # ~~عالما علامة حافظا نسابة شاعرا واعظا - این جملات دلالت دارد بر # ~~اینکه این واعظ کامل درعلم وعمل ودانش وبینش در منتها درجه قدرت # ~~و در علم نسب ووعظ وسرودن اشعار آبدارسر آمد فضلای روزگار ، بعلو # ~~حسب و سمونسب موصوف - وبتاج العلاء معروف، یحیی بن ابی طی که یکی # ~~از فضلاء اعصار بشماراست شاکرداین واعظ کامل بوده و درتاریخ خوددروصف # ~~اوچنین گفته است : شیخنا العلامة الحافظ النسابة الواعظ الشاعر قرأت # ~~علیه نهج البلاغه وکثیر أمن شعره الی آخر- اشرف صاحب ترجمه راباابن # ~~دحمه معروف کنه معاصراوبوده معارضات و مفاوضات بسیاریست که این # ~~وجیزه را گنجایش ذکر آنها نیست . # خلاصه اینکه این واعظ جلیل از کملین وعاظ و معمرین حفاظ # ~~قرن پنج وشش هجرتست وجامع بین منقیت علم وعمل و شرف بوده # ~~ابن دحیه مذ کور از اوقدحهاکرده، ذهبی معروف ازاو انتقاد ها نموده # ~~ولی قابل اعتنا وذکرنیست زیرا تشیع نزد ذهبی وابن دحیه گناه بزرگی # ~~است که قابل عفونیست وتشیع صاحب این عنوان باعث اینگونه قدحها # ~~وحمله ها شده چنانچه براهل اطلاع پوشیده نیست . # مصنفات این واعظ کامل ms204 بسیار است آنچه را که ارباب تراجم در # ~~ترچمه حالش مرقوم داشتهاند ازاینقراراست : اول - کتاب نکت الانباء ~~PageV01P274 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0286.png) ### | 275 # ~~دزدوجلد. دوم - کتاب جنة الناظر وجنة المناظر در پنج جلد مشتمل بر # ~~تفسیریکصد آیه قرآن ویکصد حدیث سوم - کتابی در تحقیق غیبت امام # ~~منتظر (ع) و احادیثی که از حضرت رسول (ص) وائمه طاهرین سلام الله # ~~علیهم اجمعین مأثوراست ووجوب ایمان به امام غائب (ع) . # چهارم - شرخ قصیده بائیه سید حمیری رحمة الله علیه و السلام # ~~خیرختام. # ~~94 -5ر الفقیة الاعظم والواعظ المفظم، العالم الربانی آخوند» # «ملا آقا ابن عابدبن زمضان الدر بنذی الطهرانی » ### | راعلی الله مقامه» # این عالم عامل باسداد ودره صدف فقاهت واجتهاد ، فذلکه حکماء # ~~اسلام است وکبراء ارباب کلام ، از بزرگان فقها، کرام است و ستر کان # ~~وعاظ عظام در جمیع کتب تراجم قرن سیزده هجرت نام آن بزر گوار # ~~بعظمت مسطورمخصوصا درقصص العلماء شرح اخلاق ومحاجه آنجناب # ~~با استادش مرحوم شریف العلماء مذکور ونگارنده از نقل آن معذور در # ~~اواخرترجمه مرحوم تنکابنی فرموده آخوند ملا آقا دارای معقول و # ~~موسس ذر منقول واستاد فن اصول، درعلم کلام وحکمت مطالب معقول # ~~او بقوانین شرعیه مطابق، درعلم رجال محط رحال ارباب کمال، در فصاحت # ~~وبلاغت ذرعرب وعجم مسلم بلکه این فقیر در این اعصار در فصاحت # ~~وعربیت براوتالی وثانی ندیدم تصنیفات بسیار از آن بزر گوار باقیماند که # ~~اسامی بعضی از آنها مذکوز میگردد . # اول - کتاب خزائن و آن مشتمل برسه جلد است - اول شرج # ~~منظومه فقه مرحوم بحرالعلوم است درطهارت وصلوة وفروع بسیار با ~~PageV01P275 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0287.png) ### | # ~~استدلال: درغایت استحکام واتقان ودرشرح شعر (ومشی خیر الخلق بابن # ~~طاب - یفتح منها اکثرالابواب) مرحوم آقا خوند فرمود هاز این حدیث # ~~هفتصد قاعده استنباط نمودهام - جلد دوم در ادله عقلیه است - جلدسوم # ~~دراعتقادات واصول عقاید ودرایه و قواعد رجالیه واجتهاد و تقلید وغیرها # ~~معروف است دریکی اززیارات مخصوصه که مرحوم شیخ محمد حسن # ~~صاحب جواهر نورالله مرقده بکربلاء مشرف گردید مرحوم ms205 اخوند # ~~ملا آقا بدیدن ایشان رفته شیخ فرمود که جواهر الکلام رابسیار خوب # ~~نوشته ام آیا شما آنرا دیدید پسندیدیدیانه مرحوم آقا خوند درجواب # ~~فرمود ازاین گونه جواهرها درخزائن ما بسیاراست . # دوم - ازتصانیف آن بزر گواراکسیر العبادات فی اسرارالشهادات # ~~است که درنهایت جودت وحسن سلیقه و فصاحت و بلاغت و سلاست از خامه # ~~آن حبر نحریر بعرصه ظهور رسیده و اخبار مصیبت را جمع کرده و در # ~~ضمن آن افکاررابکاروتحقیقات بسیار و طریق جمع بین هنافیات اخبار # ~~رابیان فرموده و الی الان کسی باین سبک و اسلوب مقتل ننوشته مکر # ~~اینکه اخبار غیر معتبره را در آن درج نموده و این مایه کسرقدر آن کتاب # ~~گردیده . # سوم -کتاب سعادت ناصریست در اخلاق و آنرا بخواهش پادشاه # ~~زمان نوشته وخالی ازدقایق علیمه نیست . # چهارم - رساله درصنعت نوشتهآ واحوال صاحبان آن علم رامرقوم # ~~داشته معروفست که خود دارای آن علم بوده - اقامه آنجناب بیشتر # ~~درکربلاء بوده و گاهی هم تدریس میفرموده - اخلاق این عالم عامل - # ~~فوق العاده متصلب در دین و در امربمعروف ونهی از منکر بی اختیار - # ~~مشهور است وقتی مرحوم ناصرالدین شاه بدیدن مرحوم آخوند آمد PageV01P276 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0288.png) # ~~آنجناب بشاه فرمود شما پادشاه اسلام هستی وسبیل خودرااصلاح نکردن # ~~وشانه بر آن نزدن مخالف قوانین اسلام است پس شاه درهمان مجلس # ~~بجهت امتثال اهر آخوند دلاک طلبیده و قدری ازسبلت خود را اصلاح # ~~نمود و نیز مرحوم آخوند از کتب علمیه زیاد احترام میکرد بنحویکه # ~~کتاب تهذیب شیخ طوسی و نحو آنرا هروقت برمیداشت مانند کلام الله # ~~میبوسید و بالای سر میگذاشت و میگفت کتب اخبارمانند قر آن محترمند # ~~و نیز آنجناب در اقامه مصیبت حضرت سیدالشهدا ارواح العالمین # ~~له الفداء بسیار مواظب و فوق العاده راسخ بوده بنحوی که مکرر # ~~بالای منبر از شدت گریه غش میکرده و مخصوصا روز عاشورا لباس # ~~خود را میکنده و گل ولجن ببدن وخاک بسر میریخته و با این حال # ~~منبر میرفته مجملا اخلاص ms206 آن مرحوم بائمه اطهار فوق اخلاص همه # ~~ابنای روز گاربوده منابر وعظ آن مرحوم بقدری مؤثر و کلامش واقع در # ~~نفوس بوده که اعیان دولت سلطان بواسطه شنیدن مواعظ و نصایح آن # ~~بزرگوار غالبا متقی و پرهیز کار میگردیدند - فوت آن مرحوم بسن90 # ~~سالگی درتهران سال 1286 ه اتفاق افتاده وجنازهرا حمل بعتبات عرش # ~~درجات نموده و در جوار سیدالشهداء علیه السلام بخاک رفت جزاه الله # ~~عن الاسلام و المسلمین خیرأ- و اما دوبندی نسبت است به دربندشمیر ان # ~~تهران بنابر آنچه مرحوم اعتماد السلطنه ضبط نموده و بنابر آنچه محدث # ~~معاصر مرحوم حاجی شیخ عباس قمی درکنی و القاب نقل فزموده آن # ~~جناب منسوبست بدربندی که نزدیک شروان است و مردم عرب آنجا # ~~را بابالابواب میگویند و آن شهررا لهراسب کیانی بنا نعود و اسفندیار # ~~با تمام رسانید و قباد بن فیروزساسانی معمور گردانیدوچون بمرور ایام و ~~PageV01P277 # ![image filename](./1098WalihIsfahani.KhuldBarin_0289.png) ### | 278 # ~~کروز شهور و اعوام خراب گردید انوشیروان عادل بن قباد عمارت آن # ~~را تجدید نموده باروئی عظیم از سنک و ساروج در غایت استحکام بر # ~~آورد و دیواری در کمال استواری متصل بآن بارو بناکرد و یکطرف # ~~آن دیوار را بکوه و طرف دیگر را بدریای خزر متصل نموده چنانکه # ~~قرب سه کیلو متر در میان آب بودهو راه آمد و شد را مسدود ساخت # ~~و تا حال عمارات انوشیروان باقی و بر قرار است و بعضی گویند سد # ~~یاجوح وماجوج مذکور درقر آن همین دیوار است ، در کتب جغرافیائی # ~~مفصلا شرح دیوار وشهر باب الابواب مسطور است و نگارنده از ذکر آن # ~~معذوروالشکرلله عدد امواج البحور . PageV01P278 ms207